دانلود رمان بد خون ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان بد خون ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان بد خون ویژه نگاه دانلود

رمان در مورد دختری به اسم نگار که با یه پسر به اسم امیر آشنا میشه؛ اما مشکل واقعی اینجاست که امیر انسان نیست!
نگار زمانی متوجه میشه که توی یه دو راهی قرار می‌گیره، مرگ یا زندگی!
کم کم امیر از داستان بیرون میره و افراد جدیدی جایگزین اون می‌شن. کل اتفاقات اولیه این رمان در مورد زمانیه که نگار متوجه میشه داره

با خون‌آشام‌ها زندگی می‌کنه و بخش بعدی داستان جداگانه‌ است.​

دانلود رمان بد خون ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان بد خون ویژه نگاه دانلود

قسمتی از داستان :

به چشمان آبی روشنش نگاه کرد. به نظر خیلی گستاخانه می‌‌آمد که در دیدار دومشان این گونه به

چشمان این مردِ جوان زل بزند، پس نگاهش رابه دختر کوچکی سوق داد که در حال بازی با عروسکش بود.

صدای مرد جوان یا همان امیر او را به خود آورد.
– شما همیشه انقدر ساکتین؟ حنانه جون که چیز دیگه‌ای می‌گفتن!
خدا حنانه جان را لعنت کند که این گونه او را گرفتار کرده بود، او را چه به قرار گذاشتن با یک مرد؟

نگار سری تکان داد و واقعیت را گفت:
– راستش فکر می‌کنم توی دیدار دوم اگه پر حرفی کنم، شاید به نظر شما یکم بی‌حیا باشم.
امیر لبخند دندان‌نمایی زد. نگار در همان دیدار اول متوجه شده بود که دندان‌های نیشش کمی بلندتر از آدم‌های عادی است؛ ولی با خودش گفته بود دندان‌های همه مثل هم نیست!
– توی دیدار اول همه‌ی حواس شما به دندون‌های من بود. همه فکر می‌کنن دندونای من شبیه به خون‌آشام‌‌هاس.
خون‌آشام‌ها را به حالت زمزمه گفت که باعث شد شکم نگار درهم بپیچد.

از جایش بلند شد تا لباسش را از پشت مرتب کند و دوباره بنشیند. وقتی که بلند شد بالا تنه‌اش به میز برخورد کرد و باعث شد یکی از چنگال‌ها بیافتد. حرصی خم شد تا چنگال را از روی زمین بردارد که دستش به لبه میز برخورد کرد و دقیقا همان جایی که دیروز زخم شده بود، زخمش سر باز کرده بود. با ناله گفت:
– وای! دستم.
و به بالا برگشت. امیر متوجه نشد که چرا نگار ناله کرده بود، پس پرسید.
– اتفاقی افتاد؟ زیر میز دستتون رو لگد کردم؟
– نه فقط داره خون میاد.

نام رمان : بد خون

نویسنده : Mahdis Laivgne کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : فانتزی. نخیلی

ویراستاران : ! "هدافتحی" !

تعداد صفحات کتاب : 327 پی دی اف, 977 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/209316/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم …کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج…شعر..شیمی..علم
انجمن نگاه دانلود
http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۰) دیدگاه برای “دانلود رمان بد خون ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • Nafas گفت:

    خوب بود بد نبود ممنون از نویسنده رمان ست سه یا زیبا باید از نویسنده تشکر کرد چون وقت صرف کرده البته این رمان خیلی خوب بود و من در کل گفتم

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام رمان خوبیه ممنون از نویسنده
    این رمان جلد دوم هم داره؟یا خواهد داشت؟

    [پاسخ به این نظر]

  • مهیاس گفت:

    @مهرا۱۲۰,

    خب اینکه پلیس نبود و همه مردم هم که خون اشام نیستن. داستانش با اون فرق میکنه من اونم خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • اولاش قشنگ شروع شده بود نصفه ولش کردم
    بیشتر شبیه رمان خارجی شده بود اسمش رویادم نیست امادختره افسر پلیس میره دهکده یا شهر میفهمه همه اش خون اشام ان حتی پلیس اش

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahdis Lavigne گفت:

    @Fatiiiii83,

    بله، ایشالله تابستون سال دیگه شروع به نوشتن میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • Samar گفت:

    رمان خوبی بود. من کلا رمان های تخیلی رو دوست دارم ولی به نظرم میتونست خیلی بهتر از این باشه. از جایی که نگار وارد روستا شد به حدی داستان سریع پیش رفت که گاهی اوقات کلافه میشدم. در کنار ورود سریع شخصیت های جدید شخصیت های قبلی خیلی سریع کنار رفتن و این باعث شد یه جور خلا تو داستان به وجود بیاد. مثلا رویا دوست نگار که از اواسط داستان دیگه اشاره ای به او نشد. امیدوارم تو کارهای بعدیتون توصیف شخصیت ها و صحنه ها در تمام رمان مثل اوایل همین رمان باشه. با تشکر از نویسنده عزیز منتظر کار های بعدیتون هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  • Hinata گفت:

    سلام
    رمان شروع قشنگی داشت ولی از شروع اتفاقات ، وارد پیچیدگی سریع شد و اجازه هضم به خواننده نمی‌داد ، نویسنده استعداد داره ، ولی عجول ، ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Fatiiiii83 گفت:

    با تشکر از نویسنده،رمانتون خیلی قشنگ بود،جلد دوم هم داره؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam گفت:

    وای عالییییییییییییییییی بود فوق العاده بود بهترین رمانی بود که تا بحال خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • هدیه گفت:

    ممنون از نویسنده ی عزیز بابت تلاشتون. باید بگم اول داستان فوق العاده بود. نثر قوی و شخصیت ها و اتفاقات واقعی ولی از وقتی که نگار وارد روستا شد همه چیز خیلی خیلی سریع پیش رفت و قاطی شد.من اصلا نمیتونستم سیر داستان رو دنبال کنم و شخصیت ها رو درک کنم چون توصیف ها به شدت کم شده بودند . این موضوع و شخصیت نگار میتونستند یه داستان عالی و قوی بسازند.متاسفانه من این رمان رو تا نصفه خوندم.امیدورام نوشته های قوی تری ازتون بخونم چون مطمئنم شما نویسنده ی با استعدادی هستید.

    [پاسخ به این نظر]