دانلود رمان سرابی در مه کار گروهی کاربران نگاه دانلود

دانلود رمان سرابی در مه کار گروهی کاربران نگاه دانلود

دانلود رمان سرابی در مه .، عاشقانه ای تاریخی معماییست که ماجرای استرداد اسپانیای

مسلمان توسط مسیحیان را به رشته تحریر در آورده است . رمانی سراسر شور و هیجان است

که دست های توطئه انگیز و پشت پرده ی حکومت ها و قرار های عاشقانه را روایت می‌کند.
رمان از زبان سه شخصیت اصلی داستان به نام های سمیر، کارلا و مدثره روایت می‌شود.

این رمان اولین رمانیست که درخلال عاشقانه ای به این مهم می‌پردازد.
گروه ما براین است که با بهره گیری از کتب تاریخی و درخلال داستانی فوق عاشقانه ،

چشم ها را گشوده و ذهن ها را به واقعیت سقوط آندلس مسلمان و تبدیل ان به آندلس مسیحی نزدیک نماید.
سرابی در مه، روایت جذاب عشق پسری مسلمان در حکومت اسلامی‌ به معشوقه ای

مسیحی در دربار مسیحیان آندلس هست. رمان راجع به سقوط آندلس اسلامی‌ هست

و نشان می‌دهد که چطور قدرت های غربی با برنامه ریزی دقیق مردم را نسبت به حکومت

اسلامی‌ سست کردند و باعث از بین رفتن اسلام در قلب اروپا شد.
رمان بسیار آموزنده ای هست و قول می‌دهم اگه تایید شود ، به سطح فرهنگ جامعه

از جمله سایت نگاه کمک شایانی رو می‌کنه.
شخصیت ها: سمیر، کارلا، مدثره و…

دانلود رمان سرابی در مه

دانلود رمان سرابی در مه

نام رمان :  سرابی در مه جلد اول
نویسندگان: سروش شایگان و رستا۶۵ کاربران انجمن نگاه دانلود

سطح رمان : حرفه ای
طراح جلد : نفیس
ویراستار : Ava Banoo
ژانر: عاشقانه، معمایی،تاریخی
***
مقدمه(گفتار نویسنده):
نون والقلم و ما یسطرون…سوگند به قلم و آنچه می‌ نویسند…
در اهمیت نوشتن و قلم به دست گرفتن همین بس که قرآن از آن به قسم یاد کرده است ؛

اما بگذریم از بعضی از نوشته ها که اساسا مایه ی آبرو ریزی هستند و بعضی از دوستان

همکار که اصلا تحمل شنیدن صدای مخالف را ندارند. در نقدهای رمانم خرده گرفتند که

چرا مقدمه و خلاصه ی درست و حسابی نداری! باید عرض کنم که من اگر بخواهم حرف

بزنم و واقعا بنویسم شاید آستانه ی صبر و تحمل دوستان پایین باشد و نتوانند حرف های حق را قبول کنند.
بگذریم…چند خطی بگویم و تمام! متاسفانه نوشتن در یک چنین فضایی کار آسانی نیست.

مخاطبی که با شور و نشاط جوانی وارد سایت شده و به دنبال رمانی می‌ گردد که تنها

او را ارضای روحی کند، برای این مخاطب نوشتن نگاه دانلود که بتواند نظر او را جلب کند کار دشواری هست.
البته همکاری مدیران محترم سایت با بنده قابل قدر دانی و تشکر هست؛ اما وقتی نگاه

به تعداد تشکرها می‌کنم تعجب می‌‌کنم! یعنی آن قدر نوشته هایی ما که برایش زحمت

مطالعات تاریخی کشیدیم کمتر از بقیه هست؟
باور کنید بارها و بارها به من پیام خصوصی دادند که جای این رمان اینجا نیست!

حیف هست. ببرش برای چاپ ؛ اما به نظر من باید کمی‌ صبر کرد، شاید جامعه ی غفلت زده روزی بیدار شود و شاید هم…
***

نام رمان : سرابی در مه جلد اول

نویسنده : سرو ششایگان و رستا65 کاربران انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه - اجتماعی - تاریخی

تعداد صفحات کتاب : 412 پی دی اف ،1631 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/120687/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۴۸) دیدگاه برای “دانلود رمان سرابی در مه کار گروهی کاربران نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • سروش شایگان گفت:

    @راضیه منوچهری, سلام نام جلد دوم سرابی در مه ۲ هستش و در همین سایت نوشته خواهد شد.

    [پاسخ به این نظر]

  • زينب گفت:

    سلام! رمان عالى بود بى صبرانه منتظر جلد دوم هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام خیلی عالی بود
    میشه بفرمایید اسم جلد دوم رمان چیه؟!و اینکه اینجا تایپ میکنید؟!

    [پاسخ به این نظر]

  • هستی گفت:

    سلام
    واقعا خسته نباشید فوق العاده عالی و زیبا بود بی صبرانه منتظر جلد دومش هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    @بهاران, سلام دوست عزیز ممنون، انشالله بعد از تموم شدن کارهای ازدواجم حدودا اوایل مهر رمان رو شروع میکنیم.

    [پاسخ به این نظر]

  • بهاران گفت:

    بابا شما دیگه کی هستین؟به جان خودم حیفه.حتما چاپش کنید.کی جلد دومش رو میذارید؟

    [پاسخ به این نظر]

  • عاطفه گفت:

    اینکه مردم اندلس به دشمن اعتماد کردن حتی سیستم آموزشی شونو طبق خواست اونا تغییر دادن ،منو یاد وضع الان ایران انداخت

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    بهترین رمانیه که تا حالا خوندم ، کاملا پخته و با مفهوم ، آفرین به شما که چنین درک عمیقی از موضوعات اطرافمون دارید ، ولی حیفه حتما چاپش کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • نازگل گفت:

    سلام
    رمان واقعا قشنگی بود از خوندنش لذت بردم فقط ای کاش هر تو جلدش رو می نوشتید بعد می گذاشتید داخل سایت چون اینجوری تا جلد دومش سر رشته داستان از دستمون می ره (من علاقه خاصی به رمان های با این موضوع دارم اگه رمانی با این موضوع می شناسید به من معرفی کنید)

    [پاسخ به این نظر]

  • آترا گفت:

    رمان خیلی عالی هستش و واقعا خوشحالم که بعد مدت ها یه رمان می خونم که از هر جهت عالی هست
    با تشکر از زحمتتون و انشالله جلد دوم هم مثل جلد اولش عالی باشه
    خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

  • آیناز گفت:

    سلام رمان واقعا عالی بود خیلی قشنگ بود کاش هر دوجلد رو می نوشتید بعد می گذاشتین داخل سایت ابنجوری سرشته داستان از دستمون میره تا جلد دومش رو بنوسید من رمان تاریخی خیلی دوست دارم اگه رمانی تو ابن زمینه می شناسین به من معرفی کنید ممنونم می شم

    [پاسخ به این نظر]

  • yasamn گفت:

    سلام میشه ازتون خواهش کنم رمان دلبرانه بذارید

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۶ ۵:۰۳ ب.ظ:

    سلام. رمان هایی که در انجمن نگاه تایپ بشن در سایت قرار می گیرن.

    [پاسخ به این نظر]

  • ffh گفت:

    سلام دوستان عزیز مدتها بود که رمان تاریخی نخونده بودم ممنون شما قلم خوبی دارید از اینکه لایک کم خورده بود دلسرد نشید این از ارزش کار شما کم نمیکنه من خیلی لذت بردم من حدود ۲۰ سال پیش رمان شارل و عبدالرحمان رو خونده بودم تا جایی که در ذهن دارم اون کتاب هم در مورد جنگ اندلس بود خیلی زیبا بود ی پیشنهاد هم دارم شما که توانایی نوشتن دارید کتاب خاطرات همفر جاسوس انگلیسی در ممالک اسلامی رو مطالعه کنیدسوژه خوبی هست برای رمان تاریخی نوشتن بازم تشکر میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا باقری گفت:

    خیلی عالی بود خیلی عالی….واقعا دنبال چاپش باش بی نظیرررر….دمت گرم واقعا …ادامه بده واقعا میتونییی و استعداد داری..

    [پاسخ به این نظر]

  • zohre گفت:

    خیلییی قشنگ بوووددد
    منتظر جلد دومشم

    [پاسخ به این نظر]

  • Parisa گفت:

    هرچقدر از عالی بودن این رمان بگم کم گفتم بهترین رمانی بود ک تا بحال خوندم در نوع خودش .عالی بود خسته نباشید بی صبرانه منتظر جلد دوم هستیم

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    سلام دوست گرامی همانطور که خدمت سایر دوستان عرض کردیم ادامه ی رمان رمان رو انشالله در شهریور ماه استارت خواهیم زد.

    [پاسخ به این نظر]

  • سما گفت:

    سلام. مرحبا به این قلم و احسنت به این رمان. بی صبرانه منتظر جلد دوم هستم. موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam گفت:

    جلد دوم رمان سرابی در مه کی میااادددد؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • majnontarin_leili گفت:

    خیلی خیلی فوق العاده
    داستان عاشقانه در قالب تاریخ اونم چه تاریخی سقوط آندلس!
    از این دست رمان ها کمه که آدم با خوندنش چیزی یاد می گیره
    ممنون از نویسندهای عزیز
    و چه حیف که اینقدر کم لایک خورده

    [پاسخ به این نظر]

  • mina گفت:

    سلام پرسیدم رمان بهشت وبرهوت از هستی ق در حال تایپه یانه ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ تیر ۱۹ام, ۱۳۹۶ ۴:۴۹ ب.ظ:

    دوست عزیز سوال شما اصلا هنوز تایید نشده که جواب داده بشه یا نه !
    خیر، نویسنده تایپ این رمان رو در انجمن متوقف کرده. خبر بیشتری از ایشون در دست نیست.

    [پاسخ به این نظر]

  • ......❤ گفت:

    با عرض سلام خدمت دو نویسنده عزیز و گرامی رمان بسیار جالب ،آموزنده،سرشار از ادب ، علم و دانش بود
    ممنون از زحمات این دو نویسنده عزیز و گرامی که با توانایی قلم خودشون تونستن رمانی با موضوعی متفاوت رو به خوانندگان گرامی تقدیم کنند و من شخصا از این دو نویسنده تشکر میکنم باباجت زحمات گرانقدرشون و رمان زیبا و قشنگشون که واقعا هر آن قدر که مجتعریف بشه باز هم کمه
    منتظر رمان های بعدی شما خواهیم بود:)

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    @شهراشوب, با تشکر از نظرات لطف شما و سایر عزیزان. تاریخی نوشتن یک رمان خیلی سخت هست و نیاز به مطالعه ی فراوان و چندین کتاب داره، وقت زیادی میگیره ولی وقتی پای موضوع ناب فرهنگی و نیاز اجتماعی می رسد آدم ترغیب میشه که سختی کار رو به جان بخره و درمورد ما این اتفاق افتاد،همه باید اعتراف کنیم که دوره ی عشق های فانتزی و فاز بچه پولداری داره سرمیاد و من دنبال نوع خاصی از عشق بودم که البته در جلد دوم بسیار پررنگ تر خواهد بود، والبته این نوع عشق و علاقه معمول بود در اون دوره و غیر طبیعی نیست. در جلد اول بیشتر روال داستان ،شرح وقایع در خلال معرفی بود و ماجراهای اصلی ازین به بعد هست.

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    @نیلوفر, انشالله ما جلددوم رو از شهریور ماه شروع به نگارش میکنیم و در سایت قرار میدیم. باتشکر از استقبال همه دوستان.

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    @مهسا, انشالله شهریور ماه مراسم عروسیم برگزار بشه بعد از اون با جدیت جلد دو رو شروع می‌کنیم

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    @سیب سبز, سلام دوست عزیز در پاسخ به پرسش شما و سایر عزیزان باید بگم رمان در اواخر دوره ی حضور رسمی مسلمانان هست در واقع از ابتدای مطرح شدن ملکه ایزابلا به عنوان ولیعهد در سال ۱۴۶۸-۶۷ … و اینکه کمتر از سی سال بعد دیگه حکومت مسلمانی در اسپانیا وجود نداشت. داستان ما در واقع اوضاع آخرین حکومت مسلمان رو نشون میده.

    [پاسخ به این نظر]

  • mina گفت:

    سلام سوال پرسیدم که اگه لطف کنیدجواب بدید نه بزاریدش تو سایت اونم بدون اینکه جواب بدید ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ تیر ۱۹ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۲۵ ب.ظ:

    سلام. چه سوالی پرسیدید که جواب داده نشده؟

    [پاسخ به این نظر]

  • نیلوفر گفت:

    سلام
    با تشکر از رمان بسیار بسیار خوبتون
    جلد دوم چه زمانی منتشر میشود؟؟؟ و از کجا میتونیم مطلع شیم؟

    [پاسخ به این نظر]

  • هلسا گفت:

    بی صبرانه منتظر جلد دوم هستیم خیلی عالی بود من واقعا لذت بردم

    [پاسخ به این نظر]

  • لاله گفت:

    من دیروز یه کامنت دادم چرا تایید نشده؟ اگر جای مناسب عنوان نشده راهنمایی کنید کجا عنوان بشه نه اینکه تایید نکنید

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ تیر ۱۵ام, ۱۳۹۶ ۱:۵۱ ب.ظ:

    من که نمی دونم کدوم نظر رو میگید، اما اگه نظر شما خلاصه رمان بی نام بوده، بله تایید نمیشن. چون قبلا ده ها بار تو نظرات راهنمایی کردیم و چند ساله که بالای صفحه اصلی خیلی واضح راهنمایی گذاشته شده: http://uupload.ir/files/6q5_naamfaaa.png

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    عالی بود خسته نباشید جلد دومشو کی مینویسید؟

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    در کل خدمت همه دوستان عرض میشه که ما در تلاشیم که زودتر رمان رو بنویسیم و تمومش کنیم … مشکلات زیادی
    کاری برام پیش اومده که قبلا از حضورتون عذر خواهی میکنم باباشون.

    [پاسخ به این نظر]

  • سروش شایگان گفت:

    سلام دوست عزیز در پاسخ به پرسش شما و سایر عزیزان باید بگم رمان در اواخر دوره ی حضور رسمی مسلمانان هست در واقع از ابتدای مطرح شدن ملکه ایزابلا به عنوان ولیعهد در سال ۱۴۶۸-۶۷ … و اینکه کمتر از سی سال بعد دیگه حکومت مسلمانی در اسپانیا وجود نداشت. داستان ما در واقع اوضاع آخرین حکومت مسلمان رو نشون میده.

    [پاسخ به این نظر]

  • diya گفت:

    سلام
    این سایت چرا بخش سرچ نداره؟
    الان من ی رمان میخام نمیدونم چجوری پیداش کنم

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    سلام. دوست عزیز اگه کمی دقت کنید می بینید که زیر کادر لوگو در سمت چپ صفحه کادر “جستجو” قرار گرفته: http://uupload.ir/files/ubcd_search.png

    [پاسخ به این نظر]

  • رهگذر گفت:

    من جمله رمانهای خوبیه که خواندم.
    به دور از چرندیات،با اطلاعات کامل و قلم عالی
    منتظر جلد دوم هستیم
    با تچکر از نویسندگان

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam1926 گفت:

    رمان عالی وپرمحتوا بود.بعدازمدتها یه رمان خوب تونستم بخونم واقعا دست نویسندهای این رمان دردنکنه انشالله به درجات بالا برسیدومنتظر جلد دوم هستیم.

    [پاسخ به این نظر]

  • شهراشوب گفت:

    خیلی خوب و عالی,ممنون از نویسندگان.بیصبرانه منتظر جلد دوم هستم امیدوارم بدقولی نکنند و زیاددمارو منتظر جلد دوم نزارن.
    سوالی دارم از نویسنده چه چیزی باعث شد که شما رمان رو تاریخی و در باب دو شخصیت مسلمان و مسیحی و از اون مهمتر عشق در اندلس بنویسید؟
    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • hadis گفت:

    ازاین که تاریخ و درغالب داستان بیان کردین واقعا لذت بردم امیدوارم جلددوم هم به همین خوبی باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • marzie t گفت:

    @سیب سبز,
    فک میکنم از اخرش باشه چون اواخر حکومت اسلامی مردم ب سمت فساد و فحشا رفتند و شراب خوار شدند و یکی از دلایل ازبین رفتن اندلس بودن اسپانیا همین فساد بوده

    [پاسخ به این نظر]

  • A‏.‏V‏.‏N گفت:

    این رمان بی نظیر بود:)

    [پاسخ به این نظر]

  • رزمین رولینگ گفت:

    به معنای واقعی کلمه خوشحالم که بالاخره نویسنده ها فهمیدن بهتره دست از بیهوده و بی هدف نوشتن بکشن و یه کم به مسائل مهمتر توجه داشته باشن.به شخصه میتونم بگم این رمان واقعا پتانسیل بردن یه جایزه ی مهم ادبی رو بردن داره.حتما به چاپ برسونیدش و انشالله در سالهای آینده یه جایزه رو هم حتما آقای شایگان و رستا خانم ببرن.مدتها بود که دیگه از نگاه دانلود رمان دانلود نکرده بودم چرا که داشت به سمت و سوی بدی میرفت…

    [پاسخ به این نظر]

  • سیب سبز گفت:

    باسلامو خسته نباشید به نویسنده گرامی…من تا صفحه ۷۰ خوندم و ازنثر کتاب فوقالعاده خوشم اومد…من درباره اندلس چیزهایی شنیده بودم و میدونستم که با زن و شراب مسلمانان را خلع سلاح کردند.. باخوندن این کتاب سوالهای زیادی برام مطرح شد که مهمترینش اینه که از ابتدای داستان مسلمانان هم نماز میخوندن هم مشروب میخوردن هم رابطه نامشروع داشتن! میخواستم بدونم ایا ازابتدا اینگونه بودن یا شما داستان رو ازجایی شروع کردید که مسلمانان دیگه از خط قرمزهای خود پایین اومده بودن؟ و یک سوال دیگه اینکه چرا مسلمانان اندلس حجاب نداشتن؟ازشما نویسنده خوب هم تشکر میکنم که به چنین موضوعی پرداختید چرا که امروزه هم اتفاقات اندلس در حال افتادنه….به امید کارهای اینچنینی..واقعا دست مریزاد نویسنده عزیز.

    [پاسخ به این نظر]