دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

خلاصه:دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد.همراز خواهری داشته که بخاطر خیانت

شوهرخواهرش و جبروت خانواده شوهر میمیره..حالا سالها از اون زمان گذشته وهمراز در تلاش تا بچه های

خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه ..پایان خوش

دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دراین راه عموی بچه ها مقابلش قرار میگیره..دونفرکه خاطره ی بدی ازهم درگذشته دارن از دو دنیای

متفاوت…پسری مغرور وسرد درمقابل دختری لطیف وبی غل وغش…لحظه های حل شدن این تفاوت واختلاف

اونقدر شیرین وقابل لمسشدنه که همتون لذت میبرید…

سخن نویسنده رمان :خوب بریم سراغ این داستان ….بانوی قصه فضاش شاید به لوکسی فضای زیتون نباشه ..که خب نیست…اما خشونت

آمیز هم نیست….من بلد نیستم خشن بنویسم…آدمهای داستان من معمولا مسائلشون رو با حرف زدن حل می کنن این جا هم همینه..شخصیت

اول داستان من دختر مقاومیه…اما جنس مقاومتش فرق میکنه…سرد نیست.. دانلود رمان بانوی قصه

خوب به نظرم اگر شروعش کنم خیلی بهتره چون من اصلا بلد نیستم مقدمه و یا خلاصه بنویسم….دانلود رمان

فریادش تمام اتاق رو گرفت. صداش پیچید و پیچید و پیچید و مثل یه سیلی محکم خورد به گونه ام. متعجب

نگاهش کردم، ناباور. خون توی رگهام منجمد شده بود. فریادش همراه شد با پرت شدن گلدان بلوری که تکه

تکه شد و هر تکه اش با صدا به گوشه ای افتاد. صورتش قرمز بود.ـ تو … تو چی کار کردی؟ خیانت؟! خیانت به

من؟! من چه اشتباهی مرتکب شده بودم؟سرش رو خم کرد. مرد عصبانی رو به روی من حالا سرش رو خم

کرده بود و سعی داشت اشکی که داشت ازچشماش می ریخت رو پس بزنه. جز عاشقت بودن، جز

پرستیدنت؟این جمله رو گفت و به سمتم حمله کرد.پایین دامن پیراهن سفیدم رو به دست گرفتم و پریدم روی

سکوی انتهای اتاق با صدای لرزان و وحشت زده.ـ به همین غروب آفتاب، سکوی انتهای اتاق با صدای لرزان و پایان

 

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۲۶۰) دیدگاه برای “دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد” ثبت شده است.
  • Reyhaha گفت:

    فک کنم. برای. دهمین. باره که این رمانو می ولی نمیدونم چرا ازش

    [پاسخ به این نظر]

  • mat گفت:

    من این رمان رو چند وقت پیش خوندم وهنوز که هنوزه اونو جز رمان های برترمیدونم امیدوارم نویسنه این رمان اثرات قشنگ بیشتری رو ارائه بده
    باتشکر فراوان از عوامل سایت و نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • Sahra گفت:

    چرا پیاممو تایید نمیکنین؟ من واقعا دنبال اسم اون رمانم…خواهش

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۶ ۱:۵۸ ب.ظ:

    دوست عزیز تو قسمت نظرات رمان ها جای خلاصه دادن نیست و مدت هاست که نظرهای اینچنینی ثبت نمیشن. اگه به بالای صفحه سایت دقت کنید لینکی جهت همین خلاصه ها و پیدا کردن نام رمان تعبیه شده: http://forum.negahdl.com/threads/94582/
    در انجمن عضو باشید میتونید خلاصه رو بگذارید و مطمئنا هرکی بلد باشه جواب میده. موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • Ayda گفت:

    سلام علیکم نویسنده محترم .
    ممنون از کتابهای خوبتون من همیشه کتابهاتونو میخونم. این کتاب تون رو هم خیلی دوست دارم .
    فقط میخواستم یک موضوعی رو بگم نمیدونم چرا این کار رو اکثریت نویسنده هامون تقلید کارانه انجام میدن بدون اینکه بدونند دارن چی کارمیکنند. کتابا عالیه فقط اون قسمت های که مسایل جنسی را تصویر سازی میکنند. فکر ادم میره به زمان یونان و روم قدیم که با پخش کردن تصاویر، و داستان های که موضوعات جنسی وشهوانی را تصویر سازی میکنه سعی داشتند جامعه را به نابودی بکشانند.. ( که کشانندند هم) اگر ما اسمن هم مسلمان باشیم و در قرن ۲۱ زندگی کنیم چرا برگردیم به زمان خفت بار یونان قدیم و روم قدیم؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • FCB گفت:

    در توصیفش میشه گفت که واقعا ارزش خواندن و صرف وقت رو داشت.
    فقط برای من این سوال موند که اگر همراز راجع به نریمان به حامی می گفت واکنشش چی می تونست باشه.تا اخر هم منتظر موندم ولی چیزی نگفت.
    ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • ساغر گفت:

    سلام رمان قوی بود نسبت به رمان های دیگه نویسنده خیلی خوب مخاطبو بدنبال نوشته هاش میبره و میدونه که رنج سنی و خواننده هاش کیان و نیاز خواننده ها چیه قلم قوی بود اما درسته که کمی از جاهای رمان یکم زاده احساسات دخترونه بود اما با این قلمی که داشتن باید بگم خیلی چیزارو پنهون کردن در کل عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • senator گفت:

    برعکس همه که میگن قلم خوبی داشت.من کاملا مخالفم.بعضی جاها ادامه داستانو لو میداد.داستان خوبی بود ولی قلم زیاد خوبی نداشت.ولی بازم ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • marzi گفت:

    وااای خیلی عالی بود…انقد قشنگ بود که همش میخاستم به اخرش برسم و وقتیم که تموم شد ناراحت بودم که چرا تموم شد واقعا دست نویسندش درد نکنه خیلی وقت بود رمان خوب نخونده بودم

    [پاسخ به این نظر]

  • Hanieh گفت:

    سلام
    وقت به خیر
    این رمان به درخواست نویسنده از همه جا برداشته شده، چون رفته برای چاپ.
    تعجب میکنم اینجا هستش!!

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۴۵ ب.ظ:

    سلام. هنوز درخواستی مبنی بر حذف لینک ها از نویسنده به دست ما نرسیده. اگه ایشون درخواست کنند برداشته میشه.
    کدوم سایت ها منظور شماست؟ چون سایت های دیگه رو هم چک کنید اونها هم حذف نکردند : )

    [پاسخ به این نظر]

  • عسل بانو گفت:

    این رمان یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم . قلمی روون و زیبا داشت . انگار هر چی از داستان می گذشت بیشتر کشش پیدا می کردی که ادامشو بخونی ..عشق حامی و همراز هم واقعا دلنشین بیان شده شخصیت حامی رو هم از همه بیشتر دوست داشتم یه مرد محکم و باصلابت که مثل اسمش می تونه حامی باشه . و من دوس دارم نوشته های بیشتری از نویسنده ی این کتاب بخونم چون واقعا قلم فوق العاده ای دارن

    [پاسخ به این نظر]

  • Totia گفت:

    سلام نویسنده عزیز

    همراز شخصیتی زیبا قابل احترام وهمون شخصیتی بود که من در رمان هایی که می خوندم دنبالش می گشتم،حس زیبای لذت بردن در لحظه پاکی کلام و احساس ، و از طرف دیگه شخصیت منطقی و مهربان حامی واقعا برام تحسین بر انگیز بود….
    و مرکز ثقل زیبایی این رمان علاقه ای بود که به خاطر منحصر به فرد بودن ویژگی های وجودیشون بود نه جاذبه های ظاهری….
    با تشکر از نویسنده ی عزیز و نگاه جان

    [پاسخ به این نظر]

  • شهرزاد گفت:

    چرا نظرای منو ثبت نمیکنید

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۶ ۸:۴۹ ب.ظ:

    با این ایمیل شما، نظر دیگه ای در سیستم موجود نیست.

    [پاسخ به این نظر]

  • ساجده گفت:

    این رمان و میشه تو ی کلمه خلاصه کرد:بی نظیر❤ متن دلنشین و قلم قوی باعث شده ی رمان زیبا به وجود بیاد، داستان کاملا بدون اغراقه و با واقعیت جور درمیاد همینه ک باعث میشه رمان به دل خواننده ها بشینه، از نویسنده بی نهایت ممنونم❤

    [پاسخ به این نظر]

  • میثم گفت:

    سلام میشه یه رمان مثل محله ی ممنوعه معرفی کنید واینکه پسران بد و اتاق کاهگلیو پیدا نمیکنم باتچکر

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۱۷ ق.ظ:

    سلام. رمان پسران بد در سایت موجود نیست، اما رمان اتاق کاهگلی چرا: http://www.negahdl.com/1394/04/27/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D9%87%DA%AF%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF/

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه زهرا گفت:

    سلام این رمان به چاپ رسیده بهتر نیست لینکشو حذف کنید؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۶ ۱۱:۴۲ ب.ظ:

    سلام. ما از نویسنده پیامی نگرفتیم.

    [پاسخ به این نظر]

  • Nazi گفت:

    خیلی عالی بود؛یک عاشقانه ی فوق العاده لطیف و زیبا

    [پاسخ به این نظر]

  • مهتاب گفت:

    سلام من قبلا این رمان رو خوندم رمان فوق العاده قشنگیه

    [پاسخ به این نظر]

  • ghazal گفت:

    دریک کلام این رمان فوق العادست

    [پاسخ به این نظر]

  • نازی گفت:

    با سلام
    سپاس فراوان از نویسنده ی عزیز
    قلم شما انقد خوب و دلنشینه ک نقاط ضعفش بسیار کمرنگ شده.من حس خوبی از رمان شما دریافت کردم.
    موفق باشید…

    [پاسخ به این نظر]

  • پریچهر گفت:

    سلام به نویسنده خوب این رمان در رابطه با کسانی که انتقاد شدید کردن خوب طبیعیه شما خوشتون نیاد چرا که فرق یه رمان خوبو با بد نمیدونید.
    این رمان عالیهههه در نوع خود بی نظیره و پیشنهاد میشه کسی که دنبال یه رمان خوب هسنش که بعدا حسرت وقتش رو نخوره این رمان بانوی قصه رو بخونه.این رمان به چشم و دیدگاه افراد سنت دوست هنر دوست اروم و منطقی و عاشق و مهربون و همچنین شیطون و کسانی که برای خودشون و زندگیشون ارزش قائلن زیبا تر هست.

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    با سلام
    رمان زیبایی بود با اینکه به نظرم شباهت زیادی بین شخصیت های این رمان و رمان زیتون بود.
    شخصیت حامی فوق العاده شبیه به امین بود،عاشق،مسئولیت پذیر،نگران،مدیر و مدبر،زور گو.
    و اینکه مرد رمان های زیتون و بانوی قصه خیلی رویایی بودن یعنی به ویژگی های بالا زیبایی،خوش تیپی و
    پولداری رو هم باید اضافه کرد به نظرم نویسنده سعی کرده بود با زورگو نشون دادن اونها کمی عیب هم اضافه کنه.بهتره کمی از این رویایی بودن کم بشه…

    [پاسخ به این نظر]

  • شباهنگ گفت:

    با سلام و خسته نباشید و تشکر از زحمات نویسنده ی عزیز داستان بانوی قصه. رمان بسیار زیبا و دلنشینی بود که از خواندن آن لذت بردم. فضای داستان تقریبا بدور از اغراق بود و با واقعیت تطابق داشت. سایر تعریف ها رو دوستان اینجا نوشتند، بنده می خواستم با اجازه چندتا نقد داشته باشم : مساله ی اولی که ذهن منو درگیر خودش کرد ماجرا و سرگذشت عشقی رامین بود. از یه جایی به بعد در داستان رامین تو هوا معلق موند و رها شد. استفاده از رامین به عنوان رقیب عشقی داستان ناقص و الکن موند. اینکه همراز به آموزشگاه می رفت همچنان و دیگه صحبتی از رامین نشد به نظرم از نقاط ضعف داستان بود. اینکه رامین به قول خودش اینقدر عاشق بود اما کلا کاری به کار همراز نداشت تا خودش عاشق بشه یکم قابل باور نبود. در کل اگه بخوام صریح و شفاف بگم به نظر می اومد رو داستان رامین اصلا فکر و وقت گذاشته نشده بود و فقط برای این اومده بود که جای یه رقیب عشقی خالی نباشه و هروقت لازم بود یه خودی نشون بده. شاید اگر رقیب عشقی رو محمد انتخاب می کردید جذاب تر می شد داستان و وجود رامین چندان تاثیری در داستان نداشت.
    مورد دوم رابطه سیا با آویسا بود که اون هم توضیح لازم داده نشد که چطور سیاووش ابراز علاقه کرد و نظر آویسا چی بود. این مساله هم از یه جایی به حال خودش رها شد و ما یهو با یه زوج عاشق و معشوق که مورد رابطه شون هم معلوم نبود که دوست هستند یا قصد ازدواج مواجه شدیم.
    نکته بعدی وضعیت مالیه همراز بود که با توجه به توضیحات داستان همخوانی نداشت. یعنی درحالی که وضعیت مالی رو نگران کننده توصیف می کنید اما مهمانی دادن همراز و تفریح و لباس های مختلف و… کمی حس تناقض ایجاد می کرد. در ضمن معمولا برای تخریب و ساخت مجدد یک ساختمان پیمانکار پولی برای رهن منزل به صاحب خانه نمی دهد.
    نکته آخر اینکه دوست داشتم چالشی سر راه عشق حامی و همراز وجود می داشت. اینکه هم خود همراز از قبل دل باخته بود و هم اعضای درجه اول خانواده حامی موافق بودند کلا همه چیز رو خیلی ساده و دم دستی پیش می برد. چالش قوی تری مثل مخالفت مادر حامی داستان را جالب تر می کرد. هرچند تنها مخالف اصلی یعنی پدر حامی رو هم با مرگش از داستان خارج کردید و هیجان داستان افت کرد. با تشکر از وقتی که گذاشتید و آرزوی موفقیت روزافزون برای نویسنده عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • zahra گفت:

    این رمان عالی بود … خیلی قوی نوشته شده بود و من خیلی دوسش داشتم ….. ممنونم

    [پاسخ به این نظر]

  • ساحل راد گفت:

    نویسنده جان واقعا خسته نباشید میگم بهتون برای نوشتن چنین رمان محشرو خوندنی.واقعا ازتک تک خط های این رمان لذت بردم و دوسش داشتم.یه حس بسیار خاص داشتم هنگام خوندنش که تورمان های دیگه نداشتم.لطفا بازم یه همچین چیزای فوق العاده ای بنویسد

    [پاسخ به این نظر]

  • پریا گفت:

    یک رمان عالی و بینظیررر که من شخصا ۳۰ بار خوندم
    یه رمانیه که خیلی اروم بسار عاشقانه بدون اینکه حرص بخوری … ولی یه حسرت میزاده به دل ادم کاش واقعا همچین عشق و همچین مردی مثه حامی تو زندگیت بود

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    دوستان گلم سلام
    می خواستم اگه میشه تو سبک بانوی قصه ، داستان دیگه سراغ دارین معرفی کنید.
    در ضمن من سرچ کردم رمان جدید beste عزیز نقش نگار بود اما بجز یه سایت اونم وسطش رها شده بود جای دیگه ای ندیدم .بچه ها اگه تو این زمینه هم میشه راهنماییم کنید.

    ممنون ازهمه خصوصا نگارعزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • Reyhane گفت:

    از بهترین رمان هایی هست که خوندم مبتونم بگم بیش از چند بار خوندم ولذت بردم اسم و شخصیت های رمان کاملاباهم هماهنگی داشت حتی توی رمان های best عزیز هم این رمان بهترینه
    همراز که واقعا یه دنیا راز داشت و پر بود از ناااااز و
    حامی که واقعا حامی بود حمایت هاش توی داستان ملموس بهتون توصیه میکنم که حتما بخونید و صبور باشید رمان آهسته آهسته اوج میگیره

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    عالییی بود این رمان تاحالا چندبارخوندمش رمان های دیگه ی این نویسنده به پای این رمان نمیرسن منتظررمان های جدیداین نویسنده هستم ❤❤❤

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    بسیار بسیار عالی.خیلی خیلی قشنگ و کاملا به دور از یکسری حوادث و اتفاق های مسخره و تکراری که توی بیشتر رمان ها هست.پایانش عالی بود.نویسنده قلم واقعا خوبی داشت و اسم رمان هم جالب بود.با اینکه اصلا با سلیقه من تطابق نداشت اما عالی بود برای اینکه وقت بزارید.جز بهترین رمانایی که خوندم.

    [پاسخ به این نظر]

  • mina گفت:

    @مهسا, دقیقا
    افتضاح بود
    حتما که نباید کلی جملات پیچیده و درهم احساسی توی یه رمان باشه تا زیبا بشه…
    اصلا از قیافه ی شخصیت ها ی داستان درست گفته نشده بود که به نظرم لازمه چون ما قراره چندین ساعت با آدمای توی قصه ارتباط برقرار کنیم
    بعدم یعنی چی که همراز هرررر سوالی رو کلی میپیچوند و ادبی جواب میداد؟؟
    واقعا دیالوگها خشک و نچسب بود…عه…. هرچی میخوندم جذبش نمیشدم…صدرحمت به همون داستانهای تکراری ولی حداقل سرگرم کننده

    [پاسخ به این نظر]

  • مهسا گفت:

    بدترین رمانی بود که خوندم
    اصلا قلمش خوب نیست دیالوگای آبکی داشت
    در کل بگم که حیف از وقتتون که پای رمان بانوی قصه بزارید
    خود دانید…

    [پاسخ به این نظر]

  • شیرین گفت:

    رمان های این نویسنده همه باید چنبار خونده بشن….
    همه ی رماناش جذابه و این رماناس ک رمان خوندنه منو تشویق میکنه برای ادامه

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    @سحر, ‎رمان های به سبزی دستهای تو.زیتون.بن بست

    [پاسخ به این نظر]

  • fahooo گفت:

    فوق العادسسسس من جندبارخوندمش بازم دلم میخواد دوباره بخونمش

    [پاسخ به این نظر]

  • sahar گفت:

    یکی از بهترین رمان هایی که خوندم
    عاااالیه
    به همه توصیه میکنم 🙂
    ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • R&H گفت:

    سلاااااااام این رمان عالیه من هرچی بخونم بازم جذابه
    مرسی از نویسنده ی خوب این رمان و سایت نگاه که بهترین ها رو دست چین میکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • delara78 گفت:

    من عاااااااشق این رمانم و به نظرم قلم نویسنده فوق العاده خوووب بود با تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • افسون گفت:

    اگه اولاش زیاد جذبتون نکرد نگران نباشید
    از تقریبا صفحه های ۶۰ یا ۷۰ خییییلی جذاب میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • Sara گفت:

    میشه لطف کنید رمان دیگر این نویسنده رو بدید☺

    [پاسخ به این نظر]

  • Melika گفت:

    واقعا رمانی بود که ارزش داشت بخونی،واقعا از نویسنده باید تشکر کرد.

    [پاسخ به این نظر]

  • یلدا گفت:

    سلام این رمان عالیییی بوووود ببخشین نویسنده این رمان رمانای دیگه ای هم نوشتن؟میشه لطفا بهم معرفی کنید؟

    [پاسخ به این نظر]

  • سحر گفت:

    عالیه خیلی خیلی خوبه حرف نداره

    [پاسخ به این نظر]

  • LOTUS گفت:

    سلام نگاه جون سایتت عالیه خسته نباشی من دنباله یه رمان هستم که توی خلاصش اینجوریه که پسره دختره داستان برعکس رو پل معلق گرفته. پسره دکتره دختره پرستار خارج از ایران هم هست ممنون میشم کمکم کنی.

    [پاسخ به این نظر]

  • diba گفت:

    جزو بهترین رمانایی بوده که خوندم و بازم هر چقدر میخونمش خسته نمیشم.داستان اروم در عین حال واقعی و قابل درک بود و میشه گفت رفتار شخصیت های داستان نزدیک به واقعیت بود و هیچ چیز رویایی و دور از ذهنی نداشت.ممنونم از نویسنده ی خوبش

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    سلام عزیز از خواندن رمان بانوی قصه بسیار لذت بردم. قلم شیوایی دارید به اندازه توصیف میکنید. دوست دارم باز هم رمان زیبایی از شما نویسنده خلاق رو بخونم.

    [پاسخ به این نظر]

  • نصیبه گفت:

    سلام،رمانهای این نویسنده عاااااالیه مخصوصا این کتاب….
    خسته نباشید مرسی بابت زحمتهایی ک میکشید نگاه عزیز، شادان جان، رهای گل و آقا رضا …..
    ممنونم بابت همه کتابایی ک میذارید، اگه میشه کتابایی تو این سبک بهم معرفی کنید، مرسی…..

    [پاسخ به این نظر]

  • یگانه گفت:

    کسایی ک دنبال هیجان و عاشقانه خاص و …ان نخوند
    من ک خودم زیاد از عاشقانه اروم خوشم نمیاد
    ۵۰ تا صفشو خوندم و خسته شدم اصن دلچسب نبود برام

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    شخصیت همراز و حامى بسیار زیبا و دوست داشتنى توصیف شده بود و کاملا میشد احساساتشونو لمس کرد.
    سپاس

    [پاسخ به این نظر]

  • Hanie گفت:

    میتونم به جرات بگم بعد از مدتها رمانی خوندم که واقعا عالی بود با موضوع متفاوت و پر از احساسات قشنگ
    این رمان و چندین بار خوندم و به شدت توصیه میکنم به اون سری از دوستان که از رمان هایی با موضوعات همخونه ای و کلکلهای بی معنی و بی سرته زده شدن
    تبریک به نویسنده عزیز بابت قلم شیوا و زیباشون
    و ممنون از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

  • parto گفت:

    سلام موضوع رمانتونو خیلی دوست داشتم واز شخصیت حامی خیلی خوشم اومد ولی همراز اوایل داستان اصلا جالب نبود بعضی جاها الکی لوس می شد ولی درکل عاشق رماناتونم

    [پاسخ به این نظر]

  • parto گفت:

    سلام خیلی موضوع جالبی داشت ولی به نظر من زیتون خیلییی بهتر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Miss.ai گفت:

    رماااااان فوق العاده ای بود تبریک ب نویسنده عزیز بابت قلم بسیار قشنگش…این قصه ادمو کامل جذب خودش میکرد…خسته نباشی

    [پاسخ به این نظر]

  • SPRIIING گفت:

    واقعا زیبا بود. با اینکه طولانیه ولی اصلا خسته کننده نیست و همه چیز ملموس و راحت جلو میره. موضوع هم خوب بود. خسته نباشیدی به نویسنده محترم میگم. موفق باشین

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    سلام نگاه جون..
    مرسی از رمان قشنگی که گذاشتی..
    ممنون از نویسنده عزیزش
    دوستان بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخونید..به نظرم خیلی زیباست..

    [پاسخ به این نظر]

  • Zeynabii گفت:

    این رمان عالی بود..شخصیتاش جوری بودن ک باعث میشد ناخوداگاه بهشون احترام بزاری…من ک عاشق شخصیت همراز شدم ی لطافت خیلی خاصی داشت این لطافتو ک ب منم منتقل کرد..دست نویسنده واقعا درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • farnaz گفت:

    سلام
    ممنون رمان واقعا زیبایی بود
    ممنون میشم اگه رمان کویر عشق رو هم بزارین
    هر چی گشتم پیداش نکردم

    [پاسخ به این نظر]

  • saba گفت:

    برای اولین بار در این سایت نظر میذارم….این رمان عالیه دست نویسنده عزیز درد نکنه…چقدر شخصیت های رمان قابل احتراما عالیه

    [پاسخ به این نظر]

  • Ava گفت:

    با سلام
    مرسی از نگاه عزیز بابت سایت بسیار زیباشون. یکی از قشنگ ترین رمان هایی که گذاشته اند “بانوی قصه” هست. دست مریزاد.
    نویسنده گرامی قلم فوق العاده و نگاه عمیقی دارند. از نکات قوت رمان توجه به اخلاقیات، حفظ حریم ها، پررنگ نشان دادن وقار و متانت دختر و پسر داستان، روند منطقی داستان و ….. هست. واقعا از خواندنش لذت بردم. فقط بهتر نبود همراز در اوایل داستان انقدر دچار یأس فلسفی نمی شد؟ فضای اون چند صفحه درست مثل نگاه صادق هدایت هست. مخصوصا باور همراز درباره بازیگران تئاتر و علاقمندان به هنر که به کافه می آیند.
    در کل رمان بسیار زیبایی بود. موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  • raeiiis گفت:

    من قبل از این واسه هیچ رمانی نظر نگذاشته بودم اما نمیشد که این رمان رو توصیه نکرد..رمانی بسیار عالی و پر از آموزه های اخلاقی که به فرهنگ ما نزدیکه…و نویسنده این رمان قلم بسیار شیوا داشتن که با وجود طولانی بودن رمان از خوندنش اصلا خسته نمیشید.
    سپاس از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

  • سارای گفت:

    سلام این رمانو قبلا خوندم شاید نزدیک بیست بار خوندمش و در دو روز دوبار کامل خوندمش سبکشوخیلی دوس دارم ادبیاتش عالیه شخصیتاش قوین ونوشته قویه .. .فقط یه سوال رمان هایی از ایشون بغیر ازبه سبزی دستان .بن بست وزیتون نمیشناسید.

    [پاسخ به این نظر]

  • خورشيد3137 گفت:

    رمان عالیییی بود توصیه میشه بخونیدش من چندین بار خوندمش پایان خوش سبکش رو دوست دارم تقریبا تو سبک رمان های رویا رستمی بود واقعا معرکه س عاشق شخصیت حامی و همرازم
    ممنون از نویسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • بهارام گفت:

    فوق العااااااااااااده بود….بی نظیر
    من رمان گناهکار بی گناه رو شدیدا توصیه می کنم
    ممنون از نگاه عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • Hadis گفت:

    در نوع خودش فوق العاده وزیبا پر از راز و رمز درعین حال پر احساس
    خسته نباشی نگاه عزیز
    درود برشما نویسنده ی خلاق منتظر کارهای دیگه ازت هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • haleh گفت:

    واقعا رمان زیبایی بود ممنون از نویسندش منکه خیلی خوشم اومد
    چندبار خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • kowsar گفت:

    رمانتون خیلی زیبا بود …… واقعا ممنون به خاطر سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

  • عاشقه رمان گفت:

    دوسش نداشتم داستان خوب بود بد نبود ولی نگارشش افتضاح بود یه جا رفته بود ب حامی کارت بده برا تاتر یهو گف رامین کارتو نگاه کرد ینی بقدری یهو میپرید که بضی جاهاش واقعا عصبی میشدم

    [پاسخ به این نظر]

  • سپیده گفت:

    خیلی خیلییی خوب بود ، در عین جذاب بودن داستان عجیب روی ادب و شخصیت و وقار تاکید داشت،من کتاب زیاد میخونم و به نظرم این کتاب واقعا میتونست هر کسیو انقدر جذب کنه که تا تمومش نکنه نتونه بزارتش کنار❤❤❤

    [پاسخ به این نظر]

  • كيميا گفت:

    زیبا ترین رمانیه که تا حالا خوندم واقعا میسی

    [پاسخ به این نظر]

  • ریحانه گفت:

    سلام واقعا نوشته ایشون از هرلحاظ عالیههه
    من همه نوع رمان از همه نویسنده ها خوندم ولی قلم ایشون یه چی دیگه اس
    خسته نباشن واقعا…

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    به نظرم هر رمانی که beste نوشته عالییییییه این رمان که دیگه بیشتر ولی چرا من هرچی توی سایتتون میگردم رمانای دیگه ی ایشون پیدا نمیشه؟ به سبزی دست های تو، زیتون، بن بست که با خنم معیری نوشتن… هیچ کدوم نیستن. از جای دیگه هم که نمیشه پیدا کرد. به سلامتی یا بسته ست همه جا یا اینقدر مطالب پراکنده داره که رمانارو نتونستن محیط درست و جداگانه ای براش ایجاد کنن و نویسنده ها بتونن توش مطلب و داستانشونو بذارن. واقعا سایتتون خوبه ولی خواهشا سعی کنین از یه کسایی مثل beste و منا معیری و P*e*g*a*h و خیلی از نویسنده هایی که مثل این نویسنده ها قلم فوق العاده ای دارن همه رماناشونو بذارین. جای دیگه نمیشه پیدا کرد خواهشا رسیدگی کنین. متشکرم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ تیر ۱۰ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۹ ب.ظ:

    قبلا گذاشته بودم اما به دستور ستاد جرایم رایانه حذف شد

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیکا گفت:

    سلام
    مرسی از نویسندهی عزیز بابت این رمان
    اما من اصلا نتونستم با متن و مدل نگارشش ارتباط برقرار کنم خیلی میپیچوند
    البته این فقط نظر منِ مرسی از نگاه و سایت خوبش

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۰۰ ب.ظ:

    خواهش میکنم مهربون

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام ممنون از نویسنده رمان قشنگی بود خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

  • setarebaroon گفت:

    رمان زیباییه قط اول داستان خیلی کشش نداشت اما درکل قلم شیوا و روانی داره نویسنده عزیز.موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • Sahar گفت:

    یکی از قشنـــــــگ ترین رمان هایی بود که خوندم ….دلم واسش تنگ میشه و گاهی بر میگردم و مرورش میکنم ..سبک نویسنده رو دوست دارم زیتون هم خیلی قشنگ بود اما همراز و حامی دوست داشتنی تر ❤
    کاش بیشتر بنویسن …
    ممنون از نویسنده و مرسی بابت سایت خوبتون نگاه جون ..

    [پاسخ به این نظر]

  • ماندانا گفت:

    با عرض سلام،من کارای این نویسنده رو خیلی دوست دارم و کتابهای زیتون، به سبزی دستهای تو و بانوی قصه رو خوندم. می خواستم ببینم کار جدیدی ازشون تو سایت نیومده؟

    [پاسخ به این نظر]

  • mahdieh گفت:

    سلام!!
    رمان بسیار خوبی بود من بعد اجتماعیش رو خیلی دوست از مسایل رو بیان کرده ولی به نظر من عاشقانه کم داشت ولی در کل ميشه جزو رمانای خوب و قوی حساب کرد

    [پاسخ به این نظر]

  • نادیا گفت:

    وااای من عاشق این رمانم مرسی از نویسنده محترم

    [پاسخ به این نظر]

  • رویا گفت:

    سلام میشه بگید چطوری میتونیم تو سایت رمان بزاریم؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۴ ق.ظ:

    سلام یا باید تو انجمن عضو بشین ورمانتون را قسمت قسمت بزارین یا اگه برای دانلود میخواید باید فایل متن رمان به همراه خلاصه و چندتا عکس برای ساخت جلد به این ایمیل
    negahdl@gmail.com ارسال کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • fatima گفت:

    دلم نیومد نظر نذارم این رمان فوق عالی بود واقعا لذت بردن . هر دو شخصیت رمان عالی بودن . مرسی از نویسنده بابت این قلم زیباش

    [پاسخ به این نظر]

  • محیا گفت:

    نگاه چجوری بفرستم رمانمو؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۷ ق.ظ:

    برام ایمیل کن
    negahdl@gmail.com در پست ثابت که توضیح دادم

    [پاسخ به این نظر]

  • محیا گفت:

    راستی نگاه جون اگه بخوام رمانمو بفرستم برات ک بزاری توی سایت چکار باید کنم؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    برام ایمیلش کن
    negahdl@gmail.com

    [پاسخ به این نظر]

  • محيا گفت:

    من نمى دونم چطور اسم رمان مورد نظرمو سرچ کنم.وقتى اسمشو اون بالا مى زنم مى ره ى صفحه ى ديگه ک ديزاينش ابيه.لطفن يکى بگه مشکل کجاست.درضمن انقد از در همسايگى گودزيلا تعريف نکنين چون واقعا مضخرف بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۸ ق.ظ:

    سلام سرچ مشکل داشت درستش کردم ممنون که خبر دادین

    [پاسخ به این نظر]

  • tina گفت:

    این رمان بــــــــی نطیــــــــره..خیلی دوسش داشتم …مرسی کلی :*

    [پاسخ به این نظر]

  • غزال گفت:

    این رمانم مثل زیتون بی نظیر بود.♥
    نگاه جون رمان میشه دیگه از این نویسنده معرفی کنین؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ترنم گفت:

    سلام خییییییییییلی قشنگ بود نویسنده اش واقعا باتجربه بود خوب نگارش شده بود. دستش درد نکن

    [پاسخ به این نظر]

  • باران گفت:

    فوق العاده بود…
    مرسي نگاه جون

    [پاسخ به این نظر]

  • نادیا گفت:

    عالی بود واقعا مرسی

    [پاسخ به این نظر]

  • زینب گفت:

    سلام. این رمان عالی بود. تنها رمانی ک تونسم با دختر توی رمان ینی همراز ارتباط برقرار کنم چون شخصیتش مث خودم بود. ی دختر قوی ک گاهی بی فکره نیاز ب حمایت داره باحیاس و تو لحظه های مهم نمیتونه درست فک کنه و یهو باتغییر محیط احساسش عوض میشه و گاهی بشدت اعتماد ب نفسش پایین میاد. پسر داستان عجیب و جالبه. اخلاقش برخلاف بقیه پسرای رمانای دیگه منحصرا مغرور نیس و این غیرقابل پیشبینی بودنش خیلی شیرین بود. من تو این رمان پا ب پای دختر داستان پیش اومدم و همه احساساتشو چ غلط چ درست درک کردم و فهمیدم… دست نویسندش درد نکنه!

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۷ ق.ظ:

    سلام…

    [پاسخ به این نظر]

  • فرزانه گفت:

    خیلی خیلی قشنگ بود ممنون خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ شهریور ۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۲ ق.ظ:

    سلامت باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • اذرخش گفت:

    به این میگن رمان ادم لذت میبره از خوندنش 20000000000000000000000000000000000000

    [پاسخ به این نظر]

  • نازنین گفت:

    سلام نگاه جون سایت بسیار خوبی دارید
    راستش من دنبال رمان هایی هستم که تو اونها دختر رو می دزدند و به کشور های دیگه می فرستند و به عرب ها میفروشن اگر میشه به من کمک کنید و رمان هایی با این موضوع رو به من معر فی کنید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۸ ب.ظ:

    سلام..فکر کنم عشق و احساس من اینطوریه

    [پاسخ به این نظر]

    غزال پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۸ ب.ظ:

    @نازنین, آبی به رنگ احساس من

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیرا گفت:

    بانوی قصه رمان قشنگی بود.نویسنده قلم خوبی داشت.خوشحالم هنوز هم نویسنده هایی هستن که بدون رواج سکس داستان رو جوری می نویسن که ادم رو جذب میکنه نه مثل بعضی نویسنده های ابکی که فقط میخوان با چهار تا بوس و لب داستان رو مهیج کنن بدون اینکه بدونن ممکنه اون داستان رو یه بچه زیر هجده سال هم بخونه…

    [پاسخ به این نظر]

  • اشلی گفت:

    سلام..رمان قشنگی بود..ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۱ ق.ظ:

    سلام..خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • سمـا گفت:

    یعنی هیچکی نمی دونه چراااااااااااا

    [پاسخ به این نظر]

  • سمـا گفت:

    سلام با توجه به این همه محبت دوستان تو پاسخ به پیدا کردن رمان:مننم ی سوالی داشتم این رمان رو پست های اولش پارسال تابستون خوندم اما دیگه اسمشو یادم رفت و…
    داستان ی دختر به اسم نهاله که به گفته خودش خونوادش بهش توجه نکردن و پسر دوست بودن با سر ی بازاری به اسم محسن ازدواج میکنه.سپهر پسر عموی محسن هم قبلا خواستگارش بوده و…
    در ضمن این رمان بانوی قصه با وجود بزرگ جلوه دادن شخصیت حامی و.. قشنگه توصیه میکنم بخونید

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ ب.ظ:

    سلآم.هرکی میدونه بگه.ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • سياه وسفيد گفت:

    سلام نگاه جون ممنون بابت این کتاب من عاشق کتابای beste جون هستم قلمشو دوست دارم عاري از تظاهره اين كتابش و زيتون از بي نظير ترين كتاباشه بازم ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۰ ب.ظ:

    سلآم.خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • linda گفت:

    میشه چن تا رمان شاد معرفی کنید خسته شدم بس ابغوره گرفتم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۲ ب.ظ:

    رمانای آرام ودرهمسایگی گودزیلا هم شادن.تازگی نخوندم نمیدونم.هرکی میدونه بگه.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

  • زهره گفت:

    سلام عزیزجون .من یه مدت زیادی دنبال رمانهای ژیلا هستم .پی دی اف میوه منحوس و خوان خرچنگ ولی از رو سایت حذف شدند.شما میتونی کمکم کنی ؟مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۰ ب.ظ:

    سلآم.درمورد رمان میوه منحوس همون موقعه که درحال تایپ بود ازنویسنده خواستم اجازه بده بذارمش تو سایت.که گفت نه.الانم اگه میبینین رمانای مدنظرتون نیست حتمادرخواست خود نویسنده بوده که از سایت حذف بشه.خواهش میکنم دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • نسیم گفت:

    aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod mamnon negah joooon

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۲ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • باران-ناز گفت:

    واقعا رمان قشنگی بود خصوصا قلم نویسنده نفس گیر و جذاب بود. با تشکر از نویسنده عزیز و نگاه جون. دوستان تو این سبک رمان با انشا و قلم مشابه این کتاب بهم معرفی کنید ممنون میشم.

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰ ق.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • راحله گفت:

    سلام نگاه جان خسته نباشی
    من رمان نمینویسم ولی رمان خون حرفه ای هستم این رمان واقعاعالی بودوحسای خوبی رابه آدم القامیکنه واقعادست نویسندش دردنکنههههههههه

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    سلآم.ممنون دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • asal bala0098 گفت:

    کووش پس؟
    نیس که

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۸ ب.ظ:

    چی؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ایرینا گفت:

    رمان بسیار زیباییه.البته همه کارهای beste عزیز زیباست.هم زیتون و هم به سبزی دستهای تو .ولی این کارش دیگه عالیه.فضا سازی بسیار خوبی داره.به شدت منتظر م تا کار جدید beste عزیز تموم بشه.از شما هم برای قرار دادنش روی سایت تشکر می کنم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۹ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • yas گفت:

    خیلی رمان قشنگی بود,نقش همراز و سیاوش فوق العاده بود,بسی فراووون تشکر:-*

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۴ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • fati گفت:

    واقعا رمان قشنگی بود.حرف زدن شخصیت اول داستان (همراز) واقعا بی نظیره.مررسی از رمان قشنگتون.

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • روناک گفت:

    واقعا که اين رمان عالي بود و ارزش خوندن رو داشت
    نگاه جون ممنون از زحماتت ميشه چند تا رمان بهم معرفي کني که باهاشون از ته دل بخندم؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۸ ب.ظ:

    خواهش میکنم.درهمسایگی گودزیلا یه جاهاییش واقعا خنده داره اماخودم به شخصه چون طولانی بود تاآخرش نخوندم.رمانای آرام هم قشنگه وهم خنده دار ازنظر من البته!زیادرمان میخونم وحضورذهن ندارم ودسته بندی نکردم که خنده داره-پلیسی و..است.دوستان اگه بیشترمیدونن کمک کنن.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

    نفس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۱۳ ق.ظ:

    باورم کن
    در حصار تنهایی من
    هیچکی مثل تو نبود
    ته دیگکو پس بده

    [پاسخ به این نظر]

    پردیس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۶ ب.ظ:

    من با رمان “کی گفته من شیطونم” کلی خندیده بودم، خواستین بخونین شاید واستون جالب باشه

    [پاسخ به این نظر]

    امین پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۸ ب.ظ:

    @روناک,
    به نظر من رمانای نیلا و آرام رضایی و بخون رمانای م.مودب پورم خنده داره ولی پایانشون غمگینه

    [پاسخ به این نظر]

  • ♥maedeh♥ گفت:

    رمان بدی نبود اما خیلی خوب هم نبود و اینکه خیلی کشش داده بود
    در هر صورت دست نویسنده درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    رمان بسیار قشنگیه . به همه توصیه میکنم که حتما بخونید چون همه چیز این داستان قشنگه از نوشته ها و حرفها , داستان و شخصیت های داستانه و توصیف هر چیزی توی رمانه … از نویسنده اش بابت اون ممنونم به نظرم کاش میداد این رمان چاپ بشه و هم از نگاه جان ممنونم که اینو در اختیار ما قرار داد … سال نوتون هم مبارک امیدوارم در سال 93 از این رمان ها نوشته بشه و ما هم بخونیم …
    سپاس

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۰۲ ب.ظ:

    ممنون دوست عزیز.سال نو شمام مبارک باشه.

    [پاسخ به این نظر]

  • نسیم گفت:

    عــــــالــــــی بــــــود…….حتما بخونید…نخونید از دست دادیدش….

    [پاسخ به این نظر]

  • sholeh گفت:

    رمان بسيار زيبايى بود.نويسنده ى عزيز به نظر من رمان زيتون كه اولين رمانت بود زيبا تر از اين رمانت هست.خسته نباشى.

    [پاسخ به این نظر]

    پردیس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    منم باهاتون موافقم، با اینکه این هم خیلی قشنگه ولی زیتون یه چیز دیگه بود، موضوعش خیلی خاص بود

    [پاسخ به این نظر]

  • atiye گفت:

    vaaaaaaay aliye hanuz tamum nashode vali ta inja ke kheyli ghashang bud.meeeeerccccccc

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۹ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    سلام…سال نو مبارک!امیدوارم سال خوبی داشته باشید…
    رمان بانوی قصه،واقعا عالی بود…خیلی زیبا صحنه ها توصیف شده بود…خلی خوب احساسات نقش اول داستان بیان شده…آفرین ب نویسنده و متشکرم از شما بخاطر گذاشتن این رمان زیبا…

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۵ ب.ظ:

    سلآم.ممنون.سال نو شماهم مبارک دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • پردیس گفت:

    نگاه جون ، مرسییییی ،
    بچه ها رمان فوق العاده قشنگیه، خیلی قلم قوی ای داره، به همه پیشنهاد میکنم بخونن این رمانو
    نگاه جون یه سوال داشتم، نویسنده این رمان فقط ای و زیتون رو نوشته؟ کتاب دیگه ای ننوشته؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۳ ب.ظ:

    خوآهش میکنم.بله.رمان بن بست ورمان به سبزی دست های توهم هست. که نوشتن.دیگه ازکمو کیفش اطلاع ندارم که تموم شده یانه.واینکه رمانای دیگری هم باشه که شاید من ندونم.

    [پاسخ به این نظر]

    پردیس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    مرسی رها جون 🙂

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • moh@dese گفت:

    عالییییییییییی بود عالیییی…خیلی قشنگ بود..ممنون از زحماتت نگاه عزیز…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۰ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    وای خیلی قشنگ بود. مرسی که جنس ناب به ما معتادین رمان میرسونین.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    سلام نگاه جون چرا جواب نمیدید؟ میشه اگر زحمت نیست رمان تمنای وجودت ورمان به این میگن زندگی ورمان زمین و اسمان رو بزارید.من خیلی پیام دادم. منتظرم.با تشکر از سایتتون.

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۴ ب.ظ:

    سلآم.تعداد پیامازیاده.شرمنده.اگرنویسنده اجازه داده باشه ورمان هم تموم شده باشه درخواستتون تو نوبت قرار میگیره

    [پاسخ به این نظر]

  • asal bala0098 گفت:

    نگاه جون قربان دستت اگه میشه رمان عملیات عاشقانه رو هم بذار رو سایت
    فک کنم باید خوب باشه
    دستت مرسی گلم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۰ ب.ظ:

    سلآم.اگرنویسنده اجازه داده باشه ورمان هم تموم شده باشه درخواستتون تو نوبت قرار میگیره

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    گذاشتمش دوست عزیز.خواهش میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • asal bala0098 گفت:

    نگاه جان فرمت مبایلم اندرویده قبلترا فایل apk دانود میکردم باز میشد ولی جدیدن باز نمیشه
    فک میکنی چجوریاس
    چیکار کنم من؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    کدوم رمانه که برات باز نشده؟؟؟!!

    [پاسخ به این نظر]

    asal bala0098 پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ ق.ظ:

    همین بانو قصه رو با این فرمت گرفتم باز نشد

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۵ ب.ظ:

    متوجه منظورت نشدم؟هیچکدوم مشکلی ندارن.دوباره امتحان کنیداگه مشکلی بود بگین.ممنون.

    [پاسخ به این نظر]

  • elmira گفت:

    عالیییییییییییییییی بودددددد ♥سیگار شکلاتی هما پوراصفهانی تمام نشده؟؟؟؟؟؟:-(

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۹ ب.ظ:

    نه هنوز .

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    سلام
    نگاه جون خسته نباشي ممنون بابت زحماتت
    خيلي كم پيش مياد واسه رماني نظر بزارم يا تشكر كنم
    ولي بي انصافي بود اگه از نويسنده اين رمان تشكر نمي كردم
    اميدوارم قلمش هميشه سبز باشه
    ممنون بابت رمان فوق العادش

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    سلآم . ممنون . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • elham گفت:

    وااااااااای نگاه جوووووووووووونمممممم مرسی خییلییی گلی
    یه دنیا ممنونمم
    امیدوارم امسال به هر چی که آرزوت هست برسی عزییییزم

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    خوآهشـ . ممنون .

    [پاسخ به این نظر]

  • راحله گفت:

    رمان خیلی خیلی قشنگیه …..تو خوندنش شک نکنید…..الان 80درصدش رو خوندم اصلا دلم نمیخواد تموم بشه…….عاللللللللللللیییییییییییییی
    ممنون نگاه عزیز بابت تمام زحمتایی که میکشی……خسته نباشی…..

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۹ ب.ظ:

    خوآهشـ . ممنون .

    [پاسخ به این نظر]

  • mona گفت:

    بچه ها لطفا کمک کنید. منم یه رمان خونده بودم ولی اسمش یادم نیست. اول داستان یه دختره که لا bfاومده کمپ. بعد تو جنگل پاش تو تله گیر میکنه و یه پسره نجاتش میده و بهش میگه روباه ماده . بعد اینا تو یه بیمارستان کار می کنن و …
    کسی اسمشو میدونه؟

    [پاسخ به این نظر]

    آرام پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۵ ب.ظ:

    سلام عزیزم اسمش بیقراره قلبم

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۹ ب.ظ:

    سلآم.درست میشود.

    [پاسخ به این نظر]

    atiye پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۳ ب.ظ:

    bigharere ghalbam

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۰ ب.ظ:

    درست میشود.

    [پاسخ به این نظر]

    sogol98 پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ق.ظ:

    اسمش بیقرار قلبم هستش عزیزم.

    [پاسخ به این نظر]

  • donya گفت:

    نگاه جوووون ساله نو مبارک

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۰ ب.ظ:

    سال نو شما هم مبارک .

    [پاسخ به این نظر]

  • moh@dese گفت:

    سال نو مبارک نگاه جووووون…ممنون از زحماتت ….بوس برا تو..رمان خوبی بود…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۰ ب.ظ:

    سال نو شما هم مبارک . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • nasim گفت:

    سلام نگاه جون سال نومبارک …ممنون از سایت فوق العاده زیبات…همیشه سلامت باشی…

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ب.ظ:

    سلآم . سال نو شما هم مبارک . خوآهشـ . ممنون و همچنین .

    [پاسخ به این نظر]

  • سپيده گفت:

    اسمش اينه: هيچكي مثل تو نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • دانلود آهنگ جدید گفت:

    ممنون

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۲ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • زینب گفت:

    نگاه جونم عیدت مبارک خانومی انشاالله ساله پر برکتی و سلامتی داشته باشی…:* :-*

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۱ ب.ظ:

    ممنون.سال شمآهم مبآرک دوست عزیز.انشاا… سالی پربرکت وشادی داشته باشی.

    [پاسخ به این نظر]

  • Kimia گفت:

    Salam elham jan on romane esmesh hichki mesl to nabod hast

    [پاسخ به این نظر]

  • شادی گفت:

    سلام
    سال نو مبارک
    دوست عزیز اسم داستانی که فراموش کرده بودید هیچکی مثله تو نبود هستش

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۱ ب.ظ:

    سلآم سال نو شما هم مبارک .

    [پاسخ به این نظر]

  • sahar گفت:

    یکی از بهترینا بود…تا چند ساعت بعد از پایانشم تحت تاثیر این رمان زیبا بودم….به نویسنده ی گلشم تبریک میگم…….نگاه جون فداتتت
    سال نو هم پیشاپیش تبریک میگم
    بهترین هارا براتون ارزو میکنم

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۲۲ ب.ظ:

    خوآهشـ . سال نو شما هم مبارک .

    [پاسخ به این نظر]

  • سوگند گفت:

    الهام جان فکر کنم رمانی که میخوای هیچکی مثله تو نبود اسمشه

    [پاسخ به این نظر]

  • sholeh گفت:

    الهام جان اسم رمان هيجكى مثل نو نبود هست

    [پاسخ به این نظر]

  • kiana گفت:

    سلام اسم کتاب هست:هیچکی مثل تو نبود.نویسنده اش آرام رضایی

    [پاسخ به این نظر]

  • anita گفت:

    سلام نگاه جون اگه میشه فایل جار این رمانم دو قسمتی کن اخه تو گوشیم نمیخونه. سال نو مبارک.مرسیییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۶ ب.ظ:

    سلآم.باشه.گذاشته شداعلام میکنم.سال شمآهم مبارک دوست عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • یاس گفت:

    اسم رمان هیچکی مثل تو نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • taraneh گفت:

    Salam mishe lotfan roman tamanaye vojoodat va roman be in migan zendegi ro bezarid

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

    سلآم.اگرنویسنده اجازه داده باشه ورمان هم تموم شده باشه درخواستتون تو نوبت قرار میگیره

    [پاسخ به این نظر]

  • ترانه گفت:

    سلام میشه لطفا رمان تمنای وجودت و رمان به این میگن زندگی رو بزارید.

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۱ ق.ظ:

    سلآم.اگرنویسنده اجازه داده باشه ورمان هم تموم شده باشه درخواستتون تو نوبت قرار میگیره

    [پاسخ به این نظر]

  • NASSIM گفت:

    نگاه جونم واقعا مرسی به خاطر زحمتای بی منتی که برا ما میکشی
    از ته دلم برات آرزوی موفقیت دارم
    سال نو رو هم پیشاپیش بهت تبریک میگم
    ایشالا سال خوبی پیش روت داشته باشی
    (راستی اون رمانی که elham عزیز دنبالشه اسمش “هیچکی مثل تو نبود” نوشته آرام رضایی هستش)

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۸ ق.ظ:

    سلآم.خوآهش میکنم.وظیفه ست.سال شمآهم مبارک.

    [پاسخ به این نظر]

  • raha گفت:

    فک کنم اسمش هیچکی مثله تو نبود از آرام رضایی بود……..

    [پاسخ به این نظر]

  • مهتاب گفت:

    الهام اسم رمانی که میخوای هیشکی مثله تو نبود ه!! نویسندشم آرام رضایی (آرام-آنیده)!!!

    نگاه جون مرسی بابت این رمان!

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۵۴ ب.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    سلام
    من اسم رمانی که الهام جون گفتن میدونم
    اسمش ” هیچ کس مثل تو نبود ” قشنگه خودم که دوسش دارم 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیکا گفت:

    الهام عزیز اون رمان که میگی فکر کنم هیچکی مثل تو نبود ارام رضایی که اسم پسرره ماهان هستش اسم دختره انا
    که از اسانسور و……اینا می ترسه
    درسته؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  • elham گفت:

    سلام نگاه جون
    سال نو پیشاپیش مبارک باشه عزیزم
    من یه سوالی داشتم دنبال یه رمان می گردم موضوعش رو می دونم ولی اسمش رو نه می تونی کمکم کنیو اسمش رو بهم بگی ؟
    موضوعش درباره یه دختره است که استاد دانشگاه میشه بعد اونجا پسر یکی از دوستای قدیمی شون رو می بینه که اونم استادانشگاست دختره ترس از مکان های بسته داره بعد یه مدتی مادر پسره تصادف میکنه و دختر میاد پیشش که مواظبش باشه و…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۲ ب.ظ:

    سلام عزیزم…ممنون …سال نو برتوهم مبارک…من که اسمش یادم نمیاد اگرکسی از دوستان یادش میاد ازطریق پاسخ نظر جواب دوستمونو بده

    [پاسخ به این نظر]

    raha پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۵۰ ب.ظ:

    فک کنم اسمش هیچکی مثله تو نبود از آرام رضایی بود……..

    [پاسخ به این نظر]

    نفس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۴ ب.ظ:

    هیچکی مثل تو نبود

    [پاسخ به این نظر]

    هستی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۶ ب.ظ:

    @نگاه(مدیرکل), سلام اسم رمان هیچکی مثل تو نبود
    به نظرم رمان فوق العاده ایه
    عیدتونم مبارک

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۳ ب.ظ:

    عید شما هم مبارک .

    [پاسخ به این نظر]

    arezoo banoo پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۲ ق.ظ:

    @نگاه(مدیرکل),
    Slm …esme roman: hishkimesle to nabod…neveshteye aram rezaii

    [پاسخ به این نظر]

    bahar76 پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۹ ب.ظ:

    سلام اسم رمان هیچکی مثل تو نبود از aram-anid

    [پاسخ به این نظر]

    سمانه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۷ ب.ظ:

    @elham, سلام عزيزم اين رماني كه ميگي اسمش هيچكي مثل تو نبود هست كه توسط ارام رضايي نوشته شده.

    [پاسخ به این نظر]

    مری پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۳ ب.ظ:

    سلام اسم کتاب هیچکی مثل تو نبود است

    [پاسخ به این نظر]

    ساقی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    @elham,
    عزیزم اسم رمان هیشکی مثل تو نبود
    نویسنده اش هم آرام عزیزه

    [پاسخ به این نظر]

    ♥maedeh♥ پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ ق.ظ:

    هیچکی مثل تو نبود

    [پاسخ به این نظر]

    nessa پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۴ ب.ظ:

    سلام فکر کنم اسم رمانش هیچکی مثل تو نبود باشه

    [پاسخ به این نظر]

    سوگل پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۱۸ ب.ظ:

    @elham,
    رمان هیچکی مثل تو نبود از آرام رضایی ( aram – anid )

    [پاسخ به این نظر]

    هستی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۷ ب.ظ:

    @elham, رمان هیچکی مثل تو نبود

    [پاسخ به این نظر]

    روناک پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۲ ب.ظ:

    @elham, الهام جون اسم اون رمان هيچکی مثل تو نبود از ارام رضايی عزيزه که خيلی هم قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

    MASOOM پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

    فکر میکنم رمان ” هیچکی مثل تو نبود ” باشه

    [پاسخ به این نظر]

    ملودی پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۶ ق.ظ:

    سلام. سال نوتون مبارک
    اسم کتاب هیچکی مثل تو نبود از آرام رضایی هست.

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۱ ب.ظ:

    سلآم . سال نو شما هم مبارک .

    [پاسخ به این نظر]

    mona پاسخ در تاريخ فروردین ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۰ ق.ظ:

    عزیزم اسمش هیچکی مثله تو نبوده.

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه گفت:

    رمان خیلی قشنگیه حتما بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • مهنا گفت:

    کى خونده؟! قشنگه؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۳ ب.ظ:

    قشنگه

    [پاسخ به این نظر]

  • ساقی گفت:

    این کتاب یکی از بهترین هاست
    به قدری حس خوب ازش میگیری که دلت نمیخواد تموم شه
    من موقع تایپ خوندمش
    ممنون نگاه جان

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۳ ب.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • ساره گفت:

    داستان کلا در مورد دختریه که خواهرشو از دست داده و مقصر اصلی مرگ خواهرشو ، شوهر خواهرش میدونه و اینکه عاشق برادر همین شوهر خواهره میشه.آخرم شوهر خواهره رو میبخشه.(خیلی کلی شد!!)
    توصیفات زیبایی داره .آخر داستانم خوب تموم میشه.
    حتما بخونین: )

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۴ ب.ظ:

    ممنون عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • miti گفت:

    سلام نگاه جون.میشه این رمانم دوقسمتی بشه/اگه میشه
    میسی

    [پاسخ به این نظر]

    رها پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۳ ۵:۳۲ ب.ظ:

    سلآم.باشه.گذاشته شداعلام میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • elham گفت:

    دوست عزیز ممنون از زحماتت من این کتاب رو خوندم به نظرم فوق العاده است

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۴ ب.ظ:

    خواهش میکنم دوستم

    [پاسخ به این نظر]

  • ملیحه گفت:

    بازم به خاطر زحمات امسال و رمانای قشنگت ممنونم و خسته نباشی سال نو پیشاپیش مبارک گلم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم…سلامت باشی…سال نو مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  • donya گفت:

    مرررررررسی نگاه جووووون فداتع

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۵ ب.ظ:

    خواهش میکنم…زنده باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • سپیده گفت:

    سلام
    لینک pdf خرابه دانلود نمی شه.
    ممنون پیشاپیش سال نو مبارک

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۶ ب.ظ:

    سلام چک کردم..سالمه لینک دانلود..خواهش میکنم..سال نو مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  • شیرین گفت:

    اخرش چجوریه؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۶ ب.ظ:

    پایان خوش

    [پاسخ به این نظر]

  • sholeh گفت:

    اكه مةل زيتون باشه كه حرف نداره.جاى ايراد هم نداره

    [پاسخ به این نظر]

    Sahar پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۱ ب.ظ:

    یکی از قشنـــــــگ ترین رمان هایی بود که خوندم ….دلم واسش تنگ میشه و گاهی بر میگردم و مرورش میکنم ..سبک نویسنده رو دوست دارم زیتون هم خیلی قشنگ بود اما همراز و حامی دوست داشتنی تر ❤
    کاش بیشتر بنویسن …
    ممنون از نویسنده و مرسی بابت سایت خوبتون نگاه جون ..

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۲ ب.ظ:

    خواهش میکنم مهربون

    [پاسخ به این نظر]

    Sahar پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۴ ۹:۴۳ ب.ظ:

    ❤❤❤

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats