دانلود رمان کابوسی از بیداری جاوا ، اندروید ، ایفون ، تبلت

دانلود رمان کابوسی از بیداری

دانلود رمان کابوسی از بیداری : ضحی دختری۲۰ساله است که به دلیل اتفاقاتی که در زندگیش افتاده به شدت افسرده شده

ومدتی هم هست که کابوس های عجیب و غریبی میبینه،کابوس هایی که امانش رو بریدن و

آرا مشش رو به طورکل ازبین بردن،در طی این اتفاقات برادر و همسر برادرش تصمیم میگیرن

که با ضحی به شهر نور (از توابع استان مازندران) سفر کنن تا حال ضحی بهتر شه ودر طی

این مسافرت کابوس های ضحی به واقعیت تبدیل میشه و…

دانلود رمان کابوسی از بیداری

دانلود رمان کابوسی از بیداری

رمان:کابوسی از بیداری

نویسنده: snow80 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر:ترسناک،معمایی،راز آلود

مقدمه:
سکوتی وهم انگیز
نهان است در پس این کابوس ها
سکوتی هم رنگ خون
هم جنس بامرگ
آری!سکوت تنها نشان برای راز های نهان انسان است
قسمتی از داستان :
بادهن باز و قیافه متعجب به رو به روم نگاه کردم
من:چه قدر قشنگه!
اطرافم رو دقیق برسی کردم،حتی پرنده هم پرنمی زد،دوباره روم رو به سمت جنگل برگردوندم و شروع به راه رفتن کردم.
جنگل اونقدر ساکت بود که به وضوح صدای قدم های خودم رو میشنیدم و این خیلی عجیب بود!نمیدونم چه طور اما کم تر
از چند ثانیه بالا تپه بلند روبه روم بودم،بدون توجه به اطرافم چشام رو بستم و به درختی که کنارم بود تکیه دادم ونفسی
از سر آسودگی کشیدم،حس عجیبی داشتم،حسی شبیه به آرامش،چیزی که مدت هاست ازش دورم.چشام رو باز کردم
و به روبه روم خیره شدم که از تعجب دهنم وا موند،یک روستای کوچیک پایین کوه بود،از اونجایی که خیلی آدم
کنجکاوی ام از درخت فاصله گرفتم تا به روستا برم اما نیروی قدرت مندی مانع از رفتنم شد و من رو به دنبال
خودش به یک جای عجیب و غریب کشید،یک جای کاملا روشن، اونقدر روشن که به سختی چشام رو باز
نگه داشته بودم،روشنی اونجا اصلا آرامش بخش نبود بلکه اضطراب عجیبی رو بهم منتقل میکرد
 
تبلیغات

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : کابوسی از بیداری

نویسنده : snow80 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : ترسناک.راز آود.معمایی

تعداد صفحات کتاب : 170 پی دی اف ، 743 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/141458/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۴) دیدگاه برای “دانلود رمان کابوسی از بیداری جاوا ، اندروید ، ایفون ، تبلت” ثبت شده است.
  • شفا گفت:

    وقتی می خوای یه داستان پلیسی بنویسی، حداقل یه تحقیقی بکن. آخه پلیس خودش نخواست اون فیلم ویدئویی رو ببینه؟ خودش مجبورشون نکرد جای اون کلبه رو نشون بدن؟ ازشون نخواست وقتی دو بار توی خونه بهشون حمله شده اونجا نمونن؟ تحت نظر نگرفتشون؟ از خونه اثر انگشتی، نمونه خونی چیزی نگرفتن؟
    باشه اینا تخصصی. وقتی فکر کردن علی مرده، به عقلشون نرسید به پلیس زنگ بزنن؟ اونم وقتی در پی نجات رز! هستن و براش هر کاری می کنن؟ به خانواده شونم نگفتن؟ همین طوری گریه کردن و گفتن: چقد بد شد که مرد؟!!!!
    بعد علی با شکم پاره، بلافاصله ترخیص شد و رانندگی کنان رفت اداره پلیس و خونه و داد کشید و پیتزا خورد؟
    آقا از یه داستان عاشقانه دبیرستانی شروع کن. از چیزی که می شناسیش. می فهمیش. خودتو جای تک تک آدمای داستانت قرار بده و بپرس: اگه من برادره بودم، چکار می کردم؟ اگه من سروانه بودم چطور؟
    شخصیت هاتو اول داستان برای خودت تعریف کن.بگو مثلا: آرام وسواسیه، راحت به گریه می افته، از سوسک می ترسه، قیمه دوست داره، عاشق هیجان و ماجرا جوییه. و بعد به این ترکیب وفادار بمون. مگر اینکه تغییری که ایجاد می کنی آگاهانه و در راستای هدفی باشه. چه شخصیت پردازی ای توی داستان های تو هست؟ مردایی که بی تربیتن و هوار می کشن؟ مردای سرد و مغرور؟ مگه سریال کره ایه؟ دخترایی که به خواهر شوهر پررو شون می گن: حالا شده دیگه! تو که تقصیری نداشتی!

    [پاسخ به این نظر]

  • ary گفت:

    تولد مشترک_ویلای وحشت _مجموعه ی سگانه ی هیچکسان۱/۲/۳ _پسران بد_فکر کنم یکی دیگم بود به اسمه خانه ی کاهگلی

    [پاسخ به این نظر]

  • ستاره گفت:

    دوس نداشتم ..اعصاب خوردکن بود..برادره مشکل روانی داشت هزار بار گفت کمک میکنم کمک نمیکنم..

    [پاسخ به این نظر]

  • نرگس گفت:

    توروخدا یه رمان ترسناک خوب بزارین والا من هر چی رمان ترسناک میخونم همشون عاشقانست دیگه خسته شدیم

    [پاسخ به این نظر]

  • aydix گفت:

    ترسناک هست یا نه میشه چنتا رمانه خیلی ترسناک معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • snow80 گفت:

    @kimiya, ممنون از نظرتون خوشحالم که خوشتون اومده

    [پاسخ به این نظر]

  • kimiya گفت:

    عالییییییییییی بود مخصوصا جلد اولش

    [پاسخ به این نظر]

  • snow 80 گفت:

    @تابش(ف.ش), ممنون از نظرتون.غلط هارو قبلا به بقیه پاسخ دادم و بحث های کلیشه ای هم به خاطرقلم اول بودنش بود

    [پاسخ به این نظر]

  • تابش(ف.ش) گفت:

    موضوع خوب بود
    فقط متاسفانه غلط املایی ها و بعضی بحث های کش دار کمی نامربوط بود .

    [پاسخ به این نظر]

  • snow80 گفت:

    @ZQUEENZ88,
    خوشحالم که از داستان خوشتون اومد.دقت پایین و نوشتن در شلوغی و در لحظه نوشتن باعث به وجود اومدن این غلط ها شد و عمدی در کار نبوده

    [پاسخ به این نظر]

  • snow80 گفت:

    @ZQUEENZ88,
    خوشحالم که از داستان خوشتون اومد.من یکم بی دقتم و درجای شلوغ هم که باشم وبخوام در لحظه فکر کنم غلط میشه.عمدی در کار نیست.

    [پاسخ به این نظر]

  • snow80 گفت:

    @Alireza,
    ممنون از نظرتون آقا.قلم اول مشکلاتی داره در بالا هم گفتم که اشتباه بزرگی که کردم این بود که قبل از وارد کردن درسایت جایی ننوشتم وبیشتر اوقات در بین جمع و یک جای شلوغ مینوشتم به همین دلیل غلط داشت.امید وارم در رمان بعدی موفق به اصلاح مشکلاتم به ویژه غلط ها و داستان خام بشم

    [پاسخ به این نظر]

  • snow 80 گفت:

    @سحر, من مطالعه داشتم ولی اشتباه بزرگم این بود که مستقیم تایپ میکردم و میذاشتم و و قتی در لحظه فکر کنی دیگه حواست به درست نویسی نیست.
    متاسفم واسه رمان بعدیم حتما این مشکل حل میشه این اولین کارم بود و کم تجربه و همین باعث این مشکل شد

    [پاسخ به این نظر]

  • snow 80 گفت:

    @من, تاجایی کهمن دیدم ضحی نوشته شده بود مثل مجتی همونطور که میخونن نمی نویسم

    [پاسخ به این نظر]

  • ZQUEENZ88 گفت:

    داستان جالبی بود خوشم اومد ..فقط داداشش رو مخ بود…غیر از اون بحث غلط ها بود انگاری عمدی بودن اخه مگه میشه مثلا مذه یک بار تکرار نشده بگم اشتباهه چند بار این اشتباه بود حزیون.و خیلیا کلا جای ح و ه…ط و ت…ا و ع…ق و غ….س و ص…ذ و ز…کاملا عوض شده بود کلماتی بودن که ده ها بار غلط نوشته شده بودن حتی یک بار درستشون نیومد…واقعا این غلطا عمدی نبودن…مگه میشه تا این حد=-O =-O =-O =-O =-O

    [پاسخ به این نظر]

  • Alireza گفت:

    به خاطر ژانر ترسناکش دانلودش کردم اما متاسفانه بیشتر از ۳۰ صفحه نتونستم بخونم متن ضعیف و غلط املایی های زیاد و عدم وجود داستان گرم و جذاب واقعا باعث شد تبدیل به رمان کسل آور بشه
    امیدوارم در آینده کارهای بهتری از نویسنده ببینم

    [پاسخ به این نظر]

  • من گفت:

    عزیزم ضحی رو در زبان فارسی ضحا مینویسند

    [پاسخ به این نظر]

  • snow 80 گفت:

    @سارا, سعی کردم اصلاح کنم ولی باز مقداری باقی مونده دفعه بعد میدم دست ویراستار ها چون خودم دقتم توی اصلاح کمه.
    من یکم سریع مینوشتم و حواصم به غلطاش نبوده از این بابت عذر میخوام

    [پاسخ به این نظر]

  • سحر گفت:

    خیلی رمان بدی بود پر از غط املایی، بهتره قبل از رمان نوشتن یکم مطالعه داشته باشین

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام رمان قشنگیه ولی نمیدونم چرا پر از غلط املاییه
    مثلا تهدید رو تحدید نوشته یا به خاطر رو به خواطر نوشته جریان چیه این حجم غلط املایی تو کتاب از جذابیتش کم میکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • snow 80 گفت:

    @باران, ممنون امید وارم که از دیگر آثارم هم خوشتون بیاد

    snow80(نویسنده رمان)

    [پاسخ به این نظر]

  • snow 80 گفت:

    @Hinata, ممنون از نقدتون.این اولین اثرم بود و دلیل نا پختگی های بعضی قسمت هاش هم همین بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Hinata گفت:

    موضوع خوبی داشت ، ولی این بحث ها با برادرش خیلی خسته کننده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • باران گفت:

    این رمان واقعا از نظر من قشنگه اونایی که رمان ترسناک دوست دارن توصیه میشه بخونن

    [پاسخ به این نظر]