دانلود رمان سیاوش جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان سیاوش جاوا، اندروید،pdf،ایفون

۲۳۰

دانلود رمان سیاوش جاوا، اندروید،pdf،ایفون

سلام دیگه تکرار نمی کنم تنها راه حمایت و کمک شما به  نگاه دانلود عضویت در انجمن نگاه دانلود تا اجتماع کاربر های نگاه دانلود به تعدادی که لایق اون هست برسه جهت عضویت کلیک کنید

نام رمان : سیاوش
نویسنده : Behnam.r
ژانر : درام،حادثه ای،جنایی،عاشقانه
خلاصه:
روایتی از بی مهری ها…از نبرد ها و انتقام ها…ازخیانت ها و عاشقانه

ها…از خنده ها و گریه ها…روایتی عاشقانه و پر شور از جراحت های بی

انتها…روایتی پیچیده و رمزآلود…روایتی پر فراز ونشیب که سیاوش داستان

ما رقم میزند…مردی از جنس قهرمان های بی دریغ…مردی از جنس آتش

های شعله ور…ازتبار افسانه ها…از تبار رستم ها و سیاوش ها…سیاوش

که به دلایلی به زندان افتاده بود،بعداز شیش سال آزاد می شود و در

راهی قدم میگذارد که ماجرا های این رمان را به وجود میاورد…قصه ی

مردی است که به مشت کردن دست هایش محکوم است وبه ایستادن و

جنگیدن…مردی که شیش سال جام انتظار را سرکشید و حالا وقتش است

که بازی را آغاز…بازی ای از جنس نبرد و خون و انتقام…انتقامی از کسی که هم خون اش است اما دشمن خونی اش محسوب می شود…

مقدمه:
گذشته آیینه ای است که میبینم تمام خاطراتم را،خاطرات خوب وزیبایی که مثل قاب عکس خالی مادر شعله ور گشتند…عکس ها سوختند،من به زیر این همه آوار جان کندم…آواری از عکس های یادگاری و روز های خیالی…مادر رفت،من ماندم و عکس هایی که بوی خاکستر تاروپودش بود…روز ها سوختند ولیکن من ققنوس وار از دل آتش بُرون رفتم…
شالگردن معطری داشت،بوی مهربانی می داد بوی عشق های قدیمی…یادم است می گفت مادرت برایم بافته بود آری…بوی پاییز و بوی دلتنگی…روز های دور از معشوق…بوی دلتنگی بوی خاموشی…بوی روز های قشنگ می داد…
اکنون بوی اشک های نیمه شب دارد؛
از دست هایم خون میچکد هر روز،ابروان درهم…

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف414 جار 8000

ارتباط با نویسنده : http://forum.negahdl.com/members/12820/

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/101202/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۳۶) دیدگاه برای “دانلود رمان سیاوش جاوا، اندروید،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • الهام گفت:

    سلام هرکتابی دانلود میکنم باز نمیکنه لینکش خراب

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۶ ۱۱:۲۲ ق.ظ:

    سلام. تست شد و لینک ها مشکلی نداشتند.

    [پاسخ به این نظر]

  • Delaram گفت:

    یعنی دیگه جلد دومی در کار نیست؟؟؟!
    چه بد

    [پاسخ به این نظر]

  • BEHNAM.R گفت:

    با عرض سلام، باید گفت من از همه معذرت می خواهم بابت تاخیر. اما متاسفانه تو برنامه ی من تغییرات به وجود اومده که دیگه نمی تونم این رمان رو ادامه بدم.قبلا وعده ی چاپ داده بودم اما مشکلاتی پیش اومد که واقعا دیگه نمیشه به همین خاطر این جلد به عنوان یک جلد واحد به حساب میاد که خواننده می دونه یه پایان باز براش متصور بشه.باز هم از همه معذرت می خواهم و ممنون از صبر شما و همه

    [پاسخ به این نظر]

  • Delaram گفت:

    سلام و خسته نباشید به نویسنده محترم
    جلد دوم هنوز در دست تایپ هستش؟؟!
    من از انتظار کشیدن بدم میاد، میخوام صبر کنم هر وقت جلد دوم اومد اون وقت شروع به خوندن کنم؛ از طرف دیگه هم صبر ندارم، میخوام هر چی زودتر این رمانی رو که انقدر همه ازش تعریف کردن رو شروع کنم
    حدودا چقدر زمان دیگه رمان تموم میشه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • mobina گفت:

    عاللللللیییییی بود . واقعا باید به نویسندش خسته نباشید گفت
    همچنین ممنون از سایت خوبتون:)))

    [پاسخ به این نظر]

  • BEHNAM.R گفت:

    سلام دوستان بابت تاخیر ها پوزش می طلبم.باید بگم از همه ممنونم، جلد اول این رمان درحال ویرایشه، جلد دومم درحال تکمیل.انشالله این دو جلد با اسم واحد«پوکرخونین ۱و۲» چاپ بشه که در اون صورت از همین طریق اطلاعات چاپش رو خدمت دوستان می رسونم، تشکر از همه

    [پاسخ به این نظر]

  • کوثر گفت:

    سلام و عرض خسته نباشید خدمت نویسنده رمان بسیار زیبای سیاوش.رمان شما بین بهترین رمان هایی بود که خوندم و بی صبرانه منتظر جلد دومش هستم . البته از رو لینکی که برای دنبال کردن جلد دوم گذاشته بودین وارد شدم ولی متاسفانه چیزی دریافت نکردم . کاش راهی برای دنبال کردن جلد دوم رمان بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Mina گفت:

    سلام خیلییییییییی رمانتون عالی بود خیلییییییی دوست داشتم این شخصیت سیاوش عالی بود .کو پس جلد دومش ؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • تارخ گفت:

    با عرض پوزش از آقا بهنام نویشنده محترم،
    انصافا تا حالا هیچ کتابی نتونسته بود اینهمه رو مخ من رژه بره…
    پر از تحیلاتی بود که هیچ جوری نمیشد درکشون کرد…بعنوان مثال بعد از سرقت از بانک در حالی که چندین نفر از یارانشون رو از دست دادن ولی سیا و شریف بایه لبخند و خونسر آبشون رو میخورن و غریو شادی سر میدن…البته کتاب پر بود از این اتفاقای عجیب و غریب…آقا بهنام این اتفاقا توی چه گشوری افتاده که این همه کشت و کشتار میشه ولی دریغ از حضور پلیس؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۶ ب.ظ:

    @تارخ,
    سلام دوست خوبم 🙂 خب باید عرض کنم شاید حق با شما باشه،اما خب مگه شما از یه رمان یا یه فیلم با ژانر حادثه ای جنایی چه توقعی دارین! تخیلی وقتی میشه که یه اتفاقی اصلا به هیچ وجه قابل امکان نباشه مثه رمان های تخیلی فانتزی یا مثلا هری پاتر؛اما خب این رمان با وجود همه ی اغراق هاش باید بگم درست نوشته شده چون مولفه های ژانر یعنی حادثه ای جنایی کاملا رعایت شده.از طرف دیگه رمان “پلیسی” نبود برای همین حضور پلیس کم رنگ بود. در واقع زیرمجموعه ی ژانر “مافیایی” هست که ذکر نشده.و ما میبینیم تو هر کشوری قدرت مافیا و درگیری هاشون حتی از توان پلیس هم خارجه کافیه یه سری به صفحه ی حوادث بزنید.اما خب بازم خوشحالم که نظر گذاشتین امیدوارم که وقتتون رو هدر نداده باشم 🙂 موفق باشین

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    سلامجلد دوم رمان.کی تو سایت گذاشته میشه ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۵ ب.ظ:

    سلام..هرزمان تایپش تموم بشه..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • bita گفت:

    سلام, واقعا خسته نباشید باید گفت به این رمان که با وجود طولانی بودنش واقعا انسجام داره…ولی نقاط مبهم زیاد داشت..عکسی که پدر هستی پنهان کرد,راز شریف بابا,انفجار خونه هستی و پری…. ولی در کل خیلی قشنگ بود من خیلی خوشم اومد اولین نویسنده مذکر که رمانش چندتا موضوع رو باهم داره,عاشقانه و جنایی و معمایی,,,,عالی بود…بی صبرانه منتظر فصل دومم..بازم خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۹ ب.ظ:

    @bita,
    سلام:) اینقدر نظرتون زیبا بود که دلم نیومد پاسخ ندم؛ممنونم از اضحار لطفتون خوشحالم که تونستم لحظات خوشی براتون بسازم. در مورد گره ها هم باید بگم صبور باشین تو جلد دوم همش حل میشه 🙂 خوشحالم از همراهیتون موفق باشین

    [پاسخ به این نظر]

  • تارا گفت:

    سلام خسته نباشی نویسنده عزیز ..و تبریک ب خاطر اینکه رمانتون اومد روی سایت امیدوارم جلد دومشم مثله اولی عالی باشه.
    خسته نباشی

    [پاسخ به این نظر]

  • Behnam.r گفت:

    سلام دوستان جلد دوم رمان تو انجمن درحال تایپه خوشحال میشم عضو بشین و دنبال کنید اینم لینکش
    http://forum.negahdl.com/threads/116463/

    [پاسخ به این نظر]

  • GOLEMARYAM گفت:

    سلام خیلی داستان قشنگی بود منو حسابی به خودش مشغول کرد اما خیلی مشتاقم قسمت دوم رمان رو بخونم چون گره خیلی زیادی داشت
    بابا شریف چه معمایی داشت پری چه نقشه ایی داشت
    جر و بحث پدر و مادر هستی و اون عکسی که پدرش قایم کرد چی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • محمود گفت:

    سلا م خسته نباشی از نویسنده کتاب سیاوش تشکر میکنم ومرسی از مطالب قشنگت .اما تا حدودی حاشیه زیاد داشت به عنوان مثال هر موقع فکر سیاوش میرفت به گذشته . دراین خصوص خیلی توضیح داده شده ویا وقتی به هستی هم فکر میکردم همینطور بود با توضیحات زیاد اما درکل واقع عالی بود ودمت گرم … آقا بهنام در پایان این کتاب سیاوش میخواد با هستی ازدواج کنه که خونه ای هستی منفجر میشه . و بعد نوشته شده این دلستان ادامه داره حالا عزیز منظور از دوجلدی پایان کتاب تا همین جا بود ویا اینکه جلد دوم جداگانه نگارش شد .

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۲۰ ب.ظ:

    @محمود, سلام دوست عزیز خوشحالم ازاینکه خوشت اومده درمورد حاشیه باید بگم من خواستم شیوه ی جدیدی رو ارائه بدم برای همین درمورد گذشته توضیح دادم تا سرکذشت شخصیت ها هم معلوم بشه.اتفاقات اخر رمان با یه سری ابهامات همراست که داستان جلد دوم رو رقم میزنه کاملا جدا نیست اما بی ربط و مربوط هم نیست خوشحالم که خوشت اومده مهربان 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام آقا چرا اینطوری رمان مینویسین من طاقت ندارم واسه جلد دومش….کی میاد؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • amir گفت:

    جلد دوم داستان کى میاد

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۲۲ ب.ظ:

    @amir, سلام به زودی تو انجمن نگاه شروع به تایپ میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    تقریبا میشه گفت یه پایان باز و کمی تلخ داره

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

    @فاطمه, سلام خانوم رمان در دو جلد نوشته میشه و پایان کل داستان خوش است ممنون بابت وقتی که گذاشتین

    [پاسخ به این نظر]

  • ترنم گفت:

    دقیقا لطفا بگید آخر رمان تلخ یا شیرین ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۴۴ ب.ظ:

    @ترنم, پایان جلد دوم رمان خوش تموم میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • خورشید3137 گفت:

    سلام از نویسنده های عزیز خواهش میکنم ک بگن پایان رمانشون خوشه یا تلخ چون بعضیا اصلا پایان تخ رو دوست ندارن و نمیخونن پس لطفا در خلاصه پایان داستان قید بشه

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۱ ب.ظ:

    @خورشید۳۱۳۷,
    سلام،من نویسنده رمان هستم این رمان توی دو جلد نوشته میشه که در واقع یه داستان واحد رو دارن پس انتهای رمان در پایان جلد دوم صورت میگیره که خوشه با تشکر

    [پاسخ به این نظر]

    خورشيد3137 پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۵ ۲:۱۷ ب.ظ:

    @Behnam.r,
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • MEHRSÀM ARIA گفت:

    تبریک میگم سیاوش اومد صفحه اصلی .
    خسته نباشی .

    [پاسخ به این نظر]

    Behnam.r پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۵ ق.ظ:

    @MEHRSÀM ARIA,خیلی ممنون ازتون مهشاد خانوم

    [پاسخ به این نظر]

  • Miss-F گفت:

    نه این رمانو قبلا خوندم ولی زیاد خوشم نیومد….

    خیلی غمناکه،با این که پایانش خوشه ولی برا اونایی که طرفدار رمان عاشقانه ی طنزناک هستند،مناسب نیست!

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats