داستان کابینت سنگین به زبان انگلیسی به همراه ترجمه ی فارسی

<?php the_title(); ?>

Heavy Cabinets

Miss Green had a heavy cupboard in her bedroom. Last Sunday she said, ‘I don’t like this cupboard in my bedroom. The bedroom’s very small, and the cupboard’s very big. I’m going to put it in a bigger room.’ But the cupboard was very heavy, and Miss Green was not very strong. She went to two of her neighbors and said, ‘Please carry the cupboard for me.’ Then she went and made some tea for them.

The two men carried the heavy cupboard out of Miss Green’s bedroom and came to the stairs. One of them was in front of the cupboard, and the other was behind it. They pushed and pulled for a long time, and then they put the cupboard down.

‘Well,’ one of the men said to the other, ‘we’re never going to get this cupboard upstairs.’

?’Upstairs?’ the other man said. ‘Aren’t we taking it downstairs?’

برای خواندن ترجمه ی این داستان به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

کابینت سنگین

خانم گرین كابینت سنگینی در اتاق خوابش داشت. یكشنبه گذشته گفت: من كابینت اتاق داخل اتاق‌خوابم را دوست ندارم. اتاق خوابم خیلی كوچك و كابینت خیلی بزرگ. می‌خواهم این (كابینت) را در اتاق بزرگ‌تری قرار دهم. اما كابینت خیلی سنگین بود و خانم گرین خیلی قوی نبود. او پیش دو تا از همسایه‌هایش رفت و گفت: لطفا كابینت را برای من حمل كنید. بعد او رفت تا برای آن‌ها چای درست كند.

آن دو مرد آن كابینت سنگین را از اتاق‌خواب خانم گرین بیرون آورند و به سوی پله‌ها رفتند. یكی از آن‌ها در جلوی كابینت بود، و دیگری در پیشت كابینت. آن‌ها برای مدت طولانی (كابینت را) هل دادن و كشیدند، و سپس كابینت را زمین گذاشتند.

یكی از مردها به دیگری گفت: خوب، ما كه نمی‌توانیم كابینت را به بالای پله ها ببریم.

مرد دیگر گفت: بالای پله‌ها؟ مگر نمی‌خواهیم آن را پایین ببریم.

صفحه اصلی

مطالب مرتبط

برچسب ها

نظرات


(۱۸) دیدگاه برای “دانلود رمان هرگز به احساسم شلیک نکن” ثبت شده است.
  • ghazal گفت:

    .خیلی قشنگگ بود نگاه جون ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۷ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • نگیییییییییییییییییین گفت:

    بسیارممنونم.به دوستان پیشنهادمیکنم حتما رمان تب داغ گناه روبخونن…خیلی قشنگه والبته گریه داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار….

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • منم گفت:

    ببخشيد نويسنده هم عضو ميكنين؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۶ ق.ظ:

    در چه زمینه ای میخوای مطلب بزاری؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ayda2000 گفت:

    سلام نگاه جون ی سوال داشم
    چرا بعضی ا رمانا 2 جلدیه ؟ خو چ کاریه تو ی جلد همه چیو بگن تموم شه دیه, دیه چرا مارو تو خماری میزارید
    ولی در هر حال ا نویسنده این رمان و ا نگاه جون ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۳ ق.ظ:

    سلام..نمیدونم دست نویسنده اس…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ریحانه گفت:

    سلام نگاه جون رمانش قشنگه؟؟؟
    میشه رمانای آرام رضایی و بهم معرفی کنی؟؟!!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۸ ق.ظ:

    سلام…باورم کن..ته دیگمو پس بده..پشت یک دیوار سنگی

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    واقعا ضد حال بدی خوردم که جای حساسش که رسید پایان جلد اول! ضد حال بدتر حالا که اومدم درخواست بدم سریعتر جلد دوم رو بذارید ، میبینم که قبل من گفتن و جلد دوم در حال تایپه!!! 🙁 خواهشا رمانایی که کامل تموم شدن بذارین که توی خماری نمونیم. مرسی.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۹ ق.ظ:

    خواهش میکنم ..من نمیدونم دوجلدی بعداز درست کردنش فهمیدم

    [پاسخ به این نظر]

  • setare گفت:

    keyyyy jeld 2vomesh miaaaaaaaaaaaaaad/
    mn drm divune mishm bekhodaa az dishbbbbbbb

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۴ ق.ظ:

    نمیدونم درحاله تایپه تموم شدمیزارمش

    [پاسخ به این نظر]

  • ♥Donya♥ گفت:

    نگاه جان جلد دوم رو کی میزاری؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۴ ب.ظ:

    درحال تایپه هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • ریما گفت:

    سلام نگاه عزیز و رهاجان
    آخه نمیدونم کدومتون ج میدید خاستم بی احترامی نشه
    از شمابخاطر سایت خوبتون دنیادنیا ممنونم
    من قبلاازطریق جار یا جاوا یا پی داف رمان میخوندم
    الان میخام با تبلت بخونم بازنمیکنه باید نرم افزار دانلود کنم؟چه نر م افزاری؟
    ازکجادانلود کنم؟
    بعد که دان کردم چجوری باهاش میتونم رمان بخونم؟یعنی نحوه خوندردن رمان باهاش چجوریه؟
    وای نگاه عزیز و رهاجان معذرت که اینهمه سوال پرسیدم
    موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۷ ق.ظ:

    سلام خواهش میکنم …سه تا راه داری اول اینکه برنامهadobe reader دانلود کنی ونصب کنی روتبلتت و فرمتpdfرو باهاش بخونی..دومافرمت apkدانلود کنی ونصب کنس بخونی…سوما برنامه moon reader دانلود کنی نصب کنی و بعد فرمت epub رو دانلود وبانرم افزار بخونیش…دوتا برنامه که گفتم تو سایت نگاه دانلود هست تو موضوع نرم افزارهای موردنیاز کاربران برای خواندن کتاب..خواهش میکنم..ممنون ..موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]