• آر اس اس فاقد مطلب

دعا(داستان کوتاه)

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد.

آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تورا نشنیدم!

بهلول گفت: مطمئن باش اگر درراه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است…!

التماس دعا

یا علی مدد

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره elahe

برچسب ها

نظرات