دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

خلاصه ی داستان:
دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن ریرا دختریه که با شرایط سختی بزرگ شده…پدر سخت گیری داشته و از این بابت خیلی افسردست…بخاطر یه اتفاق یا بدشانسی یا هر چیزی که اسمش هست…عزیز ترین گوهر وجودیشو از دست میده و دیگه کاملا خودشو میبازه و اعتقادش به عشق رو هم از دست میده…
آیا میتونه دوباره اعتقادش به عشق رو بدست بیاره….عاشق شدن به همین راحتیه؟
داستانو بخونید…پایان خوب…۶۱۶صفحه موبایل

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن

دست می‌ده فقط حس کلفت بودنه… اونم فامیلای بابام که دست به سیاه و سفید نمی‌زنن… فقط می‌شنن و می‌خندن. 

بابای من یه آدم خیلی سخت گیر تو زمینهٔ حجابه… به هیچ وجه نمی‌ذاره حتی تو خونه و جلوی مهمونا من چادرو از سرم در بیارم… و این باعث عذابم می‌شه…. من خودم به پوشیدگی و نجابت اعتقاد دارم اما اون… 

ولش کن هر وقت راجع بهش فکر می‌کنم آمپرم می‌زنه بالا. 

من ریرا هستم… ۱۹ سالمه… از زیبایی هیچی کم ندارم… چشمای سبز تیره‌ای دارم با پوستی روشن و

موهای مشکی و صاف… قدم بلنده و خیلی هم خوش هیکلم… خدا رو شکر هیچیم سر بابام نرفته… وگرنه…! 

مامانم مینا ۴۰ سالشه… اون خیلی از من خوشکلتره…. چشمای آبی و پوستی به لطافت گل داره… لب و

دهنش ظریف و زیباست… خدا همه چیزو تو زیبایی این زن کامل کرده. 

بابام علی… ۵۰ سالشه… بازنشستهٔ ارتشه و حالا تو یه شرکت هم کار می‌کنه… کلا دوسش ندارم و باش

کنار نمی‌ام… اما سعی می‌کنم احترامش رو حفظ کنم و تو خونه بحث راه نندازم… حداقل بخاطر مامانم. 

 

و اما داداشم حسین… عزیز‌ترین فرد زندگیمه…. بدون اون حتی نمی‌تونم لحظه‌ای نفس بکشم… چشمای

قهوه‌ای روشن داره.. و پوستش کمی مثل بابا سبزه شده… اما بر عکس بابا قد بلند و چهار شونست… موهاش حالت داره. 

اون درسش رو تموم کرده… مهندس معماریه.

 

نام رمان : تمنای نگاهم راباورکن

نویسنده : nelielکاربرنودهشتیا

ژانر : عاشقانه, اجتماعی

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف140 جار 616

منبع تايپ رمان : http://www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه حسینی هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۲) دیدگاه برای “دانلود رمان تمنای نگاهم راباورکن برای موبایل وکامپیوتر” ثبت شده است.
  • farnoush گفت:

    سلام عزیزم واقعاتاثیرگذاربود منم چندسال به خاطربرادرم توبخش سرطانی بودم خیلی سخت بودخوب تونستی این قسمت رمان روبتوذهن بیننده به تصویربکشی بابت رمان ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • farnoush گفت:

    سلام عزیزم خیلی تاثیرگذاربودکودکای سرطانی منویادبرادرانداخت واقعامن این شرایطرقوگذروندم

    [پاسخ به این نظر]

  • Hasti گفت:

    سلام نگاه جون ببخشید این رمان پایان خوشه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • asal گفت:

    سلام… الان ساعت ۶ صبحه و من تازه رمان و تموم کردم و سه ساعته خوندمش…رمانش عالی بود نه زیاد کش داده بود نه زیاد تند رفته بود ….. و هر لحظه از داستان اتفاقای جدید میوفتاد و اصلا خسته کننده نبود مرسی از نویسنده ی خوبش

    [پاسخ به این نظر]

  • shabnam گفت:

    قشنگ بود ایان خوبیم داشت اما غمگین بود اون بلایی که سر ریرا اومد از یه طرف و مردن اون بچه های سرطانی از یه طرف دیگه اما در کل قشنگ بود

    [پاسخ به این نظر]

  • haniyhe گفت:

    رمان قشنگی بود مرسی از نویسنده و سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • مهتاب گفت:

    رمان خیلی خوبی بود!
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۱ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام نگاه خوشمله…چطوری جیگر.ازت ممنونم رمان های قشنگی میذاری.فقط نگاه جون همین رمانی که گذاشتی بارمان استادلینک جارمستقیم ندارندگلم اگه میشه برای تمام رمان هایی که میذاری لینک جارمستقیم بذار…عزیزم میدونم زحمتت میشه…ببخش..! خیلی گلی.
    پاسخ نگاه:سلام عزیزم…مرسی توچطوری؟….خواهش میکنم…عزیزم من بارها گفتم اینها انتقال داده شده از وبلاگن وتا پایان انتقال من فرصت ندارم…اما بعدش شروع میکنم به ویرایش دوباره ولینک مستقیم میگذارم…خودت گلی خانم

    [پاسخ به این نظر]

  • sali گفت:

    نگاه جونم سلام خسته نباشي خانومي مرسي از رماناي قشنگت اگه ميشه رمان بچه قرتي ها رو هم بذار تعريفشو زياد شنيدم مرسي گلم

    پاسخ نگاه:سلام عزیز..سلامت باشی…خواهش میکنم..بارها گفتین ومن جواب دادم اما کسی انگارگوش نمیده هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • nakisa گفت:

    ممنون گلم

    پاسخ نگاه:خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]