دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان پایان تمام قصه ها - www.negahdl.com

دانلود رمان پایان تمام قصه ها – www.negahdl.com

دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته پانیا.ف.ن کاربر انجمن نودهشتیا
می شنوی؟!

صدای مرگ می آید

از پس هیاهوی بی خودی من و تو…

از پس نشنیده های من و تو…

از پس رنج های خود کرده…

از پس شادی های تلف شده…

از پس غم های تلنبار شده…

از پس اشک های مانده در اسیر…

از پس حس های ناتمام…

از پس روزهای شروع نشده…

می شنوی؟!

صدای مرگ می آید

پایان نزدیک است

پایانت را تغییر نمی دهی؟؟؟

قسمتی از داستان:

کمی نزدیکم شد و گفت:
-آرامبخش نیست…فقط کاملا هوشیارنیستی.
حس بدنم از بین رفته بود.هم حس خوبی داشتم،هم بد.قبل اینکه دیگه هیچی نفهمم گفتم:
-مخدر؟
صداش رو نشنیدم فقط حس کردم کسی من رو بلند کرد و بعد از اون حجم عظیمی از لباس های روشن که چشمم رو می زد و بوی تند ضد عفونی زیر بینیم رو حس کردم.
خبیث شده بودم که دلم نمی خواست فکر کنم چه بلایی سر مامور دم در اتاقم اومده.اهمیتی ندادم و فقط سعی می کردم آنقدر هوشیار باشم تا بفهمم کی میاد سراغم.مدام چشم می چرخوندم و دلم می خواست فقط یک نفر رو احساس کنم و یا حداقل صداش رو بشنوم.دلم نمی خواست به خودم بگم حالا که می دونم کار کار خودشه،دلم می خواد ببینمش.
حجم لباس های روشن از روم برداشته شد و این بار روشنی چراغ های خیابون باعث شد با دست ناتوانم جلوی چشمام رو بگیرم.چشمم بسته بود و فقط کمی از بویاییم کار می کرد و وقتی تونستم بوی عطر تندش رو حس کنم دنبالش گشتم.
جایی تنگ قرار گرفتم و وقتی جلوم تاریک شد چشم باز کردم و از شانس بدم تار می دیدم و این نشون می داد دارم از هوش میرم.اما من سرسختانه می جنگیدم تا بیدار بمونم.
کسی جلوم بود و تکانی نمی خورد.نمیدیدمش اما دلم می خواست همونی باشه که…
-گلین…
وقتی صداش رو شنیدم،وقتی بوی عطر تندش تند تر شد ناخواسته اشک به چشمام اومد.کمی نزدیک ترم اومد،هر چی چشمم رو باز و بسته می کردم باز تار میدیدم،اما خودش بود،مطمئن بودم.دستم رو به زور بلند و حریصانه می خواستم حداقل صورتش رو لمس کنم اما تا نیمه ی راه بیشتر نرفت.نرفت اما حس گرمای دستش سرمای تنم رو در کسری از ثانیه از بین برد.
-نمیذارم کسی اذیتت کنه گلینم.

(ژانر:عاشقانه- معمایی)

تعداد صفحات: 357 صفحه پی دی اف، 1412  صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل:www.negahdl.com

منبع : http://www.forum.98ia.com/t1367401.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۶) دیدگاه برای “دانلود رمان پایان تمام قصه ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • هانی گفت:

    سلام یه سوال پویش ازپریوش بزرگتربودیاکوچکتربراساس گفته های مادرش بایدبزرگترباشه امایه جاتوداستان میگفت تابی که باباموقع تولدپریوش خریدوموقع تولدمن رنگ شدمن گیج شدم واقعاامادرکل رمان خوبی بودممنون ازنویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • s2s4 گفت:

    پایانش چجوریه؟ تلخه؟

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۲ ق.ظ:

    نه . پایان خوشه .

    [پاسخ به این نظر]

  • arshin گفت:

    سلام..آخر داستان پویش انقدر میگفت میخوام برای آخرین بار عرفان رو ببینم که انگار قراره بلایی سرش بیاد ولی هیچ اتفاقی که نیفتاد..اگه پلیسا شاه رو بگیرن که حتما وزیرشو لو میده که..

    [پاسخ به این نظر]

  • مهشید گفت:

    رمان قشنگه ؟ بخونم ؟ نخونم ؟

    [پاسخ به این نظر]

  • بانو گفت:

    سلام دوستان عزیز دنبال اسم یه رمان هستم که چند سال پیش خوندم…درباره یه دختر نه ساله با نامادریش که از خونهمیندازتش بیرون بعد پسر همسایه که جدیدا اومده و 25 سالشه و دانشجوی پزشکیه میگیرتش زیر بال و پرش..اما تو 18 سالگی عاشق پسر عموی پسره میشه که اسم مهرانه فک کنم..ازدواج میکنه و در نهایت شوهرش یعنی همون مهران و پسرش میمیرن و برمیگرده با همین یارو ازدواج میکنه…همون که پسر اولیش ریاضی خوبه املاش بده اما بجه دومیش از این شوهر اخریش املاش خوبه ریاضیش بده
    بچه ها خواهشا کمکم کنید..

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats