دانلود رمان لیلی من نسترن موسوی کاربر انجمن

دانلود رمان لیلی من نسترن موسوی کاربر انجمن

 

آیدین کیانی پس از مرگ همسرش، به دنبال پرستاری برای تنها دخترش بارانا می‌گردد. از این سو دختری به نام لیلی پا به خانه‌ی آن‌ها می‌گذارد و…
(داستانی کاملا متفاوت با آنچه تا به حال خوانده‌اید)
***
مقدمه(به قلم خودم):
دست‌هایت پراز مهر بود. از همان سمتی که خورشید لبخند می‌زد.
از همان سمتی که خورشید از خط دریا پایین‌تر می‌رفت.
تو لبخند زدی، غرق شدی در آب‌های خیالم! تو مهربان بودی! فراتر از آنچه تصور می‌کردم.
اما خیالِ رفتنت برای من جهنم بود.
کاش می‌ماندی!
داستان برگرفته از یه زندگی واقعیه که من بهش پروبال دادم و شخصیت‌هایی رو هم بهش اضافه کردم!

 

دانلود رمان لیلی من نسترن موسوی کاربر انجمن

دانلود رمان لیلی من نسترن موسوی کاربر انجمن

فایل جدید apk ساخته شد

قسمتی از داستان »

کلید رو تو قفل در چرخوندم.
نفس عمیقی کشیدم و در رو باز کردم. اولین چیزی که شامه‌ام رو نوازش کرد، بوی قورمه سبزی بی‌بی بود!
وارد خونه شدم و در رو پشت سرم بستم. کفش‌هام رو توی جا کفشی گذاشتم و به سمت آشپزخونه رفتم.
– سلام بی بی!
نگاهِ عجیبی بهم انداخت و گفت:
– سلام به روی ماهت لیلی جان! چقدر امروز زود اومدی!
سعی کردم لبخند بزنم. لبخندی که خیلی وقت بود باهاش قهرم! بدونِ اینکه جواب بی‌بی رو بدم در قابلمه رو

برداشتم که بخار غذا روی صورتم پخش شد.
– اوم، بی‌بی دستت دردنکنه.
درحالی که داشت برنج رو آب کش می‌کرد گفت:
– می‌دونستم دوست داری، برای همین درست کردم! حالا هم برو لباسات رو عوض کن عزیزم. غذای شاهوردی رو هم می‌دم ببر!
با آوردن اسم “شاهوردی” اخم کردم. کی تموم می‌شد این شاهوردی؟! کی خلاص می‌شدیم از دستش؟
کیفم رو از روی شونه‌ام کندم و انداختمش روی تخت، خسته بودم! به معنای واقعی. نیم نگاهی به ساعتِ خاکستری

رنگ روی دیوار انداختم که هدیه‌ی شرکت (…) بود! برای جذب مشتری.

با عوض کردن لباس هام؛ به سمت سرویس بهداشتی رفتم و نگاهِ عمیقی به صورتم انداختم.
سفید، بی حس، صورتی که کاملا به زردی می‌زد و چشم‌هایی که اونقدر مشکی بودن

نام رمان : لیلی من

نویسنده : نسترن موسوی کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه. معمایی

ویراستاران : :~LiYaN~:.

تعداد صفحات کتاب : 220 پی دی اف ،573 جار

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۲) دیدگاه برای “دانلود رمان لیلی من نسترن موسوی کاربر انجمن” ثبت شده است.
  • shadi گفت:

    رمان رو همین طوری تو هم توهم سر هم کردید . این از اول داستان که گفت چشمای سیاه و … این از بعدش که گفت چشمام عسلی بعدش که یه دفعه همه ی شخصیاتا از رمان می رفتن مثل مژده و ترانه و کامران و دختر ایدین
    نتونستم اونطوری که باید از داستان لذت ببرم

    [پاسخ به این نظر]

  • ثنا گفت:

    سلام دوستان،من با فرمتapkدانلود میکنم نصب هم میکنم ولی فایل برام باز نمیشه کسی میدونه چرا؟من دو سه ساله تمام رمانامو با همین فرمت مطالعه میکنم

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    سلام. این فرمت اصلاح شد؛ فایل قبلی را اگه نصب کردید حذف کنید و جدید را دانلود و نصب کنید.

    [پاسخ به این نظر]

  • daniya گفت:

    سلام ابتدا از خواندن نوشته ی گفتم چه رمانی باید باشه هنگامی که رمان رو تموم کردم فهمیدم که رمان اول شماست احساس میکنم اخرای رمان رو خیلی زود سر هم اوردین خیلی جا داشت رمان رو بهتر بکنید و اینکه چرا همه شخصیت ها یک هو ناپدید شدن اون از مژده که اصلا معلوم نبود برای چی تو رمان حضور داشت وترانه هم که بعد از عقد یک بار با لیلی در تماس بود با این نوع نگارش. خواننده احساس میکرد لیلی شخصیت منزوی داره و این اصلا خوب نیست و این هم بگم که اصلا از سکته بی بی جای عقد ترانه و یک دفعه ابراز احساسات ایدین خوشم نیومد خیلی بهتر میتونست باشه معذرت میخوام اگه ناراحت شدین از نقد اما این پست رو تایپ کردم تا در اینده رمان های خیلی بهتر از شما ببینم منتظر رمان بعدیتون هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • Banoo.m.k گفت:

    خسته نباشید ،موضوع رمان مخلوطی از چند تا رمان با هم بود ،خیلی یهویی همه چی اتفاق افتاد ،شخصیت های رمان مثل مژده یهو تو داستان حذف شدن معلوم نبود حضورشون برا چیه ،کاملا غیر قابل باور بود امیدوارم رمان بعدیتون کاملتر و باورپذیرتر باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن موسوی گفت:

    @شونا,
    سلام شونا جان، مرسی از نقد و نظرت♥
    به هر حال این اولین نوشته ی من بود ، از سر بی تجربگی اشکالات و ایرادات زیادی داشتم
    به هرحال ممنون:)

    [پاسخ به این نظر]

  • اسما گفت:

    سلام هرکارمیکنم بالا نمیاد رمان ازطریق apkمیرم

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    سلام. این فرمت اصلاح شد؛ فایل قبلی را اگه نصب کردید حذف کنید و جدید را دانلود و نصب کنید.

    [پاسخ به این نظر]

  • جواد خواجه گفت:

    سلام چرا نسخه Apkبازنمیکنه لطفا جوابم بدیدممنون

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    سلام. این فرمت اصلاح شد؛ فایل قبلی را اگه نصب کردید حذف کنید و جدید را دانلود و نصب کنید.

    [پاسخ به این نظر]

  • شونا گفت:

    داشتم اولشو میخوندم گفتم شاید خوب باشه اما دو سه جاش گفته ها عوض میشد مثلا اولش میگفت به چشمای مشکی رنگم نگاه کردم که خیلی هم انگار مشکی بوده با تعریف نویسنده بعد یه جا آماده میشه بره بیرون میگه به چشمای عسلی رنگم نگاه کردم نفهمیدم چشماش چه رنگیه بالآخره و یه سری جاهای دیگه همینطوری بود. خلاصه بعد از بیس صفحه دیگه نتونستم بخونم جالب نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • ارام گفت:

    سلام ممنون از زحمات نویسنده عزیز
    موضوع خوبی بود اما جای کار زیاد داشت خیلی بیشتر از این میشد شاخ و برگش داد
    روند داستان خیلی تند پیش رفته بود برای همین خواننده داستان نمی تونه خوب داستان و درک کنه و باهاش همراه بشه
    منتظر رمان های بعدیتون هستیم
    امیدوارم قلمتون روز به روز بهتر بشه

    [پاسخ به این نظر]