دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول

دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول

دانلود رمان این مرد ویران است . اسپرسو خورده ای؟
تلخ است؛مزه ی زهرمار می دهد…
و حال من داستانی را روایت می‌کنم که مزه ی اسپرسو می دهد؛
اسپرسویی لبریز از جنون نوجوانی!
لبریز از نفرت…
لبریز از عشق نهفته در ابعاد بی هویتی!
لبریز از اجبار…
لبریز از غم…
لبریز از بیچارگی…
لبریز از ندانستن ها و پیش داوری ها…
الیسیما سپهری؛نوجوانی که نفرتش از سر بی مهری هاست و در پس این نفرت،از درونش انتقام فوران می‌کند.
او دنبال یک راه حل است؛شاید یک ورد که بتواند در عرض سه روز سام را نیست و نابود کند.فقط سه روز؛سه روز لعنتی…
و اما سام کیست؟یک مرد ویران یا ویرانگر؟الیسیما مقصر است یا سام؟ چه کسی ویرانگر است و چه کسی ویران شده؟

دانلود رمان این مرد ویران است

دانلود رمان این مرد ویران است

دانلود رمان من به برلین نمی روم ویژه نگاه دانلود جلد دوم

 

نام : رمان  این مرد ویران است جلد اول
نویسنده : سناتور کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستار : Ava Banoo
ژانر : عاشقانه_ تراژدی

سطح رمان : نیمه حرفه ای

من به برلین نمی روم(جلد دوم این مرد ویران است) | سناتور کاربر انجمن نگاه دانلود

قسمتی  از داستان :

ما مردها ویرانیم!
این را از صدایمان بفهمید؛
وقتی بم است!
***
((به نام او…))
ماتیکم را بر می دارد،به شیشه ی اتاقم می کوبد.ماتیک سبک است،در حد چند گرم؛ اما قدرت خشم او از
ماتیک یک سنگ آهن سنگین می سازد و محکم به شیشه برخورد می کند و شیشه ترک برمی دارد.سام عصبانی است؛

آن قدر عصبانی که دوست دارد مرا مانند زال به قله ی قاف بفرستد ؛ اما میداند،مانند سام پهلوان،پشیمان می شود و

آخِر برای بازگرداندنم آسمان و زمین را بهم می ریزد…
صدای برخورد مفصل هایش را می شنوم؛فراتر از تصورم،عصبانی است. چشم های سرخ شده اش را در نگاهم دوخته است..

چشم هایش طوفانی اند.دندان هایش را روی هم می ساید.دوست دارد فریاد بکشد،می‌دانم!.اما فریاد نمی کشد!لال است؛

لالش کرده ام،صدایش را بریده ام!و شاید بریده ایم…از خشم می لرزد !
نفس های داغ و محکمش،مانند سیلی بر صورتم می نشینند و خبر از آتشفشان درونش می دهد.

تبلیغات

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : این مرد ویران است جلد اول

نویسنده : سناتور کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه . تراژدی

ویراستاران : AvaBanoo

تعداد صفحات کتاب : 311 پی دی اف ، 1192 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/142793/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۱۰۳) دیدگاه برای “دانلود رمان این مرد ویران است جلد اول” ثبت شده است.
  • سلام…ببخشید میشه بگین الان کودوم قسمتای رمان بر اساس واقعیت بود؟؟؟
    یعنی مردی به اسم سام که بعد از اون همه رنج و درد آخرشم میمیره ، واقعیت داشته؟
    خیییلی منو تحت تاثیر قرار داد …. واقعا ناراحت شدم لطفا بگین واقعیت داشته؟

  • هـــــدیـہ گفت:

    مـرسی ک نوشتـــی…قلمت خیلــــــے قویــہ..ولی من رمانای پایان تلخ رو دوست ندارم=| امیدوارم ک با این قلم قویی ک تو داری سعـــے کنے از این ب بعد رمانای پایان خوش رو بنویسی نـہ پایان باز…هیچ وقت نتونستم پیش بینیت کنم ^_^♥

  • helen گفت:

    سلام .. رمان زیبایی بود !! به نظرم سبک جالبی داشت . با وجود نقایصی که در رمان بود اما دلنشین بود !!
    ولی اخرش واقعا منو شکست !! بعد خوندن جلد اول من واقعا شکستم . شاید من زیادی حساس باشم . اما خیلی برام سخت شد ک سام بمیره !! تا یک هفته هست که من با به یاد اوردنش احساس میکنم قلبم میخواد از جا در بیاد .. واقعا تحمل رمان های پایان غم انگیز رو ندارم ..
    کاش سام زنده میموند !! کااش !! خیلی امیدوار بودم این که سام مرده دروغ باشه .. کاش میشد !!
    میشه لطفا بهم بگین جلد دوم پایان خوش داره یا بازم غم انگیزه ؟؟ حقیقتش اینه نمیتونم رمان پایان غم انگیز بخونم . تاثیرات ناخوشایندی روی من میذاره !!
    خواهش میکنم بهم بگییییییین !! ممنون میشم.
    خسته نباشید هم خدمت نویسنده عزیز !! رمان زیبببا یی بود

  • شروین دخت گفت:

    @Melin,
    سلام عزیزم…
    مرسی تو خیلی لطف داشتی,
    منتها من که این داستان رو نوشتم، حسابِ این موضوع از دستم در رفت که متاسفانه وقتی هم فهمیدم، دستم برای ویرایشش بسته بود.
    توی جلد دوم ویرایش کردم این موضوع رو و این تداخل به چشم نمیاد.

  • Melin گفت:

    واقعا چی بود این ؟موضو ع جالب و متفاوت وعالی ولی چی بگم اخه…اخه مردی به سن آقا سام که نمیتونه دوره خانسالاری رو دیده باشه اونم چی حتی سن مدرسه رفتن هم داشته بوده وحداقل میگفتین اواخر اون دوره متولد شده بوده این یه چیزی بعدش هم که اصلا الیسیما که نمیتونسته اون دوره بوده باشه چون باتوجه به موضوع تلگرام که چندبارتوی متن اومده باید زمان این روایت از زبان الیسیما حداقل سال۹۳باشه چون قبل اون که تلگرام نبود تو ایران ‌بعدشم که بااین تخمین میشه کفت الیسیما متولد۷۷باشه واینا اخه ۷۷کجاخان سالاری بود اصلا نتونستین تو یه چارچوب منظم و دقیق و منسجم رمانتونو پیاده کنیین نثرتون خوبه ولی میتونه عمیق تر از اینا بوده باشه چون خیلی سطحی نوشتین حیف این رمان که با این موضوع جالب و متفاوت و حتی عالی نتونسته خوب جلوه کنه

  • نگین گفت:

    با سلام یه خواهشی داشتم اینکه دخترای زیر هجده سال واقعا عاجزانه خواهش می کنم رمان عاشقانه ننویسن به شدت نثر داستان هاشون بچگانست من خودم بیست سالمه و با عرض پوزش از نویسنده محترم اصلا لذت نبردم از نثر داستان رمان های بهتری مثل رمان های خانم beste و خانم زینب ایلخانی و هم چنین خانم رستم پور رو توصیه میکنم هرچند که رمان های خانم ایلخانی و رستم پور چندان مناسب زیر هیجده ساله ها نیست

  • سنآتور(شروین دخت) گفت:

    @nakisa,
    سپاس از لطف و محبت شما عزیزم(:

  • nakisa گفت:

    اموزنده و دوس داشتنی بود .دوستش داشتم ممنونم از زحمتی که برای این رمان کشیدید با آرزوی رمان های بهتر و زیبا تر

  • nakisa گفت:

    رمان خوبی بود . ارزش خوندن رو داشت ولی خیلی حرص خوردم از دست علی اکبر . کاشکی میشد یه بلایی سرش میوردم

  • زلال گفت:

    وایییییی عالی بود.واقعا این رمان سایتتون محشره بوووود..عاشقش شدم مخصوصا کیاوش..
    کلی هم گریه کردم واقعاارزش خواندن دارههه پیشنهادش میکنم.
    رمانای دیگه ی نویسنده چی هست؟چطور میتونم باهاشون در ارتباط باشمآ؟

  • سناتور(شروین دخت) گفت:

    @فاطمه تاجیکی,
    باعث افتخاره که دوست داشتید بانو:D

  • عالی بود خسته نباشید عزیزم

  • سناتور(شروین دخت) گفت:

    @zeinabb,
    سلام.خسته نباشید.
    اولاً راحت کنار نیومده و کلی سماجت کرد که من در جلد اول هم اشاره کردم؛ و بعدش، چرا انقدر عجیبه یه ادم سمت دینش جذب بشه ؟! خیلی ها ک جذب چیزی میشن در آنِ واحد و در حد یه تلنگره! چون رمان برای علی اکبر نبوده نمیشد من همه چیو حول و حوشش باز کنم !
    الیسیما خیابونی بود ؟! من اصلا منظورتونو نفهمیدم.از یه خانواده ی کاملاً سرشناس بود الیسیما ! یعنی چی ؟! اگه تجاوز رو منظورتونه که بعد عاشق شدن فهمید زنه ! دقیق بخونید لطفا!
    عزیزم من نوشته بودم رمان پایانش بازه ! وقتی پایان بازه گره هایی باقی می مونه !! پس نمیشه به این چیزا گیر داد !! چون مدلِ رمانه.
    ببنید تغییر الیسیما یک پوئن مثبت بود که شما در دو جلد، با دو شخصیت متفاوت رو ب رو بودید و ضمناً نمی دونم چرا نتونستید شرایط الیسیما رو درک کنید.اگر ملاحظه می کردید با دماوند سرکشانه رفتار می کرد ولی علی اکبر و خانواده اش نه ! انسان عاقل اونیه ک با شرایط خودشو وفق بده نه با سرکشی های مسخره راهشو ادامه بده !
    خیانت هم نه، الیسیما از ازدواج دوباره ی اون با خبر بوده و خودش رضایت داده ! بعدشم، اون خودش یه خیانتکار بوده !
    هر نوشته ای ایراداتی داره ولی بعضی موارد ایراد نیست، توجیح داره!
    و دوست عزیز با نوشتن “کاملا افتضاااح” زحمات چندین ماهه ی یک نویسنده رو اینطور زیر سوال نبرید!
    موفق باشید.

  • zeinabb گفت:

    سلام ب نظر من علی اکبر فردی بود ک درکش نمیکردم.راحت کنار اومدنش با اینکه اخوند بشه و…بعد اینکه چنین پسری ک تو خانوادت مذهبی بزرگ شده چطور میتونه عاشق ی دختر خیابونی بشه بعدش یاسمن قصه ما تهش چیشد؟و اینکه تو جلد اول سفرشون ب شمال یه خانواده مذهبی هرگز اینو قبول نمیکنه با خانواده ک نمیشناسه رفت وامد کنه.و اینکه الیسیما ک ذاتش مغرور وخودخواه بود چ جور رام شده بود وب کل اخلاقش عوض شده بود و اینکه ایلینو پذیرفت ی چیز مسخره بود کدوم زنی حاضر میشه خیانت شوهرشو نگه داره..حالا هر چه قد عشق ب بچه داشته باشه قلم خوبی داری ادمو جذب میکنه ولی نوشته هات باهم جور درنمیاند.و کاملا جلددومش افتضاح بود و حرص میخوردم میخوندم چون واقعا الیسیما نقش ی ادم بی عرضه رو داشت ک فقط به این ور اون ور پاس داده میشد

  • الیسیمآ گفت:

    سلام و خسته نباشید…خدمت نویسنده عزیز.این رمان؛یکی از قوی تریبن رمانایی بود ک خوندم و قلم قوی و دلنشینی داشت و ایده اش کاملا نو بود..پیشنهاد میشه شدیدااااا. موفق باشی شروین دخت:)

  • Aimik گفت:

    عالی بود…جلد دوم رو چجور بدست بیارم؟

  • FATEMEH_A گفت:

    رمانِ عالی ای بود. من که به شخصه از خوندنش لذت بردم. قلمتون مانا و موفق باشید (:

  • Z M گفت:

    به افراد با روحیه حساس توصیه نمیشه
    با روحیات من سازگار نبود
    ب هرحال موفق باشید

  • سنآتور (شروین دخت) گفت:

    تموم شده است؛ در حال ویرایشه..
    مرسی عزیز_(:

  • فافا گفت:

    خستهه نباشید من چند وقت پیش این کتابو خوندم الان اومدن نظراتو دیدم گفتم منم نظر بدم خیلی رمان خوبی بود خوب که نه عالییییی جلد دوممم عالی تر ترتر تر هست انشالله همیشه موفق باشید و جذاب بنویسید راستی کی جلد دوم تموم میشه که بیاد روی سایت؟؟؟

  • سنآتور(شروین دخت) گفت:

    @حنانه,
    سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز.
    سپاس از دقت شما اما مواردی هس که بنده باید متذکر شم.
    اگر همراه جلد دوم باشید، می بینید بنده قید کردم که تناقض زمانی در جلد اول وجود داره و در جلد دوم، این مورد، ویرایش شده.
    و در مورد تجاوز به الیسیما؛ عزیزم یکی از ایراداتی که به این رمان گرفته می شد، راحت کنار اومدن الیسیما با زن شدنش بود! اگر اینو می گفتید می پذیرفتم ولی لازم به ذکره که ادم در هر بعد اپن مایندی، از دست دادن سندیت پاکیش، براش واقعا سخته! اینطور که شما عرض می کنید، کسی که توی خارجه، بهش تجاوز میشه، باید عین خیالشم نباشه! نه این طور نیس، این یه آسیبِ که به روح آدمیزاد وارد می شه و هر کس در هر رنجی رو آزار می ده!
    و خوشحال می شدم موارد دیگه ای هم ، اگه هست، نام ببرید تا اگر میسره، بنده توجیه کنم.
    (:

  • حنانه گفت:

    دوست عزیز موضوع رمان متفاوت بود و بهت تبریک میگم بابتش رمان خوبى بود ولى جا داشت واسه ویرایش و واسه تأمل،دوست من باید اول از همه تطبیق زمان ها رو باید درست کنى
    زمانى که انقلاب شد سال ۵٧ بود و هر جور بخوایم حساب کنیم بگیو حتى اگه سال ۶٠ هم اینارو دستگیر کرده باشن و سه سال زندان باشه الیسیما میشه متولد ۶٣ دیگه نهایتاً چجورى در ١۶ سالگى کلاس دهم و آیفون داره و اینکه تلگرام و اینا هم باشه .
    اشکال دیگه اینجاس که آیفون بلوتوثش فقط به آیفون وصل میشه و اصولاً سخت میشه آهنگ و اینا ارسال کرد.
    و مشکلاتى که خود موضوع اصلى داشت
    رمان بدى نبود ولى خیلى جا واسه کار کردن داشت.
    دخترى که دم از اپن مایندى میزنه نباید از دست دادن دخترونگیشو پایان همه چیز بدونه ،
    خیلى جاها ،حرفایى زده میشد که قسمت دیگرو نقض میکرد
    نمى دونم شایدم من اشتباه میکردم
    موفق باشى عزیز م♥️

  • Miss.AB گفت:

    واقعا رمان خوبیه!حقایق جامعه ى مارو به خوبی نمایش میده،و صد البته جلد دوم از اول هم بهتره…

  • سنآتور(شروین دخت) گفت:

    @فرین,
    خیلی سپاس(:
    خوشحالم که تونستم تا حدودی تاثیرگذار بنویسم.

  • فرین گفت:

    عالی بود…موضوع و رمان هر دو به بهترین نحو نوشته شده بودن
    زندگی فاریا هایی که توی جامعه ما خیلی زیاده رو خیلی قشنگ توصیف کردید
    زندگی الیسیمایی که بی محبتیش باعث چنین اتفاقی شد
    زندگی الیسیماهایِ بی محبتی که توی جامعه ما وجود داره رو خیلی زیبا نوشتید!
    تبریک میگم بهتون به خاطر داشتن چنین قلم قوی و زیبایی:)
    موفق باشید

  • Shahhary گفت:

    جلد یک و جلد دو هر دوشون عالین . بی صبرانه منتظر ادامه داستانم

  • hadis.gr گفت:

    خیلی قشنگه.امامن جلد دوم بیشتردوس دارم حس حالش قشنگه .دست دردنکنه نویسنده عزیز

  • hadis.gr گفت:

    بسیارزیبا.جلددوم زیباتر

  • rozit_ta گفت:

    عالیه خیلی خوبه ^_^ البته جلد دومشو بیشتر دوس میدارم ^_^ ۳>

  • سنآتور(شروین دخت) گفت:

    خوشحالم دوست داشتید(:

  • زهراツ گفت:

    این رمان عالییییییه
    پرفکتتتتتتتツツツツツ

  • سناتور (شروین دخت) گفت:

    @سیده مهرناز,
    مرسی عزیز شما لطف دارید(:

  • مهسا گفت:

    سلام، چرا فروم باز نمیشه

  • me_myself گفت:

    سلام شروین دخت، me_myself ام
    من نمی تونم به فروم بیام چرا؟
    جان من برو از ۷۰۸۰ یا behtina بپرس ببین اخراجم کردن؟؟؟
    اصلا چرا باید اخراجم کنن؟؟؟
    جان من برو بپرس

  • mehraneh گفت:

    سلام.عالی بود…جلد اول جالب تر از جلد دومه…شخصیته سام خیلی جذاب بود…حیف شد ک مرد…ممنون از نویسنده عزیز

  • civil گفت:

    عااااااالیییییییی

  • سناتور (شروین دخت) گفت:

    @parmidanazari_roman,
    سلآم سپاس فراوان عزیز(:
    کیآوش هم تو رو دوست داره.

  • سناتور (شروین دخت) گفت:

    @دل ارا,
    سلام یه کم جلو تر بره حتما این موضوعی که گفتید درست میشه(:

  • سناتور (شروین دخت) گفت:

    @نیل,
    سلآم دوست عزیز.
    خب من به دلیل وقت کم، نتونستم اونطور که باید و شاید علل تغییرات الیسیما و کیا رو قید کنم هر چند که گوشه و کنار رمان اشاره کرده بودم(:
    و مرسی از نظرت عزیزم.

  • با سلام
    واقعا از شروین دخت عزیزم کماله تشکر رو دارم بابته این رمان زیبا واقعا که فوق العاده بود…
    به امید موفقیت روز افزونت عزیزم…

  • mahshid گفت:

    سناتور عزیز بابت داشتن قلمی زیبا و شیوا بهتون تبریک میگم رمان های بسیار زیادی خوندم (شاید حدود ۶۰۰ تا شاید کمتر شاید بیشتر) به جرئت میتونم بگم رمان هایی که با خواننده ارتباط برقرار کنند و اون را راغب به خوندن بقیه داستان بکنند بسیار بسیار کمه (شایدم انگشت شمار^_^) رمانتون بسیار عالیه جلد اول رفتار های الیسیما و طرز زندگی و… با واقعیت همخوانی داشت و جلد دوم که الان در حال نوشتنش هستید و سرسختانه دنبالش میکنم واقعا عالیه
    شما نویسنده ای هستید که قبل از نوشتن فکر میکنید و فقط به دنبال نوشتن یک رمان بی محتوا صرفا جهت نویسنده شدن نیستید…
    خسته نباشید^_^

  • Elaheh A75 گفت:

    سلام و خسته نباشید بابت سایت خوبتون و همچنین سناتور عزیز،قلمت عالیه جلد اول که خیلی خوب بود جلد دوم هم که در حال تایپه ومن دنبالش میکنم بی‌نظیره هردوتا جلد درنوع خودشون متفاوتندو زیبا به امید موفقیت های بیشتر

  • Fateme135ff گفت:

    تبریک میگم ب این قلم زیبا و دلنشین نویسنده ی عزیز❤این کارتون خوب نبود،”عالی” بود!فقط یه اشکال کوچولو داشت،ک آخرش یه جوری تموم شد،غم انگیز بود،ولی چون جلد دوم و ادامه رمان اومد،اون اشکال کوچولو از بین رفت.البته اشکال نیستا،یه وقت سوءتفاهم نشه،سلیقه من نپسندید☺بازم از طرف یه رمان خون حرفه ای تبریک بابت این توانایی ک هر کسی نداره.❤جدیدا بیشتر رمانا آبکی شدن.

  • Alnaz1010 گفت:

    می تونم بگم من با این رمان تامرز ریسه رفتم اما یه قسمت هایی مخصوصا پایانش به گریه افتادم
    این رمان واقعا یه جاهاییش حرف دل ما نوجوونا رو میزد . یه خسته نباشید میگم از ته قلبم
    و همینطور موفق باشی بتونی جلد دومو که تا الان هم عالی بوده به بهترین شکل ممکن به پایان برسونی.

  • نیل گفت:

    مرسی بابت رمان قشنگت… قلم جذابی داری که باعث میشه خواننده به سمت رمانت کشیده شه ولی یه چیزی این وسط برام جور در نیومد که شخصیتای داستان خیلی سریع عقیدشون عوض شد..یکی هر کاری ازش بر میومد و یه دفعه طلبه شد و عاشق طلبگی، باز هم عشق و حالش رو میکنه ولی عجیب پافشاری میکنه روی عقایدش..دختر داستان هم که کلا قید و بندی نداشت خیلی بی دلیل و یهویی توی جلد دوم با خودش میگه من چرا باید بزارم بقیه موهامو ببینن و ارزشم پایین بیاد..رمان هم به نحوی پیش میره که انگار حق کامل با پسرست، نمیدونم شایدم من اینجوری فکر میکنم|: یا شاید هم هدفته اشتباه هرکدوم رو به رخ بکشی خلاصه مچکر از سبک و قلم گیرات

  • queen گفت:

    سپاااااس بسیار رمان زیبایی بود جلد دوم رو هم دارم میخونم عالیه
    دست شما نویسنده گل درد نکنه
    قلم شیوایی دارید

  • میتونم بگم خیلی خوب بود و من عاشق کیاوش شدم:/
    و واقعا متفاوت بود

  • faty گفت:

    عالی و فوقالعاده ارزش خوندن داره ….رمانی ک ابکی و تکراری نیست …حتما بخونید

  • Aida گفت:

    من همه ی خواننده ها توصیه میکنم که این رمان و به همراه جلد دومش حتما دنبال کنند
    بدون شک پشیمون نمیشن

  • دل ارا گفت:

    جلد اول و دوم عالیه….فقط اگه میشه جلد دوم رو یکم از حالت خشکی در بیارین.ممنون.

  • سناتور (شروین دخت) گفت:

    @پردیس,
    به این سوال پاسخ داده میشه در ادامه ی جلد دوم(:

  • پرديس گفت:

    واقعا رمان زیبایی بود اما حیف که سام مرد..خیلی پایانش غم انگیز بود..و اینکه چطور میشه یه ادم با دعایی بمیره؟؟بنظرم امکان نداره..اما در کل دست نویسنده درد نکنه.ب امید کارهای بعدی

  • سناتور (شروین دخت) گفت:

    @meli,
    سلام عزیز.!
    اگر به خوبی با سبک ها اشنا باشید، متوجه می شید که بنده سبک خاصی برای رمان انتخاب نکرده بودم؛ منتهی اگر من سبک رئالیسم رو انتخاب می کردم، بله می لنگید داستان! اما مثلا در جلد دوم، سبک رئالیسمه، چنین مواردی دیده بشه، جای ایراد گرفتن داره ولی این جلد؛ نه!
    و ضمناً، خیلی هم غیر قابل درک نبود؛ هستن کسایی که ممکنه این شرایط براشون پیش بیاد.
    سپاس از دیدگاه تون(:

  • Marzie گفت:

    خیلی خوب بود ولی من یه ایرادی دیدم
    اونطور که گفتین سام ۲ سال طول کشید کلاس اول و رد کنه با کمک کسی به نام البرز یعنی سام از البرز بزرگتره ولی جایه دیگه ی رمان نوشته شده بود البرز تقریبا ۴ سال از سام بزرگتره
    ولی بدور از این ریز بینی ها تا تقریبا اواخرش خیلی خوب بود ولی آخرش یکم بد تموم شد
    موفق باشید و بی صبرانه منتظر جلد دوم هستم

  • meli گفت:

    سلام مرسی از نویسنده ی عزیز…
    ولی نمیدونم چرا من اصلن از رمان خوشم نیومد،درسته موضوع جدیدی داشت ولی بعضی چیزا زیادی اغراق بود…آخه مگه میشه دختره فرار کنه بره خونه پسره خانواده ی پسره هم ب راحتی قبولش کنن…بااینکه دختره شاگرد سمیه بود ولی دلیل نمیشه…خیلی زیادی همه چیزو راحت و ساده جلوه دادین،مخصوصا فرار الیسیما رو و این اشتباهه…
    ولی بالاخره سلیقه ایه…مرسی از نویسنده به امید کارای بهتر و پخته تر…☺

  • فاطمه گفت:

    واقعا فوق العاده بود .من خیلی رمان خوندم اما اخر این رمان تاثیری روی من گذاشت که هنوز تو شوک و ناراحتیم . اما ای کاش سام اخرش از داستان حذف نمیشد و فکر نمیکنم هیچ دعایی بتونه بطور مستقیم کسی و بکشه اینجور مرگ الکی واقعا خوب نبود اما رمان درکل عالی بود و حتما جلد دوم و دنبال میکنم. مرسی از نویسنده عزیز.

  • Andiaa گفت:

    سلام من عضو انجمن شما شدم میخوام رمان من به برلین نمیروم را پست به پست بخوانم اما اصلا نمیشود چطور بخونمش

    • CAPRICORN گفت:

      سلام. مشکل شما بخاطر اینه که نویسنده پست های رمان رو بحالت “مخفی تشکر” گذاشته، و تا پست تشکر نخوره قابل مشاهده نمیشه.
      ضمنا سوالات مربوط به انجمن رو میتونید از مدیران انجمن بپرسید.

  • سناتور گفت:

    @nafas,
    سلام عزیز،خیر اما در رمان دو جلده است و مطمئنا،ادامه داره(:

  • nafas گفت:

    سلام خسته نباشید.ببخشید میخواستم بپرسم اخر رمان خوب تموم میشه؟چون من اگه رمانی رو بخونم که پایانش تلخ تموم بشه واقعا مدتی افسرده میشم و تو روحیم خیلی تاثیر میزاره.ممنون میشم پاسخ بدید.

  • سناتور گفت:

    @ترسا,
    سلام دوست عزیز،خوشحالم که تاثیر گذار بوده(:

  • ترسا گفت:

    رمان خیلی قشنگ و تاثیرگذاری بود،جلددوم هم که درحال تایپه عالیه،بعضی قسمتاش من واقعااشکم درومد و این که سام واقعا عشقه،مرسی از نویسنده عزیز واقعا دمت گرم

  • ati گفت:

    سلام.وقتتون بخیر.جلد دوم رو نمیشه دانلود کرد؟؟؟؟

  • سارینا گفت:

    با توجه به اسم داستان فکر میکردم شخصیت اصلی داستان مرد باشه اما یه دختر بود به نظرم خیلی خوب بود که نویسنده از همین ابتدا میخواست تفاوت رمانش رو به رخ بکشد!
    رمان جذاب و جالبی بود پیشنهاد میشه.

  • آیهان مامانی گفت:

    عالی بود . مرسی

  • Banoo.m.k گفت:

    متفاوت و دلنشین ،تمام احساسات دوران بلوغ و شکل گیری شخصیتها طبیعی بود ،سپاسگزارم

  • سناتور گفت:

    @sahar,
    سلام زمان خاصی نمیتونم تعیین کنم.ان شالله اگه کمتر با حواشی در انجمن رو به رو شم،تا مرداد تموم شه.

  • سناتور گفت:

    @سحر isahar,
    سپاس فراوان از همراهی شما.
    بله زود تموم شد ولی هنوز ادامه داره و جلد دوم خیلی شیب بهتری داره.
    البته در جلد اول هم طوری جمع نشد که خواننده لذت نبره(:

  • سناتور گفت:

    @zahra,
    سلام،سپاس فراوان از شما،در این انجمن،همین جلد اول و دومش رمانهای من هستند.

  • سناتور گفت:

    @sadash,
    شما لطف دارید خانم سردش.حمایتهای شما از جلد اول هم،همیشه برای من دلگرمی بوده.

  • سما گفت:

    بعد از مدت ها بالاخره یه رمان زیبا، به دور از فحاشی و کلمه های بی معنا رو خوندم. آفرین به نویسنده ی توانای این رمان. قلم بسیار خوبی دارید.بی صبرانه منتظر جلد دومش هستم. موفق و پیروز باشید.

  • شیما گفت:

    خیلی تلخه

  • sinoos گفت:

    فوق العادست حتما بخوانید.
    سناتور عزیز تبریک بابت قلم خوبت.

  • Nahidanid گفت:

    رمان زیبایی بود
    من واقعا لذت بردم و بی صبرانه منتظر جلد دومم

  • فاطمه د گفت:

    چرا اولش نمی گین که پایانش تلخه یا خوش؟ چرا با احساسات آدم بازی می کنین؟ آخه من بدبخت تا دو روز گریه کردم وقتی خوندنش تموم شد. آخه چرا؟

  • ر..... گفت:

    سلام رمان زیبایی بود من در حال تایپ خوندم… پیشنهاد میکنم بخونیدش…

  • sadash گفت:

    جدا از عالی بودن این رمان من فکر میکنم لیاقت چاپی شدن رو هم داره و خواننده های زیادی پیدا میکنه . اصلا به نویسنده رمان نمیخورد که مرد باشن و بتونن انقدر لطیف و گیرا احساساتشون رو به خواننده منتقل کنند. قطعا توی جلد دوم که در حال تایپه همین قلم زیبا و گیرا به خواننده حتی بیشتر از جلد اول انتقال میدن… معلومه که در آینده نویسنده خوبی میشید. از خیلی رمان هایی که خوندم بهتر و عالی تر بود و همین نشون میده که شما یه آدم فوق العاده هستید. امیدوارم کارهای دیگه شمارو بتونیم بخونیم.

  • هه ناسه که م گفت:

    امیدوارم همیشه قلمت پر بار وگیرا باشد بی نظیر بود خیلی رمان خوندم میتونم بگم کار متفاوت وزیبایی بود عزیزدلم.بی صبرانه منتظر جلد دوم هستم.

  • zahra گفت:

    سلام خدا قوت
    من اولین بار اینجا کامنت می زارم دلم نیومد چیزی ننویسم برا شما و تشکر نکنم
    خیلی زیبا و قشنگ بود تشکر بابت اینکه می نویسی … لطفا رمان های قبلی که شما نوشتین معرفی می کنید .
    خیلی ناراحت شدم برا سام …

  • سناتور گفت:

    @s.g,
    سلام..
    سپاس از همراهی،بله جلد اول اینطور شده تا جلد دوم به وجود بیاد و بر هر ذهنیت غلطی خط بکشه.
    بهتره جلد دوم رو همراه من باشید و نظاره گر تغییرات باشید.:)

  • samira behdad گفت:

    سلام خسته نباشید. من در حال تایپ این رمان رو خوندم. فوق العادست و به شدت پیشنهاد میشه

  • pα®vα گفت:

    قلم خیلی خوبی دارین نویسنده عزیز…منتظر جلد دومشم…

  • سحر isahar گفت:

    عالی بود 🙂
    بعضی جاهاش غمگین بعضی جاهاشم به معنی واقعی طنز بود :))))
    پایان خوبی داشت ولی خیلیییی سریع جمع شد!!!

  • s.g گفت:

    سلام ای کاش بجای این پایان .کاری میکردین که راه درست رو هرکدوم از افراد رمان پیدا کنن و تا این حد غرق اشتباه نشن .مثلا سام میرفت با یه مشاور حرف میزد و کمک میخواست بجای کوتاه اومدن و تسلیم شدن.و سام با این تجربه تلخ دائمی زندگی از دنیا نمیرفت .خیلیا زندگی بدی ممکنه داشته باشن به دلایل متفاوت ولی حداقل یجا به خوشبختی رسیدن.خوبی این رمان این بود که به مردم میتونه به خوبی توضیح بده که چقدر تصمیم ها و رفتار های اشتباه ما میتونن زندگی دیگران رو خراب کنن که اینجا ما مسئولیم.و بدیش هم از نظر من اینه که همون طور که تو رمان الیسیما از فیلم تاثیر دید و ذهنیتش عوض شد.تو دنیای واقعی هم فرد با خوندن این رمان مایوس میشه چون انگار انسان ها عاجزن از نجات دادن خودشون از بدبختی و اطرافیان به راحتی میتونن فرد رو بد بخت کنن و خدا اجازه این مسئله رو میده و فقط نظاره گر میمونه و هیچ جای زندگی فرد به خوشبختی نمیرسه(درحالیکه این چنین نیست).ولی درکل قلم زیبایی داشتین .خسته نباشین.

  • sanai گفت:

    رمانت واقعا عالی بود ، هم ایده جدیدی داشت و هم اینکه اخرش ابکی تموم نشد .
    امیدوارم موفق باشی بی صبرانه منتظر جلد دوم هستم

  • sahar گفت:

    سلام عالی بود خداقوت. جلد دوم کی آماده میشه؟

  • Hedie گفت:

    عــــــــــــــــاااااااولیییی….به نویسنده رمان تبریک میگم …قلمتون خیلی خوبه *_*

    به امید موفقیت روز افزون دوست عزیز 🙂 *_*

  • رزمین رولینگ گفت:

    بسیار خوب و قلمی سرشار از هنر و احساس…چیزی شبیه قلم ویلیام فاکنر…

  • ماه گفت:

    خیلی خیلیییییییییییی عالی دوست عزیزم …… به امید موفقیت:)

  • star گفت:

    Aaaaaaawli booooood.. Khaste nabashid…shakhsiate sam ro kheili doos dashtam

  • Mademoiselle گفت:

    “این مرد ویران است” داستانی است که دید یک دختر نوجوان را به زندگی اش به طرز زیبا و نویی بیان می کند…
    امیدوارم به موفقیت های بالاتری دست یابید، دوست عزیز…×
    ۳>

  • جم گفت:

    رمانی با شروع جذاب و فکر برانگیز..
    تاثیرگذار تا میانه های داستان
    سوال برانگیز تا دو سوم داستان
    و شوک زده از پایان خواب دار و بدون تاثیر
    و اما تبریک به نویسنده ی عزیز آن بخاطر افکار خلاق و ابهام آمیزی که در طی داستان داشته
    به امید موفقیت در جلد دوم رمان

  • Ghostwriter گفت:

    تبریک میگم فرزندم!^_^
    موفق باشی.

  • snopooyf4 گفت:

    تبریک فراوون من در حال تایپم رمانتو میخوندم عمه جان ……. قلمت سبز و پایدار

  • Sabrina گفت:

    سلام و خسته نباشید بابت سایت خوبتون…
    میشه خواهش کنم رمان های ترجمه شده خارجی هم بزارید…مثل فاجعه زیبا و یا سری رمان های شیکاگو..
    واقعا از موضوعات تکراری رمان های ایرانی خسته شدم…اکثرا خارج از عرف اسلامی هستن و به شدت بچه گانه…
    خیلی ممنونم

    • CAPRICORN گفت:

      سلام و سلامت باشید.
      ما در انجمن به تازگی کار ترجمه رو به طور جدی شروع کردیم و به زودی سایت از این نظر هم تغذیه میشه.
      برای اطلاع از این موضوع و آشنایی با کار بچه های ترجمه، به این بخش در انجمن می تونید مراجعه کنید: http://forum.negahdl.com/forums/8/

  • س.زارعپور گفت:

    تبریک…
    به امید آثار بهتر و موفقیت بیشتر 🙂