دانلود رمان نبض انندراج جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان نبض انندراج جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان نبض انندراج

دانلود رمان نبض انندراج

نوشته فاطمه اسرا فرامرزی کاربر نگاه دانلود

دانلود رمان نبض انندراج

ژانر:عاشقانه و هیجانی
یه حرف :
حرفی از زمان من:
من اگر عاشقانه می نویسم…

نه عاشقـم !، نه شکست خورده …
فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد …!
در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ،
فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم …
اگه یه روزی یه کسی یه جایی بهم میگفت دوستت دارم ولی یه سال دیگه همونجا همون موقع همون کس بهت میگفت ازت متنفرم حق داشتی دیوونه بشی اخه داستان منم همینجوریه
من یه جایی یه کسی یه موقعی بهم گفت دوستت دارم یه سال بعد همونجا همون موقع همون وقت و همون کس بهم گفت ازم متنفره (به خاطر خواهرت مجبورش کردی همچین حرفی رو بزبون بیاره که براش خیلی سخته
عشق سخته عاشق شدن سخت تر
زندگی مشکله زندگی کردن مشکل تر
تنها بودن ناگواره تنهایی ناگوار تر
پایان قصه ی زندگیه من خوشه اما برای شما فقط و فقط یه داستان ولی برای من یه دنیا غصه ناراحتی چون هر روز هر موقع هر وقت دلش بخواد اون عشق نیمه سوخته کنارمه اینه که اذیتم میکنه
خلاصه-راجب دختریه به نام ویتنا{بهش میگن ویتی} که گرفتار یه عشق میشه اما بخاطر عزیز ترین کسش مجبور میشه عشقش رو رها کنه..

مقدمه:
^MAHOSH^
یاد گرفتم گوش کنم
یادگرفتم زندگی کنم فقط زندگی
یادگرفتم چشمامو ببیندمو بگم بیخیال دنیا
یادگرفتم تا اخر عمرم سایه ی کسی نباشم و کسی دنبال سایه ام نگرده
یادگرفتم ایستادگی کنم
یادگرفتم با تنهایی و حرفای مردم کنار بیام تا صدمه هاشون نیش و کنایه هاشون ازارم نده
یادگرفتم فقط بگم قبوله
توی این دنیا فقط یاد گرفتم که همه چیز یه دروغه بزرگه.

من نوه ی حاج صالحیه بزرگم ،اما صالح نیستم اصلا کل نوه هاش صالح نیستن کی گفته اصلا صالحن همشون خطاکار بزرگ این دنیان کی گفته نوه های حاج صالحی خوبن من کجا م خوبه من اخرین نوه اشم کجام خوبه ته تغاریـ کل خونواده ام…از کل خاندان صالحی بدم اومد از این دنیا ی کثیف که ادماش هر کاری میکنن تا به خواسته هاشون برسن
خب بریم سراغ ماجرای زندگیم که از سفر لعنتی شروع میشه:

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۹) دیدگاه برای “دانلود رمان نبض انندراج جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • .... گفت:

    @مرسانا, رمان بعدی فلامنکو هستش امیدوارم نظرت عوض بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • fati گفت:

    سلام نگاه جون میشه بگین پایانش خوب تموم میشه یانه؟

    [پاسخ به این نظر]

  • مرسانا گفت:

    سلام.ببخشید ولی با اینکه نویسنده زحمت زیادی کشیده بود اصلا خوب نبود.غلط املایی که خیلی داشت که معلوم بود عجله ای نوشته شده و نویسنده حتی وقت نذاشته تصحیح کنه.محتوی رمان هم درکل جالب نبود یعنی اصلا نمیفهمیدی چی به چیه، تند تند داستانو فقط گفته بود.امیدوارم کارای بعدیتون بهتر باشه.مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • الیسا گفت:

    رمان عالی ایه پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش
    ممنون از دوست گلم فاطمه بابت این رمان زیبا

    [پاسخ به این نظر]

  • رز گفت:

    نگاه جون میشه رمان عشق تو پس کوچه های تعصب رو بزاری؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    سلام…گذاشتم

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۷ ق.ظ:

    @نگاه,

    [پاسخ به این نظر]

  • یه خانوم گفت:

    عاااااااااااااااااااااالی بود واقعا متشکرم خانوم فرامرزی

    [پاسخ به این نظر]

  • فرشته گفت:

    سلام
    ممنونم بابت سایت زیبا وهمچنین رمان های قشنگ ومتنوغی که میذارید
    موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • ترکان گفت:

    سلام خسته نباشین اسم این رمان رو اگر میدنین لطفا بگید ک پسره ب خاطر زمینای مادریش مجبور ب ازدواج با دانشجوی مادرش میشه لی خودش ی نفر دیگه رو دوست داره

    [پاسخ به این نظر]

  • ترکان گفت:

    سلام خسته نباشین نگاه جون ی رمان خوندم کپسر بخاطر زمین های مادریس مجبور ب ازدواج با دانشجوی مادرش میشه در حالی ک خودش یکی دیگه رو دوس داره اگه اسمش رو میدونید لطفا بگید

    [پاسخ به این نظر]

  • n.d.n گفت:

    این رمان خیلی قشنگیه پیشنهاد میکنم بخونیدش خیلی زیباست .
    خسته نباشید دوست عزیزم.
    واقعا لایک دارید.

    [پاسخ به این نظر]

  • nastaran گفت:

    سلام خیلی وقت پیش یه رمانی خوندم اسمش یادم نیس. ماجراش اینه که دو تا خواهر عاشق یه پسر میشن خواهر کوچیکه عقد میکنه پسره هم دوسش داره که بعدا اتفاقی میافته که خواهر بزرگتر رو به عقد پسره درمیارند . ممنون میشم بهم بگین

    [پاسخ به این نظر]

    kimia پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۷ ب.ظ:

    این رمانی که شما گفتید بهنرین رمان عمرم بوده و اسمش (در حسرت آغوش تو)

    [پاسخ به این نظر]

  • razieh گفت:

    سلام.یه رمان خوندم ولی اسمش یادم نیس.نمیدونمم که ازین سایت گرفتم یا نه ولی فکرمیکنم ازین سایت بوده.یه پسره که با دوتا دوستاش توی یه خونه دانشجویی زندگی میکنن.تو دانشگاه با یه دختر دوست میشه.که دختره بابای پولداری داره که پسرعموشو میخواد براش.پسر خیلی دختررو دوست داره وفوق العاده عاشقونس.دوستان هرکی اسمشو میدونه بگه.ببخشید طولانی شد

    [پاسخ به این نظر]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۴ ۴:۵۵ ق.ظ:

    بااین خلاصه ای که شما گفتید فکرکنم رمان حریری به رنگ ابان باشد

    [پاسخ به این نظر]

  • setareee گفت:

    سلام نگاه جان
    لطفا رمان “در انتهایی ترین نقطه شب”رو تو سایتتون بذارید
    ممنون^_^

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۹:۵۷ ب.ظ:

    سلام…نویسنده اجازه نداد..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • نرگس گفت:

    سلام نگاه جون.سایتتون خیلئ عالیه فقط میشه بیشتر رمان بذارید؟
    مرسی.

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats