دانلود رمان یک شب آرامش برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،تبلت،ایپد،pdf | نگاه دانلود

    Warning: array_slice() expects parameter 1 to be array, null given in /home/negahdlc/public_html/wp-content/themes/NegahDLekhtesasi/inc/pages.php on line 67
    • آر اس اس فاقد مطلب

دانلود رمان یک شب آرامش برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،تبلت،ایپد،pdf

درخواستی دوستان

دانلود رمان یک شب آرامش نوشته gord Afarid كاربرنودهشتیا
موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،pdf، تبلت ، ایپد

نخوندم وخلاصه ندارم هرکس خوند خلاصه بگذاره…این داستان کاملا براساس واقعیت است

pdf مستقیم

jar مستقیم 2255 صفحه

jar مستقیم 2

apkمستقیم» برای اندروید ،تبلت

epubمستقیم» برای تبلت،ایپد،ایفون

pdf زیپ مستقیم 613 صفحه

منبع« رمان يك شب آرامش | gord Afarid كاربر انجمن

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۲۴) دیدگاه برای “دانلود رمان یک شب آرامش برای موبایل (جاوا،اندروید،ایفون)،تبلت،ایپد،pdf” ثبت شده است.
  • Baran گفت:

    سلام واقعا سایت خوبی دارید میشه یه رمان خنده دار کل کلی بهم معرفی کنید

  • nilofar گفت:

    سلام نگاه خانمی .انشالله که خوبی.من از طرفدارای قدیمی سایتت هستم.از اینکه اینهمه زحمت میکشی و وقت میذاری نمیدونم چه سودی برای خودت داره ولی خیلی زیاد باعث سرگرمی وشادی ما میشه که بابتش واقعا ازت ممنونم گلم.اما….یه نکته که خواهرانه بهت میگم وامیدوارم خواهرانه بهش نگاه کنی.بعضی از رمانایی که میذاری مشکل اخلاقی دارن البته منظورم اونایی که آخرش سرشون به سنگ میخوره ودست از کاراشون برمیدارن نیست.اونایی رو میگم که اگه ببشخیدا شراب و ارتباط خیییییلی راحت با نامحرم.وبد حجابی که چه عرض کنم بی حجابیو ازشون حذف کنی انگاری داستانشون پیش نمیره. ونویسنده خیلی راحت به اعتقادات دیگران چون خودش نمیپسنده توهین میکنه خواهش میکنم به اونایی که اسم نوسنده رو یدک میکشن بگین که قبح و زشتی خیلی از کارا رو با اینجور مطالب که کم هم نیستن بین بعضی از خواننده ها از بین میبرن ..مسوولن و اون دنیا جوابگو هستن…وااای چقدر حرف زدم ببخشید ولی باید اینارو میگفتم.اگه خوندی ازت ممنونم نگاه جون اگرم نه بازم ممنون

  • کیمیا گفت:

    خیلی قشنگ بود!!!!!!!
    مرسی نگاه جون!!!ولی یه مشکلی هست من اخرش اصلا نفهمیدم که چرا مادره اینکارو کرد خواهشا یکی برام توضیح بده

  • negar گفت:

    به نظر من با گفتن این که کیا این رمان رو بخونن بد تر میشه خود من کنجکااااااااو الانم که کنجکاویم رو تحریک کردین باید حتما برم بخونمش حتما دختره فلج میشه اره یا کور میشه با این که اصلا از رمانایی که از رو واقعیت نوشته شده خوشم نمیاد ولییییییییی من رفتم سراغ رمااان

  • مریم گفت:

    راستی اگ میشه و میتونی جلد دوم اناهید (بازم میام پیشتون)بذار.مممممممممنون

  • مریم گفت:

    مرسی نگاه جون واقعا خسته نباشی .هر چند از اینجور ادما خ کم پیدا میشن ولی واقعا مرد بود .رمان قشنگی بود.ممنون

  • yalda_ T گفت:

    من 15 سالمه.
    وقتی به قسمت فردای عروسی رسیدم کپ کردم. اولش خیلی ترسیدم از دنیای وحشتناک بیرون. چون اولش گفته بود واقعیه ترسم بیشتر شد.
    من عاشق رمانم و علاوه براون چون تا نصفه ش خونده بودم باااااااید تا تهش میخوندم وگرنه خوابم نمیبرد.
    راستش خیلی شد که برای امثال مارال گریه کنم. قبلا درباره این چیزا شنیده بودم اما این…
    نگاه جون کاش یه گروه سنی نوجوان نخواند بالاش بزنی همسنای من اینجوری کپ نکنن..
    ممنون

    • نگاه(مدیرسایت) گفت:

      خانمی من واقعا نمیدونم باید باشما چه کنم من فقط یه نفرم مگه کل زندگی من این سایته؟ لینک خرابه باید درست کنم…ویرایش بافرمت جدیدباید بگذارم…صفحه کتاب باید بگذارم..من که نمیرسم کتابهارو بخونم وبگم که برای کی خوبه یانه من فقط میگذارم هرکس دوست داره بخونه یا نه باخودشه من مسئول نیستم …گاهی اینقدر بهمم انتقادمیکنین که میگم ببندم این سایتو خودمو راحت کنم

  • sahar hatef گفت:

    سلام دوست من خسته نباشی من یه سری از رمان های شما برای یکی از شاخه های نو ظهور علم روانشناسی و مشاوره به نام داستان درمانی استفاده میکنم و تا به حال افراد زیادی با این روش به مراحل خوبی رسیدن ازت ممنونم و به امید موفقیت و عاقبت به خیریت &خوشحال میشم به منم هم سر بزنی
    خداقوت

  • SaRa گفت:

    ولی من آخرش نفهمیدم چرا مادرشوهرش اینکارو کرد؟؟؟؟ :/

  • نازی گفت:

    خلاصه این رمان : درباره دختری که بر اساس اتفاقاتی با پسری ازدواج میکنه …که درست فردای روز عروسیش اتفاقی براش میفته که مسیر زندگیشو عوض میکنه …یه اتفاق خیلی بد…اتفاقی که باعثش مادر شوهرش بوده و اون پسر اونقدر مرد بود که پای زندگی و عشقش وایسه…پایانی خوش…دوستان گلم بخونینش

  • تينا گفت:

    سلام نگاه جون…
    یکی از طرفدارای سایتت هستم رمانات خیلی خوفن…
    ازت یه درخواستی دارم…رمان زهر تاوان و میشه واس کامپیوتر با پی دی اف مستقیم و غیر مستقیم بذاری؟هرچی میگردم پیدا نمیکنم….
    لطفا….

  • تينا گفت:

    سلام نگاه جون…
    یکی از طرفدارای سایتت هستم رمانات خیلی خوفن…
    ازت یه درخواستی دارم…رمان زهر تاوان و میشه واس کامپیوتر با پی دی اف مستقیم و غیر مستقیم بذاری؟هرچی میگردم پیدا نمیکنم….
    لطفا….

  • ادینه گفت:

    سلام خسته نباشید. عزیزم فرمت جارش حدود صفحه ی 1200 یه بخشی از رمان حذف شده . بخش مهمی هم هست .

  • مصمم گفت:

    سلام نگاه جون داستان زندگی من خیلی از بدتر بود ولی این داستان و خوندم یکم آروم شدم که یکی شبیه منم هست که این همه سختی کشیده با توجه به این که نوشته بودی داستان واقعیته ولی من این شانس و نداشتم که باربد مث مرد وایستاد پای تهمت های مادرش ولی خوب زندگی ادامه داره و همه به تقاص تهمتاشون رسیدن و منم از دیپلم به امروز رسیدم که دارم واسه کنکور دکتری آماده می شم زندگی ادامه داره ادامه داره ادامه داره

    • نگاه(مدیرسایت) گفت:

      سلام عزیزم ومتاسفم برای سختیهایی که کشیدی اما شاید اتفاقات بدزندگی ماادمهاپله ایی باشه برای ترقی وپیشرفت..همونطور که توازسختی گذشتی والان به امیدخدا به دکتری رسیدی ..ادم باسختی وجودش صیقل داده میشه منم توزندگی یه طور دیگه سختی کشیدم اماباتوکل بخدا مشکلات روپشت سرگذاشتم وحداروشکرراضیم