دانلود رمان قطار شماره ۱۹۱، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می کند

دانلود رمان قطار شماره ۱۹۱، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می کند

دانلود رمان قطار شماره ۱۹۱، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می کند  رها، دختری‌ست که به عنوان مهمان‌دار در قطاری کار می‌کند.

طی اتفاقاتی که در آن قطار می‌افتد، زندگی روتین رها پر از هیجان می‌شود و در این بین…

***
سلام به همه‌ی عزیزان
ممکنه با خوندن خلاصه، با خودتون بگید که مگه مهمان‌دار زن هم برای قطار داریم؟
باید خدمتتون عرض کنم که من در این رابطه تحقیق کردم و اون‌طور که به من اطلاع دادن فقط یک قطار هست

که دارای مهمان‌دار خانمه، چیزهایی که نوشته شده بر اساس تحقیقات خودمه.

دانلود رمان قطار شماره 191، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می کند

دانلود رمان قطار شماره ۱۹۱، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می کند

 

پیشنهاددانلود رمان سرابی در مه کار گروهی کاربران نگاه 

فسمتی از داستان :

از سرما داشتم یخ می‌زدم. هنوز مسافرگیری کامل نشده بود، نگاهی به لیستم کردم، هنوز ده نفر مونده بود!
دستمال گردنم رو صاف کردم که دیدم یه خانواده به سمتم میان. خدا کنه مال همین واگن باشن.
– سلام خسته نباشید.
به روی مرد مسنی که به نظر سرپرست اون خانواده‌ی چهارنفره می‌اومد، لبخندی زدم و گفتم: زنده باشید.
بلیطش رو سمتم گرفت. اول شماره واگن رو چک کردم، خدا رو شکر مال همین‌جا بودن. نگاهی به اسمشون کردم، دو مرد و یک زن و یک دختربچه. نگاهم روی هر چهارتاشون چرخید، با خودکار کنار اسمشون تیک زدم.
– بفرمایید کوپه شماره ۳، ابتدای واگن.
کمی از جلوی در ورودی کنار رفتم و گفتم:
– خیلی خوش اومدید.
تشکری کردن و با کیف‌هاشون بالا رفتن. با اندوه توی دلم گفتم هنوز شش نفر دیگه مونده.
خدا ساغر رو لعنت کنه که من رو فرستاد.
دیدم دو تا مرد گیسو بلند دارن میان طرفم، با دیدن کیفِ توی دست یکی‌شون متوجه شدم که هنرمند هستن.
اونی که تپل‌تر بود گفت:
– سلام.
– سلام، بلیطتون رو لطف می‌کنید.
لاغرتره بلیطش رو بهم داد، چهار تا صندلی برای دو نفر؟
– دربست گرفتید؟
– بله، دربسته.

پیشنهاد :دانلود رمان آخرین آرزوی مادر ویژه نگاه دانلود

اسمشون رو تیک زدم.
– خوش اومدید، کوپه شماره‌ی ۶ برای شماست، انتهای واگن.
تشکری کردن و رفتن.
با ذوق شوق توی دلم گفتم فقط دو نفر دیگه!
اون دو نفر هم توی یک فاصله زمانی اومدن و وارد شدن. همون‌طور لنگ در هوا موندم تا اعلام کنن وقتِ حرکته.
سرپرستمون رو از دور دیدم، مردی مهربون و جدی بود، مو‌های جوگندمی داشت و صورت کشیده‌اش بی‌نقص بود.
– سلام خانم کاویان.
– سلام.
– همه‌ی مسافرها تکمیل شدن؟
لیست رو بهش دادم و گفتم:
– بله، همه سوار شدن، سه تا کوپه دربستی داشتم و بقیه کامل پر شدن.

پیشنهاددانلود رمان پرستاران بخش عشق
تبلیغات

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : داستان کوتاه قطار شماره 191، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می‌کند

نویسنده : NAVA-K کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

ویراستاران : .:~LiYaN~:.

تعداد صفحات کتاب : 75 پی دی اف.120 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/236847/

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۱۰) دیدگاه برای “دانلود رمان قطار شماره ۱۹۱، ایستگاه را به مقصد عشق ترک می کند” ثبت شده است.
  • سارا گفت:

    مضخررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررف

  • آیدا گفت:

    واقعا موندم هدف نویسنده از نوشتن این رمان چی بوده :/

  • نیلو گفت:

    دقیقا چیشد؟؟؟؟؟؟تموم شد؟؟؟من تازه شروع کرده بودم ب خوندن؟؟؟؟

  • نسیم گفت:

    نویسنده ی عزیز انگیزه ات چی بود درکت نمی کنم

  • Elahe گفت:

    خیلی مضخرف بود لطفا ازاین رمانا دیگع تو سایت نزارین

  • ترلان گفت:

    خیلی چرت بود اصلا اسمشو نمیشد گذاشت رمان

  • titi78 گفت:

    نویسنه عزیز خسته نباشید ولی خوب نبود

  • Fateme گفت:

    افتضاح.این چی بوداخه!نه سرداشت نه ته!اه

  • ary گفت:

    من اهل انتقاد تند و تیز نیستم اما جدا این رمان بود؟نه توصیفات قشنگی داشت،نه دیالوگ و مونولوگ های جالبی…
    به نظرم اصلا خوب نبود.فوق العاده ضعیف و سطحی
    با تشکر

  • badri گفت:

    خوب بود.فقط نفهمیدم چرا خون به دختره ندادن وقتی داشتن.