• با مطالعه رمان های در حال تایپ و تشکر از پست های نویسندگان عزیز انگیزه خوبی به آنها خواهید داد.
  • نویسندگان عزیز لطفا در نوشتن رمان مسایل اخلاقی را رعایت کرده که سایت دچار مشکل نشود(در صورت مشاهده بدون تذکر پاک خواهد شد).  
  • اگر رمان شما طبق عرف جامعه اسلامی باشد و مسایلی که در عرف کشور ممنوع است تایپ نکنید هیچ اتفاقی برای داستان و رمان شما رخ نمی دهد.
  • نویسندگان عزیز شما برای نوشتن اثر ادبی و برای بالا بردن سطح فرهنگ جامعه رمان تایپ می کنید .پس از خلق صحنه هایی که باعث تحریک و یا ایجاد باورهای نادرست میشود پرهیز کنید.  
  • از ایجاد تاپیک های خلاف قوانین کشور خودداری کنید. این تاپیک ها حذف خواهد شد.
  • اگر رمانی یا مطلبی را مشاهده کردید که خلاف قوانین سایت یا کشور است از طریق نظرات گزارش دهید.
  • تمامی رمان های غیر اخلاقی از سایت حذف شده اند لطفا درمورد دادن لینک یا فایل رمان سوال نفرمایید
  • بسیاری از دوستان  رمانهایی در ذهن دارند که نام ان را به خاطر ندارن برای راهنمایی این موارد روی اینجا کلیک کنید    در نظرات به درخواست نام کتاب پاسخ داده نخواد شد
  • اگر به سایت نگاه دانلود علاقه دارید در انجمن نگاه دانلود ثبت نام کنید برای ثبت نام روی اینجا کلیک کنید

داستان گاوچران به زبان انگلیسی به همراه ترجمه ی فارسی

Cowboy

A cowboy rode into town and stopped at a saloon for a drink. Unfortunately, the locals always had a habit of picking on strangers. When he finished his drink, he found his horse had been stolen

He went back into the bar, handily flipped his gun into the air, caught it above his head without even looking and fired a shot into the ceiling.  “Which one of you sidewinders stole my horse?!?!? ” he yelled with surprising forcefulness. No one answered.  “Alright, I’m gonna have another beer, and if my horse ain’t back outside by the time I finish, I’m gonna do what I dun in Texas! And I don’t like to have to do what I dun in Texas! “. Some of the locals shifted restlessly. The man, true to his word, had another beer, walked outside, and his horse had been returned to the post. He saddled up and started to ride out of town. The bartender wandered out of the bar and asked, “Say partner, before you go… what happened in Texas?” The cowboy turned back and said, “I had to walk home.”

برای خواندن ترجمه ی این داستان به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

 

گاوچران

گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشیدن چیزی، كنار یك مهمان‌خانه ایستاد. بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی می‌كردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غریبه‌ها می‌گذاشتند. وقتی او (گاوچران) نوشیدنی‌اش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزدیده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحه‌اش را در آورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هیچ نگاهی به سقف یه گلوله شلیك كرد. او با تعجب و خیلی مقتدرانه فریاد زد: «كدام یك از شما آدم‌های بد اسب منو دزدیده؟!؟!»  كسی پاسخی نداد. «بسیار خوب، من یك آب جو دیگه میخورم، و تا وقتی آن را تمام می‌كنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام می‌دهم! و دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!» بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، آب جو دیگری نوشید، بیرون رفت، و اسبش به سرجایش برگشته بود. اسبش رو زین كرد و به سمت خارج از شهر رفت. كافه چی به آرامی از كافه بیرون آمد و پرسید: هی رفیق قبل از اینكه بری بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟ گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه.

رمز فايل : www.negahdl.com

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات