دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود

نمی‌دانم ازدواج اجباری مرا بیشتر زجر می‌دهد یا بدبخت شدنم که از بدو تولدم سیاه بخت بودم.

سخت است پذیرفتن چیزهایی که نمی‌خواهی در زندگی‌ات داشته باشی و مجبور به بودنشان در زندگی نکبت‌بارت شوی!
دشوارتر از این همه، عادت کردن به زخم‌هایی است که با تمام تلاشت با آن‌ها کنار آمدی و به وجود آن‌ها عادت کرده‌ای ولی بعد از دلبستگی به زخم‌های کهنه…

 

سلام خواننده‌های گرامی، قبل از شروع رمان باید چند مورد رو براتون توضیح بدم. اول از همه اینکه این رمان از نامش و همچنین ژانرش مشخصه چه چیزی رو می‌خواد روایت کنه. پس من از کسانی که به رمان‌های عاشقانه، کل کلی، فانتزی یا طنز علاقه مند هستن؛ خواهشمندم این رمان رو مطالعه نکنند. چون این رمان پر از غم‌های نهفته و احساسات یک دختر است که فقط کسانی که به رمان‌های غمگین علاقه دارن می‌تونن این احساسات شکننده رو درک کنن. پس کسانی که از این رمان خوششون نمیاد؛ شروع به خوندنش نکنن تا بعد سوتفاهمی ایجاد نشه.
با تشکر

دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود

 

مقدمه
سیه پوشیده‌ام امشب برایش؛ خودش که نه، برای رد پایش؛ برای خاطراتی که عذاب است؛ برای آن همه لحن و صدایش.
فراموشش بکن ای دل که من هم سیه پوشیده‌ام؛
از امشب برایش!

قسمتی از داستان :

-چند مدته که دست‌هات ترک خورده؟
صدام رو صاف کردم و به مامان نگاهی انداختم و گفتم:
-نمی‌دونم آقای دکتر.
دکتر دست از بررسی کردن ترک‌های دستم برداشت و مشغول نوشتن چیزی شد؛ پشت سر هم حرف زد و توصیه کرد. حتی حوصله‌ی حرف زدن رو نداشتم؛ فقط با سر تایید می‌کردم. سپس همراه مامان به داروخانه رفتیم. بوی خوب داروخانه حالم رو بهتر می‌کنه. نفس عمیقی کشیدم و از میان مردم گذشتم. پشت سر مامان راه رفتم و توی نوبت ایستادم. باز به دست‌هام خیره شدم و سریع، قبل از اینکه کسی دست‌هام رو ببینه؛ سرم رو بلند کردم و دست‌هام رو توی جیب مانتو‌م فرو کردم. نفسم رو بیرون دادم که خانمی ببخشیدی گفت و از کنارم گذشت. من خودم رو بیشتر به پشت مامان کشیدم. به خونه برگشتیم. تمام راه مشغول وارسی کردن دست‌هام بودم؛ دست‌هایی که نمی‌دونم کی ترک خوردن و نابود شدن! فقط می‌دونم دردشون مال الانا نیست؛

تبلیغات

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : بخت سیاه پوش من

نویسنده : زینب جوکال کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : اجتماعی.تراژدی

ویراستاران : SKY LIGHT

تعداد صفحات کتاب : 374 پی دی اف, 1280 جار

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

(۱۴) دیدگاه برای “دانلود رمان بخت سیاه پوش من ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • narges گفت:

    واقعا عالی بود

  • لیلی گفت:

    خسته نباشیدبسیار ممنونم⚘خیلی قشنگ بود شب تا صب خوندمش و حسابی اشکمو درآورد موفقیت هاتون مستدام⚘ مشتاق و منتظر رمانهای جدیدتون هستم⚘

  • پری گفت:

    مثل خوندن دفترخاطرات بود…ولی در کل رمان خوبی بود

  • هدیه گفت:

    پایان خوش هستش
    ؟

  • Yasamin گفت:

    زینب جان خسته نباشی من از خوندنش لذت بردم کلا رمانای غمگینو دوس دارم… نهال خیلی بدبخت و بدشانس بود ولی هستن همچین افرادی و داستان دور از واقعیت نبود… فقط اخر داستانو دوس نداشتم خیلی زود داستانو بستیش اما درکل خوشماان امد باتشکر

  • زینب عزیز موضوع رمان خوب بود ولی جملات اضافه و بی محتوا زیاد تو رمان بود من از بعضی صفحه ها فقط چند خط می خوندم!

  • zeinab_jokal گفت:

    ممنون گلکم این باعث افتخارمه که از رمان بنده خوشتون اومد واقعا از نظرات خوشم اومد قوت قلب میده برای دوباره نوشتن..
    همچنین عسلم انشالله، همه در کارهاشون موفق باشند.

  • Maryam mousavi گفت:

    عزیزم زینب خانم نویسنده محبوب من وشاید عزیزتر از خواهر حرف های زیادی در مورد رمانت دارم ک شاید بانوشتنش صفحه راپر کند رمانت ن تنهای عالی وجالب غمنگیز بود بلکه باخواندن ان از دنیایی ب دنیایی دیگری پرواز کردم امید وارم موفق وپیروز باشی

  • zeinab_jokal گفت:

    مرسی از شما عزیزان که واقعا با نظراتتون به من دلگرمی میدین… و اینکه بتونم در رمان های بعدی پیشرفت کنم.
    دوستدار همیشگی شما”زینب جوکال”

  • ..... گفت:

    رمان خیلی خوبی بود … این رمان ارزش حتی چندین بار خواندنو داره

  • نسیم گفت:

    انتظار این همه تلخی رو نداشتم غمگینم کرد اما قابل باور بود

  • پارمیس گفت:

    رمان غیر قابل وصف بود اما کاش امیرسام نمیمرد نهال گناه داشت ولی در کل فوق العاده و غیر قابل توصیف بود

  • Paria گفت:

    خیلی رمان جالبی بود
    اوایلش یکم خسته کننده بود ولی ضربه آخرش ترکوند
    جونم درومد انقد گریه کردم

  • شقایق گفت:

    رمان خوبی بود مشکلات اعتیاد رو مختصر ولی واقعی بیان کردید از رمانهای عاشقی اب دو خیاری خیلی بهتر بود موفق باشید