شعر

دانه های اشک آرام آرام از لای چشمهایم جاری می شود

امید و آرزو کم کم از عماق قلبم جدا می شود

من در لانۀ غم و غصه تنها مانده ام

من در کلبۀ غمزدۀ قلبم بی پناه مانده ام

من یک همدم می خواهم تا قطره های اشکم را نوازش دهد

من یک همزبون می خواهم تا با زمزمه هایش غصه را از وجودم بیرون کند

کاش کسی بود تا نگاه مهربانش را به وجودم هدیه دهد

کاش کسی بود تا حرفهایش مرهم دل زخم خورده ام باشد

افسوس که هیچ کس به زمزمه های دل غم آلوده ام گوش نمی دهد

افسوس که همه به راز دل غمگینم می خندد…

                

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات