پیرمردوپرنده

دریک دهکده پیرمردخردمندی زندگی میکرد.افرادی که به مشکلی برمی خوردندیاسوالی داشتند،به اومراجعه می کردندیک روزیک بچه ی باهوش وزبل که میخواست سربه سرپیرمردبگذاردپرنده ی کوچکی گرفت وان راطوری دردستش گرفت که دیده نشود.بعدپیش پیرمردرفت وبه اوگفت:پدربزرگ من شنیده ام شماباهوش ترین مرددهکده هستیدامامن باورنمی کنم.اگرراست است  می توانیدبگوییدکه این پرنده ای که دردست من است زنده است یامرده؟

پیرمردنگاهی به پسرانداختوفکرکرداگربگویدپرنده زنده است پسربایک حرکت کوچک دستش پرنده رامی کشدواگربگویدمرده است اوپرندهه را ازادمی کندتابه خیال خودش ثابت کندکه ازپیرمردباهوش تراست.پیرمرددستش راروی شانه ی پسرک زبل گذاشت وبالبخندگفت:مرگ وزندگی پرنده به اراده توبستگی دارد.

بله اینده وسرنوشت هرکسی مانندان پرنده دردست خودفرداست .هرکسی درتحصیل،شغل،وهرکارانتخابی دارد،اگرتلاش کندموفق خواهدشد.فیلسوفی گفته است زندگی عبارت ازرشته ای ازگزینه ها است.آینده وسرنوشت هرکسی کاملادردستان خودش قراردارد

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره elahe

برچسب ها

نظرات



Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats