دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود

خلاصه : دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود . (سَقف کاغَذی) روایتگر آدم هایی که هرکدام در گذشته خودشون رو جا گذاشتن و برای پیداکردن قلب و روحشون دست به هرکاری می زنند. از دختر پرآوازه ای که با یک گذشته نامعلوم هشت سال به بدنامی معروف شده و به خاطره همین گذشته تلخ روز عقدش مجبور به فرار میشه، از گذشته مردی خوش نام و سرشناس که برای جبران اشتباهاتش دست به هرکاری میزنه. تا آدم هایی رو به تصویرمیکشه که سر زندگی قمار می کنند.
تمام شخصیت های داستان سرگذشت خودشون رو دارند اما به نوعی هرکدام به زندگی هم گره خوردن و تاثیرمی گیرند.
(بیشتر بخش ها مربوط به گذشته میشه)

دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود

نام رمان :سَقف کاغَذی
موضوع :اجتماعی، عاشقانه کمی معمایی و روانشناسی
نویسنده :بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود

سلام دوستان گل نگاه دانلود

ان شالله که ایام عید ساعات خوشی بر شما گذشته باشه. ان شالله از این بعد اپدیت سایت منظم خواهد بود.

از شما دوستا تقاضا دارم برای پیشرفت انجمن نگاه دانلود وسایت در انجمن عضو شوید وبا همراهی و نقد رمان ها به نویسنده ها انگیزه بهترنوشتن را بدید کلیک کنید


مقدمه :
“هیاهوها تمام شد
جز سکوت و سیاهی شب چیزی نه شنیده می شود نه دیده
به همه چیز می اندیشم
به حرف های نا تمام درسینه مانده
به روزها و ساعت های هدر رفته، به رویاهایم
در اسمان به دنبال ستاره ای می گردم تاشبم را روشن کند
ستاره ای سوسو می زند و به یاد می اورم اگر تنهای تنها شوم
بازهم خدایی هست.”

قسمتی از متن:

برای بار هزارم به کاغذتو دستم خیره شدم. چشمم به خط تیره مثبت خشک شده بود. هنوزهم باور کردنش سخته.

با حرص کاغذ مچاله شده رو به گوشه ای پرت کردم. چشمام سیاه تاریکی می کرد. ازشدت ضعف سرم رو به مبل تکیه دادم

و چشمام رو با درد روی هم گذاشتم. همین امروز که قرار بود جشن دو نفره ای داشته باشیم باید این خبر گند بزنه به حالم. 

به درخواست نویسنده و به دلیل در دست چاپ بودن رمان، لینک های دانلود برداشته شد.

نام رمان : سقف کاغذی

نویسنده : بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : اجتماعی - عاشقانه - معمایی - روانشناسی

ویراستاران : بهارگل

تعداد صفحات کتاب : 682 پی دی اف ، 2811 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/105222/

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۰۲) دیدگاه برای “دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • Zahra_73 گفت:

    جز بهترین رمان هایی بود ک خوندم خوشبتانه کسل کننده نبود و با قلم زیبایی نوشته شده
    ولی اخرای رمان میشد بهتر باشه
    خسته نباشی

    [پاسخ به این نظر]

  • الهه گفت:

    سلام تبریک به نویسنده عزیز ….عالی بود….رمانی جذاب و دوست داشتنی با پایان خوش پیشنهاد میکنم بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • آذین گفت:

    وای من همشونو خوندم!!از بینشون به شدت حصار تنهایی من،در همسایگی گودزیلا،آواز چکاوک و پشت رو کوه رو پیشنهاد میکنم…

    [پاسخ به این نظر]

  • Marzie گفت:

    واقعا محشر بود شخصیت ها عالی بودن ولی در مورد دیار یه کم کم لطفی کرده بودین خیلی شخصیت بی دست و پایی بود اصلا نمی تونست از خودش دفاع کنه زیادی دست و پا چلفتی بود ولی در کل فوق العاده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه د گفت:

    بخاطر تعداد لایک هایی که خورده بود خوندمش اما آخرش چنان زد تو ذوقم که ادامه ندادمش. وسطای رمان گاهی خسته می شدم و ادامه نمی دادم ولی بازم می رفتم سراغش تا تمومش کنم. انتظار بیشتری داشتم البته این بنا بر سلیقه منه و خیلیا دوسش دارن.

    [پاسخ به این نظر]

  • Neda گفت:

    رمان سقف کاغری خیلی قشنگه دست نویسنده درد نکنه و خسته نباشه . به امید نوشتن بهترین ها

    [پاسخ به این نظر]

  • Miss.R گفت:

    سلام الهه جون عزیز…منم چن وقته این سوالو از بقیه میپرسم ولی متاسفانه کسی جوابگو نیست….رمان حصار تنهایی من هم طنزه و هم متن جذاب و خوبی داره…در حد همون در همسایگی گودزیلاست..رمان باورم کن،آواز چکاوک،اگه گفتی من کیم و پشت کوه هم همینطور…اگه اینارو نخوند ی هرچا زودتر شروع کن به خوندنشون مطمئنم پشیمون نمیشی…

    [پاسخ به این نظر]

  • Elahe گفت:

    سلام میشه چندتا رمان طنز مثل در همسایگی گودزیلا معرفی کنین؟؟
    هرچی رمان طنز میخونم انگار وقت تلف کردنه زیاد قلم قوی ندارن

    [پاسخ به این نظر]

  • nazi گفت:

    اخرش مگ چطور تموم میشه ک پسند خیلیا نبوده

    [پاسخ به این نظر]

  • رهگذر گفت:

    درحال تایپ خواندمش
    رمان خوبیه ولی آخرش خورد تو ذوقم
    البته،من کلا از این جور تموم شدن رمانا خوشم نمیاد،حس سرکار بودن بهم دست میده!
    ولی قلمش بسیار خوبه
    تچکر از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • Miss,R گفت:

    رمان قشنگی بود ولی برخی جاهاش اشکال های ریزی داشت که اونم طبیعیه،،،دست نویسنده گل درد نکنه…اگه میشه رمان هایی مثل در همسایگی گودزیلا وحصار تنهایی من که هم طنزه وهم متنشون قوی و جذابه رو بهم معرفی کنید…مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • mohadeseh.mm گفت:

    باعرض سلام وخسته نباشید خدمت نویسنده عزیز رمانتون بسیار زیبا وقشنگ بود ومن واقعا از خوندنش لذت بردم ولی اخر رمان زمانی که دیارتمام اتفاقات رو خواب دیده بودواقعا تعجب کردم ای کاش اون صحنه هاش واقعی بود در کل رمانتون عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • مهشید گفت:

    سلام وخدا قوت خدمت نویسنده عزیز،از این سایت و رمان های توصیه شده توسط مدیر واقعا ناامید شده بودم رمانهای جدید واسم تکراری بود اما با خوندن این رمان به جرعت میتونم بگم این رمان با رمان های حرفه ای نودهشتیا تو یه سطحه تنها اشکالش زمان بندیاش بود که گیج میشدم داستان بی نقص و فوق العاده بود بی صبرانه منتظر کارهای بعدیتون هستم خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

  • armina گفت:

    سلام ببخشید فایل دانلود خرابه

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    یه مشکل مقطعی بود که حل شد؛ حالا می تونید دانلود کنید.

    [پاسخ به این نظر]

  • رها27 گفت:

    تبریک میگم به نویسندش واقعا زیبا بود ،من شخصیت هیرادو بیشتراز بقیه دوس داشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • نفیسه گفت:

    سلام به همه
    خسته نباشید میگم به نویسنده عزیز این رمان و البته سایت نگاه دانلود
    به نظرم این رمان یکی از جدید ترین رمان هایی است که خوندم و واقعا از لحظه به لحظه اش لذت بردم.
    این رمان ازاین لحاظ که در سه زمان کاملا مختلف یعنی حال و اینده و البته گذشته بود از لحاظزمانی فوق العاده بود
    ازاینکه افراد با ظاهر و تیپو سلیقه و وضعیت مالی و…متفاوت رو به صحنه کشیده بود و اسامی کاملا متناسب بود عالی بود
    اینکه صحنه ها به بهترین شکل توصیف شدن به زیبایی رمان افزود
    وواقعازیبا بود ،سپااااس فراوااااان.
    اما واقعا ازلحاظ زمانی گاهی دچار سردرگمی شدم که خوب فکر میکنم دررمان های بعدی حتما این مشکل نخواهد بود
    اما اونجایی که فهمیدم اونچه که در صد صفحه خوندم خواب بود واقعا شکه شدم و البته بهتون افتخار کردم که اینقدر جدید اینه رو برامون گفتید و برعکس اینکه برخی دوستان این شکل از اینده گفتن رو دوست نداشتن برای من عالی بود
    این که برخی گفتن دیار خیلی ضعیف به تصویر کشیده شده هم واقعا برای من جای تعجب داشت هرکسی توی شرایط دیار وضعش بهتر ازاین نبود
    والبته دیار تمام سعیش رو کرد که قوی شه والبته نیمه دوم رمان هم شخصیت اسیب خورده خودش و ترمیم کرد
    هرچند تمامی نقد هامحترم اند

    [پاسخ به این نظر]

  • بهارگل گفت:

    سلام عطیه و ماندانای عزیز…
    خیلی ممنون ازاینکه وقت گذاشتین و این رمان رو مطالعه کردید.اما خیلی خوب میشد نقد یا نظری گفته بشه درکنارش هم کارشناسانه باشه و سلیقه نویسنده هم درمورد نوشتش درتظر گرفته بشه و نه سلیقه شخصی …ایده من برای این رمان به این صورت بوده که دو زمان استفاده کنم….و مسلما برای نوشتن حتما نویسنده ذهنیتی نسبت به نوشتش داره که نیاز به نظر کسی از ابتدا نیست و باب قلم و فکر خودش مینویسه به خاطره همین متاسفانه متوجه منظور تون برای اینکه بهتر بود این طور دوزمانه نبود رو درک نمی کنم چون منی وجود داره که حرف اول رو میزنه! و اینکه با ذهن خواننده بازی میکنم دقیقا قصدم این بودتا کششی داشته باشه ولی برای مجهول موندن, هیچ گره ای تو داستان نیست که حل نشده باشه که از اخر برای زیاد بودن مجهول ها خواننده ذهنش درگیر بمونه…اگر هست خوشحال میشم بدونم اینکه کجا کی زمانو استفاده نکردم… بازهم فکر میکنم باید دقیق نقد بشه به نظر اکثریت و نقد منتقدین خوب بوده و ارزش موضوع رمان رو پایین نیاورده.
    ولی برای غمناک بودنش بله این رو قبول دارم بعضی جاها اشک ریختن برای خوندن ونوشتن معنی نداره و اونم برمیگرده به سلیقه خواننده که چه سبکی رو دوست داشته باشه که صفحات اول هررمانی هم این موضوع تقریبا مشخص میشه. اما عطیه عزیز برای اول رمان که بهش اشاره شد به نظرم این نقد شخصی و اگر بهش پرداخته نشده حتما احتیاج نبوده.
    بی نهایت سپاس از وقت و نظری که دادین امیدوارم بتونم برای کارهای بعدی جبران ناچیزی کنم تا رضایت کامل داشته باشید شما بزرگواران.

    [پاسخ به این نظر]

  • ماندانا گفت:

    با عرض سلام. موضوع داستان جالب ونو بود و نوع نگارش زیبا. ولی از نظر من قرار گرفتن در سه زمان مختلف وپیچیدگیه زیاد برای داستان خوب نیست زیرا در این حد درهمپیچدگی وقایع زمانهای مختلف از ارزش داستان کم میکنه. در ضمن به نظر من برای جذابیت زیاد لازم نیست وقایع تلخ و اتفاقات ناخوشایند بیشتر از حد معمول وغیر متعارف باشه. البته در کل خوندن رمان رو توصیه میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • عطیه گفت:

    داستان رمان پخته و زیبا بود صحنه سازی و توصیف آنها کاملا بی نقص بود اما چیزی که اینجا ذهن خواننده را درگیر میکند این است که همزمان داستان آینده و گذشته با هم گفته میشود .
    در واقع خواننده مجبور میشود اتفاقات گذشته و آینده را به هم وصل کند اما این وسط مجهول هایی است که نمیتوان آن را پیدا کرد و همین مسئله باعث درگیر شدن ذهن خواننده میشود و از ارزش رمان می کاهد .
    البته ناگفته نماند که این روش یکی از تکنیک های نویسندگی است تا افراد به رمان جذب شوند و مشتاق خواندن ادامه آن باشند ، اما اینکه چگونه و چطور از این تکنیک استفاده شود مهم است زیرا اگر نابجا به کار برده شود تمام زیبایی رمان را زیر سوال می برد .
    نکته بعدی که احساس میکنم در این رمان کمتر مورد توجه قرار گرفته شروع رمان است . همه میدانیم که یک شروع خوب نیمی از راه است در واقع رمانی که سر آغاز جالب و گیرایی داشته باشد موفق تر خواهد بود .
    با تمام احترامی که برای شما نویسنده گران قدر قائلم اگر حرفی گفتم که باعث ناراحتی شما شده پوزش میطلبم

    [پاسخ به این نظر]

  • Hadis گفت:

    عاااالی بود…واقعا خوشم اومد
    یه داستان نو و جدید بود واسم
    خیییییلی لذت بردم از خوندنش 🙂
    توصیه میکنم هر کی نخونده این رمانو حتماااا بخونه

    [پاسخ به این نظر]

  • کتایون گفت:

    با سلام خدمت دوستان ونویسنده ی محترم این رمان رمان خوبی بود ولی به نظر من از لحاظ شخسیت پردازی و ژانر ها زیاد قوی نیست که در رمان ها ی پرطرفدار بشه اونهاروجا داد
    شخصیت دختر رمان بسیار ضعیف بودو توانی اینو نداشت که دربرابر مشکلات دووم بیاره و هرکسی از راه میرسید عاشقش میشد و اصلا نمیتونتست که بدو خوب رو از هم تفکیک کنه… وهمیشه بین بد و بدتر بدتر رو انتخاب میکرد…

    [پاسخ به این نظر]

  • بهارگل گفت:

    @Maryamam,
    سلام مریم عزیز…بی نهایت ممنون از محبت و لطفی که نسبت به رمانم داشتی و تمام کامنتهای مثبت دوستان به کنارو کامنت پرمهرشما جدا که باعث انرژی مثبت من شدو ازاین بابت خداروشکر میکنم…(:
    خیلی خیلی خوشحالم که نظرت رو گفتی به خصوص درمورد هیراد ودیار…برای پایان رمان چون شاید سوال خیلی ازدوستان باشه اینجا دوباره پاسخ میدم چون یکبار اخررمان برای دوستان همراه درحال تایپ گفتم…(:
    به هیچ عنوان قصدم این نبود که به مخاطب برسونم تمام اتفاقات خواب بود…چون پایان رمان با حرف ها و رفتارهایی که شد نشون دادم تمام رمان از زندگی دیار روایت میشه و واقعی بود و بخش هایی که پرش میخورد فقط ذهنش پرشی بین اینده و گذشته بود…تو بیمارستان هم با فهمیدن ازدواج شیما و اون ساعت به خودش میگه پس همه اش راست بوده و رویا نبوده…
    دوهدف داشتم که پایان رو به این صورت دراوردم…
    نقشی مادر دیار و طلب بخشش ازایرج….و دوم کلیشه ای نشدن داستان چون به نظرم اگراخرش به ازدواج دیار ختم میشد زیاد جذابیت نداشت و من برای سقف کاغذی دنبال تفاوت و هیجان بودم. امیدوارم تونسته باشم برای شما و خواننده هایی که پایان سقف کاغذی براشون مبهم بود قانع کننده باشه…بازهم بی نهایت سپاس از محبت و وقتی که برای نظردهی گذاشتین(:

    [پاسخ به این نظر]

  • Maryamam گفت:

    سلام به نویسنده توانا این رمان
    به جرئت میتونم بگم بعد مدت ها ی رمان خوب با موضوع خوب و کاملا قابل باور ن مثل این رمانای ابکی ک خیلی خوشگلو و پولدارو و… باشه خیلی وقت بود از عرصه رمان کنار اومده بودم و رمان جدید نخونده چون واقعا همه رمانا ن محتوا داشت ن موضوع جالب و این قدر موضوع ها تکراری بود ادم اعصابش بهم میریخت.
    اما چند تا نقددارم اما چند تا تعریفم دارم
    اول تعریفا
    شما تو فضا سازی عالی بودین شخصیت پردازی ها عالی بود تو شخصیت ها مخصوصا دیار خوب کار کرده بودین گرچه من از دیار کاملا متنفرم و شخصیت پردازی هیراد واقعا عالی بود و من عاشق این شخصیت بودم
    دیالوگ های خوبی داشتین بعضی از نوشته هاتون اون قدر زیبا بود ک من توی گوشیم یادداشت کردمو و صفحه های مجازی پخش البته به اسم شماها…
    اما نقد اخر رمان دوس نداستم منظورم اونجایی بود ک همه چی رو فهمیدیم تو خواب بود و ببهوش واقعا انتظار نداشتم اینجوری شه این کاملا زد تو ذوقم و واقعا واسه چند ساعت اعصابم بهم ریختو و رمانو گذاشتم کنار اما خب بعدش دوباره رفتم اما اون قسمت اون فضا رو کاملا با اخم خوندم.
    شخصیت دیار خیلی داغون بود چرا اینقد ضعیف اخه! ک نتونه هبچ کاری کنه! اما درمورد هیراد خوب بود یعتی عالی میدونی چرا؟ چون واقعا میشد همزاد پنداری کرد باهاش و اینکه هنوز مردونکی زنده بود…
    درکل رمان خیلی خوبی نوشتی و موضوع داستانت عالی موفق باشی خانوم زیبا… بهار گل

    [پاسخ به این نظر]

  • masoome گفت:

    از نویسنده عزیز بابت این رمان زیباش تشکر میکنم ،موضوعش واقعا ناب بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Shirin گفت:

    فوق العاده بود واقعا ارزش خوندن داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • میم نون ت قاف دال گفت:

    رمان بدی نبود فقط بغضی جاها یکم آدم خسته میشه ولی داستان خوبی داشت و یکم اشکال های جزیی تو شخصیت ها بود مخصوصا پدر ناتنی دختر اصلی داستان میتونست بهتر باشه من از ۱۰بهش میدم ۷

    [پاسخ به این نظر]

  • آتوسا گفت:

    بهارگل عزیز رمانتون زیبا بود و از اونجا که رمان زیاد میخونم جزو رمان هایی بود که تو ذهن میمونن و آبکی نیستن
    اگر ممکنه کارهای دیگتون رو هم معرفی کنید ممنون میشم

    [پاسخ به این نظر]

  • setareh گفت:

    روانش عالی بود ممنون ازنویسنده اش
    جزومعدودرمانایی بودکه آبکی نبودوداستانش واقعاجدیدبود

    [پاسخ به این نظر]

  • فرناز گفت:

    سلام رمان زیبایی بود ممنون
    فقط اگه امکانش هست رمان طلوع از مغرب رو هم بزارین
    ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • کوثر گفت:

    خوشماااااااان آمد بدجور… ممنون از بهار گل عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا

    [پاسخ به این نظر]

  • شیرین گفت:

    ینی عالی تر از عالیه
    من ک خیلی خوشم اومد

    [پاسخ به این نظر]

  • آمین مهرزاد گفت:

    سلام رمان خیلی قشنگی بود خیلی ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • یه دوست گفت:

    سلام بهارگل جان داستانت خیلی قشنگ بود ارتباز بین شخصیت هات عالی بود بعضی جاها به شدت احساساتی شدم و در کل رمان شما برام لحظات لذت بخشی رقم زد فقط یه نقد کوچیک داشتم ای کاش اون همه اتفاق رو تو خواب نمیدید
    در کل رمانت عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • MAHSHID.MAHYA گفت:

    سلام .. خسته نباشید میگم به نویسنده این رمان

    رمان خیلی خوبی بود موضوعش ذهنتو درگیر میکرد

    رمان اولاش خیلی خسته کننده بود ولی موضوع اصلی ک از وسطای داستان بود خیلی کنجکاوت میکرد تا احساس میکردی خیلی خسته کننده شده ی طوری از اون حالت خسته کننده نویسنده با مهارت خارجش کرده بود

    خیلی خوب بود تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    رمان درباره دختریه که با یه اتفاق تو گذشته اش به اشتباه بدنام شده و تا ۲۲ سالگی اطرافیانش اونو تحقیر و اذیت میکردن. بعد از اون پسری که ارتباط به اون اتفاق داشته و از قضا بسیار خوشنام و خوبه دخترو پیدا میکنه و… رمان و بخون عالیه

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    واقعا رمان عالیییییی بود. احسنت میگم به نویسنده با قلم گیرایی که دارن. واقعا جذب داستان و قلم نویسنده عزیز میشین.

    [پاسخ به این نظر]

  • بهارگل گفت:

    سلام خوانندگان عزیز…
    از تک تک دوستانی که رمان رو خوندن و نظرشون چه مثبت و چه منفی ثبت کردن بی نهایت سپاسگذارم.

    [پاسخ به این نظر]

  • بهارگل گفت:

    @SunLighT,
    سلام دوست عزیز…
    ممنون که رمانو خوندین و نظردادین متاسفم واقعا به وجد نیومدین اون هم بستگی به سلایق خوندن ونوشتن هرکسی داره که درتوان من نیست عوض کردنش…امیدوارم دفعات دیگه همه راضی باشن… همین خوبه برای من یعنی عالی و خوشحالم که رضایت داشتین.
    اما برای لهجه ونگارش چون با قاطعیت و بدون دلیل و کلی بیان کردین لازم دونستم جواب بدم…
    این رمان بارها زیر نظر منتقدهای خوبه انجمن قرار گرفت و با کمال میل هم بعضی جاهاش با نقد منصفانه و تخصیصی تغییر پیدا کرد و حتی تگ دار هم شد الان هم درحال بررسی…استفاده “برای” به جای “به” ربطی به لهجه نداره و قلم ونگارش متفاوته!! قلم و جمله های من طلب میکنه و حتما استفاده هم میشه چون اشتباه نیستِ!!؛ هرکسی که این قلم رو دوست داشته باشه حتما پیگیر کارهای بعدی هم هست…شش ماه درحال تایپ بود و برای اولین بار هم کسی گفته این رمان لهجه دار نوشته شده و اگر در حال نگارش بود حتما با ذکر دلیل عوض می کردم اما کلی بیان شد و متاسفانه نمیتونم الان کاری انجام بدم.
    امیدوارم به جوابتون رسیده باشید (: (:

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه زهرا گفت:

    عااااااااالی بود.بی نظیر بود …..قلم فوق العاده بود.این همه رمان چرت و پرت تو فضای مجازی هست که آدم با خوندن دو صفحش تا سه روز حالت تهوع داره
    این رمان فوق العاده بود…دور از هر گونه نوشتن اغراق برای شخصیت ها.(چشم رنگی،هیکلی بودن،دخترکش و….) و دور از آرمان نویسی (پولدار بودن و پورشه داشتنو…)

    [پاسخ به این نظر]

  • SunLighT گفت:

    در ضمن چرا همه جا به جای”برای”از “به” استفاده شده بود؟رو اعصاب بود انگار متن لهجه داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • SunLighT گفت:

    خوب بود.ولی چیزی نبود که آدمو به وجد بیاره

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسمین گفت:

    خیلی خیلی عااالی بود. دست نویسنده درد نکنه واقعا ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    میشه لطفا یکی یه خلاصه بگه اینجا؟؟؟؟خواهش میکنم جواب بدید

    [پاسخ به این نظر]

  • سولماز گفت:

    سلام خسته نباشید خدمت بهارگل عزیز.خواستم تشکر کنم از رمان زیباتون .به معنای کلاسیک کلمه،رمان بود.شخصیت پردازی جالبی داشت وکشش و گیرایی داستان عالی بود .شخصیتهای هیراد و آیدا دلنشین بودن.به امید موفقیت های روزافزون

    [پاسخ به این نظر]

  • Roya_77 گفت:

    بهارگل جان رمانت خیلی زیبا بود اونقدر که بی وقفه تا انتهاش خوندم…

    [پاسخ به این نظر]

  • liyana گفت:

    آفرین به نویسنده با قلم پخته و گیرایی که دارن خواننده رو جذب میکنند،بسیاااار عااالی

    [پاسخ به این نظر]

  • nazy گفت:

    خوب بود فقط نمیدونم چراسعی دارید از واقعیت زندگی دور شید

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    سلام یک سوال اون رمانی که توی شهر دختره زلزله می یاد و هم دانشگاهیش که. عاشقشه و رئسش می ره شهر دختره تا نجاتش بده بعد بیارتش تهران پیش خانوادش چیه خیلی وقته دنبالش می گردم پیدا نمی شه

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۶ ۹:۴۴ ب.ظ:

    سلام. اینجا خلاصه رو بگذارید، به شما پاسخ داده میشه: http://forum.negahdl.com/threads/94582/

    [پاسخ به این نظر]

  • […] دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. دانلود رمان […]

  • Penhan گفت:

    رمان واقعا خوبی بود… ارزش خوندن رو داره . انگار داشتم زندگی خودم رو میخوندم با اینکه ادم ها خودشون رو با فرهنگ و فرهیخته نشون میدن ولی بازهم نتونستند این چنین بیماری هایی رو درک کند… من واقعا اون لحظه حس و حالش رو درک کردم چون هر روز دارم با این قضیه میجنگم… واقعا ممنون از نویسندش که ضعف های یک انسان رو در جامعه به خوبی به تصویر کشید… رمان عالی بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • زری گفت:

    رمان فوق العاده بود…واقعا قلم گیرایی داشت…خسته نباشید…

    [پاسخ به این نظر]

  • مرجان گفت:

    عالی بود، از بین حدود ۳۰-۴۰رمانی که خوندم واقعا فوق العاده بود.
    بدون اشتباه املایی با داستان پردتزی عالی

    دوست عزیز بهتتون تبریک میگم.

    [پاسخ به این نظر]

  • الناز گفت:

    عالی عالی، پیشنهادم اینه حتما بخونیدش ارزش نه تنها یک بار که چند بار خوندنم داره

    [پاسخ به این نظر]

  • نیلوفر گفت:

    بسیااااااااار عالی پیشنهاد میکنم حتماً بخونید با این رمان زندگی میکنید

    [پاسخ به این نظر]

  • aram sepehrie گفت:

    سلام
    ببخشید دنبال یه رمانی میگردم که متاسفانه اسم دختر داستان یادم نیست ولی اسم پسر داستان یزدان بود
    رمانش درمورد یه دختریه که مشکل قلبی داره و حاظر نمیشه عمل کنه مگر اینکه دوست دوران کودکیش که دختر داستان عاشقش هست بیاد و عملش کنه دختره پزشک مامائه
    خلاصش اینه که دختر داستان بیماری قلبی داره ولی حاظر نیست عمل کنه چون دوست دوران بچگیش که این دختره عاشقشه بهش قول داده خودش اونو عمل کنه ولی خارجه و هنوز برنگشه
    لطفا اگه کسی اسمشو میدونه بگه خیلی دنبالش گشتم ولی پیداش نکردم
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۶ ۱۰:۵۴ ب.ظ:

    سلام. رمان عشق چیز دیگری است
    در ضمن اینجا خلاصه رو بگذارید، به شما پاسخ داده میشه: http://forum.negahdl.com/threads/94582

    [پاسخ به این نظر]

  • پرستش گفت:

    رمان خیلی قشنگی بود تشکر از نگاه جان و نویسنده ی عزیز موفق باشین بی صبرانه منتظر رمان بعدیتون هسیم

    [پاسخ به این نظر]

  • shaghayegh گفت:

    سلام نگاه جان؛من یه رمانیو خیلی دوس دارم متاسفانه پاک شده از گوشیم و حالا اسمشو یادم نیست،میخوام یکم از خلاصشو بگم که اگه شما بلد بودی بتونی کمکم کنی یا بقیه ی دوستان
    پسرِ توو رمان اسمش امیر سامه؛ازدواج اجباری؛دختره دوسش نداره ؛ دختره یه پسر دیگه رو دوس داشته که بعدا میفهمه پسرعمش بوده و از قضا دوستِ امیرسام،که پدرش با ازدواجشون مخالفت میکنه و دختره روزای سختیو میگذرونه و بعدشم ازدواج با امیرسام آخر داستانم که عاشق هم میشن

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۶ ۱۱:۳۳ ب.ظ:

    سلام. خلاصه رو در انجمن بگذارید به شما پاسخ داده میشه: http://forum.negahdl.com/threads/94582/

    [پاسخ به این نظر]

  • sedna گفت:

    @یگانه ۰۷۱, دوست عزیز..دیدگاها دیر گذاشته میشه!

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam1926 گفت:

    عالیه پیشنهادمیکنم بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • سیمرغ گفت:

    چرا کسی نظر نمیده؟؟خوبه یا نه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    قلم قوی داره .ارزش خوندن داره

    [پاسخ به این نظر]

  • sedna گفت:

    سلام با عرض خسته نباشید به نویسنده عزیز…
    توکه میدونی عاشقتم…
    عالی بود…
    هم اینجا باز خوردش خوب بود..
    هم داخل انجمن..
    به امید قلمی پرتوانتر در رمان لانه ویرانی!
    موفق باشی جیگر

    [پاسخ به این نظر]

  • یگانه ۰۷۱ گفت:

    ینی چی اخه ۳۰۰ تا لایک خورده این رمان اما یه نفر هم نظری نداده بدونیم چحوریه؟

    [پاسخ به این نظر]

  • golara گفت:

    من این رمان رو در حال تایپ خوندم واقعا عالی بود تنها چیزی که میتونم بگم اینه واقعا عالی بود من شخصا زندگی خودم خیلی خیلی شبیه این رمانه اینکه هرچقدرم خوب باشی بازم در روز سختت کسی پیشت نیست یا زود فراموش میشه خوبی هات یا جواب خوبی بدیه و واقعا اینش عالی بود که آبکی نبود عین زندگی واقعی بود و میشد لمسش و حسش کردو حتی همدردی کرد در اتفاقات رمان خسته نباشید نویسنده عزیز بی صبرانه منتظر رمان های بعدیتونم

    [پاسخ به این نظر]

  • *sun shine* گفت:

    سلام وخسته نباشید خدمت نویسنده عزیز و نگاه جون، رمان خوبی بود از ظهر تا الان یکسره مطالعه ش کردم،قشنگ بود دستت طلا فقط یکم به خاطر طولانی بودنش کشش وجذابیتشو اون اواخر از دست داد،البته شاید لازم بوده،

    [پاسخ به این نظر]

  • هدیه گفت:

    این رمان عالی بود.قلم پخته و اتفاق ها درست و به جا.عاشقه شخصیت ها شدم.نویسنده خیلی خوب اونا رو پرورانده بود.ممنون بهارگل عزیز.وقتی این رمان رو شروع کردم سخت بود که ادامه ندم.منتظر کارهای بعدی شما هستم!

    [پاسخ به این نظر]

  • Fatemeh Tah8787 گفت:

    عالی بود نویسنده عزیز!خیلی رمانتون رو دوست داشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • Sara گفت:

    وااااااااااااای..عالیییی بودددددددددددد….من تاحالا برای هیچ رمانی نظر نداشتم ولی اینو واقعا حیفم اومد…خیلی خوب بود…بهتون توصیه میکنم حتما حتما حتما ایران رو بخونی…ارزش داره نه یه یار برکه چند بار بخونیش…از نگاه جونم ممنون که همچین رمان عالی و خوبی رو گذاشت…خیلی وقتی یه رمان خوب نخون بودم….

    [پاسخ به این نظر]

  • fatemeh.p گفت:

    خیلی رمان زیبایی بود…واقعا لذت بردم از خوندنه این رمان.هیچ عیبی نمیتونم روش بذارم همه چیز رعایت شده بود.دوست دارم یک رمانه دیگه از این نویسنده بی نظیر بخونم.

    [پاسخ به این نظر]

  • هلسا گفت:

    خیلی خوب بود مرسی از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    رمان قشنگی بودممنون ازقلم نویسنده وسایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

  • مه رو گفت:

    رمان خوب و جذابیه.ولی آخرش کمی خورد تو حالم!شایدبهتر بود همچین نمشد .البته نظر منه
    درمجموع کار جالبه ایه
    با تچکر از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • مونا گفت:

    مطمئنن از خوندنش پشیمون نمیشیم …من فقط گاهی بخاطر رفتارای هیراد و دیار حرص میخوردم …درکل خوب بود ولی کم و کاستی های هم داشت …قلمشم روون بود …مررررررسی از نویسنده گل

    [پاسخ به این نظر]

  • غزاله گفت:

    واقعااا عالی بود
    قلمتون فوق العادست

    [پاسخ به این نظر]

  • Pari Pari گفت:

    سلام میخوام بدونم قشنگ هست ؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • sanaz گفت:

    وااایی عااالییی بوودد. خیلی دوس داشتم رمانشوو بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش عاالییهه ممنونم نگاه جونن

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه خانوووووم گفت:

    رمان بدی نبود ولی شخصیت دختر داستان اصلا جالب نبود و خیلی الکی داستانو طولانی کرده بود نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • یاس گفت:

    جالب بود …توصیه میکنم … از خوندمش پشیمون نمیشید

    [پاسخ به این نظر]

  • fatima7586 گفت:

    با سلام و درود. رمان بسیار زیباییه از لحاظ تسلط به موضوع و فضای داستان و همچنین نوع نگارش و نحوه بیان داستان.کلا بیست.بشدت توصیه می شود.

    [پاسخ به این نظر]

  • Saba گفت:

    سلام ممنون از سایت خوبتون اسم یه رمانو میخواستم داستانش راجب یه دختریه که پدرش عرب بوده قبلا از یه پسره حامله میشه ولی به هیچ کس نمیگه که بچه ی خودشه میگه بچه ی خواهرمه بعد با یه پسره خارجی اشنا میشه بعد اون پسره روش سرمایه گذاری میکنه تا خواننده بشه همه ی اتفاقا تو خارج کشوره رمانشم خارجیه فکر کنم ممنون میشم اگه میدونین بهم بگین

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۶ ۷:۰۰ ب.ظ:

    سلام. خلاصه رو در انجمن قرار بگذارید به شما پاسخ داده میشه: http://forum.negahdl.com/threads/94582/

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    سلام ممنون از نویسنده عزیز خیلی عالی و قشنگ بود.منتظر کارای بعدتون هستم. همچنین ممنون از نگاه عزیز،دستتون درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • […] دانلود رمان سقف کاغذی | بهارگل کاربر انجمن نگاه دانلود اولین بار در نگاه دانلود پدیدار شد. دانلود رمان […]

  • بهناز گفت:

    واااای من خیلییی این رمانو دوست دارم،خیلی خوبه،توصیه میکنم بخونید
    مرسی بهار گل عزیزم بابت نگارش این رمان زیبا

    [پاسخ به این نظر]

  • سوها گفت:

    این رمان خیلی خوبه،اونقدر که من در حال تایپ مطالعه اش کردم(اولین رمان درحال تایپی بود که خوندم)واقعا ارزش داره.

    [پاسخ به این نظر]