• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

موجودی به نام زن

زن عشق می کارد و کینه درو می کند…

دیه اش نصف دیه ی توست و مجازات زنایش با تو برابر…

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی…

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی…

در محبسی به نام بکارت زندانی ست و تو…

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی…

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی…

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد…

او بی خوابی می کشد وتو خواب حوریان بهشتی را می بینی…

اومادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر…

و او هر روز متولد می شود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد

و قرنهاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و

در قدمهای لرزان مردش؛ گامهای شتابزده جوانی برای رفتن و دردهای منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیریِ مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…! و این رنج است.

(دکتر شریعتی)

 

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۳) دیدگاه برای “موجودی به نام زن” ثبت شده است.
  • shesghel گفت:

    واقعا زندگی ما خانمها همیشه همینه. همه عین یه برده نگامون میکنن. اگه یه زن مردو بزنه میگن وای وای دوره اخر زمون شده. ولی سالهاست که مردا زنهاشون رو کتک میزنن به هر کی بگی میگن دعوا نمک زندگیه! همه به چشم ابزار نگامون می کنن. بعضیا جنسی . بعضیا فقط ابزاری برای تولید و بقای نسل . حالا چه فرقی میکنه. من میدونم خدا هم از این تبعیضها ناراحته و یه روزی حق همشونو میذاره کف دستشون. خدا زن رو جوری آفرید که بهش محبت بشه . و قوانینی رو براش گاشت تا کسی نتونه ابزاری بهش نگاه کنه. اما هیچ وقت هم کتک و اجبار به کار کردن در منزل رو در شأنشون ندونست. حتی گاهی هم به مرد میگه تو کارای خونه به خانماتون کمک کنین. اما جامعه ما فقط نصفشو مینینن. ما هم کاری نمی تونیم بکنیم جز اینکه به خدا شکایت کنیم .چون اون مطمئنا جای حق نشسته. خوش ه حال زن و بچه دکتر شریعتی

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    سلام نگاه جون اول به خاطر سایت جدیدت بهت تبریک میگم و برات ارزوی موفقیت میکنم و دوم اینکه کار خیلی خوبی کردی که اون قسمتو حذفش کردی ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۵ ق.ظ:

    سلام عزیزم…ممنون…خواهش میکنم عزیزم..توهم موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • یه نفر بایه انتقاد گفت:

    سلام نگاه عزیز من فکر کردم قسمتی از حرفای دکتر شریعتی حذف شده نه این متن….
    وافعا برای نویسندش متاسفم!!
    شرمنده اگه ناراحت شدی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۸ ق.ظ:

    سلام عزیزم…نه فقط گذاشتم که بدونی قضیه از چه قراره…من خوشحالم میشم که برام نظر میگذارید

    [پاسخ به این نظر]

  • یه نفر بایه انتقاد گفت:

    سلام نگاه جون ببخشید ولی یه پیشنهاده شایدم انتقاد شما حق ندارین به عنوان کسی که داره این متنو میزاره از کسی مثل دکتر شریعتی هر قسمتی از متن رو که خودت یا بقیه دوستان خوشتون میاد بزاری وبقیشو حذف کنی اینم یه جورایی دزدی ادبیه
    در ضمن اینا واقعیات جامعه هستن وخوب یا بد وجود دارن حالا کمی کمرنگتر شده ولی کاملن از بین نرفته
    پس لطف کن یا متن نزار یامیزاری تیکه تیکه نکن ودلخواهی وغیر دوست داشتنی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۱ ب.ظ:

    سلام عزیزم …شما وقتی از چیزی اطلاع نداری نظر اینطوری نده…قصه این بود که فردی که احتمالا مرد بوده در جواب این نوشته ی دکترشریعتی اینو نوشته بود

    (مرد چه میکارد و چه درو میکند. ان موقع که زن عشق میکاشت مردکار میکرد و زن ان موقع
    که کینه درو میکرد مرد باز هم کار میکرد و هرچه درو میکرد بدون چشم داشتی تقدیم میکرد. ان دینی که میگفت دیه اش دو برابره توست و چهار زن حق اوست و تو محکومش میکردی همان دین برایت مهریه تعین کرد و تو تاییدش کردی و تبدیلش کردی به هزاران سکه. ان هنگام که فرزندی به دنیا آوردی و در خانه با او مشغولی بازی بودی مردی در دنیای وحشی بیرون زیر فشار کار له میشد تا تو و کودکت لبخند بزنید . نام خانوادگی پیشکشه تو اگر سهم بزرگیست . سهمه پدر چه بود ؟ وارثه درد های خانه و در انتها غریبه ای برای فرزندانش . مرد را به خیانت محکوم میکنی در حالی که روحش را به زنجیر کشیدی. آری روحه مرد وحشیست چون طبیعتش اینگونه بود . تو چه کردی؟ واژه ای خلق کردی به نام وفاداری و به یک ارزش تبدیلش کردی. تک همسری طبیعت توست. مرد چه ؟ او را وادار کردی با با خودش بجنگد . و فطرتش را سرکوب کند. و تو اسمه این را ارزش گذشتی و هرجا که مرد خودش میشد انگشت اتهام را به سمتش گرفتی و اورا یک حیوان خواندی .تمامی ارزشهای انسانی را مطابق با خلقت خودت تعریف کردی و انقدر تکرار کردی تا مرد هم باور کرد و با خودش جنگید. ان موقع که به چینو چروکهای خودت در اینه زل میزدی و با هر چروکی افسرده میشدی نگاهی به صورت مرد انداختی؟ کسی که وقتی از جهنم به خانه بر میگشت باید لبخند میزد و به حرفای تو گوش میکرد تا تو جهنم دیگری برایش نسازی . ان موقع که به زاویه بینی ات در اینه زل میزدی چه یا اینکه چرا وزنت یک کیلو اضافه شده . نگاهی به مردت کردی؟ موجودی فراموش شده در خانه. کسی که باید سختی میکشید و لبخند میزد مبادا به تو بر بخورد. و در انتها باز مقاله مینویسی و فریاد میزنی که حقت را میخواهی . شک دارم ذره ای به چیزی به نامه حقوق مرد حتی فکر کرده باشی . آری ان موقع که تو به حقوقت فکر میکردی مرد همچنان درو میکرد
    )
    ومن هم بادیدنش پاکش کردم ایا باز هم ازنظر تو دزدی ادبی کردم؟

    [پاسخ به این نظر]

  • kimiya گفت:

    خیلی خیلی ممنون از برداشتن اون مطلب از سایت

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیز…خودمم ناراحت شدم بابتش

    [پاسخ به این نظر]

  • kimiya گفت:

    فکر میکنم اون عزیزی که این مطنو درباره ی آقایون نوشته تو عهد دقیانوس زندگی میکرده چون الان خانم ها پا به پای مردا دارن کار میکننو پول در میارن بعدش هم اگه زن روح مردو تسخیر میکنه مردم هم همین کارو میکنه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    دقیقا حرفت درسته ومن بادیدن مطلب ویرایشش کردم…

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام فقط میتونم بگم برای نویسنده قسمت دوم متن از صمیم قلب متاسم چه خانوم باشن چه آقا قصدم بی احترامی نیست ولی کاش وقتی داریم چیزی رو مینویسیم انقدر مغرضانه وبی منطق و جانب گیرانه ننویسیم کاش ایشون کمی به اجتماع برن زن هایی رو ببینن که شوهرشون بهشون خیانت میکنه ،یا معتاده،یا تنبل وبیعار ولی اونها عاشقانه کار میکنن بچه هاشون بزرگ میکنن پیر میشن ولی نه مهریه ای میگیرن نه حقوقی برابردارن ونه چیز دیگه ای به اضافه وزن وعمل دماغ هم فکر نمیکنن کاش این دوستمون که این مطلب ونوشته یکی دو پله از منبر نصیحت بانوان پایین میومد ومیرفت توجامعه مشکلات زنها ومردهارو باهم میدید.ومیفهمید زنها ومردا یک اندازه مشکل دارن هرکی به نحو خودش نمی تونین بگیم یه دسته گناه کارن یه دسته بی گناه مشکل جامعه ما اینه که که زنها سعی میکنن مغرضانه قضاوت کنن مردا هم همین طور هرکی به نفع خودش به همین دلیل که مشکلات ما انقدر روز به روز زیاد میشه دوست عزیز نویسنده شما با گذاشتن این مطب داری هیزم مشکلاتو اضافه میکنی واین افتخاری نداره. کاش قبل اینکه از نوشته دکتر شریعتی استفاده به منظور بکنید کمی هم فکر میکردید ببنید متنی رو که نوشتید دردی دوا میکنه یا دردی اضافه میکنه

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷ ب.ظ:

    سلام..عزیز…حرف شما کاملا درسته ومن الان خودم ویرایش میکنم واون قسمت رو برمیدارم

    [پاسخ به این نظر]