دانلود رمان مرد مجهول اندروید ، جاوا ، ایفون ، pdf

دانلود رمان مرد مجهول اندروید ، جاوا ، ایفون ، pdf

دانلود رمان مرد مجهول
دانلود رمان مرد مجهول

نوشته  (سحر ضیابخش)   Setareh zia کاربر نودهشتیا

رمان دیگر موجود در سایت از نویسنده: دانلود رمان ساقه ی ترد

خلاصه: داستان در مورد دختری است به نام رویا که در کتابخانه ای مشغول به کار است. مدتی است که مورد تهدید شخصی ناشناس است. این شخص با اهدافی نامعلوم سعی دارد رویا را تحت تسلط خود بگیرد. تا این که…
این اولین داستانی نیست که می نویسم؛ اما اولین داستانی هست که توی این سایت می ذارم. امیدوارم مورد پسند شما واقع بشه.
این داستان، جنایی نیست، دزد و پلیس بازی هم نیست؛ اما در مورد دو تا آدمه که یکی از اون ها مجهوله. با ادامه ی داستان مشخص می شه که این فرد کیه. امیدوارم این داستان به اندازه ی کافی براتون هیجان داشته باشه. فقط باید صبور باشید و داستان رو دنبال کنید. کم کم گره ها گشوده می شه و مشخص می شه که اون شخص کیه….پایان خوش

قسمتی از داستان:

وسایلش را داخل کیفش قرار داد و پس از خداحافظی از مادرش از خانه خارج شد. اتومبیلش را از پارکینگ خارج کرد و به سمت محل کارش حرکت کرد. دو سالی می شد که در یک کتابخانه مشغول به کار بود. عاشق کارش بود. از خواندن کتاب ها لذت می برد. با عشق آن ها را ورق می زد؛ با عشق نامشان را وارد رایانه می کرد؛ با عشق آن ها را در قفسه ها جای می داد. صبح ها زودتر از حد معمول می آمد و عصرها دیرتر از همه به خانه بازمی گشت. این همه عشق و علاقه اش به کتاب ها، دوست و همکارش سمانه را عاصی کرده بود. او نمی توانست علاقه ی بیش از حدش را به کتاب ها درک کند. مدام به او خرده می گرفت؛اما رویا در جوابش با خونسردی لبخند می زد که حرص سمانه را بیشتر در می آورد. سمانه دوست خوبی برای او بود؛

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۲۶) دیدگاه برای “دانلود رمان مرد مجهول اندروید ، جاوا ، ایفون ، pdf” ثبت شده است.
  • فاطمه گفت:

    سلام سبک رمان واقعا عالی بود تا حالا مثلش ندیدم بودم ولی زود تموم شد و میتونست در حد خیلی عالی پیش بره ولی به بقیه هم توصیه میکنم اون رو حتما بخونن

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    به راحتى مى تونم بگم دختره زیادى احمق و ترسو بود
    رمان بدى نبود ولى این سرکشى از ادم ترسویى مثل این دختره بعید بود
    تهش وقتى قرار بود به غلط کردن بیوفته پس سرکشیاش زیادى خنده دار بود

    [پاسخ به این نظر]

  • پانیذ گفت:

    من این رمان رو تا اونجایی که مرد مجهول نقاب رو از چهره اش برداشت خیلی دوست داشتم، اما از اونجا به بعد ، یه جورایی مرد مجهول برام اون حالت قهرمانانه و افسانه ایش رو از دست داد و تبدیل شد به یه مرد روانپریش ِ چند شخصیتی(البته بگم بخاطر همین که من جذب کرد چون اصلا نمی تونستم همچین فکری کنم که احسان همچین ادمی بشه ). درست همونی که رویا هم بارها در طول داستان بهش اشاره کرد.
    نوع نگارش رمان تا قبل از برداشتن نقاب توسط مرد مجهول واقعا عالی بود. اینقد خوب و عالی که من توقعش رو از یک رمان ایرانی نداشتم. حتی بعضی جاهاش شک میگردم که نکنه این داستان کپی شده ی یک داستان خارجی باشه (که البته اینطور نیس)
    اما به نظرم بعد از شناسایی مرد مجهول، داستان افت کرد. گرچه که بازم موضوعش خاص و قلمش تا حدود زیادی بی نقص بود. حتی اشاره های ضمنی نویسنده به گذشته ( مثل وقتی که احسان بر سر رویا فریاد کشیده و گفته از اول پرستو رو دوست داشتم) بسیار هنرمندانه بود. داستان رو روایت نمیکرد ولی خواننده رو به نوعی در جریان گذشته میگذشت.
    اما ایراداتی که به نظرم رسید:
    ۱- به شخصه دوست داشتم رویا اونقدر باهوش باشه که خودش کشف کنه مرد مجهول کیه
    ۲- رویا اگر در گذشته در عقد احسان بود، باید محمد (نوشتم محمد تا اونایی که هنوز داستان رو نخوندن براشون جذابیت داشته باشه) رو در مراسم خودش میشناخت و می دید. مسلما دو نفری که این همه با هم صمیمی هستن (محمد و احسان) برای مراسم عقد همدیگه حضور دارن. محمد و احسانم که رابطه سببی داشتن و بهم نزدیک بودن
    ۳- بعضی از مجهولات تا اخر مجهول موند. مثل اینکه ساعت ۱۱ و ده دقیقه چه ارزشی برای مرد مجهول داشت؟
    ۴- در طی داستان بارها بیان شد سالها از واقعه ی اشنایی و جدایی احسان و رویا میگذره. در حالی که اول داستان رویا ۲۲ ساله معرفی شده. با فرض اینکه در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه بشه و یک سال هم رابطه اش از اشنایی اولیه تا جدایی با احسان طول بکشه، نهایتا ۳ سال فاصله از گذشته تا حال وجود داره. و در این ۳ سال همه چیز کن فیکون شده.
    رویا گذشته شو فراموش!!! کرده و نمیخواد به یاد بیاره.
    بعضی ادم ها قدرت بدنی و اقتصادیشون به طرز غیر باوری زیاد شده و …
    و یه چیز دی گه این که رویا وقتی رفت باشگاه چرا این حرکت رزمی یاد نگرفت 🙁
    البته این ها اصلا مهم نبودن چون رمانت انقدر ادم رو جذب می کرد که این ها براش مهم نباشه

    ولی با این ها این رمان جزو رمان های مورد علاقه من می مونه خواهد بود
    ممنونم از سحز ضیابخش بابت این رمان عالی
    امیدوارم همیشه همچین رمان های خوبی بنوسی ……
    منتظر رمان های جدیدت هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • yasamin گفت:

    خیلی رمان جالبی بود من خوشم اومد ولی اگه ادامه داشت خیلی بهتر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • فرزانه گفت:

    @صنم, سلام با تشکر از نویسنده عزیز.صنم جان با نظرت خیلی موافقم . و من هرچی فکر هم کردم ربطش رو ب احسان نفهمیدم.یه سری ابهامات وجود داشت.ولی خیلی رمان زیبای بود.اواین رمانی ک تو این سبک خوندم بود.پیشنهاد میکنم اگه نخوندینش حتما بخونید خیلی زیبا بود.وبهتر هست رمان دو جلد داشته باشه و توی جلد دوم ابهامات برطرف بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیحه محمدی گفت:

    و یک سوال رمانی شبیه به این رمان رو می شناسید ، اگر می شناسید لطفا معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیحه محمدی گفت:

    سلام رمان فوق العاده ای بود اما خیلی برای آخر رمان وقت گذاشته نشده کاش جلد دومی بود برای رفع بعضی ابهامات

    [پاسخ به این نظر]

  • انیسه گفت:

    سلام خسته نباشید رمان ها تون خیلی خوبن دستون درد نکنه
    این رما خیلی خوب بود ولی 1 زود تموم شد 2 یهوی تموم شد
    3مجهول زیاد داشت انگار نویسنده دیگه خسته شده زود تمومش کرده بابا جان نویسنده محترم حوصله کن تا این همه زحمتت اینجوری نشه رمانت خیلی خوب بود من خوشم اومد جاکار داشت هنوز

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۷:۲۸ ب.ظ:

    سلام..ممنون…خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • رز گفت:

    سلام…رمان های اینترنتی معولا سانسور نمیشن.. من با نویسنده این رمان حرف زدم…رمان هیچ سانسوری نداره و همینجوری هست…اگر صحنه های عاشقانه اش کمه دلیل بر این نیست که سانسور شده هست

    [پاسخ به این نظر]

  • مروارید گفت:

    جالب بود من که خوشم اومد

    [پاسخ به این نظر]

  • sepideh گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی.مرسی بابت گذاشتن رمان.
    مرسی از نویسنده عزیز رمان قشنگی بود ولی حیف آخرش یهویی تموم شد.مثلا نفهمیدیم کارای احسان آخرش چی شد و…
    ولی با اینحال قشنگ بود

    [پاسخ به این نظر]

  • arosak گفت:

    قشنگهههه
    مرسی نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • shabnam گفت:

    خوب بود اما سانسور شدس به نظر من رمان عشقانه نباید سانسور بشه همه چیز به یه اندازه باید باشه

    [پاسخ به این نظر]

    رز پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    سلام…رمان های اینترنتی معولا سانسور نمیشن.. من با نویسنده این رمان حرف زدم…رمان هیچ سانسوری نداره و همینجوری هست…اگر صحنه های عاشقانه اش کمه دلیل بر این نیست که سانسور شده هست

    [پاسخ به این نظر]

  • elnaz گفت:

    سلام نگاه جون میشه لینک رمان روشنایی برای ایدین
    “شازده کوچول” رو بذاری؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۵ ب.ظ:

    سلام .رمان در دست ویرایش بعد ویرایش گذاشته میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • Parnia گفت:

    لطفا رمانی با پایان خوش، با تهداد صفحات بیش از 300 و موضوعی غیر از ازدواج اجباری معرفی کنید بهم. مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۴ ۲:۴۵ ب.ظ:

    والا کامپیوترهم باشم بااین گزینه تو سرچ چیزی پیدانمیکردی…

    [پاسخ به این نظر]

  • sepi گفت:

    سلام رمان قشنگی بود. ممنون از نویسنده بابت این رمان وممنون از نگاه عزیزم بابت سایت عالیش.مرسیی..

    [پاسخ به این نظر]

  • صنم گفت:

    و اين هم مجهول موندش که چرا احسان بعد از گرفتن انتقام از کسايي که باععث مرگ پدرش شدن شروع به مجازات خلافکارا شد. به نظرم حيفه اين رمان اينطوري تموم بشه کاش جلده دومي هم داشته باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • صنم گفت:

    رمانه جالبي بود و از خوندنش خيلي لذت برم دست نويسنده درد نکنه ولي خب يک سري مجهولاتي توي ماجرا باقي موند مثلا اين که جريان تصادف و اون ماشين و عروسک توش دقيقا چي بوده و يا نقش سنجاق سره به سيلي که رويا از احسان خورد چي بود و اين که چه طور رويا با احسان نامزد بوده اما از وجود برادر نا تنيش محمد خبر نداشته و اونو نديده!!! و اين که من خودم به شخصه دوست داشتم داستان يکم ادامه پيدا کنه تا جايي که رويا دوباره به طور کامل به احسان اعتماد کنه و روحيه احسان بهتر بشه

    [پاسخ به این نظر]

  • tina گفت:

    سلام میشه چندتا رمان خوب معرفی کنین؟ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۴ ب.ظ:

    سلام سمت راست بالا قسمت رمان توصیه شده توسط مدیر ..رمانهایی که خوندم وخوشم اومده…خواهش

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats