عاشق شدن

دو جوان اندر دیاری بودند
بادگر همراه یاری بودند
عاشق هم بودن وهمیار هم
در كنار هم بدند بی درد وغم
شاد بودند وسلامت این دو یار
می گذشتند با همن را از گوشه كنار
همچو یك روحی بدند در دو بدن
از برایشان نبود هیچ تو ومن
از قضا دنیا به كاهشان نبود
چون یكی را از قدر یكهو ربود
برد آن یار خوش وانسان ناب
تا نویسد وصفشان اندر كتاب
رسم گیتی وجهان اینگونه است
می برد آن كه تك ونمونه است
ای خداوندا چرا غم داده ای
روزی مارا چرا كم داده ای
آن یكی را داده ای تاج طلا
وان یكی را می كشی اند بلا
من كه در این مانده ام ای بهترین
گر شود من را ببر از این زمین
گر شود من را بری شادم كنی
از قفس من را تو آزادم كنی
شاید آن دنیا به باشد كام من
شربت  شادی بود در جام من
نوشم آن را جرعه جرعه دم به دم
تا مگر غم را بشویم من یكم
شاد باشم در سرای دائمی
می كنم بهرت  دمادم خادمی
پس كمك كن تا شوم  من مست تو
من فدای تو نیست و هست تو

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات