دانلود رمان مهمان زندگی جاوا،اندروید،pdf،ایفون،تبلت

دانلود رمان مهمان زندگی جاوا،اندروید،pdf،ایفون،تبلت

دانلود رمان مهمان زندگی - www.negahdl.com

دانلود رمان مهمان زندگی – www.negahdl.com

دانلود رمان مهمان زندگی جاوا،اندروید،pdf،ایفون،تبلت

نوشته فرشته ملک زاده کاربر انجمن نودهشتیا

درخواستی دوستان

خلاصه: سایه دختری مهربان و جذاب پر از غرور و لجبازی است .وجودش سرشار از عشق به خانواده است ،خانواده ای که ناخواسته با یک تصمیم اشتباه در گذشته همه آینده او را دستخوش تغییر میکنند….. پایان خوش

ژانر:همخونه ای ،عاشقانه،دانشگاهی ،فوق العاده کل کلی و پراز رمز وراز…..

مقدمه :
در کوچه پس کوچه های محله احساس

به دنبال ردی از ترنم شعرتو!

پا برهنه بر روی شنهای داغ غرور

برای یافتن شکوفه ای ازباغ عشقت

قاصدکهای امید را یک به یک پر دادم

تا شاید بشنوم آهنگ پر طنین صدایت را ……..
ای آرام از من گرفته !……..

 

قسمتی از متن :

فصل اول :

از دفتر آموزش كه بيرون آمد نازنين را منتظر خودش دید لبخندي زد و بسويش قدم برداشت وباسرخوشی وذوق گفت :

– دیدی تونستم كلاسهام و با هم هماهنگ كنم ؟!

نازنين با لبخند گفت :

– پس بالاخره كارخودت و كردي و سازه هاي فولادي وبا دكترآرمین مشايخ گرفتي؟

تعداد صفحات: 794 صفحه پی دی اف ، 3397 صفحه پرنیان

پیج نگاه دانلود در لاین : http://line.me/ti/p/%40jny6741n

رمزفایل: www.negahdl.com

منبع تایپ  : http://www.forum.98ia.com/t1280608.html

جهت حمایت از  انجمن نگاه دانلود عضو شوید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۳۸) دیدگاه برای “دانلود رمان مهمان زندگی جاوا،اندروید،pdf،ایفون،تبلت” ثبت شده است.
  • نصر گفت:

    @pegah,
    نام رمان بغض ترانه ام مشو از شازده کوچول هست

    [پاسخ به این نظر]

  • شباهنگ گفت:

    سلام و خسته نباشید از نویسنده ی عزیز. می خواستم تشکر کنم از نویسنده محترم این رمان بخاطر پختگی قلم و دید واقع گرایانشون. درسته محتوای کلی داستان تا حدی تکراری بود اما اصلا آبکی، تخیلی و لوس نبود. بسیار زیبا داستان رو در پیچشهای ماهرانه جلو بردند به نحوی که حتی با طولانی بودن داستان از کشش و جذابیت آن کاسته نشد و خواننده رو عمیق در بطن داستان نگه داشتند. این همه از مهارت و توانایی بالای شما در نویسندگی می باشد. دوستانی که از طولانی بودن داستان شاکی بودند به این نکته دقت نکردند که برای باورپذیر تر شدن تمام احساسات غم، خشم، نفرت، عشق، تردید… که در کل داستان جاری بود لازم بود که داستان با سرعت و جریانی مناسب پیش رود. حتی به نظر من قسمت آخر خیلی سریع و عجولانه تمام شد و من انتظار داشتم کمی آرام تر پیش رود و تمام شود. بهرحال بینهایت تشکر و خسته نباشید عرض می کنم خدمت نویسنده ی عزیز و مطالعه این داستان رو پیشنهاد می دهم به سایر دوستانی که دوست دارند یک رمان واقعی و باورپذیر مطالعه بفرمایند.

    [پاسخ به این نظر]

  • Saℳin گفت:

    نگاه عزیز بابـــــتـ تمــــــام زحمتات سپــــاس…
    همینطور از نویسنده این رمان.
    بسیـــــار شخصیتهای جالبی داشت من چند بار خوندمش واقعا داستانش خیلـــــے زیبا و پخته بود مرســـے.

    [پاسخ به این نظر]

  • Narges گفت:

    @pegah, اسم این رمانی که میخوای”بغض ترانه ام مشو”هست

    [پاسخ به این نظر]

  • pegah گفت:

    یه رمانی ک اسمه پسره سامیار بود و اینکه دختره سر ی جریانی از پسره متنفر میشه بعد پدربزرگش و دوستاش سامیار ک تو ترکیه شرکت مد داره را با دختره تو ترکیه روبرو میکنن و … کسی اسمشا میدونه کمک کنه ❤

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۶ ۱۱:۵۸ ب.ظ:

    خلاصه رو در انجمن قرار بدید به شما پاسخ داده میشه: http://forum.negahdl.com/threads/94582/

    [پاسخ به این نظر]

  • هليا گفت:

    بسیاری از صحنه ها کپی از رمان همخونه بود
    خیلی خیلی هم کشداررر

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    سلام
    نگاه جون …..
    دوستان رمان قشنگی بود فقط نویسنده عزیزمون یکمی کشش داده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • zeinab70 گفت:

    سلام عزیزم.اسم رمانش جایی نرو هستش.ولی از نظر من رمان خسته کننده ایه

    [پاسخ به این نظر]

  • مرضیه گفت:

    سلام من مهمان زندگی اولین رمانی بود که بعد ده سال از اخرین رمانی که خونده بودم رو خوندم رمان خوب و پخنه ای بود من چند ماه پیش یه رمانی رو خوندم شخصیت اول داستان اسمش ترانه بود که به خاطر بدهی باباش صیغه رییس شرکتش شد که رییس شرکتش بچه دار نمیشد فکر کنم اسم پسره کیانمهر بود که یه بچه ای رو به فرزند خوندگی گرفتن به اسم اهورا و بعد خودشون بچه دار شدن به اسم اهو و اشکان اسم رمان رو اگه کسی میدونه بهم بگه ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Fatima گفت:

    نگاه جان سایت بى نظیر و کمیابى دارى لینکepubدانلود نمیشه میخوام بدونم مشکل از لینک هستش یا از نت من بازم ممنون ازراهندازى چنین سایت خوبى باکمال تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • عسل گفت:

    عالی نویسنده عزیر باز هم از این رمان های زیبا بنویس افرین

    [پاسخ به این نظر]

  • elnoosh گفت:

    س.یه رمان هست که شخصیت پسر داستان اسمش علیه و پلیسه که واسه یه ماموریت خودشو به عنوان یه روانپزشک جا میزنه و میره تو دانشکده هنر و …میشه خواهش کنم هر کس اسمشو میدونه بگه ؟

    [پاسخ به این نظر]

    آیلار پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۵ ۳:۵۵ ب.ظ:

    @elnoosh,
    اسمش به سبزی دستان تو هستش

    [پاسخ به این نظر]

    behnaz پاسخ در تاريخ خرداد ۲ام, ۱۳۹۵ ۳:۱۱ ب.ظ:

    be sabzi dasthaye to

    [پاسخ به این نظر]

    nooriye پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۲:۲۸ ق.ظ:

    @elnoosh,

    اسم رمان به سبزی دستان تو بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Nayer گفت:

    سلام
    رمان جنون بی قانون کی برای دانلود میزارین نگاه جون؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۴ ۵:۳۹ ق.ظ:

    سلام..گذاشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    سلام ممنون رمان قشنگي بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • فروزان70 گفت:

    خييييلي حرص درار بود.سايه کّ ادعاي عاشقي داشت پس چرا هميشه بعد از اظهار علاقه هاي ارمين عقب ميکشيد؟اخرشم الکي اينقدر کش داد.خسته کننده شده بود.فقط ميرفتم جلو تا تموم شه

    [پاسخ به این نظر]

  • ليلا گفت:

    رمان خوبی بود ولی خیلی رو اعصاب بود از اول رمان تا نزدیکای آخرش. دعوا بود. تو این مدتی که میخوندمش پرتنش شدم

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    نفس جان اسم زمان ..در آغوش باد..هست

    [پاسخ به این نظر]

  • nafas گفت:

    اگه کسی اسم این رمانو میدونه خواهشا بگه:دختری که شوهرش مرده و یه دختر داره وبه خاطر چک شوهرش که دست طلبکاره از پلیس فراریه، این وسط با یه سرگرد آشنا میشه، سرگرده وسط ماموریت نخاش آسیب میبینه، دختره خودش میخواد عقدش کنه تا بتونه ازش مراقبت کنه.

    [پاسخ به این نظر]

    arezoo786 پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۱ ق.ظ:

    @nafas, اسم رمان در آغوش باد نویسنده هم نیلا هست عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

    مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۳۹ ق.ظ:

    اسم رمان درآغوش باد هست

    [پاسخ به این نظر]

    nafas پاسخ در تاريخ مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۱:۴۳ ب.ظ:

    @nafas, مرسی آرزوجان ومریم جان

    [پاسخ به این نظر]

  • Sanam گفت:

    سلام ممنون از سايت خوبتون
    چند تا رمان خوب و هيجاني ميشه بهم معرفي كنيد از كتاباي كه خواننده رو جذب كنه ممنون؛)

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    سلام خواهش میکنم…دوستان لطفا معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

    trefa پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۵:۰۱ ب.ظ:

    سلام من همیشه میگم رمانهای راز یک سناریو. تا تلاقی خطوط موازی از همه رمانها بهترن خیلی خیلی دوسشون دارم

    [پاسخ به این نظر]

  • shakiba گفت:

    سلام میشه رمانهایی با پایان تلخ معرفی کنید؟وهمچنین بخاطر سایت و رمانهای خوبتون ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • نرگس گفت:

    رمان خوبیه!خواننده رو یه جورایی جذب میکنه با اینکه محور کلی داستان تکراریه!

    [پاسخ به این نظر]

  • نازی گفت:

    سلام رمان زیبایی بود سپاسگذارم.
    لطفا اگر میشود به من رمان هایی معرفی کنین که شخصیت دخترداستان سردو خشک باشد والبته قلم نویسنده پخته.

    [پاسخ به این نظر]

  • MalosKhanom گفت:

    خیلی رمان قشنگیه! من درحال تایپ خوندمش! ممنون از فرشته جون به خاطر نوشتن این رمان زیبا و ممنون از شادان عزیز به خاطر گذاشتن این رمان زیبا

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ مرداد ۳ام, ۱۳۹۴ ۳:۰۳ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • پردیس گفت:

    رمان قشنگيه نثر خوب و روانی داره
    جذب میکنه
    من لذت بردم از خوندنش

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats