نگاه دانلود آگوست 1390 » نگاه دانلود



بهترین هدیه برای خانم ها ! ارزان و شیک ! ساعت بند چرم الیزابت
ساعت بند چرم الیزابت سایر محصولات
فرم خرید پستی را پر نمایید و این محصول را از مامور اداره پست تحویل بگیرید سپس مبلغ ۲۸۰۰۰ تومان + هزینه ارسال پستی رابه مامور پست پرداخت نمایید
آخرین ارسالی های انجمن نگاه دانلود
عنوان پاسخ بازديد آخرين ارسال
»  گالری تصاویر مجموعه شگفت انگیز لباس عروس و مجلسی ۲۰۱۴ 3 0 BAD CAT-1
»  گالری تصاویر لباس عروس های سبک سلطنتی ۲۰۱۵ از کمپانی زهیر مراد 1 0 BAD CAT-1
»  طراحی لباس های زیبا و رویایی توسط گلبرگ های گل 0 0 BAD CAT-1
»  اخبارمربوط به سی و سومین جشنواره تئاتر فجر 1 5 ☂Baran
»  داروهای خانگی برای تقویت مو های بلند 0 0 BAD CAT-1
»  پیشنهاد خانگی برای مو های تار و کدر شده 0 0 BAD CAT-1
»  چگونه قسمت های خالی ابرو را به حالت اول برگردانیم؟ 0 0 BAD CAT-1
»  عکس های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره های مشهور 3 0 Raha m
»  گالری تصاویر آرایش لب نارنجی 1 0 BAD CAT-1
»  یک ویرایشگر قدرتمند فایلهای PDF + دانلود 0 0 Autumn Girl
»  دو ترفند جالب برای دوست داران اکسل 0 0 Autumn Girl
»  فردا ساعت 15؛ پخش مستقیم جراحی چشم شوخان از سایت باشگاه خبرنگاران 0 0 Autumn Girl
»  جذابیت آرایش با آرایشی تیره و روشن 0 0 BAD CAT-1
»  عوارض استفاده از لوازم آرایش ضد آب 0 0 BAD CAT-1
»  رازهای جوانی و زیبایی از زبان میکاپ آرتیست های بزرگ جهان 0 0 BAD CAT-1
........................................... 

اهدای خون

اهدای خون

سالها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج می برد.

ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود و هنوز نیاز به مراقبت پزشکی داشت .

پزشک  معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و پرسید:

آیا برای بهبودی خواهرت مایل به اهدای خون هستی؟؟

برادر خردسال اندکی تردید کرد و…

سپس نفس عمیقی کشید و گفت :

بله من این کار را برای نجات خواهرم لیزا انجام خواهم داد.

در طول انتقال خون کنار تخت لیزا روی تخت دارز کشیده بود و مثل تمامی انسانها که با مشاهده اینکه رنگ به چهره خواهرش باز می گشت خوشحال بود و لبخند میزد.

سپس رنگ چهره اش پریده  بی حال شده  و لبخند بر لبانش خشکید.

نگاهی به دکتر انداخت و با صدای لرزانی گفت:

آیا میتوانم زودتر بمیرم ؟؟؟

پسر خردسال به خاطر سن کمش توضیحات دکتر معالج را عوضی فهمیده بود و تصور می کرد باید تمام خونش را به لیزا بدهد و با شجاعت خود را آماده مرگ کرده بود.

 

==>> ادامه مطلب اهدای خون . . .

 

برچسب ها :


  • نوشته: elahe
  • تاریخ: ۲۰ آبان ۱۳۹۰
  • بدون نظر

  • پیرمردوپرنده

    دریک دهکده پیرمردخردمندی زندگی میکرد.افرادی که به مشکلی برمی خوردندیاسوالی داشتند،به اومراجعه می کردندیک روزیک بچه ی باهوش وزبل که میخواست سربه سرپیرمردبگذاردپرنده ی کوچکی گرفت وان راطوری دردستش گرفت که دیده نشود.بعدپیش پیرمردرفت وبه اوگفت:پدربزرگ من شنیده ام شماباهوش ترین مرددهکده هستیدامامن باورنمی کنم.اگرراست است  می توانیدبگوییدکه این پرنده ای که دردست من است زنده است یامرده؟

    پیرمردنگاهی به پسرانداختوفکرکرداگربگویدپرنده زنده است پسربایک حرکت کوچک دستش پرنده رامی کشدواگربگویدمرده است اوپرندهه را ازادمی کندتابه خیال خودش ثابت کندکه ازپیرمردباهوش تراست.پیرمرددستش راروی شانه ی پسرک زبل گذاشت وبالبخندگفت:مرگ وزندگی پرنده به اراده توبستگی دارد.

    بله اینده وسرنوشت هرکسی مانندان پرنده دردست خودفرداست .هرکسی درتحصیل،شغل،وهرکارانتخابی دارد،اگرتلاش کندموفق خواهدشد.فیلسوفی گفته است زندگی عبارت ازرشته ای ازگزینه ها است.آینده وسرنوشت هرکسی کاملادردستان خودش قراردارد

     

    ==>> ادامه مطلب پیرمردوپرنده . . .

     

    برچسب ها :


  • نوشته: elahe
  • تاریخ: ۱ آبان ۱۳۹۰
  • بدون نظر

  •