دانلود رمان تن ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان تن ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان تن ها - www.negahdl.com

دانلود رمان تن ها – www.negahdl.com

دانلود رمان تن ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته  boood کاربر انجمن نودهشتیا

اینجا واقعیت ان چیزی است که باور می کنیم نه انچه که دیگران باورش دارند باور من حقیقت این واقعیت است و نه بیشتر …
تن ها گذر عمریست از رهایی که هست و دلی که نیست و عشقی که عجیب تمنای بودنش هست و نیست …
داستان زنی که درگیر زندگی می شود و عادتی که جای عشق را می گیرد و روزگاری که با رها یار نیست و پس از پنج سال او را تن ها تر از تنها می کند …
روایت غم ها و محبت ها و نگاه خداست به بنده ها …
که هرچقدر تنها باشی خدایی هست که بودنش جای تمام نبودن هاست …
تن ها داستان همه بنده هاست و عاشقی شان با خدا هرچند عیار زمینی ما او را تهی از عشق بخواند … پایان خوش

قسمتی از متن :

– استاد خواهش میکنم یک لحظه صبرکنید ، من باید باهاتون صحبت کنم
پشت سر دکتر مهدوی می دویدم …
– استاد خواهش میکنم .
ایستاد و برگشت سمتم و در حالیکه مثل همیشه جدی و پر جذبه بود گفت : نمیشه خانوم پارسان ، خودتون بهتر از هرکسی می دونید که من به همه تا بازه زمانی دو هفته قبل از پایان ترم مهلت ارائه دادم ونمیشه این تاریخ رو عوض کرد
ایستاده بودم رو به روش ، خودم بهتر از همه می دونستم و می شناختمش که حرفش رو عوض نمیکنه . سر به زیر و ساکت منتظر شدم حرفش رو تموم کنه هنوز نفس ها و تپش قلبم به حالت عادی بر نگشته بودم صورتم مثل کوره داغ بود با اینکه ….

تعداد صفحات :446 صفحه پی دی اف ، 1936 صفحه پرنیان

رمز فایل : www.negahdl.com

منبع تایپ : رمان تن ها | boood کاربر انجمن نودهشتیا

ارتباط با نویسنده : http://www.forum.98ia.com/member272128.html

 

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۵۳) دیدگاه برای “دانلود رمان تن ها جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • بهاران گفت:

    واقعا برا نویسنده متاسفم .عزیزم رمانت قشنگ بود ولی چرا تقلب می کنی ؟
    مکالمه های رها و سامان کاملا شبیه رمان بانوی قصه بود .راستش خوشم نیومد از کلمات اون رمان استفاده کردید مثل تو بمون تموم آرزوی من بودنته.یا حرکت آرومش چنان زیبا و بکر بوداینا عینا مال رمان بانوی قصه است

    [پاسخ به این نظر]

  • irann گفت:

    سلام رمانی متوسط بود
    فقط یه خواهش دارم لطفا یه بخشی از سایت رو تاختصاص بدید به پرسش و پاسخ کاربرا از هم وقتی اسم رمانی رو میخوان یا اسمشو گم کردن
    ممنون از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۱ ب.ظ:

    سلام
    اینجا مکان این موارد نیست در انجمن مکانش هست
    http://forum.negahdl.com/

    [پاسخ به این نظر]

  • نازنین گفت:

    سلام.اگه بخوایم توی این سایت رمان های خودمونو به اشتراک بذاریم باید چیکار کنیم؟

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ مرداد ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

    http://forum.negahdl.com/threads/53270/

    [پاسخ به این نظر]

  • light گفت:

    سلام نگاه جون سایتتون عالیه ، بیست،نامبر وان ،همه چی تموم ولی چرا بعضی از رمان ها دانلود نمیشه ؟ مثه این رمان و رمان شرعی ولی غیر قانونی ؟ چرا واقعا؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۲ ب.ظ:

    سلام ممنون….اینقدر سوال نکنید خوب همه خبر دارین بیشتر از چند ماه سایت فیلتره معلومه برای چی یک رمان حذف شده

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطیما گفت:

    کتاب زیاد خوندم هم ازین سایت هم از جاهای دیگه، اما این یکی دوست داشتنی و دلنشین بود، ممنون از نویسنده.
    روان و قشنگ بود، نه حوصله سربره، نه کل کل الکی داره. دو تا آدم عاقل و بالغ ک با روان خواننده بازی نمیکنن. بخونیدش قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • sepideh گفت:

    سلام .من دنبال رمانی میگردم ولی اسمشو فراموش کردم لطفا کمکم کنید دوست دارم دوباره بخونمش داستانش ازاین قراره
    دختر داستان پدرومادر ویکی برادرانش و همسرش دارن می رن مشهدفک کنم تو راه تصادف میکنن پدرومادروهمسرش فوت میکنن دختره و برادرش به شدت جراحت پیدامیکنن و…
    از اون طرف تیرداد که قبلا ازدواج کرده و یه دختر داره از زنش جدا شده یه آموزشگاه داره که دختره بعد ازمشقتهای فراوان میاد به این آموزشگاه و کم کم از هم خوششون میاد ازدواج میکنن در خلال داستان زن اول تغییرداد براشون مشکل درست میکنه
    برادر تیرداد از خارج میاد ایران اسمش تو رنگ یه خواهرم دارن
    آخرش تیرداد و دختره بچه دار میشن یه پسر به اسم یادگار و یه دختر.
    خواهشا کمک کنید خیلی این رمان و دوس دارم

    [پاسخ به این نظر]

  • غزل گفت:

    سلام ممنون از رمان های قشنگتون . من هر چی گشتم رمان حکم دل جلد دوم رو نتونستم پیدا کنم اگه امکانش هست لینکش رو بذارید برام

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم مهربون..جلد دو هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • مارال گفت:

    سلام من قبلا یه رمان تخیلی خوندم که دختره با یه سن کم وارد دانشگاه میشه پدر و مادرش هردو دانشمند بودن بقیش یادم نیس میشه اگه کسی اسم رمانو میدونه معرفی کنه…

    [پاسخ به این نظر]

  • melanie گفت:

    سلام داخل سایتتون هرچی گشتم نتونستم رمان وحشی امادلبر پیداکنم.میشه این رمانو بزارین؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۷:۲۱ ب.ظ:

    سلام..هنوز تموم نشده

    [پاسخ به این نظر]

  • sepideh گفت:

    سلام نگاه جون مرسی از سایت خوبتون.
    عالیه این رمان من چندبار خوندمش.
    مرسی از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۴ ب.ظ:

    سلام عزیزم..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • مهری گفت:

    سلام
    اگه میشه رمان عاشق شیدا-یا عاشقترین شیدا رو بزارین داستان واقعا قشنگیه

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۶:۴۲ ق.ظ:

    سلآم . اسم نویسنده شو بگید لطفا .

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    سلام
    رمان خیلی قشنگی بود، ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۰ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سایه گفت:

    سلام دنبال یه رمان میگردم تو همین سایت که دختری که ازدواج میکنه اما شوهرش وقتی دختره حامله میشه میزاره میره بعد این دختر هم با یه مرد دیگه ازدواج میکنه که اون مرد هم میمیره بعد دوباره سر و کله شوهراولش پیدا میشه و بچه رو میخاد فکر کنم اسم شوهر دومش شهاب بود
    خواهشا کسی میدونه بهم بگه ممنون میشم

    بابت این رمان هم ممنون زحمت کشیدن خوب بو

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۴ ۷:۰۱ ق.ظ:

    خوآهشـ . من اسم رمان رو نمیدونم کسی میدونه کمکشون کنه لطفا .

    [پاسخ به این نظر]

    baran پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۴ ۳:۰۲ ب.ظ:

    اسم شوهر دومش سهراب .رمان پل های شکسته

    [پاسخ به این نظر]

    arezoo786 پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۶ ب.ظ:

    @سایه, سلام اسمش پل های شکسته از دل ارا دشت بهشت هست

    [پاسخ به این نظر]

    زینب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۱ ب.ظ:

    اسم رمانی که گفتی پل شکسته س.

    [پاسخ به این نظر]

  • محیا گفت:

    عالی بود.واقعا لذت بردم.دست نویسنده درد نکنه فوق العاده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • بیخیال گفت:

    سلام اون کسی که گفته بود دنبال یه رمان که طرف برای قتلی که برادرش کرده به عنوان خون بست میره من یه رمان خوندم تقریبا داستانش همین بود ولی این که ترک بودن خانواده اونا یادم نمیاد
    اسمشم تاوان بوسه های تو بود

    [پاسخ به این نظر]

    پریسا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۵۵ ق.ظ:

    یه رمان دیگه هم هست اسمش قتل سپندیار اونم واسه قتل برادرش دختره عروس خون بس میشه دو جلد هم هست قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • fatma گفت:

    سلام ببخشید جلد دومرمان ادم وهوا نیومده هنوز؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۸ ق.ظ:

    سلآم . نه هنوز تموم نشده .

    [پاسخ به این نظر]

  • fatma گفت:

    سلام ارزش خوندن داره هنوز نخوندمش

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    ارزش خوندن داشت،ولی نقصم زیاد داشت،بنظرم خیلی داستانو کش داده بود،بعدشم اینکه بعضی از شخصیت های داستان دیگه هیچ خبری ازشون نبود و از رمان حذف شدن

    [پاسخ به این نظر]

  • hana گفت:

    الان دان کردممممممم امیدوارم خوب باشه
    مرسی از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • secret گفت:

    سلام رمان خوبی بود یه سوال داشتم دنبال رمان میگردم که اسمشویادم نمیاد خواشاکمکم کنید رمان درمورددختری بودکه خیلی شیطون بودبعداتفاقی برای داداشش میفته یه شخص ومیکشه بعداین به عنوان خون بست میره پیش خانواده پسره اوناترک بودن سرحاملگی هم ممکن بودبمیره پابان ازادداشت مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    Hanii پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۸ ب.ظ:

    @secret, سلام قتل سپندیار هس فک کنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ---Elahe--- گفت:

    سلام شادان جون
    رمان قشنگی بودددددددددددددددد
    ارزش خوندن داره!

    [پاسخ به این نظر]

  • ترلان گفت:

    درود بر شما
    ضمن تشکر از زحماتتون راستش خیلی وقته پیش یه رمان خوندم که الآن خیلی دلم میخاد یه بار دیگه مرورش کنم ولی اسمش یادم نمیاد فقط یادمه که خواهرِ دخترِ تو رمان با یه پسر از خانواده ای پولدار ازدواج میکنه و تو مراسم عروسیشون دختره با پسرعموی داماد که اسمش آوید بوده آشنا میشه …خانواده دختر هم دوستش نداشتن اصلا حالا به چه دلیلی یادم نیست.. خواهشا اگه اسم رمان رو میدونین بگین

    یه دنیا سپاس از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

    مهتاب پاسخ در تاريخ آذر ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۶ ب.ظ:

    @ترلان,

    اسم رمان ” غم و عشق” هست

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیرا d گفت:

    ممنون فدات

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۰ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • سوگل گفت:

    سلام ممنون رمان قشنگی بود.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۶:۴۴ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • nafas گفت:

    سلام ، خسته نباشید اگه ممکنه لینک دانلودapk رو چک کنین

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۶:۴۶ ق.ظ:

    سلآم . ممنون . بررسی شد مشکلی نداشت .

    [پاسخ به این نظر]

  • siran گفت:

    سلام خوب هستین ممنون بابت رمان هایی که می ذارید اگه امکانش هست رمان آدمک و بلور رویا رو بذارید ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۱ ق.ظ:

    سلآم . خوآهشـ . رمان ادمک رو نویسنده اجازه ندادن . بلور رویا گذاشته شد .

    [پاسخ به این نظر]

  • نگار گفت:

    خیلی خوب بودعالی بود همه چیزش واقعی بودمثل این رمانا نبودکه دختره یاپسره هنوز ۳۰سالش نشده تازه فوق تخصص قلبم داره!فضای رمان خیلی خوب بود چرت وپرت نبود واقعا بعضی رمانا داره افتضاح میشه!ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • بهناز گفت:

    عالی بود
    ممنووووووووووووووووووووووون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۴ ۶:۴۶ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • sani گفت:

    سلام مرسی ازسایت خوبتون……ببخشید میشه چندتارمان قشنگ تومایه های حصارتنهایی من بهم معرفی کنید ؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    سلام.ممنون از شما برای رمان های قشنگی که میزارید.ی خواهش دارم،میشه چند تا رمان مثل بنبست و ببخش منو بهم معرفی کنید؟بازم ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Zoya گفت:

    ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﻰ …..
    ﺩﻭﻧﻪ ﻯ ﺍﻟﻤﺎﺳﻰ …..
    ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻧﻰ …..
    ﺑﺎﺭﺵ ﻟﺮﺯﺍﻧﻰ …..
    ﺧﻴﺴﻰ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻯ ﺳﺮﺥ …..
    ﺩﺭ ﺗﻤﻨﺎﻯ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺍﻣﻴﺨﺖ !!!!…..
    ﺗﻮ ﺑﺪﺍﻥ ﺩﺳﺖ ” ﺯﻧﻰ ” ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ …..
    ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﻳﻦ ” ﺯﻥ ”
    ﺧﺎﻟﻖ ﻫﺮ ﻏﺰﻝ ﻭ ﺷﺎﺩﻯ ﻭ ﻋﺸﻖ …..
    ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻴﺒﺎﻟﺪ …..
    ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﻗﺶ ، ﻋﺸﻖ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺶ ﺭﺍ …..
    ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ” ﺯﻥ ” ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﻣﻮﺧﺖ ….
    ‏( ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ‏)

    تقدیم به مهر بانوان سرزمینم الماس بی همتا روزت مبارک

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats