دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ - www.negahdl.com

دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ – www.negahdl.com

دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته  EVRINA کاربر انجمن نودهشتیا

رمانی اساطیری _ تاریخی ، تخیلی و عاشقانه …

خلاصه :

عظمت و شکوه نیاکانمان بر کسی پوشیده نیـست ، بارها و بارها ، از حکمـرانی حـق و حقیـقت پادشـاهی نیاکانمان شنیده ایم و نشانه هایش را در ستون های قد علم کرده پــارسـه (معروف به تخت جمشید) به چشم دیده ایم .
تیدا هم مثل تو ! .. مثل ما ! … حتی نزدیک تر از هر کسی به نسل ما ! .. هویتش را جایی جا نگذاشته که بخواهد پیدایش کند ! … فقط نیازش به مــرور است و یــاد آوری !
اینجا بحث قانون و حق و عدالت نیـست ! حرف از ذات است و هویــت !
تیدا با مرور همه صفحات تاریخ خــاک خورده ، این عظمت را به چشم می بیند و معجزه وار به واسطه دروازه ملل ، به بهشتی موعود وارد می شود ، اسطوره های نامی سرزمینمان به پیشوازش می آیند و قطار حوادث با سرعت به سمتش ، مهربانی و عطوفت پادشاهی از خاندان پارسیان مجذ وبش می کند و این بار وجود پر عدالت دنیای پرشکوه نیاکانمان را تصدیق می کند .
حقیقت آنجاست … و عشق هم ! … فارق از تمام بایـدها و نبایـدها ، این عشق را مـی پذ یرد … اما مگر مـی شود بهشت موعــود مـار سیـاه و وسـوسـه طاووس نداشته باشد ؟!
این بار مقابل سوالی ذاتی خود را پیدا می کند که ذاتش … زاده نور …. یا تاریکی ؟ …. پایان خوش

چند تا نکته !!

1- این داستان تخیلی ِ … با برداشتی آزاد از وقایع تاریخ ایران باستان که با تخیلم درهم می آمیزم ! … پس به زمان و نسبت خاصی تاکید نکنید ! … لطفا نگین این اتفاق مربوط به این شخص توی تاریخ بود !!!
2- از اسامی اسطوره ها و بزرگان نام آور ایرانی در ادوار مختلف تاریخ و شاهنامه که نامشان را شنیده یا نشنیده اید آزادانه تاثیر می گیرم !!!
3- به دو دلیل نام این سرزمین خیالم را ایران می ذارم :
_ چون ما ایرانی هستیم و عاشق کشورمان .
_ ایرانیان از دیرباز یگانه پرست بودند و معتقد به هرچه خوبی هست … پس توجه اهرمن را بیش از هر ملتی دیگر برای گمراه کردن به خود جلب می کنن …
4_ تو این داستان گاهی می گم خدا سکوت می کنه یا اینکه خدا با بنده اش حرف میزنه ! منظورم از سکوت ، صبر خداست . برای اینکه ما تو پستی و بلندیهای زندگی ، با دو موهبت بزرگی که بهمون داده (قدرت اندیشه و اختیار) چیکار می خوایم بکنیم ؟! … و درباره حرف زدن خدا با انسان … تو چندتا کتاب دیدم که نوشته بود خدا با بنده اش حرف میزنه ، گاهی به دلیل پاکی روح ، ما این صدا رو می شنویم ، گاهی هم … به دلایلی نه !
قصد من شکل و هیبت و انسانی جلوه دادن ایزد یگانه و مبرا از هر ناپاکی نیست … همه می دونیم خدای ما … یه وجود نامتناهی ِ که در هیچ ذ هنی نمی گُنجه ، تنها مثل مولانا ، مثل شاعرها و صوفی ها و فیلسوف ها که با خداشون حرف می زنن و جواب می گیرن ! … مثل چوپانِ شعر حضرت موسی (ع) و شعبان ، می خوام به همون سادگی با خدام حرف بزنم و جواب بگیرم ! فقط همین … پس من رو بی دین ندونید خواهشا !

تعداد صفحات: 635 صفحه پی دی اف ؛ 3735 صفحه پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

منبع تایپ : رمان تیدا زاده نور یا تاریکی ؟ | EVRINA کاربر انجمن نودهشتیا

ارتباط با نویسنده: http://www.forum.98ia.com/member254056.html

 

 

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات

(۷۲) دیدگاه برای “دانلود رمان تیدا زاده نور یا تاریکی؟ جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • نرگس گفت:

    سلام خسته نباشید یه چند تا کتاب دیگه همین مدلی (اسطوره ای و قهرمانی) میخواستم

  • Arefeh گفت:

    داستان با وجود نقص های زیادی که داشت زیبا بود درواقع جوری نبود که بشه با داستان های تخیلی خارجی مقایسش کرد ولی دربرابر داستان تخیلی های ایرانی میشه گفت عالی بود و به خودت و قلمت عزیزم تبریک میگم و امیدوارم برسه روزی که ی داستان بدون عیبو نقص و قابل مقایسه با رمان های خارجی بنویسی

  • ayda گفت:

    رمان قشنگی بود
    تو نظرات خیلییی ریز بینی شده واقعا خیلی بعضی جیزا اصلا ب چشم نمیاد خب اشتباهاتی ریز خیلی عادیه برا همه نویسنده ها ایجاد میشه ولی همینقدر نویسنده تلاش داره جای تشکر و.. داره

  • سروناز گفت:

    واقا متاسفم برای نویسنده این رمان و هم برای کسایی که این رمان رو خوندن و خوششون اومده
    نویسنده این رمان یه تقلب کاره که خیلی از چیزهایی رو که توی رمانش به کار برده از فیلم های معروفی تقلید کرده کسایی که میاین و کور کورانه از این رمان تعریف میکنین این سوال برام پیش اومده که شما فیلم نمیبینید
    وبراتون مثال هایی هم میزنم
    اون موقعی که تیدا اینده رو به صورت مبهم و گنگ و پیچیده توی جام میبینه
    ۱- این جام توی فیلم ارباب حلقه ها وجود داره
    ۲- درست همین اتفاقم همون طور که نویسنده توضیح داده برای شخصیت اصلی فیلم میوفته که وقتی دستاشو به جام میچسبونه دیگه نمیتونه اونارو جدا کنه و اینده رو توی اون جام میبینه

    زمانی که فرشته های تبدیل به سنگ شده میمیرند و به صورت چیز های نورانی به اسمون میرن
    ۱- این موجودات دو فیلم نوح نبی فرشته هایی بودن که برای کمک به انسان ها اومده و به سنگ تبدیل شده بودند
    ۲- ودرست به همین شکل که توی داستان گفته شده مردند و دوباره به فرشته های نورانی تبدیل شدند و به اسمون رفتند

    در خیلی جاهای دیگه هم این تقلب به کار رفته و من فقط دو نمونه از تقلب هایی رو که در نوشتن رمانش به کار برده رو گفتم پس لطفا کور کورانه این رمان رو نخونین و فکر کنید که نویسنده این رمان چه ادم هنرمندی هست

  • Melika گفت:

    @مهشید,
    چرا اتفاقا خوبم خوندن
    ولی هرکسی نظری داره
    و یک نویسنده باید در برابر منتقدان انتفاد پذیر باشه

  • نازنین گفت:

    با سلام خدمت نویسنده ی عزیز و دوستان گرامی!‌رمانی بسسسسیااااار متفاوت با رمان های دیگه ، واقعا متفاوت و جذاب، پر بار، و به خودم میبالم ک کشورم چنین نویسندگان خلاقی داره و آفرین به تخیل نویسنده ، .رمان عالی بود به غیر از‌برخی نکات‌،ک قطعا اکثر رمان ها مشکلاتی دارن، اول اینکه بعضی چیزا ک نیازی یه توضیحشون نبود زیاددربارش توضیح داده شده بود، و چیزایی‌ک نیاز به توضیح بیشتر داشتن رها شدن بودن ،نمونه ش‌،‌ قسمت اخر‌رمان، چطور یک دفه تیدا از میدان جنگ سر دراوورد ،چطور یک دفعه دارا سر از تالار دراوورد،بعد اینکه من متوجه نشدم ساینا پاک موند یا خیر! واقعا رمان متفاوتی بود لطفا اگر از این دسته رمان سراغ دارید معرفی کنید، من به طوری به این رمان وابسته شدم‌زمانی ک تمومش کردم میخواستم گریه کنم، و یک تشکر بزرگ دیگه از نویسنده ک البته با یک تشکر حل نمیشه ،چون باعث شد من با علاقه نماز بخونم و دوباره به طرف خدا رو کنم

  • کیمیا گفت:

    سلام واقعا دستتون درد نکنه خیلی رمان زیبایی بود من مخصوصا شخصیت اریابد رو خیلی دوست داشتم و واقعا عظمت و شکوه ایران باستان رو به زیبایی به نمایش می گذاشت

  • سارای گفت:

    @طیبه, حرفایه شما رو قبول دارم..رمان میتونست خیلی بهتر باشه اونم با این ذهن خلاق وقویه نویسنده.وباید یه چیزایو رعایت میکرد وبا یه سری مفاهیم غیر از تاریخ ورمان های تاریخی موجود اشنایی داشتند تا رمان دارایه ضعف هایه این چنینی نباشه..

  • فاطمه گفت:

    عالییییی بود تاحالا سه بار خوندمش خیلی خوبه کلا تاریخو قاطی پاتی کرده

  • zizi گفت:

    این رمان فوووووووووووووق العااااااااااااااده اسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ینی دمت ایول خیلییییییی عااااااااااالی بود وااااااایییییییی خخخیییییلللییییییی محشرررررررررر بود عاشششششششششققققققتتتتتتتتتتممممممممممم

  • Mgh گفت:

    اولا سلام. به نظر من رمان بسیار جذاب وقشنگ بود.فقط یه نکته.اینکه توی این رمان زیادی به قیافه ی آدما توجه شده بود.میتونستید کمتر به ظاهروقیافه ی افراد توجه کنیدوبه جای اون سعی درپرکردن جاهای خالی رمان داشته باشید مثلا چطوری دارا رو ازجنگ به تالار میرسوندید بهتر میشد وازاین حالت گنگی ونامعلومی درمیومد.بارعایت کردن اینطورنکات رمان بسیار بسیار عالی تری ازکار درمیومد.بازم ممنون ازاینکه این رمان قشنگ وجذابو نوشتین ومن واقعا خوشحالم ازاینکه به عنوان اولین تجربه رمان تیدا زاده ی نوریاتاریکی رو خوندم.سپاس

  • مهشید گفت:

    سلام نویسنده عزیز خسته نباشی رمانت فوق العاده بود تخیل قوی میخواو تا چنین رمانی رو به این زیبایی بنویسی اینایی که نقد کردن حافظ یافردوسی چه ربطی به این داستان داره باید بگم که اصلا داستانو نخوندنو صرفا اومدن تخریب کنن خود تیدا هم از اینده اومده بود و تو اول رمان توضیح داده بود که این یه سرزمین که متعلق به گذشته نیس!به هرحال ذهن نویسنده عالیه

  • رها گفت:

    رمان بسیار عالی هست و از نویسنده خیلی متشکرم واقعا عالی بود جزو بهترین رمان هایی بود که مطالعه کردم

  • Melika گفت:

    من هر کتابی با هر قلمی خوندم از زندگی نامه کوروش کبیر تا اسکندر کبیر از تیمور لنگ و نادر شاه.رمان تخیلی هم تا دلتون بخواد از هری پاتر که یه رمان انگلیسی تا محله ممنوعه که ایرانیه و به نظرم قشنگه
    به هر حال نویسنده اطلاعات زیادی داشته ولی بلد نبوده چه جوری کنار هم بذارتشون
    نویسنده الان با تاریخ بازی کرده مثلا دریا سالار شد همسر پادشاه سورنا و یوتاب خواهر اریو برزن باهم ازدواج کردن خوب این دست کاری تو ادبیا ت ایرانه رسما فردوسی رفت زیر سوال
    اگر میخواست رمان رو حالت قدیمی بنویسه باید از کلماتی مثل اساطیر.اسطوره.حتی.لکن.و امثال این کلمات استفاده نمیکرد چون این کلمات عربی هستن و تو فارسی باستان وجود نداشتن با اون دوستی هم که گفت چه طور دیوان حافظ بوده ولی قران نه هم موافقم . تو نظر قبلیم هم گفتم حافظ به خاطر حفظ قران شد حافظ و از کلمات عربی هم توی شعرهاش استفاده شده پس گذشتگان اونو معنی نمیکردن و نمی تونستن تفسیرش کنن و اینکه دیوان حافظ چه طوری سر از زمان هخامنشان اورده

  • سا...را گفت:

    منم اینو قبلن خوندم…اون موقع برام جالب بود ولی الان که کتاب
    تخیلی زیاد خوندم دیگه جز بهترینا نیس برام… اینو که می خوام بگم یه خورده بی ادبیه و واقعا معذرت می خوام که اینو می گم. ولی به نظرم باید بگم …اونایی که از این رمان زیاد تعریف کردن احتمال داره مثل اون موقع های من کتاب تخیلی خوب نخونده باشن

  • matilda گفت:

    خداییش این کجاش رمان خوبی بود!؟ فقط یه حجم زیاد از اطلاعاتشو به صورت کاملا رگباری داشت می کوبید تو سر من خواننده… ترجیح می دم اون تعداد کتابی رو که نویسنده برای نوشتن این کتاب خونده رو بخونم ولی این قلم ضعیف رو تحمل نکنم…

  • طیبه گفت:

    رمان خوب و تخیلی بود ولی ب اون تیکه ای که اهرمن به جای خالی تیدا سجده کرد واقعا مسخره بود یعنی شیطانی که به حضرت ادم(ع) و به پیامبرمون حضرت محمد(ص) سجده نکرده به تیدایی که هی با این اون دست میداد و بقیه رو بقل میکرد هی زرت زرت پیشونیشو این و اون میبوسیدن سجده کنه به نظرتون شیطان مغر خر خورده تازه تو این رمانی که از حافظ و فردوسی اورده نمیشد یه کلمه از اسلام هم بیاد ضمنا چطور کتاب خافظ و فردوسی به چند هزار سال قبل از تولدشون رفته لطفا به جزئیات هم موقع نوشتن دقت کنید

    • نرگس گفت:

      اونها مسلمون نبودن که بخوان به قوانین اسلام عمل کننو بغل کردن فرد نامحرم براشون مشکلی داشته باشه!!! بعدشم کجای دنیا تلفیق گذشته و حال و اینده مشکل داره؟؟؟ مخصوصا اینکه نویسنده اولش نوشته این یه برداشته از تاریخ!!!! 

  • ترانه گفت:

    موافقم روند داستان خیلی کند بود.مثلا اولش نمی دونم دقیقا چنتا صفحه دم اون غار وایستاده بودن حرف می زدن!!!!!!! من که واقعا خسته شدم.

  • omo گفت:

    اول اینو بگم که حرفام فقط خطاب به این کتاب نیست… ۱٫یکی از ضعفای شدیدی که تو رمان های ایرانی دیده می شه توصیفات بیرویه و خسته کننده ایه که هیچ تأثیری تو روند داستان نداره مثلا وقتی یه شخصیت وارد داستان می شه از نک پاش تا آخرین تار موهاش توصیف می شه وهیچ فضایی برای تخیل و کنجکاوی خواننده باقی نمی ذاره ( که تو این رمانم شدید رعایت شده بود)
    ۲٫برای نوشتن یه رمان تخیلی با این حجم اطلاعات درون مایه قوی آیا نباید نویسنده اول از همه یه خواننده ماهر باشه؟!!!! من یه سوال از نویسنده داشتم: تا قبل از نوشتن این رمان چنتا رمان تخیلی در سطح جهانی خوندید ؟ ( مطمئنم که حتما خوندید) از این تعداد که خوندید آیا به سبک نوشتاری اونا دقت کردید؟ تا چه اندازه به توصیف ظاهر آدما توجه شده بود ؟ روند داستان و اتفاقات تو اونا چقد به کنجکاوی و کشش خواننده برای ادامه داستان تاثیر داشت؟
    در کل باید بگم که محتوای این کتاب خیلی بالا تر و سر تر از قلم نویسنده بود و این که نویسنده خیلی برای جمع آوری محتوا مطالعه داشتن واقعا ستودنی بود ولی اگه نصف این تلاشو برای بهبود نوشتارشون داشتن کتاب خوبی از آب در میومد.البته این ایرادای که گرفتم تو اکثر رمان های ایرانی چه عاشقانه چه تخیلی مشهوده.پر گویی های بیرویه در توصیف ظاهر آدما یا توصیف های که زیادی شاخ و برگ داده شده واقعا یه ضعف شدید تو رمان های ایرانیه.
    با تشکر از این سایت کاش همون طور که از نویسنده های مجازی این جوری حمایت میشه تلاشی هم برای بهبود قلم نویسنده ها می شد …
    توصیه آخرم از خواننده ها(((لطفا لطفا لطفا لطفا ، خوهش می کنم کتاب خوانی تون رو تنها به خوندن رمان های مجازی ایرانی محدود نکنید.سعی کنید با خوندن کتاب های معروف ایرانی و خارجی ذهنتونو گسترش بدید….کمترین فایده این توصیه که کردم اینه که می تونید رمان خوب رو از بد تشخیص بدید.)))
    با تشکر خواهش می کنم نظرم رو به نویسنده این کتاب برسونید♥

  • Eghlimia گفت:

    سلام….وای اینقدر این کتاب برام قشنگ بود که نتونستم جلوی خودم وبگیرم و با اینکه دو سال از زمان انتشار این کتاب گذشته بازم می خواهم نظرم رو بگم….اول از همه یه تشکر خیلی خیلی ویژه از نویسنده ی عزیز که کاملا معلومه وقت گذاشتن و با مطالعه و تحقیق این کتاب رو چاپ کردن….من کلا خیلی با تم رمانهای فانتزی حال نمی کنم اما باید بگم این کتاب برای من بی‌نظیر بود چون با خوندن هر صفحه اش چیز های جالبی راجع به گذشته و تاریخ کشورم فهمیدم… و دوم هم یه تشکر از بچه های نگاه دانلود بویژه رییس محترم سایت که شرایطی رو بوجود آوردن که نویسنده های خوبی که به دلایل متفاوت توان چاپ اثرشون رو ندارن اینجا به نمایششون می ذارن….همگی خسته نباشید….با آرزوی بهترین ها

  • Melika گفت:

    با سلام به نویسنده و سایت خوب نگاه دانلود
    این رمان یکی از قشنگ ترین رمان هایی که خوندم من عاشق سبک های خیالی هستم که در این رمان به خوبی به تصویر کشیده شده
    ولی چندتا ایراد واضح داره
    ۱٫با توجه به متن و اوردن اسم ارتان و کوروش و…و اسم حکومت پارس و بنای پاسارگاد که سالمه نتیجه میگیریم این داستان مربوط به زمان هخامنشیان ولی این دنیای خیالی اگه قرار بود تمام اسطوره ها رو در خودش جا بده پس سر دستشون رستم باید باشه که نیست..
    از اونجایی که در روند داستان سیمرغ به زال اشاره کرده و دیو سپید به رستم پس خود رستم کجاست؟؟
    در ضمن حافظ در قرن ۸ ه.ق زندگی میکرده و در دوران اسلام بوده و به خاطر حفظ قران بهش لقب حافظ دادن پس کتاب های شعرش در زمان هخامنشیان چیکار میکرده .و اینکه باید کمی در لهجه ها و گویش ها دقت میشد و از بکار گیری کلمات عربی که پس از ورود اسلام به ایران در مردم فراگیر شد جلوگیری میکرد

  • مونا گفت:

    مسخره ترین کتابی بود که خوندم.انقدر کند و طولانی بود که نصفه نیمه رهاش کردم.

  • فرشته گفت:

    سلام..خیلی خیلی خیلی ممنون از نویسنده ی عزیزمون..واقعا کتاب محشری بود..نثر عالی..روند داستان خوب..پرداخت شخصیتها عالی..همه چی خوب بود..چن تا نکته ریز داشت..که تا حدودی بقیه بهش اشاره کردن..مثلا لهجه ها با وجود تاکید شخصیتها خیلی با فارسی معیار تفاوت نداشت به نوعی فارسی رسمی و کتابی بود بدون کلمات باستانی..شخصیتها پرداخت خوبی داشتن ولی ته داستان همه رها شدن..مثلا هیچ خبری از آریابد بعد آتش سوزی قصر تا آخر داستان نبود حتی توی جنگ..دارا تو جنگ بود بعد یهو وسط تالار بود کی اومد..یا تو بعضی جاها قصه کات میشد و نمیفهمیدی چی شد..البته اینا نکات ریزی بود که فقط به عنوان نظر بود..اما من عاشق کتابم و شخصیتها برام زندن..ممنون از قلمت بانو..

  • 111 گفت:

    نمیخوام ایراد بنی اسرائیلی بگیرم.اما روند داستانت خیلی کند بود و حوصله آدم رو سر میبرد.یه جاهاییشو سریع رد میکردم میرفت.زیادی توضیح میدادی.بعد اینکه من متوجه نشدم تیدا به چه سرزمینی رفته!!! اگه یه جای تخیلیه پس چرا بهش میگن ایران؟اگه ایران بود توچه دوره ی زمانی قرار داشت.اگه زمان حال بود چرا امکاناتش مثل قدیم بود اگه گذشته بود چرا با تخیل و افسانه قاطی شده بود.کلا آدم رو گیج میکرد….

  • کیانا گفت:

    بی نهایت قشنگ بود. اصلا نمی تونم توصیقش کنم. هر کی اینو نخونه نصف عمرش بر فناست. بیشتر از این جور رمانا بزارید.

  • fatemeh گفت:

    عالی محشره بهترین رمانی که بود خونده بودم تو عمرم اصلا نمیشه توصیف کرد اونو عالی بود از نویسنده خیلی ممنونم به امید رمانهای دیگیر که لا قلم شما نوشته شود
    عاللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییی بود

  • ادینه گفت:

    زیباترین رمان تخیلی واقعا عالیه

  • Donya گفت:

    به جرات میتونم بگم زیباترین رمانیه که تا به حال خوندم.این رمان رو به پدربزرگم که تاریخدان هست پیشنهاد دادم وخوندش خییییلی خوشش اومد ،مرسی بابت این قلم زیباتون و تمام تلاش هایی که کردید.مطمئن هستم که بسیار تلاش تحقیق کردید که به این زیبایی و شگفت انگیزی نوشتید.

  • gita rad گفت:

    من با توجه به توصیه ی دوستان این رمان رو دانلود میکنم. امیدوارم رمان خوبی باشه. ولی معلومه که با مطالعه ی زیاد نوشته شده

  • حدیث گفت:

    @Fatemeh16, وای منم آرابدو بیشتر دوست داشتم♡_♥

  • حدیث گفت:

    جییییییییییییییییییییغ
    عااااااااااااااااااااااالییییییییییییییییی بوووووود
    واقعا دسنه نویسنده درد نکنه
    تبریک میگم باباته قلم خوبشون و اطلاعات خوبشون
    در یه کلمه بییییی نظیییییر بود
    واقعا رمان خون های عزیز این رمانو از دست ندن

    من خیلی ارابد رو دوست داشتم دوست داشتم ب آرابد برسه ولی دارا هم خوب بود ♡_♡

  • ساینا گفت:

    قشنگ ترین رمان هست که خوندم تبریک به نویسنده بابت این رمان عالی یه رمان متفاوت و محشر

  • نگین گفت:

    واقعا رمان شگفت اوری بود بهترین رمانی بود که توی این چندسال خوندم دریک کلمه واقعا درجه یک بود

  • fariba گفت:

    این رمان محشرههه…واقعا میگم به قدری از این رمان خوشم اومده که اگه نویسندشو ببینم مدام ازش تشکر میکنم..واقعا حیف این رمان با این همه اطلاعات و حس میهن دوستی باید انقدر کم لایک بخوره و خیلیا حتی ندونن اینطوری رمانی هم هست با تشکر از نویسنده عزیز امیدوارم بازم بنویسند..

  • طن طن گفت:

    عالییییی محشررررر اصلا هرچی بگم کم گفتم یکی از بهترینهاااا…نویسنده جون دست مریزاد!

  • شقایق گفت:

    این رمان محشـــــــــره!
    اصلا کسی نخونه از دستش رفته واقعا…
    اما خیلی دلخورم که چرا این رمانای خوب با قلم های پخته انقدر باید تشکراشون کم باشه و اون وقت یک سری رمان آبکی و لوس و بی مزه رو به به و چه چه کنن !!

  • Nasrin گفت:

    خیلی رمان قشنگی بود وبه نظرم این تعداد توصیه برای این رمان واقعا کمه.ممنون از نویسنده عزیز و همچنین نگاه

  • سارینا گفت:

    این رمان عالی و فوق العاده بود چون در برابر تاریخ ایران و همچنین مقدسات و دین باستانی متعلق به ایران دفاع کرده بود و بهترین گزینه درج شده درش وجود سخنان کوروش و نام کوروش توی ای رمان بود
    اما ای کاش به جای آریابد آناهیتا الهه آب رو پادشاه آب ها میدونست.و مورد بعد اینکه من درباره یوشیتا کوشیار و کوهیار تحقیق کردم چنین افرادی وجود نداره!بعلاوه اسمی از پادشاه آرمان و دارا در دوران هخامنشی آورده نشده شاید این یک تغییر نام باشه که ازش خبر ندارم…
    خیلی بهتر بود اگه بر زمان خاصی دلالت داشت و مثلا بانو آرامی رو با امپراطور آرتان مرتبط نمی کرد و از علاقه ای که بین بانو یواش و سورنا وجود داشت ( که این کاملا خیالی و توهم است )حرفی نمیزد.
    مورد دیگر این که کاش شعر سهراب سپهری رو کامل میذاشت
    اما در کل عالی بود

  • ریحانه گفت:

    عالی ترین رمانی که تا بحال تو عمرم خوندم محشـــــــــــــره

  • ستاره گفت:

    محشرر فوق العاده عالیییییییییییی بود باتشکر از نویسنده

  • الناز گفت:

    این رمان بهتریییییییین رمانی بود که تا الان خوندم عاااااالی بود دست نویسنده واقعا درد نکنه

  • طاهره گفت:

    سلام. من ب جرات میتونم بگم بیش از۲۵۰رمان مجازی خوندم. ولی این رمان یکی ازبهترین وخاصترین رمانیه ک خوندم.واقعاغرق رمان شدم.ازتعداد زیادکاراکترهاش میشه فهمید چه نویسنده ی باهوش ومطلعیه.امیدوارم بازهم شاهداینگونه رمانهای زیبا وغیر تکراری باشیم.

  • الناز گفت:

    من دنبال رمانای اینجوری هستم تخیلی میشه بهم معرفی کنین لطفا

  • اناهید گفت:

    عالی بود عالی باورم نمیشه فوق‌العاده بود دستت درد نکنه :). ..نمیدونم واقعا چی بگم من خیلی تو رمان سخت پسندم ولی این عالی بود

  • شیما گفت:

    واقعا خدا قوت من وقتی میخوندمش انگار پیش شخصیت ها بودم و مثل یه فیلم بود برام از بس که از توصیفات غنی بود این رمان من نویسنده رو نمیشناسم ولی امیدوارم بدون تغییر سبک بازم رمان بنویسند

  • maryam..aa گفت:

    سلام…یه رمان فوق العاده با قلمی زیبا….تشکر

  • yutob گفت:

    سلام خدا قوت.
    واقعا رمان بسیار زیبا و پر باری هستش .دست نویسنده ی گلش طلا یک رمان بی نظیره به همه ی دوستای گلم توصیه میکنم دانش کن چون اگه نخوننش یکی از بهترین رمانهای این سایتو از دست دادن.
    بازم از نویسندش تشکر میکنم گل کاشته با این رمانش .
    دست شما هم درد نکنه نگاه جان اگه میشه بازم ازرمانهایی که باعث میشن ما یه کم از تاریخمون اطلاعت به دست بیاریم بذارین .

  • mary گفت:

    خیلی رمان خوبی بودد ! هم نثرش هم موضوعش درجه یک بود !! ممنون از نویسنده گللللل

  • EVRINA گفت:

    سلام ، من الان متوجه این شدم که رمانم رو سایت شما هم هست و نظر دادید .
    ممنون از نظراتتون فقط در جواب اون دوستمون که فرق عَزازییل (اهرمن) و عِزراییل( فرشته مرگ) رو بهم یادآوری کرد !
    اسم ها شبیه … فقط یه « ز» و یه « اِ » « اَ » تفاوتشه !
    خواهشا اسم رو درست تلفظ کنید ! چون من کلی وقت واسه این رمان گذاشتم و مطالعه کردم ، اشتباه تایپی ندارم . توی قسمت اول رمانم این نکته شباهت اسم ها رو تاکید کردم .
    ممنون از نگاه و ممنون از نظراتتون ، خوشحالم دوست داشتین

  • حنا گفت:

    سلام عالی بود از هر لحاظ چه تاریخی و موضوعی و توصیف خدا و اسطوره ها و قلم نویسنده وچه هیجان داستان ممنون از نویسنده
    خداقوت
    در تمام مراحل زندگانی موفق و پیروز باشید

  • رویا گفت:

    سلام ممنون از بابت رمان باتوجه به نظر دوستان رمانو دان کردم امیدوارم جالب باشه

  • khazar گفت:

    Romane ghashangi bud daste nevisande dard nakone romane motafaveti bud

  • مصی گفت:

    سلام نگاه جان خسته نباشی.ممنون رمان بسیارزیبایی بودواقعابایدبه نویسنده این اثرخسته نباشیدگفت بخاطرقلم زیباواطلاعات زیادشون عالی بود.

  • spark گفت:

    عااااااااااااااااالی بود تشکر
    :))

  • مریم گفت:

    این رمان بی نهایت زیبا بود و رمانی بود که روش اطلاعات گذاشته شده بود معلوم بود یه شبه نوشته نشده…واقعا به نویسندش افتخار میکنم و ازش بینهایت ممنونم.
    نگاه جان از توهم خیلی ممنوتم

  • ﺁﻳﻼﺭ گفت:

    ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻣﺎﻧﺶ..ﻭاﻗﻌﺎ اﻓﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ…ﻣﺤﺸﺮﺭﺭﺭ ﺑﻮﺩ

  • ملیحه طاهری گفت:

    سلام نگاه
    چی شد نمیخواین جواب بدین من دوروزه منتظر جوابتونم

  • رها گفت:

    خیلی عالی بود فقط یه مشکل کوچولو نویسنده عزیز عزراییل اهرمن نیست بلکه ابلیس اهریمن هستz

  • ملیحه طاهری گفت:

    سلام خسته نباشید
    رمانی میخواستم با موضوع خون بسی یا پلیسی عاشقانه
    و دیگه اینکه من ک بخوام نطراتو بخونم نظرات همه کجا میره
    و این که جواب درخواست منو کجا میدین تا دسترسی سریع داشته باشم

    • sh.Admin گفت:

      سلآم . ممنون . هر جا نظر بذارید همونجا جواب داده میشه . رمان زیاده و من واقعا حضور ذهن ندارم . دوستان لطفا کمکشون کنند . فکر نکنم قسمتی باشه که همه نظرات رو با هم داشته باشه در جریان نیستم .

    • khazar گفت:

      @ملیحه طاهری, رمان عشق برنامه ريزي شده،منم طهورا،دختري به نام مرواريد،اقاي مغرور و خانوم لجباز،چشمان سرد پليسي هستن

      • Fatemeh16 گفت:

        بهترین رمانیه که تاحالا خوندم.عالیه اصلا عالی چیه محشره.چون یه رمان کاملا متفاوت و جذاب و البته زیباست.من شخصیت آریابد و بعد دارا رو خیییییییییلی دوست داشتم.مخصوصا آریابد.پیشنهاد میکنم اگهدوباره به رمان کاملا متفاوت میگردین حتما این رمان رو بخونین.

      • Fatemeh16 گفت:

        بهترین رمانیه که تاحالا خوندم.عالیه اصلا عالی چیه محشره.چون یه رمان کاملا متفاوت و جذاب و البته زیباست.من شخصیت آریابد و بعد دارا رو خیییییییییلی دوست داشتم.مخصوصا آریابد.پیشنهاد میکنم اگهدوباره به رمان کاملا متفاوت میگردین حتما این رمان رو بخونین.