دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

 

دانلود رمان راز یک سناریو

دانلود رمان راز یک سناریو – www.negahdl.com

این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته مریم موسیوند کاربرنودهشتیا

سلام دوستان بابت تاخیر و بدقولی ببخشید مهمون اومد برام و نرسیدم رمان بگذارم اینم راز یک سناریو درخواستی

رمانی پراز ناگفته ها و پایانی غیر منتظره

خلاصه داستان:
داستان حول و حوش سه شخصیت میچرخه، گلی که بدون اینکه ازدواج کنه و کاملا ناخواسته مادر میشه. بزرگمهر که عاشقه زنشه ولی حالا بچه ای در بطن زنی دیگه داره. وحید که برای اولین بار عاشق دختری میشه که بعدها متوجه میشه بچه ی مرد دیگه ای رو تو شکمش داره. این سه نفر در تردیدهاشون دست وپا میزنند. ماندن در این رابطه یا کنار کشیدن. وقتی شخصیت ها سردرگمند، رازی بر ملا میشه که زندگی آنها را تحت تاثیر می گذارد. رابطه این سه نفر با یکدیگر و تصمیماتی که برای آینده اشان می گیرند داستان را می سازند….

 

قسمتی از داستان:
“چرا اینجوری شد؟… چرا آخر راهم شد اینجا؟… کیو باید مقصر بدونم؟… خدا؟… خودم؟… دیگران؟…داداش که با دو کلمه حرف رفت پی زندگی خودش و تنهام گذاشت؟… اون که با گفتن یک کلمه، معجزه، منو به اینجا کشوند؟… شاید اگه یه کم انصاف داشته باشم این وسط، داداش از همه بی تقصیرتر بود. اون گفت راهی که داری میری به هیچ جا نمیرسه… هیچ جا… حتی آخرش بن بست هم نیست، که اگه بن بست باشه میدونی حداقل به یه جایی رسیدی و دیگه باید وایسی یا درجا بزنی یا سرت بره تو شکمت و برگردی . داداش گفت راه من آخر نداره تا ته زندگیمو به گند می کشه و من تا آخر عمرم سرگردونم… ولی من برای اولین بار تو روش وایسادم ، گفتم تصمیمو گرفتم و تا آخرش میرم. حالا من اینجام و دارم تو نا کجا آبادی که داداش هشدار داده بود با شونه هایی افتاده راه میرم بی هدف، بی انگیزه و راه بی برگشت. تو این یک سال از همه کشیدم… خانواده… دوست… همکار… غریبه و آشنا. زخم زبون، قضاوت نادرست، نگاه تحقیرآمیز، متلک ها تمام وجودمو به درد آورد.”

 این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

تعدادصفحات: ۷۳۳ پی دی اف،۳۵۲۱ پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ:رمان راز یک سناریو | مریم.م کاربر انجمن نودهشتیا

http://www.forum.98ia.com/t1327186.html

ازرتباط بانویسنده: http://www.forum.98ia.com/member284099.html

 

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۹۲) دیدگاه برای “دانلود رمان راز یک سناریو جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • Hanii borhani گفت:

    رمان رو دوست داشتم و از نویسنده عزیز تشکر میکنم. اما یه انتقاد کوچیک داشتم، اینکه چرا دوستای گلی فقط پسر بودن و‌ نقش هیچ دختری جز گلی تو‌ داستان پر رنگ نبود؟ اینش یکم غیر طبیعی بود و میشد نقش منیژه یا فاطمه رو‌ کمی پر رنگ تر کرد! برخورد خانواده گلی که باهاش خوب بود حتی فاطمه یا منیژه اگه باهاش حرف میزد، ولی نمیدونم چرا انقدر به وحید و خانوادش بها داد! اگه اون همه توضیحی که به وحید یا زن همسایه داد رو به دوستای دخترش میداد الان انقدر محتاج حمایت مردای داستان نبود و میتونست دوستاش رو کنار خودش داشته باشه تا تنها نمونه! تو این کتاب حتی از خواهرش هم‌به ندرت یاد میشه در صورتی که خوهرا در هر صورت کنار همن.
    این باعث میشه که به همه القا بشه که تو شرایط سخت فقط اقایون میتونن کمکون کنن یا پشتمون باشن و ما دخترا هیچوقت هوای همو نداریم
    باز‌هم ممنون از نویسنده که ادم‌ رو‌ به تفکر وا میداشت و‌ باعث‌ همزاد پنداری کنیم

  • زهرا گفت:

    عاااالی بود

  • زهره گفت:

    یه کلمه می تونم بگم :عااااااالی بود،دلیل حذف این رمان رو نمیفهمم،بعد مدتها من واقعا از خوندن یه رمان لذت بردم

  • زهره گفت:

    قلم نویسنده خوب بود وتشکر می کنم
    فقط یک خورده فمینیستی بود به یه زن تجاوز میشه این زن عملا گناهی ندارد جامعه نگاهش به این زنان بد است صیغه در عرف معنای خوبی ندارد (البته مربوط به گذشته است) زندگی سخت است در شرع هم این زن محکوم به فنا نیست اجازه داره که ازدواج کنه یا صیغه بشه یا زن دوم بشه ولی نه در شرع و نه در عرف یک زن با دو مردنمی تواند باشد قبول دارید؟
    این سیاحه مظلوم نمایی که از گلی ساخته شده کاملا غیر منصفانه است از اول به هر طریقی راه را اشتباه رفت و به نظر من چهره سیاه داستان بود همه ما می توانیم چنین چهره سیاهی از خودمون به جا بگذاریم حرف من بر سر اینه که قانون اشتباه نیست ماییم که قانون را اشتباه می نویسیم و در نتیجه در حق خودمون ظلم می کنیم
    نویسنده به طور افراطی سعی داشت گلی را همه جوره تبرئه کنه از اغاز تا پایان و این منصفانه نیست…

  • NELI گفت:

    کاشکی این کم لطفی ها رو به این رمان های درجه یک و بی نطیر نکنن
    هنوزم تو بهتم که چرا اینجور رمانی باید حذف بشه
    تنها کاری که میتونم بکنم تشکر از نویسنده خوب این رمانه که چه خوب واقعیت های تلخو به تصویرکشیده

  • کار آسی بودواقعا واسم جای تعجبه چرا باید لینکای این رمان حذف شه؟؟واقعا چر؟اونم همیچین رمانی،رمانی که تاحالا همچین قلم قوی و پخته ای به جرئت میگم قلم پخته از هیچ نویسنده ای ندیدم درسته غم انگیز بود یه مقدادی اما فوق العاده بود ،چقدر ناراحت کنندست رمان هایی میزارن که حتی ارزش خوندنم نداره و فقط وقتت رو تلف کردی اونوقت همچین رمان زیبایی باید حذف شه اصلا نمیتونم درک کنم.رمانیه که داره مشکلات جامعه رو بیان میکنه و حقیقت و واقعیته.نویسنده عزیز امیدوارم همینطور که این کارتون فوق العاده بود بازم ادامه بدین به امید کارهای بهتری از شما

  • Pari گفت:

    خسته نباشید میگم به نویسنده رمان راز یک سناریو،این رمان واقعا یکی از بهترینها هستش. همچنین خسته نباشید میگم به شما نگاه عزیز اما چرا این رمان از سایت حذف شده رمان راز یک سناریو یکی از بهترین رمانهاست چون از مشکلات جامعه گفته؟ این رمان به واقعیت خیلی نزدیکه یکی از دردای جامعه رو بیان کرده

  • narin.na گفت:

    اول باید بگم که واقعا متاسفم برای قانونی که از واقعیت های جامعه نوشتن رو جرم میدونه ولی خود اون واقعیت ها رو نه راز یک سناریو… قصه یه تراژدی به تمام عیاره… شاید بشه گفت به تلخی همون قصه رمئو و ژولیت… راز سناریو ی گلی درد جامعه ست.. درد دروغ و ظلم… اون دختر حق خیلی چیزا رو داشت.. حقایی که به ناحق ازش گرفته شد…شاید یه تلنگر… واسه اینکه به خودمون بیایم.. بشکنیم دیواره ی پوسیده ی سنت هامونو…عاشقی حق… حقی که از گلی و وحید گرفته شد…شاید مستقیما نه … ولی اونا لیاقتشو داشتن… وحید با گذشتن عشقشو ثابت کرد ولی به چه قیمتی؟ و گلی که حقیقتا لیاقتش زندگی بدون عشق نبود …نبود و به ولا که نبود… عشق کافی نیست ولی رابطه اون و وحید که فقط عشق نبود بود؟ پر اعتماد بود و ارامش و تکیه کردن و جون گرفتن… و این وسط بزرگمهر لیاقتشو نداشت و به ولا که نداشت نه به خاطر خیلی چیزایی که ذهن ادم به سمتش میره… نه… حتی نه به خاطر اینکه عاشقش نبود فقط چون خودخواه بود… و زندگی خودخواهی نداره و وای که تو جامعه ما این قانون فقط مختص زنه و همین داره از تو نابودمون میکنه… شاید اگه بزرگمهر حق منع گلی از دیدن بچه رو نداشت پایان قصه مزه عشق به خودش میگرفت ولیکن نویسنده باشرابط حال قلم فرسایی میکنه… و پایان داستان شاید نزدیک ترین حالتشو به واقعیت داره… یه زن که به خاطر بچش از زندگیش میگذره… از لحظه های قشنگی که میتونه داشته باشه…از عشق و ارزو هاش… در کلام از زندگیش… همه کارکترای داستان به نوبه ی خودشون قربانی شدن… از ناهید و وحید گرفته تا گلی و بزرگمهر… ادم بده نداشتیم… مث همه ادمای دنیا که سفید یا سیاه مطلق نیستن با خوبی ها و بدی هاشون… و شاید یه درس بزرگ… تو دنیایی که ما زندگی میکنیم همه چیز عادلانه پیش نمیره…

  • پرسیا گفت:

    سلام .ممنون بابت رمان بسیار زیبایی که گذاشتید.یکی از بهترین رمانهایی بود که خوندم.با غم و مشکلات شخصیت داستان غصه خوردم و گریه کردم.قلمش به حدی زیبا بود که لحظه لحظه داستان رو درک کردن و یه جورایی حل شدم‌تو قصه.وقتی تمومش کردم غمی به بزرگی کوه رو قلبم بود.باورم شده بود همه اون اتفاقات برای من افتاده.عاااالی بود

  • Sara گفت:

    واقعا باید بگم که فوق العاده بوود، ومیشه گفت بهترین رمانی بود که تا بحال خوندم هم از نظر داستان بسیار جذاب و غیرتکراری و هم قلم روان و عالی نویسنده، خسته نباشید میگم به خانم موسیوند عزیز☺

  • Alone گفت:

    واقعا چرا؟من این رمانو خوندم و رمان بسیار خوبیه ولی اینکه چرا پاک شده اصلا قابل هضم نیس!
    رمانایی که با قلمای افتضاح نوشته میشه و موضوعشون پسر مغرور پولدار و دختر شیطونو پولدار ه و اولش با دانشگاهو کل کلای بیخود شروع میشه و آخرشم با چهارتا صحنه تموم میشه !این رمانا الان خیلی عالین؟!اینا چی به ما میفهمونن ؟!جز اینکه دختر باید زبون درازی کنه تا پسر عاشقش بشه مثلا؟؟؟؟واقعا اکثر رمانها الان همینجوری شدن اینا فقط و فقط نشون میدن دختر پولدار با پسر پولدار همین هیچی نداره و همه ملت عاشق اینجور چیزاین اونوقت یه رمانی که یه بنده خدایی مینویسه که حقیقتو میگه حقیقت تلخی که مربوط به دختراس
    یه دختر قوی یه دختر که نه پولداره نه ماشین آنچنانی زیر پاشه حقیقت تلخی که اگه دختر پاکی باشی حق نداری نصف شب پاتو بیرون بزاری اگه پاتو بیرون از خونه گذاشتی حتی اگه سوار تاکسی هم بشی امنیت نداری!
    دختری که ناخواسته باردار میشه ولی پاش وایمیسته یه دختر قوی دختری که به همه ی دخترا میتونه یاد بده باید تو این اوضاع مملکت قوی بود و جنگید حتی اگر حامله باشیو اسم مردی تو شناسنامت نباشه !نه دختری که با هر حرف تلخی که بشنوه زرتو زرت بزنه زیر گریه….
    اینجور رمانی باید پاک بشه؟این انصافه؟البته این رمان خیلی جاهای دیگه منتشر شده ولی خب نگاهم کم معروف نیس این واقعا انصاف نیست!
    هیچ چیز غیر معقولی تو رمان وجود نداره و داره خیلی چیزارو هم به آدم یاد میده اونوقت باید پاک بشه منکه هنوز تو دلیلش موندم ولی خب توصیه میکنم این رمانو از هر سایتی یا نرم افزاریم که شده حتما بخونین واقعا ارزشش خیلی بیشتر از بعضی از رمانهای دیگست!

  • yasbanoo گفت:

    رمان فوق العاده ای بود واقعا کلمه ای درحدتوصیفش پیدا نمیکنم دم نویسندش گرم

  • الناز گفت:

    سلام یکی ازبهترین رمان هایی بود که خوندم ممنون از نویسنده.

  • پ.ق۹۵ گفت:

    یکی از بهترین رمان هایی بود خوندم
    یک قلم ناب و یک موضوع جالب
    پیشنهاد میکنم مطالعه کنید:)

  • لو نا گفت:

    @samira,
    انجام نشد که هنوز

    • CAPRICORN گفت:

      ما کار خودمون رو بلدیم و انجام میدیم، با همه اینها کافی نیست. انجمن همه نوع نویسنده ای داره؛ از مبتدی و آماتور تا حرفه ای و درجه یک، از نوجوان و جوان تا بزرگسال… اکثریت نویسنده های انجمن بسیار جوان و کم تجربه هستن و نیاز به جهت دهی دارن، با این شرایط یک سری ها فقط غر میزنن و ایراد می گیرن که یه رمان عالی و فراخور تحویل بگیرن! اما به خودشون زحمت نمیدن که بیان انجمن و با نقد رمان ها و راهنمایی هاشون به پیشرفت قلم نویسنده کمک کنن.
      کاش فقط به جای حرف، مقداری عمل کنیم…

  • ely گفت:

    سلام این رمان رو میشه با فرمت جاوا در کانال تلگرامتون قرار بدین ممنون

  • راضیه گفت:

    خدارو شکر ادم بعضی رمان هارو که میخونه افسردگی میگیره که الکی وقت گذاشته

  • فائزه گفت:

    این رمان حرف نداره. واقعا هیچی کم وکسر نداره. خلاقیت ذهن نویسنده عالیه. من خودم آخراش داشتم از هیجان غش می کردم که کدومشونو انتخاب می کنه. و چون رمان معمایی ایم هست به شدت وقتت و می گیره. حذف شدن لینکشم تعجبی!

  • kimiya گفت:

    @راضیه, واقعاهمین طوره این رمان عالیه ممنون ازشماونویسنده

  • kimiya گفت:

    یک رمان اجتماعی وزیبا.حتما بخونیدش.رمان های نودوهشتیا عالیلن

  • راضیه گفت:

    اگر طبق قانون های شما مشکل دار اعلام شده حداقل به کل از سایتتون برش دارین جزء پر طرفدارن پیش کش یه نفر اگه نوشته قرمزو بخونه با خودش فکر میکنه نویسنده چی نوشته هر چند نظرات گویای همه چیز هست ولی به هر حال من هم ر خودم رو گفتم باید نقد هم داشته باشین

  • راضیه گفت:

    @REZA, واقعا جالبه با قانون هاتون خوش باشین ای کاش قانونی هم داشین که رمان های چرت و ابکیو توی سایتتون نمیزاشتین

  • vafa گفت:

    این رمان فوق العاده بود واقعا نمی دونم چی باید بگم که حق مطلب ادا بشه .خواندنی و باارزش

  • راضیه گفت:

    با عرض سلام میشه بپرسم کجای این رمان مشکل داره اینکه یکی از مشکلات جامعه رو بیان میکنه این رمان یکی از بهترین رمانهایی بود که تا حالا خوندم ،محشره با قلمی تک. نمیدونم چرا مشکل داراعلام شده به جای اینکه این رمان رو بذارین توی پر طرفدارترین رمانها مشکل داراعلام میکنین بیشتر رمانهای الان آبکی با موضوع تکراریه که آدمو از رمان خوندن زده میکنن موضوع این رمان عالی بود.

  • تینا گفت:

    این رمان رو هرطور که بود دانلود کردم و خودنم، واقــــعا موضوع عالی ومتفاوتی داشته، و نویسنده فوق‌العاده خلاق بوده که موضوع رو خوب بسط داده.
    نگاه جون ممنون از سایتت و معرفی رمانهای خوبت
    امیدوارم بازاز این نویسنده هرچه زودتر کارای خوبه دیگه ای ببینیم

  • kimia گفت:

    خیلی عالی بود واقعا قلم نویسنده جریان داستان و اتفاقاتش
    ولی وحید چی پس؟؟؟ 🙁

  • kimia گفت:

    خیلیییییی رمان عالیه ای فقط این وسط وحید خیلی خیلی خیلی نامردی شد در حقش خیلی دلم براش گرفت:(

  • Kourd گفت:

    یکی از زیبا ترین رمان هایی که خوندم هست واقعا محشره.البته تو این سایت فیلتر شده من این رمانو انلاین تو ایران رمان خوندم

  • RaIn gIrL گفت:

    Salam negah jan man in roman ro mikham .che konam???????!!!!:'(:'(:'(:'(

  • سمیه گفت:

    عالی عالی عالی.واقعا عالی .محشر بود.تبریک میگم به نویسنده این رمان زیبا.متن روان و قابل باور و بدون هرگونه فانتزیهای رایج در رمان های امروزی.فقط اگه میشه لطف کنید بقیه رمان های این نویسنده عزیز را هم معرفی کنید

  • تروس گفت:

    سلام چرا لینک ندارههههه

    • نگاه گفت:

      سلام واقعا نوشته قرمز رنگ به این بزرگی را ندیدی؟

      این رمان بعد از مطالعه تیم بررسی رمان ها طبق قانون جرایم رایانه مشکل دار دیده شد و لینک های دانلود ان حذف گردید

  • Xnedax گفت:

    رمانیه که موضوع خیلی متفاوتی داره و اصلا آبکی نیست وتا آخرش نخونی نمیفهمی موضوع چیه خیلی عالیه عاشقشم

  • شراره ارکات گفت:

    خیلی خیلی عالی بی نظیر واقعا خسته نباشید میگم به نویسنده ی عزیز ممنونم مریم گل

  • سیما گفت:

    با سلام وخسته نباشید خدمت شما نگاه جان
    و تشکر بابت سایت عالی تون
    این رمان محشره و فکر میکنم نسبت به رمانهای دیگه دارای امتیاز پایینیه که این واقعا نسبت به اینچنین رمانی کمال بی انصافیه.از شما درخواست داشتم که دوباره رمان رو تکرار کنید اگه بشه واقعا عالیه چون اکثر مخاطبای سایت که خودم یکی از اونها هستم صفحه های جدید رو چک میکنیم
    با تشکر از شما نگاه جان

  • aleksandra گفت:

    واقعا به نویسندش خسته نباشید میگم و بابت گذاشتن همچین رمانی از شما تشکر میکنم
    رمانی زیبا با پایانی قابل باور
    واقا محشر

  • Negin گفت:

    Ali bood, Hatman bekhoonidesh

  • judy گفت:

    سلام نگاه جون. چرا pdf باز نمیکنه؟!؟

  • zahra گفت:

    سلام.من تازه به جمع شماتو این سایت اضافه شدم و با وجود این سایت رنگ تنهایی کمتر داره جلوی چشمام خودنمایی میکنه.
    رمان واقعا پر از حرفایی بود که باچشمامون میدیدیم ولی نمخواستیم با گوشامون بشنویم.
    ممنووووون

  • سحر گفت:

    میتونم به جرات بگم یکی از بهترین رمانهایی که من تا حالا خوندم..و جالبی این رمان اینه که مثل خیلی از رمانها نمیشه آخرش و حدس زد که چی میشه…من از روزی که این رمان و شروع به خواندنش کردم دیگه نتونستم گوشی رو زمین بزارم..واقعا دست نویسنده اش درد نکنه..عالی بود..همچنین نگاه جون یه خسته نباشید ویژه برای شما دوست عزیزم دارم امیدوارم موفق باشی…

  • بانو مسعودی گفت:

    سلام نگاه جان چرا حجم رمانهای که شما میزارین با 98ia فرق داره منظورم حجم فایل زیپ هست مال شما همیشه بیشتر هست و بخاطر همین فکر میکنم کاربراتون یه مقدار اذیت میشن

  • maede گفت:

    سلام این رمان عااااالی بود
    بعد رمان شرعی ولی. غیرقانونی این دومین رمان متفاوت این سایته ک من میخونم،اگه رمان قشنگ و متفاوت دیگه ای خوندین بهم معرفی کنیدچون رمانای جدید خیلی تکراری شدن!!

  • mah گفت:

    سلام ببخشید پایان غیر منتظره ای که می گید خوبه یا بد؟*
    مرسی:)

  • mah گفت:

    سلام ببخشید پایان غیر منتظره ای که می گید خوبه یا بعد؟
    مرسی:)

  • arezou گفت:

    یکی از بهترین رمانایی بود ک خوندم….خیلی خیلی از مریم عزیز و نگاه جون ممنونم♥

  • انا گفت:

    رمان یکی یه دونه من کی جلد دومش میاد؟؟؟؟:(((((

  • Raha گفت:

    فقط یه کلامـ می تــونم بگم بی نظیـــــــــــره
    یه رمان پخته با قلم زیبـــا
    تبریکــــ می گم به نویسنـــده عزیز
    اگه کتابی از این نویسنـــده هست بهم معـــرفی کنید
    مـــرسی

  • liana گفت:

    این رمان واقعا پرفکت بود ! میشه یه چیزی تو مایه های همین رمان بهم معرفی کنید ؟؟ ممنون میشم ! 🙂

  • kind__1997 گفت:

    واقعا رمان فوقالعاده ای بود
    نثر رون و راحتی داشت ….توی یک کلمه عالی بود ….ممنون از نویسنده ی عزیز منتظر رمان های بدیت هستم
    یا علی …

  • پرستو گفت:

    واقعا رمان جالبی بود. من از وقتی شروع به خوندنش کردم نتونستم گوشی رو زمین بذارم. ممنون واقعا از نوسنده این رمان

  • فافا گفت:

    این رمان واقعا زندگی خیلیها رو روایت میکنه.و قلم نویسنده خیلی خوب بود.دست نویسنده عزیز درد نکنه.

  • trefa گفت:

    سلام واقعا به نویسنده تبریک میگم بخاطر رمان فوق العادش خیلی زیبا بود خیلی
    اگه میشه از این رمانهای متفاوت بیشتر بذارید

  • تینکربل گفت:

    عاااااااااااااااااالی بود این رمان …
    هر چند خیلی از جاهاش واقعا غم انگیز بود اما خیلی عالی نوشته شده بود .. واقعا خسته نباشه نویسنده عزیز ..
    چنین رمان هایی رو بیشتر بزارید ..

  • سها گفت:

    ای بابا این قسمت برای نظر دادنه نه اینکه شما دنبال رمان های درخواستی بگردید و پیام بزارید

  • zahra گفت:

    نگاه جان سلام.خسته نباشید. با تشکر از زحماتتون چند بار درخواست برای رمان تاوان و شطرنج گذاشتم اما متاسفانه جواب ندادی. اگر پاسخ بدید ممنون میشم.

  • زهرا گفت:

    صرف نظر از واقعی یا غیر واقعی بودن موضوع، داستان بسیار خوب پرداخت شده بود و توصیف حال و روحیه افراد به خوبی به تصویر کشیده شده بود.
    از نویسنده ی محترم تشکر می کنم و بهش خسته نباشید میگم.

  • همراز ns گفت:

    رمان راز یک سناریو فوق العاده است خیلی وقت بود یک رمان خوب نخونده بودم ممنون از نویسنده عزیز

  • سورنا گفت:

    سلام در پاسخ زهرا جون تمنا برای نفس کشیدن-دوستان رمان راز یک سناریئ جز بهترین ها در سال 93 می باشد ممنونم از نگاه عزیز

  • زهرا گفت:

    فقط میتونم بگم عااااااالی بود.فوق العاده بود…بعد از مدتها یه رمان خوب خوندم ..مرسی نویسنده

  • ghazal گفت:

    اسم رمانی که شخصیت پسراصلیش محسنه و ی پسرمذهبی هم هست خونواده دختره اول ازش خوششون نمیومده ولی بعد اخلاق ورفتارشیرین ومتینش همه زوجذب میکنه…….
    روکسی میدونه چیه!؟

  • ghazal گفت:

    اسمش تمنابرای نفس کشیدنه عزیزم

  • نیوشا گفت:

    سلام فقط همینو میتونم بگم
    ای ولا داری مریم جوووووون
    واقعا رمان قشنگی بود عزیزم دست گلت درد نکنه
    و همینطور از نگاه عزیزم تشکر میکنم بابت سایت خوبش

  • حسنا گفت:

    مرسی از نویسنده عزیز قلمت خیلی حوب بود من حسابی لذت بردم از خوندنت با اتفاقایی که برای گلی میافتاد واقعا حس فمنیستیم فعال میشد خیلی ناراحت شدم براش اما از اونجایی که یهوو ارتباط ملاکیه باهاش زیاد شد اولای رمان خیلی ملموس نبود ولی در کل دوسش داشتم و واقعا خسته نباشی ایننایی که نوشتیواقعیتای جامعس همه ماها بنا به شرایطمون داریم یا کنار این ادما زندگی میکنیم یا با مشکلاتی از این قبیل دست و پنجه نرم میکنیم منتظر کارای بعدیت هستم.

  • سادات گفت:

    وای خدای من!!!
    عالی بود! حرف نداره!!!
    مریم جون دستت درد نکنه.

    آآآآآهههههههای نگاه دانلودیا!!!!!!!پیشنهاد میکنم حتما بخونید! خوب نیست! عالیه!!! عالی!

  • فائزه گفت:

    از نویسنده ی این رمان واقعا ممنونم چون سختی هایی یک دختر در این جامعه را می کشه از طریق یک داستان به همه نشون داد

  • زهرا گفت:

    اسم یه رمان یادم رفته اگه میدونید بگید لطفا:دختره با خاله و شوهر خالش جمشید فکر میکنم زندگی میکنه کنکور داد و تو راه برگشت به ترافیک خوردن و خاله و شوهر خالش پیاده میشن میرن پارک اونم به ماشین کناری نگاه میکنه میبینه به بنز که شیشه های دودی داره که تو اون ماشینم پسری هست که شکست عشقی خورده بعد با این دختره دوست میشن و عاشق هم میشن دختره هم خیلی شر و شیطونه