دانلود رمان شاهزادگان ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان شاهزادگان ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان شاهزادگان

“دو سرزمین” از سرزمین انسان‌ها و الف‌ها تشکیل شده. شاهزادگان این سرزمین هستند

که داستان ما را رقم زده و دنیایشان را نجات می‌دهند. سوالی که ذهن شما را مشغول می‌کند،

این است؛ چه‌طور؟ سال‌ها گذشته و کسی خون آشام‌های درنده را ندیده بود.

خون آشام‌هایی که می‌خواستند دو سرزمین را به هر قیمتی شده به چنگ آورند.

دنیای آن‌ها آرام بود و به دنبال دردسر نمی‌گشت. تا این‌که…

دانلود رمان شاهزادگان

دانلود رمان شاهزادگان

نام رمان:شاهزادگان
نام نویسنده:ELIFA|کاربر انجمن نگاه دانلود
ویراستار: DENIRA
ژانر:تخیلی_عاشقانه_معمایی
نام تایید کننده:کهربا.م.ر
سطح رمان: نیمه‌حرفه‌ای

مقدمه:
همه‌ی ما یک شاهزاده‌ایم.
با قدرت و اراده‌ای استوار،
که هر دشمن کوچک و بزرگ را از پا در می‌آورد.
مهم نیست چه کسی به ما خــ ـیانـت می‌کند،
و کدامین کس تا آخر داستان با ما همراه است.
قصه ما، قصه جنگ و خون‌ریزی نیسـت؛
بلکه نشان دهنده اتحاد ماست.
اتحادی که تا ابد، پابرجاست و روز به روز محکم‌تر می‌شود.
اهمیتی ندارد که آینده چه نقشه‌ای برایمان کشیده است.
زیرا،
این است رسم شاهزادگان!
بذارین اول یه توضیح بدم راجع به موجودات رمانم.
الفelf :موجوداتی بسیار باهوش و بادرایت و زیبا هستن که همه اونا رو با گوش‌های بلند و نوک تیزشون می‌شناسن.

معمولا از حواس بسیار تیزی برخوردارن و نیمه جاودانن؛ یعنی به مرگ طبیعی نمی‌میرن مگر اینکه کشته بشن.
اورکorc: اورک‌ها معمولا نماد شرارت هستن. توی تصمیم‌گیری عاجزن و از چهره‌ی خوبی برخوردار نیستن.

بوی بدی میدن و حالت از دیدنشون به هم می‌خوره.
***

قسمتی از داستان :

و با خود گفتم:
-تا اومدن سیسیلیا می‌خوای پشت این پنجره بمونی و کاری نکنی؟
این کار کاملا ناشدنی بود. من از آنکه هیچ کاری انجام نداده و ساعت ها به آن شومینه قهوه‌ای رنگ و کهنه خیره شوم،

متنفر بودم! شنلم را روی تنم محکم کرده و با عجله از قصر بیرون زدم. باد شدیدی از سمت شرق می‌وزید

و باعث می‌شد که درختان بلوط با سرعت تکان بخورند.

سوز سرما موجب شد تا شنل را بیشتر به خود پیچیده و دستانم را زیر آن مخفی کنم.

خواستم از آن پله های سنگی پیچ در پیچ عبور کنم که درد در سینه‌ام فوران کرد.

دوباره آن درد کهنه که گاهی اوقات به جانم می‌افتاد و مرا تا سرحد مرگ می‌کشاند.

سعی کردم مانند دفعات قبل به آن اهمیتی ندهم تا درد تمام شود. درد شدیدی بود؛ ولی عادت باعث شده بود

تا بتوانم در مقایسه با بار اول بیشتر آن را تحمل کنم. صاف ایستاده و به رفتنم ادامه دادم.

خوشبختانه درد آن بسیار کمتر و قابل تحمل شد. از پله ها که پایین آمدم، با تمام وجود به سمت برف‌ها دویدم.

حس خوب آرامش و آزادی هم‌زمان به من هجوم آوردند. همین‌طور که در حال و هوای خود آزادانه می‌دویدم،

محکم به کسی برخورد کرده و به زمین افتادم.

او یک شخص نیرومند بود که خود را در برابر او مثل پر کاهی بیش ندیدم.

سرم را بالا آورده و با پادشاه الف ها رو به رو شدم. چهره اش همانند الف های دیگر بسیار زیبا بود.

آن موهای تقریبا سفید با چشمان مشکی اش تضاد بسیار زیبایی بوجود آورده بود، او را بسیار دوست داشتنی‌تر می کرد.

می‌شد در چشمانش برق تعجب را دید. شاید به این خاطر بود که مرا در آن سرما تنها دیده است

و حتی سرباز ها هم به سمت من نمی‌آیند.
-اوه، آنجلا!

نام رمان : شاهزادگان

نویسنده : ELIFAکاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه.معمایی

ویراستاران : DENIRA

تعداد صفحات کتاب : 388 پی دی اف, 1222 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/151123/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم …کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج…شعر..شیمی..علم
انجمن نگاه دانلود
http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۹) دیدگاه برای “دانلود رمان شاهزادگان ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • queen گفت:

    وای عالیییییی من همش twilight تو ذهنم بود این واسم جذابش میکرد.مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام خسته نباشید
    این رمان فوق العاده ست.
    واقعا ارزش اینو داره وقت بذاری براش.
    ممنون از نگاه جون و نویسنده عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • کیانا گفت:

    رمان عالیه. توپ توپ. حتما بخونیدش

    [پاسخ به این نظر]

  • ستاره گفت:

    کی انقدر لایک داده به این رمان

    [پاسخ به این نظر]

  • sahar گفت:

    بسیـــــــار عالـــــــــی؛من خیلی دوسش داشتم.

    [پاسخ به این نظر]

  • دلربا گفت:

    عالی بود خیلی ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • shadi گفت:

    اول سلام و خسته نباشید ب همه کسایی ک این سایتو اداره میکنن خیلی سایت عالی هست دوم اینکه من این رمانو درحال تایپ خوندم خیلی دوستش داشتم بنظرم پشیمون نمیشین

    [پاسخ به این نظر]