دانلود رمان مسلخ چشمان او برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

دانلود رمان مسلخ چشمان او برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد

دانلود رمان مسلخ چشمان او
دانلود رمان مسلخ چشمان او

نام رمان:مسلخِ چشمانِ او

نویسنده: دلارام

نویسنده :رمان فرصت دوباره ی عاشقی... رمان بهای آرامش

ژانر: عاشقانه

خلاصه: داستان در مورد دختریه که به همراه دوستش برای کار  وارد  شرکتی میشه که توسط دوبرادر مدیریت میشه….یکی شاد و شیطون و برادر دیگه اخمو و مغرور…..آرین ….چهره ای که همیشه تو خودشه و سعی میکنه به جنس مخالف نزدیک نشه….دارای قدرتی خدادایه که میتونه با خیره شدن به چشم کسی اونو تحت اراده خودش در بیاره و کسی از این ماجرا جز خانواده اش باخبر نیست،اون ی مانیه تیزوره…..اما شورانگیز متوجه گیرایی این چشمان سیاه میشه و بدون اینکه بخواد جذب این انسان بداخلاق و متکبر میشه….و تمام تلاششو میکنه که اونو عاشق خودش کنه…..اما آیا آرین به این عشق پا میده و اجازه میده که شورانگیز بهش نزدیک بشه…..داستان از زبان دونفر بازگو میشه……شورانگیز و آرین……

با ما همراه بشین تا ببینین کدومشون میتونه طرف مقابلو از پا دربیاره….و آیا قدرت عشق میتونه برهر چیزی مستولی بشه….پایان خوش

در آخر ازتون تقاضا دارم که از انتقادات و نظراتتون منو بی نصیب نکنین….چون تو سایت نودهشتیا نزاشتم

بی صبرانه منتظرتون هستم.

برای دانلودرمان مسلخِ چشمانِ او  به ادامه مطلب بروید

jarمستقیم»1039صفحه

jarمستقیم اپلودبترین

jarغیرمستقیم

apkمستقیم»اندروید،تبلت

epubمستقیم »ایپد،ایفون

pdfمستقیم»229صفحه

pdfمستقیم زیپ

منبع دانلود»»نگاه دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۵۶) دیدگاه برای “دانلود رمان مسلخ چشمان او برای موبایل(جاوا،اندروید،ایفون)،pdf،تبلت،ایپد” ثبت شده است.
  • مريم گفت:

    سلام ببخشید من چطوری میتونم با نویسنده این رمان ارتباط برقرار کنم؟میخام ازشون راهنمایی بگیرم

  • طن طن گفت:

    یکی از بهترینها یی که تا حالا خوندم عاااااااااااااالی بود فوق العاده جذاب
    ممنون از نویسنده

  • Haniye گفت:

    خیلی اخراش قشنگ بود من که تحت تاثیر قرار گرفتم ممنون از نویسنده ی عزیز و سایت خوبتون

  • نگین گفت:

    سلام ….ممنون از نویسنده عزیز و نگاه جوننننن…خیلی قشنگ بود…با این که یکی از دوستان تو نظرسنجی درباره ی لحن کتابی بودن این رمان نوشته بودن و من فکر نمیکردم ارتیاطی با این کتاب برقرار کنم….ولی از بیشتر رمان هایی که با لحن عامیانه نوشته شده بود ارتباط بیشتری برقرار کردم…واین دلیلش فقط قلم پخته و زیبا نویسنده بود که نمیذاشت حتی از یک خط این کتاب بگذرم….بازم ممنون

  • فرشته ی نجات گفت:

    خییییییییییییییییییییییییییلی ادبی بووود

  • نسترن گفت:

    چون به زبان ادبی نوشته شده بود نخوندم

  • شیرین گفت:

    سلام از نویسنده تشکر میکنم واقعا قشنگ وجذاب بود
    از نگاه جون هم بابت گذاشتنش ممنونم

  • سما گفت:

    نگاه جان بابت رمانهای خوبی که میگذاری متشکرم من که مشتری شدم در واقع روزی یه رمان میخونم .ممنونم

  • ... گفت:

    سلام نگاه جان خسته نباشی
    من ی خواهشی داشتم لطفا نویسنده های محترم و عزیز اسم شخصیت های داستانشون رو ی اسم قشنگ و خوب انتخاب کنن اینجوری علاقه ماهم به خوندن رمان ها بیشتر میشه
    اگه میشه رعایت کنید ممنون

  • tara گفت:

    akse dokhtare baray roomane marsye esheghe

  • mgh گفت:

    خییییییییییییلی قشنگ بود

  • مریم 68 گفت:

    سلام دل آرام جون، مرسي رمان قشنگي بود با اينكه زبان نوشتنش كتابي بود و خوندنش برام سخت بود ولي چون موضوعش جالب بود و هم از زبون دو شخصيت دختر وپسر داستان نوشته بودي خوشم اومد و خوندمش و راضي بودم ازش. اميدوارم رماناي ديگه رو با زبون محاوره اي بنويسي كه خواننده هاي بيشتري داشته باشي. بازم مرسي دوست عزيز خسته نباشي.
    نگاه جان سايت شما هم عاليه وبهتون خسته نباشي و دست مريزاد ميگم.

  • nia گفت:

    سلام ببخشید من میتونم این مطلبو توی وبلاگم داشته باشم؟
    یا باید برم از نویسنده اصلی اجازه بگیرم؟؟؟؟

    • نگاه(مدیرکل) گفت:

      سلام عزیزم..نمیدونم نویسنده اجازه میده یانه امیدوارم نظرتوببینه وهمینجاازپاسخ نظر بهت جواب بده

    • azi گفت:

      @nia, سلام عزیزم.ممنون که قبول زحمت کردی و قبلش با من هماهنگ کردی.بعضی از دوستان انقدر به خودشون زحمت نمیدن که بخوان هماهنگ کنن.فقط قبلش ی خواهشی داشتم.در انتهای نام نویسنده ذکر نکن<>….چون من اصلا” رمانهامو اونجا نمیزارم و نام کاربری من تو اون سایت متفاوته.البته ی دوستی با همین نام تو اون سایت عضو هستن و رمان گذاشتن که فقط تشابه اسمیه.من فقط نوشته هامو تو همین سایت میزارم .مشکلی نیست…میتونی بزاری.لطف کردی که قبلش پرسیدی.

    • azi گفت:

      @nia, n,sjدوست عزیز منظورم این بود که در انتهای نام نویسنده از عبارت کاربر نودهشتیا استفاده نکنی….مثل اینکه تو جوابم به شما اون کلمه جا افتاده .ممنون.

  • پریا گفت:

    نگاه جون بابت همه رمانا ممنون

  • sana گفت:

    سلام اگه نویسنده رمان دیگه داره بزارین لطفا

    • sh.Admin گفت:

      سلآم . باشه .

      • azi گفت:

        @sh.Admin, سلام عزیزم.غیر از این رمان دو تا رمان دیگه هم،نگاه جون قبول زحمت کردن و گذاشتن.تو همین سایت هستش.اولیش بهای آرامش بود و بعدیش فرصت دوباره ی عاشقی.جای دیگه ای نگرد چون فقط کتابامو تو همین سایت میزارم و تو نودهشتیا نیست.

  • malihe گفت:

    سلام بابت سایت خیلی عالیتون ممنونم واقعا حرف نداره حداقل روزی دوبار به سایتتون سر میزنم و رمانهای جدید رو دانلود میکنم میشه لطفا یک کم جدیدترهای نود و هشتایی که تموم شده رو بذارید همینطور آخرین شب نامزدی من رو هم بذارید بازم خسته نباشید

    • sh.Admin گفت:

      سلآم . سعی ما هم همینه . چشم جدیدتر هم میذاریم . این رمانی که گفتید تموم شده ؟!

      • malihe گفت:

        باور کنید نمیدونم چند ماه است که بجز سایت شما وگاهی نود و هشتایی ها دیگه به هیچ سایت دیگه ای برای رمان سر نمیزنم چون هم به روزترید هم خوب دانلود میشه کرد و اما این رمان رو همون چند ماه قبل که گفتم دیدم که در حال تایپ بود ممنون که جواب دادید

  • سارا گفت:

    سلام دوست عزیز خسته نباشی من کتاب رو نخوندم پس اصلا نمیتونم درباره خوب یا بد بودنش نظر بدم اما تنها دلیلی که باعث شد من رمان رونخونم رو برات میگم رمان با زبان ادبی نوشته شده نظر شخصی من اینه که این امر باعث میشه خواننده نتونه ارتباط نزدیکی با داستان بر قرار کنه یا شایدم من اینطوری هستم به عنوان یه خواننده که خوشبختانه یا متاسفانه بخش بزرگی از وقتش رو صرف خودن میکنه نظرم رو گفتم وپیشنهاد میکنم توی کارای بعدیت اگر مایل بودی کمی محاوره بنویسی البته منظورم از محاوره بی ادبی نیست بلکه نوع صحبت کردن آدماست مثل این جمله :تخت را مرتب کردم وتختو مرتب کردم.البته باز هم تصمیم با نویسندس امیدوارم موفق باشی وهرروز بهتر وکاملتر باشن کارات.

    • معصومه گفت:

      من با نظر سارا موافقم.خلاصش خیلی جذبم کرد .داستان جالبی ب نظر می اد اما چون به صورت ادبی نوشته شده بود نخوندمش.چون همونطور ک سارا گفت نمیتونسم ارتباط برقرار کنم.موفق باشی دلارام جون

  • sanaaaaa گفت:

    پايانش خوب باشه خدا كنه ممنون سايتت مهشره

  • ماه گفت:

    عالی بود ممنون

  • نیلوفر گفت:

    سلام نگاه جان مرسی بابت رمان های خوبی که میذاری رمانش خوب بود فقط تنها ایرادی که داشت این بود که خیلی کتابی بود و نمیتونستم زیاد باهاش ارتباط برقرار کنم مرسی ازت

  • esi گفت:

    نگاه جون سایتت عالیه خییییییلی دوسش دارم رماناش معرکس .ی دنیا ممنون.

  • ارژنگ ادیب گفت:

    نویسنده ی محترم :داستان شما بیشتر قالب خاطر ه نویسی داشت تا رمان یک رمان قوی هیچگاه از ابتدا به بیوگرافی شخص اول داستان واطرافیانش نمی پردازدبکله تلاش میکند با تبحر انهارا در طول داستان معرفی کنداگه میخواهید به نوشتن ادامه دهید حتما آثار نویسندگان بزرگ را مطالعه کنید در آخر امیدوارم انتقادم بیشتر سازنده باشد تا دلسرد کننده ،برای رمان نویسی باید فن آن رابیاموزید موفق باشیدو ارژنگ ادیب.

  • یگانه گفت:

    سلام ممنون بابت رمان هایی که میذاری
    البته در جواب اون دوستی که میگن سریع تشکر میکنن بگم که فک میکنم کسایی ک سریع نظر میذارن رمان و جایی خوندن مثلامن زنانه یا مادرانه رو وقتی در حال تایپ بود خونده بودم به خاطر همین تا رمان و دیدم نظر دادم حالا ممکنه هر رمان چندتا خواننده این طوری داشته باشه اونم رمان 98 ای ها ک خواننده زیاد داره دیگه نیازی نیس صبر کن تا دوباره بخونن همین که رمان و دیدن نظر میذارن

  • zdragon گفت:

    ممنون نگاه جان یک دنیا تشکررررررررررررر به خاطر رمانهای خوبی که تو سایتت میذاری
    کتابش خیلیییییییییی قشنگ بود
    بازم ممنونننننن خیلی خیلی گلیییییییییی آبجی :)))

  • zahra گفت:

    سلام مجدد نگاه جون.خوندم.خیلی قشنگ بود….با تشکر از نویسنده و شما بابت رمانها ی قشنگتون. من دو تا رمان قبلیشم که اینجا گذاشته بودین خوندم.فرصت دوباره ی عاشقی هم قشنگ بود.توصیه ی من به دوستای رمان خون حتما” اونو هم بخونین.

  • mahya گفت:

    من نمیتونم دانلود کنم!

    pdf اش اصلا دان نمیشه !

  • zahra گفت:

    سلام نگاه جون….خسته نباشی….میخواستم بگم من روزی چند بار این سایتو باز میکنم…..مثل اینکه این رومانو تازه گذاشتی….اونوقت این دوستان کی وقت کردن که بخونن و امتیاز بدن…البته من هنوز نخوندم….ولی کار درستی نیس…ممنون از کتابای قشنگی که میزاری….

    • نگاه(مدیرکل) گفت:

      سلام گلم ..سلامت باشی…من که بارها گفتم قبلا هم که امتیازمنفی بود اینکارومیکردم یه ثانیه نشده ازاومدنش چندتا منفی میزنن اونم رمانهایی که تونودهشتیا هرپستش بالای200امتیازداشته طوری که نویسنده اش اومداینجااعتراض کرد