بازم با جوک در خدمتتونم..!

<?php the_title(); ?>

^_^ایرانسل در آینده ای نزدیک :
مشترک گرامی
اومدم سر کوچتون ، در خونتون خونه نبودی
راستشو بگو با همراه اول کجا رفته بودی !؟

 ^_^دانشجوی تهران جنوب: (…. …. …. ….. … .. … ..کلا سانسور شد )

^_^به دوستم گفتم گ.و.ه نخور ، خیلی شاکی شد {-15-}
رفتم بغلش کردم گفتم{-23-} “بخدا واسه سلامتیت میگم{-4-} !!! و گرنه بخور !!{-32-}{-18-}{-18-}

^_^+پلیس: شما با این خانوم چه نسبتی دارین؟
– من: دوست دخترم هستن جناب سروان.
+ پلیس: موفق باشین! ببخشید مزاحم شدم، خدافظ
– من: خدافظ.
خو لامصب معلومه فتوشاپه :|{-15-}{-18-}

^_^دانشجوی زبان خارجی : هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن

بقیه در ادامه بدو بدو زود تند سریع…

^_^دانشجوی هنر : من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی . وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .

^_^به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد…!

^_^دانشجوی پزشکی : در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست

^_^دانشجوی الهیات : یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم …. * *: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود

^_^به سلامتی گوشی موبایلم:
که تنها دل خوشیمه
فیلم بازی نمی کنه
هیچ وقت تنهام نمی زاره
بهم نارو نمی زنه
پیش کسی دیگه ای به جز من نمی ره
از گوشی موبایلم یاد بگیر

^_^دو تا جوجه عاشق هم میشن. بزرگ میشن میبینن خروسن…!

^_^کوروش! …

.

.

.

.

.

.

.

.

.

آسوده بخواب که اگه الان بیدار شی واقعا میگـُرخی

^_^عشق مخخف(علاقه ی شدید قلبی)اما برا بعضی عشق میشه(عر عر شدید قاطر) (با عرض معذرت)

^_^به دختر خالم گفتم تل (tel) جدیدتو بده داشته باشم…

خدا شاهــــده

خدا شاهــــده

تل سرشو از توو مووهاش درآورده میگه بیا ، مفت خریدم ، تازه رنگای دیگشم داشت!!!

یعنی در این حد مُنگل!!!

^_^لطفاً وقتی دارین با تلفن یا موبایل صحبت می کنین با خودکار روی هر چیزی که دم دستتون بود .چرت و پرت ننویسین یا نقاشی نکشین… آخه من الان این مدرک پایان تحصیلاتم که بابام روش عکس الاغ کشیده ،کجا ببرم نشون بدم : (

امیدوارم خوشتون اومده باشه….

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۳۸) دیدگاه برای “دانلود رمان نبض احساس جاوا،اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • shaqayeq گفت:

    سلام
    خستهـ نباشینـ
    رمان عالی بود
    کلی باهاش گریهـ کردم
    این رمان واقعی هست؟
    من خودم دارم رمانـ مینویسم بعد تموم شدنش حتما بهتونـ خبر میدم

    [پاسخ به این نظر]

  • ارزو گفت:

    یعنی رمانه واقعی نبود..ااااا

    [پاسخ به این نظر]

  • saba گفت:

    رمان ازدواج به سبک کنکوریم بزاریدعالیه

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    زیاد رمان جالبی نبود.فکر کنم نویسنده این رمان از رمان نوشتن فقط بوسیدن و بغل کردن رو یاد گرفتن.اما باید بدونید که رمان قشنگ رمانیه که زیاد شخصیت نداشته باشه و رمان رو خیلی هم کشش ندن.بعد شخصیتای جدید رمان یعنی بچه های سایه و هستی و نازنین همش عاشق همدیگه شد بودن و این یکم به دور از واقعیته.
    امیدوارم رمانای دیگه این نویسنده بهتر باشه.
    اما به هرحال ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Morvarid گفت:

    من از رمان های هیجانی خوشم میاد و همچنین از خانواده های پر جمعیت و این رمان جالب بود ممنون نگاه جون
    سایتتون عالیه
    ولی من همه رو با هم قاطی کردم نویسنده جون :)))

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ مرداد ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۶ ق.ظ:

    خوآهشـ . لطف دارید .

    [پاسخ به این نظر]

  • غزل گفت:

    ببخشید نگاه جون یه رمانه بود که اسم دختره بارانه وبعد ها اسمشو عوض میکنه میزاره باران اسم پسره هم آرسامه خواهردوقلوی باران بخاطر یه پسره به اسم علی خودکشی میکنه و باران میخواد انتقامشو از علی بگیره …. اسمشو میشه بگین

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۴ ب.ظ:

    سلام
    واقعا با این تعداد جواب خیلی سخته
    دوستان شاید بتونن کمکت کنن

    [پاسخ به این نظر]

    یه نفری پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۲ ق.ظ:

    غزل جان اسم رمانی که میگی اشک های بارانی هستش عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • نازی گفت:

    توجه توجه توجه :::اگه میخواین عکسای شخصیت های رمان رو ببینین به پیج اینستا زیر رجوع کنید
    Nabz.ehsas
    توصیه میکنم از دست ندید

    [پاسخ به این نظر]

  • sanaz گفت:

    Roman kheylii bahali bood dast nevisandash dard nakone
    Az shomam mamnun negah joon…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۴ ۳:۳۹ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • الناز گفت:

    رمااااااااااااااان خییییییییییلی زیبایی بود موضوعشو دوست داشتم دست نویسندش در نکنه
    مرسی نگاه جااااان

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    سلام نگاه جان دو روزه دارم دانلود نسخه pdfرو امتحان میکنم اما نمیشه لطفا درستش کنید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    سلام همین الان دانلود کردم …دانلود شد هیستوری مرورگرت پاک کن و دوباره امتحان کن

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    مرسي عزيزم درست شد

    [پاسخ به این نظر]

  • توسکا گفت:

    سلام خیلی ممنون فائزه جان بابت معرفی رمان هات حتما می خونمشون

    [پاسخ به این نظر]

  • roz گفت:

    سلام ببخشید اسم این رمان رو میدونید که اسم شخصیت پسرش امیر حافظ بود و پسر حاجی بود و دختره که فکر کنم لقبش غوغا بود و اسمه پسر برادر پسره فرزام بود و اول رمان این جوری شروع شد که دختره تو خیابون منتظر یه پسر بود که بره خونش دیگه همین لطفا اگه میدونید اسمش رو بفرستید خیلی دنبالش گشتم مرسی ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۶:۲۴ ق.ظ:

    سلام …رمان گناهکار سجاده نشین

    [پاسخ به این نظر]

    roz پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۷ ب.ظ:

    سلام مرسی خیلی لطف کردی بوس بوس

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام توسکا جان
    اجبار اختیاری اختیار اجباری، باده، پروای بی پروا، تو مال منی، کبریت خطرناک من
    امیدوارم خوشت بیاد عزیزم ولی من خودم بیشتر باده، پروای بی پروا، تو مال منی، می پسندم

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام نگاه شادان جون خسته نباشید
    با عرض معذرت از نویسنده باید بگم اصلا رمان جالبی نبود.خیلی حرفایی که بینشون زده میشد ساده و کلمات روزانه بود و زیاد چیز جدیدی نداشت که بخواد خواننده رو جذب وخب باید بگم هیچکس دوست نداره که شخصیت های اصلی رمان این همهههههههههههه سال از هم دور باشن و به نظرم این خیلی بده.
    با امید بهتر شدن قلم نویسنده عزیز. موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • raha گفت:

    سلام نگاه جان لطفا رمان زندگی خصوصی رو هم تو سایتت بذار.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۸ ق.ظ:

    سلام اگه تموم شده باشه و اجازه بده نویسنده حتما میزاریش

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام نگاه جان بخوایم رمان بفرستیم باید از طریق ایمیل انجام بدیم یا ارسال رمان به نگاه دانلود؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۸ ق.ظ:

    سلام
    فرقی نداره که

    [پاسخ به این نظر]

  • Diana79 گفت:

    سلام.درکل رمان خوبی بود و ارزش یه بار خوندن روداشت اما زیادی کشش داده بودن.
    توی رمان امیربعداز پیداکردن نازنین حدود20سال بهش نگفت ولی شاید میتونست نجاتش بده.درضمن20سال دوری زیاد نبود؟
    به امید کارهای بهتر…

    [پاسخ به این نظر]

    maryam پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۴ ۹:۳۰ ب.ظ:

    @Diana79, ببخشید ولی بچه ها باید بزرگ میشدن مگه نه؟؟ بعدم تو این 20سال امیر بخاطر این که به اعضای خانوادش ضرر نرسه و جونشون در خطر نباشن بهشون نزدیک نشد

    [پاسخ به این نظر]

  • SacheLi گفت:

    من برعكس كسايي كه نظر گذاشتن اصلا خوشم نيومد الكي كشش داده بودن من فقط تا دوسيت و خورده اي كامل خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • سارینا گفت:

    خیلی خوب بود موضوعش متفاوت بود…

    [پاسخ به این نظر]

  • توسکا گفت:

    سلام می شه چند تا رمان در سبک ازدواج های اجباری معرفی کنید ؟
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • narges گفت:

    عالییییییییییی بود من ک خیلی خوشم اومد پایانشم خوبه

    [پاسخ به این نظر]

  • aram گفت:

    سلام عزیزم
    چند بار امتحان کردم اما pdf این رمان ارور 404 میده و دانلود نمیشه
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۵ ب.ظ:

    سلام
    درست شد

    [پاسخ به این نظر]

  • armita گفت:

    سلام شادان جون پایانش خوبه یا نه؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۷ ب.ظ:

    سلام باید خواند تا فهمید

    [پاسخ به این نظر]

  • ارکیده گفت:

    خیلی ممنون از سایت خوب و رمانای قشنگتون.میشه لطفا فرمت کتابچه هم بذارید گوشی من پرنیان اجرا نمیکنه رمان دانلود میکنم ولی تو گوشیم اجرا نمیشه.منتظر رمانای کتابچه تون هستم.تشکر

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۸ ب.ظ:

    سلام به زودی

    [پاسخ به این نظر]