دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

خلاصه:دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد.همراز خواهری داشته که بخاطر خیانت

شوهرخواهرش و جبروت خانواده شوهر میمیره..حالا سالها از اون زمان گذشته وهمراز در تلاش تا بچه های

خواهرش را از جبروت اون خانواده رها کنه ..پایان خوش

دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد

دراین راه عموی بچه ها مقابلش قرار میگیره..دونفرکه خاطره ی بدی ازهم درگذشته دارن از دو دنیای

متفاوت…پسری مغرور وسرد درمقابل دختری لطیف وبی غل وغش…لحظه های حل شدن این تفاوت واختلاف

اونقدر شیرین وقابل لمسشدنه که همتون لذت میبرید…

سخن نویسنده رمان :خوب بریم سراغ این داستان ….بانوی قصه فضاش شاید به لوکسی فضای زیتون نباشه ..که خب نیست…اما خشونت

آمیز هم نیست….من بلد نیستم خشن بنویسم…آدمهای داستان من معمولا مسائلشون رو با حرف زدن حل می کنن این جا هم همینه..شخصیت

اول داستان من دختر مقاومیه…اما جنس مقاومتش فرق میکنه…سرد نیست.. دانلود رمان بانوی قصه

خوب به نظرم اگر شروعش کنم خیلی بهتره چون من اصلا بلد نیستم مقدمه و یا خلاصه بنویسم….دانلود رمان

فریادش تمام اتاق رو گرفت. صداش پیچید و پیچید و پیچید و مثل یه سیلی محکم خورد به گونه ام. متعجب

نگاهش کردم، ناباور. خون توی رگهام منجمد شده بود. فریادش همراه شد با پرت شدن گلدان بلوری که تکه

تکه شد و هر تکه اش با صدا به گوشه ای افتاد. صورتش قرمز بود.ـ تو … تو چی کار کردی؟ خیانت؟! خیانت به

من؟! من چه اشتباهی مرتکب شده بودم؟سرش رو خم کرد. مرد عصبانی رو به روی من حالا سرش رو خم

کرده بود و سعی داشت اشکی که داشت ازچشماش می ریخت رو پس بزنه. جز عاشقت بودن، جز

پرستیدنت؟این جمله رو گفت و به سمتم حمله کرد.پایین دامن پیراهن سفیدم رو به دست گرفتم و پریدم روی

سکوی انتهای اتاق با صدای لرزان و وحشت زده.ـ به همین غروب آفتاب، سکوی انتهای اتاق با صدای لرزان و پایان

 

به درخواست نویسنده و به دلیل چاپ اثر، لینک های دانلود پاک شدند.

تبلیغات

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : رمان بانوی قصه

نویسنده : beste کاربر انجمن نودهشتیا

ژانر : عاشقانه

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف612 جار 2936

لینک های دانلود

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات

(۲۹۵) دیدگاه برای “دانلود رمان بانوی قصه برای موبایل،اندروید،ایفون،pdf،تبلت،ایپد” ثبت شده است.
  • Hananeeh گفت:

    رمان جالبی بود و قصه قشنگی داشت ولی اواسط رمان، قصه یه ذره ضعیف میشه و کسل کننده…به طوری که خواننده از رمان خسته میشه…ولی درهرصورت به نویسنده عزیز به خاطر قلم خوبی که داره خسته نباشید میگم و براش آرزوی موفقیت دارم…

  • سارا گفت:

    وای خدا چقدر منتظر بودم چاپ بشه دقیقا کی میاد بیرون کاش زووووود بیاد بیرون

  • negar گفت:

    رمانش واقعا عالی بود
    خیلی ملموس بود
    کاش جلد دو شم بنویسه

  • Zahra گفت:

    من رمان افرت رو به شما معرفی میکنم واقعا در این رمان شخصیت زن یک شخصیت پخته و محکمه

  • Mitra گفت:

    یکی از بهترین رمان ها بود که خوندمش، عاشقانه ترین و زیباترین رمان..به طوری گه میشد حسش کرد، حامی واقعا حامی بود..
    ممنونم از نویسنده عزیز بابت نوشتن این داستان.

  • salina گفت:

    مضخررررررررف بوووود بازم موضوع های کلیشه ای من موندم چرا درهمه رمان ها پسر مغرورو زورگو و دختره هم ضعیف هست بابا یه چیزی بنویسید که وقتی ادم خوند تهش نگه وقتم بیخودی تلف شد

  • فاطمه گفت:

    خیلی زیبا بود واقعا عالی بود

  • زهرا هسم گفت:

    موضوع رمان تکراری و شاهزاده گدایی
    ولی قلم فوق العاده لطیف
    توصیه به خواندن میکنم

  • ترانه گفت:

    اول یه تشکر و خسته نباشید گرم به نویسنده این رمان .‌واقعا رمان فوق العاده ای بود .‌شاید سوژه اش کمی تکراری بود به بهترین شکل با خواننده ارتباط برقرار میکرد. قلم خیلی زیبا و شیوایی دارید .
    نگاه جوون از شما هم تشکر میکنم بابت سایت خوبتون واقعا کارتون درسته

  • النا گفت:

    دریک کلام فوق العادس قلم نویسنده واقعا قویه …
    باتشکر فراوان ازنویسنده محترم…

  • رضوان گفت:

    سلام راستش من نظرات دوستانو خوندم خیلیا گله داشتن که موضوع کتاب تکراری و چنین و چنان ولی به نظر من شاید عاشق شدن توی رمان های ایرانی یکم تکراری اما متن و جزئیات اصلا تکراری نبود و اینکه جامعه ما داره به سمت سرد شدن در روابط پیش میره کم کم داریم فراموش میکنیم چطوری احساساتمونو بیان کنیم ما به این رمان ها احتیاج داریم تا یاد بگیریم چطوری باید احساساتمونو بیان کنیم ما با این رمان ها زندگی میکنیم و من احساس میکنم با خوندن هر رمان یه تجربه ی جدید پیدا میکنم که باعث میشه در زندگی بهتر تصمیم بگیرم ،ممنون

  • رضوان گفت:

    سلام واقعا یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم و لذت بردم شخصیت ها انقدر روح داشتن و انقدر منو توی خودشون حل کردن که تمام روز بهشون فکر میکردم ممنون

  • maryam گفت:

    رمان بوی وانیل و نقش نگار این نویسندرو چرا نمی تونم کامل پیدا کنم؟

  • پروا گفت:

    وای خدایا امثال پابلو کوئیلو میان رمان کیمیاگر می نویسن
    انوقت دوست عزیز میاد اینجا میگه بهترین رمانیه که خوندم
    سال نو مبارک

  • مهرنوش گفت:

    طبق روال پسر قوی مغرور درس خونده و ثروتمند دختره هم زیر ظلم جامعه و ضعیف و از نظر مالی ضعیف
    من فقط یه سوال دارم آیا نویسنده های توانای ما دارن خلاقیت به خرج میدن و هر دفعه مازوخیسم جسمی خودشون رو به روایت دیگه ای تعریف می کنن ؟

  • همراز گفت:

    سلام.خداقوت…نویسنده ی عزیزم من یک صحبت کوتاه باهاتون داشتم اول ازتون سپاس گزارم بابت نوشتن رمان بانوی قصه و زیتون فوق العاده عالی بودند.راستش رمان های زیادی توجه من و جلب نمیکنند و رمان های شما جزو معدود رمان های دوستداشتنی هستند.قلم پخته ای دارند جذابند و همیشه و تا پایان حرف برای گفتن دارند.میدونم برای نوشتنشون خیلی زحمت کشیدید و ازتون ممنونم.امیدوارم در این خسته نشید و همچنان چشم انتظارم تا رمان های دیگه تون رو بخونم.باز هم ازتون ممنونم.موفق باشید.

  • پـــــــــریــــــا گفت:

    نمی دونم چی بگم، اونقدر این رمان رو خوندم که حسابش از دستم در رفته، هر بار که این رمان رو می خونم باهش زندگی میکنم روزی نشده که به این رمان وشخصیاتاش فکر نکنم ،به هر کس رسیدم پیشنهادش کردم واقعا قلم نوسینده رمان قابل ستایش که این طور می تونه مخاطب رو جذب داستان کنه ، به هر صورتی که بخوام این رمان رو توصیف کنم ، کم لطفی می شه

  • کمند گفت:

    نمیدونم چند بار این رمانو خوندم…دو سال پیش برای اولین بار و توی طول این دوسال تقریبا هر دوماه یکبار این رمانو خوندم و هر دفعه همون حس قابل لمس و پر از هیجان بار اولو برام تداعی کرد.
    اینکه خیلی خودمو نزدیک به بعضی از شخصیت ها خس کردم خیلی جاها خودمو جاشون دیدم.
    خیلی رمانا خوندم به امید اینکه تکه ای از این زیبایی رو در خودش داشته باشه ولی هیچ رمانی بهش نزدیک هم نبود.
    خیلی خیلی ممنونم از نگار عزیز که این رمانو نوشت.
    شاید خیلی جاها خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و خیلی جاها هم توی زندگیم تاثیر گذاشت و خیلی چیزارو تغییر داد.

  • باسلام و خسته نباشید خدمت نویسنده خوبمونو نگاه جان عزیز
    من این رمان و چند مدت پیش خوندم فکر کنم ۶ باری این رمانو خوندم .رمان دوس داشتنی بود .فداکاری و از خودگذشتگی همراز نسبت ب خواهرزاده هاش قابل تحسین بود .خاله ای که خودش سنی نداره اما بخاطر دل بچه های خواهرش همه چیو تحمل کرد و همچنین شخصیت حامی شخصیت جالبی بود .قلم نویسنده عالی بود و روان منکه لذت بردم و توصیه میشه که بقیه دوستانم این رمان زیبا و دوس داشتنی رو بخونند

  • UNKNOWN گفت:

    هیچ کلمه ای نمیتونه این رمانو توصیف کنه واقعا…بارها خوندمش

  • سارا گفت:

    فوق العاده زیبا و لطیف بود.مرسی

  • طهور گفت:

    برای بار پنجم خوندم بینظیر یعنی مرد تر از حامی هم میشه پیدا کرد

  • نگینا گفت:

    سلام. رمان بسیار بسیار زیباییه. من بارها این رمانو خوندم. فقط یه سوال… رمان نقش نگار از همین نویسنده آیا کامل شده؟ از کجا میتونم گیر بیارم؟

  • Bahar گفت:

    سلام زهره جون میشه اسم فیلمو بگی؟ ایرانی بود یا خارجی؟

  • سارا گفت:

    بسیار متاسف شدم وقتی مجبور شدید رمان زیتونو بردارید
    و متاسفم که درخواستمو اینجا مطرح میکنم
    اگر ممکنه رمانی معرفی کنید شخصیت اولش شباهت زیادی به باده داشته باشه؛ یه دختر قوی، و پخته
    رمان زیتون یکی از بهترین ها بود به نظرم
    شخصیت اول زن شخصیت قوی بود؛ گرچه منکر کاستی ها نمیشم
    اما حقیقتا نسبت به آن چه که من تا به حال خوندم، از حرکات بچه گانه و ضعف هایی که قبلا دیده م، بهتر کار شده

  • نوا گفت:

    @زهره,
    میشه اسم اون فیلم رو بگید؟

  • ZaHrA گفت:

    سلاام مرسی بابت رمان زیباتون بانوی قصه که روی سایت قرار دادید..میشه فرمت جاوا رمان هراس ابدی رو هم بزارید..؟!

  • مرررررررسی نگاه جووووون فداتع

  • عاطفه گفت:

    من این رمانو بارهاااا خوندم واقعا دوسش دارم.میشه چنتا رمان تو این سبک ب من معرفی کنید

  • Ava گفت:

    وااااایی این رمانو قبلا خونده بودم عالییییییه دمتون گرم مرسسسسی نگاه جون

  • بهار گفت:

    سلام … میخواستم نظر شخصیمو در مورد این رمان بگم … راستش از هر کسی که با عاشقانه های آروم و لطیف این رمان مخالفه تقاضا دارم کمی … فقط کمی به زندگی توی این دنیا فکر کنه … زندگی علاوه بر عاشقانه تاپ و خاص , منطق و اعتماد میخواد … ارامش و در عین حال حرف زدن از روی دوستی و برای حل مشکلات میخواد … همش قرار نیست شخصیت پسر داستان با زورگویی و لجاجت و از روی تعصبی که میدونیم کم وجود داره با دختر رفتار کنه … رفتار حامی نمونه گامل رفتار یه ادمه … ادمی که به رغم داشتن توانایی های مالی و اجتماعی زیاد باز هم با منطق و استدلال رفتار میکنه …. چه با همراز و چه با هر کس دیگه …. این یعنی تمدن … این یعنی داشتن انصاف و اعتدال توی زندگی … مرد باید همه جوره آرامش درونی خودشو حفظ کنه و به زن حس استقلال بده …. زن همیشه به یک مرد احتیاج داره … افکار فمنیستی رو بریزین دور … خدا یه زن رو نیمه افریده … مرد رو هم همینطور … تا همدیگه رو کامل کنن …. اگه قرار باشه زن به کیش خودش و مرد هم به کیش خودش که دیگه آفریدنشون چی بود این وسط ؟؟؟؟؟ به نظر من باید این رمانو حس کرد …. کمی جای تعمل و تفکر داره

  • زهره گفت:

    داستان خیلی خوبی بود اما چند تا اشکال داشت اول اینکه متن داستان کپی شده از یه فیلم بود. دوم اینکه من از نویسنده سوال دارم چرا شما توی نوشته هاتون مثل زیتون یا این رمان یه مرد متعصب بداخلاق رو به تصویر می کشید که وقتی به زن محبت میکنه زن باید بداخلاقیش رو فراموش کنه؟ چرا یه جوری رمان می نویسید که جماعت خانم با یه عشق کامل بشن. می دونید این چقدر تو قشر نوجوون ما تاثیر بدی داره؟ چرا باید زن اینقدر جنس ضعیفی باشه که حتما با آژانس بره اینور اونور در حالی که زن های جامعه ما اینقدر قدرتمندن که تو هیچ نهاد عمومی از جنس مرد کمتر نیستن من نمیدونم چرا شما تلاش می کنی محبت مرد ب زن رو با چاشنی زورگویی بهش قاطی کنی کم جنس زن ما تو سری خوره (به هیچ خانمی جسارت نشه منظورم کلیت بانوان هست این رو با توجه به شغلم و درصد خانم هایی میگم که از همین قبول زورگویی مرد ب عنوان یه عشق بیچاره شدن) اما نمیتونم انصاف ندم و نگم قلمتون واقعا تحسین بر انگیزه همیشه موفق باشید همیشه

    • دلارام گفت:

      با نظرت به شدت موافقم رمان ها طوری شدن که همش شخصیت مرد رو برتر کشیده شده انگار ما زنا دست یه مرد همراهمون نباشه چلاقیم من خودم دانشجوی پزشکیم و بی جنسگرام و دارم کار می کنم تا الان احساس نکردم که خودم از یه مرد کمترم چون دارم پابه پای همکلاسیای پسر جلو میرم نه اینکه بگم از مردا متنفرم به نظرم هر دو حق داریم انتخاب کنیم بجنگیم برای آینده بهتر نه اینکه اینجا بیایم بشینیم رمانی بخونیم که پسره بدخلقه ولی پول وقدرت داره ولی همین کافیه باعث میشه یه عمر خوب بخری و بخوابی آخرشم هیچ من که با افکار رمان شدیدا مخالفم از نویسنده ها تقاضا می کنم سیندرلا رو بذارن برای بچه ۶ ساله ها شما نویسنده ها که خانوم هستید لطفا خانوم هایی رو تصویر بکشید که بدون مرد هم می تونن روی پای خودشون وایسن

  • الهه گفت:

    عالی بود بسیار بسیار لذت بردم

  • behi گفت:

    رمان خیلی قشنگی بود و واقعا ارزش خوندن رو داشت.ممنون از نویسنده عزیز این داستان زیبا.

  • Reyhaha گفت:

    فک کنم. برای. دهمین. باره که این رمانو می ولی نمیدونم چرا ازش

  • mat گفت:

    من این رمان رو چند وقت پیش خوندم وهنوز که هنوزه اونو جز رمان های برترمیدونم امیدوارم نویسنه این رمان اثرات قشنگ بیشتری رو ارائه بده
    باتشکر فراوان از عوامل سایت و نویسنده

  • Sahra گفت:

    چرا پیاممو تایید نمیکنین؟ من واقعا دنبال اسم اون رمانم…خواهش

    • CAPRICORN گفت:

      دوست عزیز تو قسمت نظرات رمان ها جای خلاصه دادن نیست و مدت هاست که نظرهای اینچنینی ثبت نمیشن. اگه به بالای صفحه سایت دقت کنید لینکی جهت همین خلاصه ها و پیدا کردن نام رمان تعبیه شده: http://forum.negahdl.com/threads/94582/
      در انجمن عضو باشید میتونید خلاصه رو بگذارید و مطمئنا هرکی بلد باشه جواب میده. موفق باشید

  • Ayda گفت:

    سلام علیکم نویسنده محترم .
    ممنون از کتابهای خوبتون من همیشه کتابهاتونو میخونم. این کتاب تون رو هم خیلی دوست دارم .
    فقط میخواستم یک موضوعی رو بگم نمیدونم چرا این کار رو اکثریت نویسنده هامون تقلید کارانه انجام میدن بدون اینکه بدونند دارن چی کارمیکنند. کتابا عالیه فقط اون قسمت های که مسایل جنسی را تصویر سازی میکنند. فکر ادم میره به زمان یونان و روم قدیم که با پخش کردن تصاویر، و داستان های که موضوعات جنسی وشهوانی را تصویر سازی میکنه سعی داشتند جامعه را به نابودی بکشانند.. ( که کشانندند هم) اگر ما اسمن هم مسلمان باشیم و در قرن ۲۱ زندگی کنیم چرا برگردیم به زمان خفت بار یونان قدیم و روم قدیم؟؟؟

  • FCB گفت:

    در توصیفش میشه گفت که واقعا ارزش خواندن و صرف وقت رو داشت.
    فقط برای من این سوال موند که اگر همراز راجع به نریمان به حامی می گفت واکنشش چی می تونست باشه.تا اخر هم منتظر موندم ولی چیزی نگفت.
    ممنون از نویسنده عزیز

  • ساغر گفت:

    سلام رمان قوی بود نسبت به رمان های دیگه نویسنده خیلی خوب مخاطبو بدنبال نوشته هاش میبره و میدونه که رنج سنی و خواننده هاش کیان و نیاز خواننده ها چیه قلم قوی بود اما درسته که کمی از جاهای رمان یکم زاده احساسات دخترونه بود اما با این قلمی که داشتن باید بگم خیلی چیزارو پنهون کردن در کل عالی بود

  • senator گفت:

    برعکس همه که میگن قلم خوبی داشت.من کاملا مخالفم.بعضی جاها ادامه داستانو لو میداد.داستان خوبی بود ولی قلم زیاد خوبی نداشت.ولی بازم ممنون از نویسنده

  • marzi گفت:

    وااای خیلی عالی بود…انقد قشنگ بود که همش میخاستم به اخرش برسم و وقتیم که تموم شد ناراحت بودم که چرا تموم شد واقعا دست نویسندش درد نکنه خیلی وقت بود رمان خوب نخونده بودم

  • Hanieh گفت:

    سلام
    وقت به خیر
    این رمان به درخواست نویسنده از همه جا برداشته شده، چون رفته برای چاپ.
    تعجب میکنم اینجا هستش!!

    • CAPRICORN گفت:

      سلام. هنوز درخواستی مبنی بر حذف لینک ها از نویسنده به دست ما نرسیده. اگه ایشون درخواست کنند برداشته میشه.
      کدوم سایت ها منظور شماست؟ چون سایت های دیگه رو هم چک کنید اونها هم حذف نکردند : )

  • عسل بانو گفت:

    این رمان یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم . قلمی روون و زیبا داشت . انگار هر چی از داستان می گذشت بیشتر کشش پیدا می کردی که ادامشو بخونی ..عشق حامی و همراز هم واقعا دلنشین بیان شده شخصیت حامی رو هم از همه بیشتر دوست داشتم یه مرد محکم و باصلابت که مثل اسمش می تونه حامی باشه . و من دوس دارم نوشته های بیشتری از نویسنده ی این کتاب بخونم چون واقعا قلم فوق العاده ای دارن

  • Totia گفت:

    سلام نویسنده عزیز

    همراز شخصیتی زیبا قابل احترام وهمون شخصیتی بود که من در رمان هایی که می خوندم دنبالش می گشتم،حس زیبای لذت بردن در لحظه پاکی کلام و احساس ، و از طرف دیگه شخصیت منطقی و مهربان حامی واقعا برام تحسین بر انگیز بود….
    و مرکز ثقل زیبایی این رمان علاقه ای بود که به خاطر منحصر به فرد بودن ویژگی های وجودیشون بود نه جاذبه های ظاهری….
    با تشکر از نویسنده ی عزیز و نگاه جان

  • شهرزاد گفت:

    چرا نظرای منو ثبت نمیکنید

  • ساجده گفت:

    این رمان و میشه تو ی کلمه خلاصه کرد:بی نظیر❤ متن دلنشین و قلم قوی باعث شده ی رمان زیبا به وجود بیاد، داستان کاملا بدون اغراقه و با واقعیت جور درمیاد همینه ک باعث میشه رمان به دل خواننده ها بشینه، از نویسنده بی نهایت ممنونم❤

  • میثم گفت:

    سلام میشه یه رمان مثل محله ی ممنوعه معرفی کنید واینکه پسران بد و اتاق کاهگلیو پیدا نمیکنم باتچکر

  • فاطمه زهرا گفت:

    سلام این رمان به چاپ رسیده بهتر نیست لینکشو حذف کنید؟

  • Nazi گفت:

    خیلی عالی بود؛یک عاشقانه ی فوق العاده لطیف و زیبا

  • مهتاب گفت:

    سلام من قبلا این رمان رو خوندم رمان فوق العاده قشنگیه

  • ghazal گفت:

    دریک کلام این رمان فوق العادست

  • 111 گفت:

    فوق العاده بود

  • نازی گفت:

    با سلام
    سپاس فراوان از نویسنده ی عزیز
    قلم شما انقد خوب و دلنشینه ک نقاط ضعفش بسیار کمرنگ شده.من حس خوبی از رمان شما دریافت کردم.
    موفق باشید…

  • پریچهر گفت:

    سلام به نویسنده خوب این رمان در رابطه با کسانی که انتقاد شدید کردن خوب طبیعیه شما خوشتون نیاد چرا که فرق یه رمان خوبو با بد نمیدونید.
    این رمان عالیهههه در نوع خود بی نظیره و پیشنهاد میشه کسی که دنبال یه رمان خوب هسنش که بعدا حسرت وقتش رو نخوره این رمان بانوی قصه رو بخونه.این رمان به چشم و دیدگاه افراد سنت دوست هنر دوست اروم و منطقی و عاشق و مهربون و همچنین شیطون و کسانی که برای خودشون و زندگیشون ارزش قائلن زیبا تر هست.

  • سارا گفت:

    با سلام
    رمان زیبایی بود با اینکه به نظرم شباهت زیادی بین شخصیت های این رمان و رمان زیتون بود.
    شخصیت حامی فوق العاده شبیه به امین بود،عاشق،مسئولیت پذیر،نگران،مدیر و مدبر،زور گو.
    و اینکه مرد رمان های زیتون و بانوی قصه خیلی رویایی بودن یعنی به ویژگی های بالا زیبایی،خوش تیپی و
    پولداری رو هم باید اضافه کرد به نظرم نویسنده سعی کرده بود با زورگو نشون دادن اونها کمی عیب هم اضافه کنه.بهتره کمی از این رویایی بودن کم بشه…

  • شباهنگ گفت:

    با سلام و خسته نباشید و تشکر از زحمات نویسنده ی عزیز داستان بانوی قصه. رمان بسیار زیبا و دلنشینی بود که از خواندن آن لذت بردم. فضای داستان تقریبا بدور از اغراق بود و با واقعیت تطابق داشت. سایر تعریف ها رو دوستان اینجا نوشتند، بنده می خواستم با اجازه چندتا نقد داشته باشم : مساله ی اولی که ذهن منو درگیر خودش کرد ماجرا و سرگذشت عشقی رامین بود. از یه جایی به بعد در داستان رامین تو هوا معلق موند و رها شد. استفاده از رامین به عنوان رقیب عشقی داستان ناقص و الکن موند. اینکه همراز به آموزشگاه می رفت همچنان و دیگه صحبتی از رامین نشد به نظرم از نقاط ضعف داستان بود. اینکه رامین به قول خودش اینقدر عاشق بود اما کلا کاری به کار همراز نداشت تا خودش عاشق بشه یکم قابل باور نبود. در کل اگه بخوام صریح و شفاف بگم به نظر می اومد رو داستان رامین اصلا فکر و وقت گذاشته نشده بود و فقط برای این اومده بود که جای یه رقیب عشقی خالی نباشه و هروقت لازم بود یه خودی نشون بده. شاید اگر رقیب عشقی رو محمد انتخاب می کردید جذاب تر می شد داستان و وجود رامین چندان تاثیری در داستان نداشت.
    مورد دوم رابطه سیا با آویسا بود که اون هم توضیح لازم داده نشد که چطور سیاووش ابراز علاقه کرد و نظر آویسا چی بود. این مساله هم از یه جایی به حال خودش رها شد و ما یهو با یه زوج عاشق و معشوق که مورد رابطه شون هم معلوم نبود که دوست هستند یا قصد ازدواج مواجه شدیم.
    نکته بعدی وضعیت مالیه همراز بود که با توجه به توضیحات داستان همخوانی نداشت. یعنی درحالی که وضعیت مالی رو نگران کننده توصیف می کنید اما مهمانی دادن همراز و تفریح و لباس های مختلف و… کمی حس تناقض ایجاد می کرد. در ضمن معمولا برای تخریب و ساخت مجدد یک ساختمان پیمانکار پولی برای رهن منزل به صاحب خانه نمی دهد.
    نکته آخر اینکه دوست داشتم چالشی سر راه عشق حامی و همراز وجود می داشت. اینکه هم خود همراز از قبل دل باخته بود و هم اعضای درجه اول خانواده حامی موافق بودند کلا همه چیز رو خیلی ساده و دم دستی پیش می برد. چالش قوی تری مثل مخالفت مادر حامی داستان را جالب تر می کرد. هرچند تنها مخالف اصلی یعنی پدر حامی رو هم با مرگش از داستان خارج کردید و هیجان داستان افت کرد. با تشکر از وقتی که گذاشتید و آرزوی موفقیت روزافزون برای نویسنده عزیز.

  • zahra گفت:

    این رمان عالی بود … خیلی قوی نوشته شده بود و من خیلی دوسش داشتم ….. ممنونم

  • ساحل راد گفت:

    نویسنده جان واقعا خسته نباشید میگم بهتون برای نوشتن چنین رمان محشرو خوندنی.واقعا ازتک تک خط های این رمان لذت بردم و دوسش داشتم.یه حس بسیار خاص داشتم هنگام خوندنش که تورمان های دیگه نداشتم.لطفا بازم یه همچین چیزای فوق العاده ای بنویسد

  • پریا گفت:

    یک رمان عالی و بینظیررر که من شخصا ۳۰ بار خوندم
    یه رمانیه که خیلی اروم بسار عاشقانه بدون اینکه حرص بخوری … ولی یه حسرت میزاده به دل ادم کاش واقعا همچین عشق و همچین مردی مثه حامی تو زندگیت بود

  • ندا گفت:

    دوستان گلم سلام
    می خواستم اگه میشه تو سبک بانوی قصه ، داستان دیگه سراغ دارین معرفی کنید.
    در ضمن من سرچ کردم رمان جدید beste عزیز نقش نگار بود اما بجز یه سایت اونم وسطش رها شده بود جای دیگه ای ندیدم .بچه ها اگه تو این زمینه هم میشه راهنماییم کنید.

    ممنون ازهمه خصوصا نگارعزیز

  • Reyhane گفت:

    از بهترین رمان هایی هست که خوندم مبتونم بگم بیش از چند بار خوندم ولذت بردم اسم و شخصیت های رمان کاملاباهم هماهنگی داشت حتی توی رمان های best عزیز هم این رمان بهترینه
    همراز که واقعا یه دنیا راز داشت و پر بود از ناااااز و
    حامی که واقعا حامی بود حمایت هاش توی داستان ملموس بهتون توصیه میکنم که حتما بخونید و صبور باشید رمان آهسته آهسته اوج میگیره

  • سارا گفت:

    عالییی بود این رمان تاحالا چندبارخوندمش رمان های دیگه ی این نویسنده به پای این رمان نمیرسن منتظررمان های جدیداین نویسنده هستم ❤❤❤

  • بهار گفت:

    بسیار بسیار عالی.خیلی خیلی قشنگ و کاملا به دور از یکسری حوادث و اتفاق های مسخره و تکراری که توی بیشتر رمان ها هست.پایانش عالی بود.نویسنده قلم واقعا خوبی داشت و اسم رمان هم جالب بود.با اینکه اصلا با سلیقه من تطابق نداشت اما عالی بود برای اینکه وقت بزارید.جز بهترین رمانایی که خوندم.

  • Baran گفت:

    Esmesh bi gharare ghalbm

  • mina گفت:

    @مهسا, دقیقا
    افتضاح بود
    حتما که نباید کلی جملات پیچیده و درهم احساسی توی یه رمان باشه تا زیبا بشه…
    اصلا از قیافه ی شخصیت ها ی داستان درست گفته نشده بود که به نظرم لازمه چون ما قراره چندین ساعت با آدمای توی قصه ارتباط برقرار کنیم
    بعدم یعنی چی که همراز هرررر سوالی رو کلی میپیچوند و ادبی جواب میداد؟؟
    واقعا دیالوگها خشک و نچسب بود…عه…. هرچی میخوندم جذبش نمیشدم…صدرحمت به همون داستانهای تکراری ولی حداقل سرگرم کننده

  • مهسا گفت:

    بدترین رمانی بود که خوندم
    اصلا قلمش خوب نیست دیالوگای آبکی داشت
    در کل بگم که حیف از وقتتون که پای رمان بانوی قصه بزارید
    خود دانید…

  • شیرین گفت:

    رمان های این نویسنده همه باید چنبار خونده بشن….
    همه ی رماناش جذابه و این رماناس ک رمان خوندنه منو تشویق میکنه برای ادامه

  • فاطمه گفت:

    @سحر, ‎رمان های به سبزی دستهای تو.زیتون.بن بست

  • fahooo گفت:

    فوق العادسسسس من جندبارخوندمش بازم دلم میخواد دوباره بخونمش

  • sahar گفت:

    یکی از بهترین رمان هایی که خوندم
    عاااالیه
    به همه توصیه میکنم 🙂
    ممنون از نویسنده

  • R&H گفت:

    سلاااااااام این رمان عالیه من هرچی بخونم بازم جذابه
    مرسی از نویسنده ی خوب این رمان و سایت نگاه که بهترین ها رو دست چین میکنه

  • delara78 گفت:

    من عاااااااشق این رمانم و به نظرم قلم نویسنده فوق العاده خوووب بود با تشکر

  • افسون گفت:

    اگه اولاش زیاد جذبتون نکرد نگران نباشید
    از تقریبا صفحه های ۶۰ یا ۷۰ خییییلی جذاب میشه

  • Sara گفت:

    میشه لطف کنید رمان دیگر این نویسنده رو بدید☺

  • Melika گفت:

    واقعا رمانی بود که ارزش داشت بخونی،واقعا از نویسنده باید تشکر کرد.

  • یلدا گفت:

    سلام این رمان عالیییی بوووود ببخشین نویسنده این رمان رمانای دیگه ای هم نوشتن؟میشه لطفا بهم معرفی کنید؟

  • سحر گفت:

    عالیه خیلی خیلی خوبه حرف نداره

  • LOTUS گفت:

    سلام نگاه جون سایتت عالیه خسته نباشی من دنباله یه رمان هستم که توی خلاصش اینجوریه که پسره دختره داستان برعکس رو پل معلق گرفته. پسره دکتره دختره پرستار خارج از ایران هم هست ممنون میشم کمکم کنی.

  • diba گفت:

    جزو بهترین رمانایی بوده که خوندم و بازم هر چقدر میخونمش خسته نمیشم.داستان اروم در عین حال واقعی و قابل درک بود و میشه گفت رفتار شخصیت های داستان نزدیک به واقعیت بود و هیچ چیز رویایی و دور از ذهنی نداشت.ممنونم از نویسنده ی خوبش

  • سمیه گفت:

    سلام عزیز از خواندن رمان بانوی قصه بسیار لذت بردم. قلم شیوایی دارید به اندازه توصیف میکنید. دوست دارم باز هم رمان زیبایی از شما نویسنده خلاق رو بخونم.

  • نصیبه گفت:

    سلام،رمانهای این نویسنده عاااااالیه مخصوصا این کتاب….
    خسته نباشید مرسی بابت زحمتهایی ک میکشید نگاه عزیز، شادان جان، رهای گل و آقا رضا …..
    ممنونم بابت همه کتابایی ک میذارید، اگه میشه کتابایی تو این سبک بهم معرفی کنید، مرسی…..

  • یگانه گفت:

    کسایی ک دنبال هیجان و عاشقانه خاص و …ان نخوند
    من ک خودم زیاد از عاشقانه اروم خوشم نمیاد
    ۵۰ تا صفشو خوندم و خسته شدم اصن دلچسب نبود برام

  • رها گفت:

    شخصیت همراز و حامى بسیار زیبا و دوست داشتنى توصیف شده بود و کاملا میشد احساساتشونو لمس کرد.
    سپاس

  • Hanie گفت:

    میتونم به جرات بگم بعد از مدتها رمانی خوندم که واقعا عالی بود با موضوع متفاوت و پر از احساسات قشنگ
    این رمان و چندین بار خوندم و به شدت توصیه میکنم به اون سری از دوستان که از رمان هایی با موضوعات همخونه ای و کلکلهای بی معنی و بی سرته زده شدن
    تبریک به نویسنده عزیز بابت قلم شیوا و زیباشون
    و ممنون از سایت خوبتون

  • parto گفت:

    سلام موضوع رمانتونو خیلی دوست داشتم واز شخصیت حامی خیلی خوشم اومد ولی همراز اوایل داستان اصلا جالب نبود بعضی جاها الکی لوس می شد ولی درکل عاشق رماناتونم

  • parto گفت:

    سلام خیلی موضوع جالبی داشت ولی به نظر من زیتون خیلییی بهتر بود

  • Miss.ai گفت:

    رماااااان فوق العاده ای بود تبریک ب نویسنده عزیز بابت قلم بسیار قشنگش…این قصه ادمو کامل جذب خودش میکرد…خسته نباشی

  • SPRIIING گفت:

    واقعا زیبا بود. با اینکه طولانیه ولی اصلا خسته کننده نیست و همه چیز ملموس و راحت جلو میره. موضوع هم خوب بود. خسته نباشیدی به نویسنده محترم میگم. موفق باشین

  • ندا گفت:

    سلام نگاه جون..
    مرسی از رمان قشنگی که گذاشتی..
    ممنون از نویسنده عزیزش
    دوستان بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخونید..به نظرم خیلی زیباست..

  • Zeynabii گفت:

    این رمان عالی بود..شخصیتاش جوری بودن ک باعث میشد ناخوداگاه بهشون احترام بزاری…من ک عاشق شخصیت همراز شدم ی لطافت خیلی خاصی داشت این لطافتو ک ب منم منتقل کرد..دست نویسنده واقعا درد نکنه

  • farnaz گفت:

    سلام
    ممنون رمان واقعا زیبایی بود
    ممنون میشم اگه رمان کویر عشق رو هم بزارین
    هر چی گشتم پیداش نکردم

  • saba گفت:

    برای اولین بار در این سایت نظر میذارم….این رمان عالیه دست نویسنده عزیز درد نکنه…چقدر شخصیت های رمان قابل احتراما عالیه

  • Ava گفت:

    با سلام
    مرسی از نگاه عزیز بابت سایت بسیار زیباشون. یکی از قشنگ ترین رمان هایی که گذاشته اند “بانوی قصه” هست. دست مریزاد.
    نویسنده گرامی قلم فوق العاده و نگاه عمیقی دارند. از نکات قوت رمان توجه به اخلاقیات، حفظ حریم ها، پررنگ نشان دادن وقار و متانت دختر و پسر داستان، روند منطقی داستان و ….. هست. واقعا از خواندنش لذت بردم. فقط بهتر نبود همراز در اوایل داستان انقدر دچار یأس فلسفی نمی شد؟ فضای اون چند صفحه درست مثل نگاه صادق هدایت هست. مخصوصا باور همراز درباره بازیگران تئاتر و علاقمندان به هنر که به کافه می آیند.
    در کل رمان بسیار زیبایی بود. موفق باشید.

  • raeiiis گفت:

    من قبل از این واسه هیچ رمانی نظر نگذاشته بودم اما نمیشد که این رمان رو توصیه نکرد..رمانی بسیار عالی و پر از آموزه های اخلاقی که به فرهنگ ما نزدیکه…و نویسنده این رمان قلم بسیار شیوا داشتن که با وجود طولانی بودن رمان از خوندنش اصلا خسته نمیشید.
    سپاس از سایت خوبتون

  • سارای گفت:

    سلام این رمانو قبلا خوندم شاید نزدیک بیست بار خوندمش و در دو روز دوبار کامل خوندمش سبکشوخیلی دوس دارم ادبیاتش عالیه شخصیتاش قوین ونوشته قویه .. .فقط یه سوال رمان هایی از ایشون بغیر ازبه سبزی دستان .بن بست وزیتون نمیشناسید.

  • خورشيد3137 گفت:

    رمان عالیییی بود توصیه میشه بخونیدش من چندین بار خوندمش پایان خوش سبکش رو دوست دارم تقریبا تو سبک رمان های رویا رستمی بود واقعا معرکه س عاشق شخصیت حامی و همرازم
    ممنون از نویسنده

  • بهارام گفت:

    فوق العااااااااااااده بود….بی نظیر
    من رمان گناهکار بی گناه رو شدیدا توصیه می کنم
    ممنون از نگاه عزیز

  • Hadis گفت:

    در نوع خودش فوق العاده وزیبا پر از راز و رمز درعین حال پر احساس
    خسته نباشی نگاه عزیز
    درود برشما نویسنده ی خلاق منتظر کارهای دیگه ازت هستم

  • haleh گفت:

    واقعا رمان زیبایی بود ممنون از نویسندش منکه خیلی خوشم اومد
    چندبار خوندم

  • kowsar گفت:

    رمانتون خیلی زیبا بود …… واقعا ممنون به خاطر سایت خوبتون

  • عاشقه رمان گفت:

    دوسش نداشتم داستان خوب بود بد نبود ولی نگارشش افتضاح بود یه جا رفته بود ب حامی کارت بده برا تاتر یهو گف رامین کارتو نگاه کرد ینی بقدری یهو میپرید که بضی جاهاش واقعا عصبی میشدم

  • سپیده گفت:

    خیلی خیلییی خوب بود ، در عین جذاب بودن داستان عجیب روی ادب و شخصیت و وقار تاکید داشت،من کتاب زیاد میخونم و به نظرم این کتاب واقعا میتونست هر کسیو انقدر جذب کنه که تا تمومش نکنه نتونه بزارتش کنار❤❤❤

  • كيميا گفت:

    زیبا ترین رمانیه که تا حالا خوندم واقعا میسی

  • ریحانه گفت:

    سلام واقعا نوشته ایشون از هرلحاظ عالیههه
    من همه نوع رمان از همه نویسنده ها خوندم ولی قلم ایشون یه چی دیگه اس
    خسته نباشن واقعا…

  • فاطمه گفت:

    به نظرم هر رمانی که beste نوشته عالییییییه این رمان که دیگه بیشتر ولی چرا من هرچی توی سایتتون میگردم رمانای دیگه ی ایشون پیدا نمیشه؟ به سبزی دست های تو، زیتون، بن بست که با خنم معیری نوشتن… هیچ کدوم نیستن. از جای دیگه هم که نمیشه پیدا کرد. به سلامتی یا بسته ست همه جا یا اینقدر مطالب پراکنده داره که رمانارو نتونستن محیط درست و جداگانه ای براش ایجاد کنن و نویسنده ها بتونن توش مطلب و داستانشونو بذارن. واقعا سایتتون خوبه ولی خواهشا سعی کنین از یه کسایی مثل beste و منا معیری و P*e*g*a*h و خیلی از نویسنده هایی که مثل این نویسنده ها قلم فوق العاده ای دارن همه رماناشونو بذارین. جای دیگه نمیشه پیدا کرد خواهشا رسیدگی کنین. متشکرم

  • ملیکا گفت:

    سلام
    مرسی از نویسندهی عزیز بابت این رمان
    اما من اصلا نتونستم با متن و مدل نگارشش ارتباط برقرار کنم خیلی میپیچوند
    البته این فقط نظر منِ مرسی از نگاه و سایت خوبش

  • فاطمه گفت:

    سلام ممنون از نویسنده رمان قشنگی بود خسته نباشید

  • setarebaroon گفت:

    رمان زیباییه قط اول داستان خیلی کشش نداشت اما درکل قلم شیوا و روانی داره نویسنده عزیز.موفق باشید

  • Sahar گفت:

    یکی از قشنـــــــگ ترین رمان هایی بود که خوندم ….دلم واسش تنگ میشه و گاهی بر میگردم و مرورش میکنم ..سبک نویسنده رو دوست دارم زیتون هم خیلی قشنگ بود اما همراز و حامی دوست داشتنی تر ❤
    کاش بیشتر بنویسن …
    ممنون از نویسنده و مرسی بابت سایت خوبتون نگاه جون ..

  • ماندانا گفت:

    با عرض سلام،من کارای این نویسنده رو خیلی دوست دارم و کتابهای زیتون، به سبزی دستهای تو و بانوی قصه رو خوندم. می خواستم ببینم کار جدیدی ازشون تو سایت نیومده؟

  • حنانه گفت:

    خوب بود ممنون.

  • mahdieh گفت:

    سلام!!
    رمان بسیار خوبی بود من بعد اجتماعیش رو خیلی دوست از مسایل رو بیان کرده ولی به نظر من عاشقانه کم داشت ولی در کل ميشه جزو رمانای خوب و قوی حساب کرد

  • نادیا گفت:

    وااای من عاشق این رمانم مرسی از نویسنده محترم

  • رویا گفت:

    سلام میشه بگید چطوری میتونیم تو سایت رمان بزاریم؟؟؟؟؟؟

    • نگاه گفت:

      سلام یا باید تو انجمن عضو بشین ورمانتون را قسمت قسمت بزارین یا اگه برای دانلود میخواید باید فایل متن رمان به همراه خلاصه و چندتا عکس برای ساخت جلد به این ایمیل
      negahdl@gmail.com ارسال کنید

  • fatima گفت:

    دلم نیومد نظر نذارم این رمان فوق عالی بود واقعا لذت بردن . هر دو شخصیت رمان عالی بودن . مرسی از نویسنده بابت این قلم زیباش

  • محیا گفت:

    نگاه چجوری بفرستم رمانمو؟

  • محیا گفت:

    راستی نگاه جون اگه بخوام رمانمو بفرستم برات ک بزاری توی سایت چکار باید کنم؟

  • محيا گفت:

    من نمى دونم چطور اسم رمان مورد نظرمو سرچ کنم.وقتى اسمشو اون بالا مى زنم مى ره ى صفحه ى ديگه ک ديزاينش ابيه.لطفن يکى بگه مشکل کجاست.درضمن انقد از در همسايگى گودزيلا تعريف نکنين چون واقعا مضخرف بود

  • tina گفت:

    این رمان بــــــــی نطیــــــــره..خیلی دوسش داشتم …مرسی کلی :*

  • غزال گفت:

    این رمانم مثل زیتون بی نظیر بود.♥
    نگاه جون رمان میشه دیگه از این نویسنده معرفی کنین؟

  • ترنم گفت:

    سلام خییییییییییلی قشنگ بود نویسنده اش واقعا باتجربه بود خوب نگارش شده بود. دستش درد نکن

  • باران گفت:

    فوق العاده بود…
    مرسي نگاه جون

  • نادیا گفت:

    عالی بود واقعا مرسی

  • زینب گفت:

    سلام. این رمان عالی بود. تنها رمانی ک تونسم با دختر توی رمان ینی همراز ارتباط برقرار کنم چون شخصیتش مث خودم بود. ی دختر قوی ک گاهی بی فکره نیاز ب حمایت داره باحیاس و تو لحظه های مهم نمیتونه درست فک کنه و یهو باتغییر محیط احساسش عوض میشه و گاهی بشدت اعتماد ب نفسش پایین میاد. پسر داستان عجیب و جالبه. اخلاقش برخلاف بقیه پسرای رمانای دیگه منحصرا مغرور نیس و این غیرقابل پیشبینی بودنش خیلی شیرین بود. من تو این رمان پا ب پای دختر داستان پیش اومدم و همه احساساتشو چ غلط چ درست درک کردم و فهمیدم… دست نویسندش درد نکنه!

  • فرزانه گفت:

    خیلی خیلی قشنگ بود ممنون خسته نباشید

  • اذرخش گفت:

    به این میگن رمان ادم لذت میبره از خوندنش 20000000000000000000000000000000000000

  • نازنین گفت:

    سلام نگاه جون سایت بسیار خوبی دارید
    راستش من دنبال رمان هایی هستم که تو اونها دختر رو می دزدند و به کشور های دیگه می فرستند و به عرب ها میفروشن اگر میشه به من کمک کنید و رمان هایی با این موضوع رو به من معر فی کنید

  • سمیرا گفت:

    بانوی قصه رمان قشنگی بود.نویسنده قلم خوبی داشت.خوشحالم هنوز هم نویسنده هایی هستن که بدون رواج سکس داستان رو جوری می نویسن که ادم رو جذب میکنه نه مثل بعضی نویسنده های ابکی که فقط میخوان با چهار تا بوس و لب داستان رو مهیج کنن بدون اینکه بدونن ممکنه اون داستان رو یه بچه زیر هجده سال هم بخونه…

  • اشلی گفت:

    سلام..رمان قشنگی بود..ممنون

  • سمـا گفت:

    یعنی هیچکی نمی دونه چراااااااااااا

  • سمـا گفت:

    سلام با توجه به این همه محبت دوستان تو پاسخ به پیدا کردن رمان:مننم ی سوالی داشتم این رمان رو پست های اولش پارسال تابستون خوندم اما دیگه اسمشو یادم رفت و…
    داستان ی دختر به اسم نهاله که به گفته خودش خونوادش بهش توجه نکردن و پسر دوست بودن با سر ی بازاری به اسم محسن ازدواج میکنه.سپهر پسر عموی محسن هم قبلا خواستگارش بوده و…
    در ضمن این رمان بانوی قصه با وجود بزرگ جلوه دادن شخصیت حامی و.. قشنگه توصیه میکنم بخونید

  • سياه وسفيد گفت:

    سلام نگاه جون ممنون بابت این کتاب من عاشق کتابای beste جون هستم قلمشو دوست دارم عاري از تظاهره اين كتابش و زيتون از بي نظير ترين كتاباشه بازم ممنون

  • linda گفت:

    میشه چن تا رمان شاد معرفی کنید خسته شدم بس ابغوره گرفتم

  • زهره گفت:

    سلام عزیزجون .من یه مدت زیادی دنبال رمانهای ژیلا هستم .پی دی اف میوه منحوس و خوان خرچنگ ولی از رو سایت حذف شدند.شما میتونی کمکم کنی ؟مرسی

    • رها گفت:

      سلآم.درمورد رمان میوه منحوس همون موقعه که درحال تایپ بود ازنویسنده خواستم اجازه بده بذارمش تو سایت.که گفت نه.الانم اگه میبینین رمانای مدنظرتون نیست حتمادرخواست خود نویسنده بوده که از سایت حذف بشه.خواهش میکنم دوست عزیز.

  • نسیم گفت:

    aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod mamnon negah joooon

  • باران-ناز گفت:

    واقعا رمان قشنگی بود خصوصا قلم نویسنده نفس گیر و جذاب بود. با تشکر از نویسنده عزیز و نگاه جون. دوستان تو این سبک رمان با انشا و قلم مشابه این کتاب بهم معرفی کنید ممنون میشم.

  • راحله گفت:

    سلام نگاه جان خسته نباشی
    من رمان نمینویسم ولی رمان خون حرفه ای هستم این رمان واقعاعالی بودوحسای خوبی رابه آدم القامیکنه واقعادست نویسندش دردنکنههههههههه

  • asal bala0098 گفت:

    کووش پس؟
    نیس که

  • ایرینا گفت:

    رمان بسیار زیباییه.البته همه کارهای beste عزیز زیباست.هم زیتون و هم به سبزی دستهای تو .ولی این کارش دیگه عالیه.فضا سازی بسیار خوبی داره.به شدت منتظر م تا کار جدید beste عزیز تموم بشه.از شما هم برای قرار دادنش روی سایت تشکر می کنم

  • yas گفت:

    خیلی رمان قشنگی بود,نقش همراز و سیاوش فوق العاده بود,بسی فراووون تشکر:-*

  • fati گفت:

    واقعا رمان قشنگی بود.حرف زدن شخصیت اول داستان (همراز) واقعا بی نظیره.مررسی از رمان قشنگتون.

  • روناک گفت:

    واقعا که اين رمان عالي بود و ارزش خوندن رو داشت
    نگاه جون ممنون از زحماتت ميشه چند تا رمان بهم معرفي کني که باهاشون از ته دل بخندم؟؟

    • رها گفت:

      خواهش میکنم.درهمسایگی گودزیلا یه جاهاییش واقعا خنده داره اماخودم به شخصه چون طولانی بود تاآخرش نخوندم.رمانای آرام هم قشنگه وهم خنده دار ازنظر من البته!زیادرمان میخونم وحضورذهن ندارم ودسته بندی نکردم که خنده داره-پلیسی و..است.دوستان اگه بیشترمیدونن کمک کنن.ممنون.

    • پردیس گفت:

      من با رمان “کی گفته من شیطونم” کلی خندیده بودم، خواستین بخونین شاید واستون جالب باشه

    • امین گفت:

      @روناک,
      به نظر من رمانای نیلا و آرام رضایی و بخون رمانای م.مودب پورم خنده داره ولی پایانشون غمگینه

  • ♥maedeh♥ گفت:

    رمان بدی نبود اما خیلی خوب هم نبود و اینکه خیلی کشش داده بود
    در هر صورت دست نویسنده درد نکنه

  • رها گفت:

    رمان بسیار قشنگیه . به همه توصیه میکنم که حتما بخونید چون همه چیز این داستان قشنگه از نوشته ها و حرفها , داستان و شخصیت های داستانه و توصیف هر چیزی توی رمانه … از نویسنده اش بابت اون ممنونم به نظرم کاش میداد این رمان چاپ بشه و هم از نگاه جان ممنونم که اینو در اختیار ما قرار داد … سال نوتون هم مبارک امیدوارم در سال 93 از این رمان ها نوشته بشه و ما هم بخونیم …
    سپاس

  • نسیم گفت:

    عــــــالــــــی بــــــود…….حتما بخونید…نخونید از دست دادیدش….

  • sholeh گفت:

    رمان بسيار زيبايى بود.نويسنده ى عزيز به نظر من رمان زيتون كه اولين رمانت بود زيبا تر از اين رمانت هست.خسته نباشى.

  • atiye گفت:

    vaaaaaaay aliye hanuz tamum nashode vali ta inja ke kheyli ghashang bud.meeeeerccccccc

  • زهرا گفت:

    سلام…سال نو مبارک!امیدوارم سال خوبی داشته باشید…
    رمان بانوی قصه،واقعا عالی بود…خیلی زیبا صحنه ها توصیف شده بود…خلی خوب احساسات نقش اول داستان بیان شده…آفرین ب نویسنده و متشکرم از شما بخاطر گذاشتن این رمان زیبا…

  • پردیس گفت:

    نگاه جون ، مرسییییی ،
    بچه ها رمان فوق العاده قشنگیه، خیلی قلم قوی ای داره، به همه پیشنهاد میکنم بخونن این رمانو
    نگاه جون یه سوال داشتم، نویسنده این رمان فقط ای و زیتون رو نوشته؟ کتاب دیگه ای ننوشته؟

  • moh@dese گفت:

    عالییییییییییی بود عالیییی…خیلی قشنگ بود..ممنون از زحماتت نگاه عزیز…

  • مینا گفت:

    وای خیلی قشنگ بود. مرسی که جنس ناب به ما معتادین رمان میرسونین.

  • ترانه گفت:

    سلام نگاه جون چرا جواب نمیدید؟ میشه اگر زحمت نیست رمان تمنای وجودت ورمان به این میگن زندگی ورمان زمین و اسمان رو بزارید.من خیلی پیام دادم. منتظرم.با تشکر از سایتتون.

  • ملینا گفت:

    عالی…عالی…عالی!!!!!

  • asal bala0098 گفت:

    نگاه جون قربان دستت اگه میشه رمان عملیات عاشقانه رو هم بذار رو سایت
    فک کنم باید خوب باشه
    دستت مرسی گلم

  • asal bala0098 گفت:

    نگاه جان فرمت مبایلم اندرویده قبلترا فایل apk دانود میکردم باز میشد ولی جدیدن باز نمیشه
    فک میکنی چجوریاس
    چیکار کنم من؟؟؟؟

  • elmira گفت:

    عالیییییییییییییییی بودددددد ♥سیگار شکلاتی هما پوراصفهانی تمام نشده؟؟؟؟؟؟:-(

  • بهار گفت:

    سلام
    نگاه جون خسته نباشي ممنون بابت زحماتت
    خيلي كم پيش مياد واسه رماني نظر بزارم يا تشكر كنم
    ولي بي انصافي بود اگه از نويسنده اين رمان تشكر نمي كردم
    اميدوارم قلمش هميشه سبز باشه
    ممنون بابت رمان فوق العادش

  • elham گفت:

    وااااااااای نگاه جوووووووووووونمممممم مرسی خییلییی گلی
    یه دنیا ممنونمم
    امیدوارم امسال به هر چی که آرزوت هست برسی عزییییزم

  • راحله گفت:

    رمان خیلی خیلی قشنگیه …..تو خوندنش شک نکنید…..الان 80درصدش رو خوندم اصلا دلم نمیخواد تموم بشه…….عاللللللللللللیییییییییییییی
    ممنون نگاه عزیز بابت تمام زحمتایی که میکشی……خسته نباشی…..

  • mona گفت:

    بچه ها لطفا کمک کنید. منم یه رمان خونده بودم ولی اسمش یادم نیست. اول داستان یه دختره که لا bfاومده کمپ. بعد تو جنگل پاش تو تله گیر میکنه و یه پسره نجاتش میده و بهش میگه روباه ماده . بعد اینا تو یه بیمارستان کار می کنن و …
    کسی اسمشو میدونه؟

  • donya گفت:

    نگاه جوووون ساله نو مبارک

  • moh@dese گفت:

    سال نو مبارک نگاه جووووون…ممنون از زحماتت ….بوس برا تو..رمان خوبی بود…

  • nasim گفت:

    سلام نگاه جون سال نومبارک …ممنون از سایت فوق العاده زیبات…همیشه سلامت باشی…

  • سپيده گفت:

    اسمش اينه: هيچكي مثل تو نبود

  • دانلود آهنگ جدید گفت:

    ممنون

  • زینب گفت:

    نگاه جونم عیدت مبارک خانومی انشاالله ساله پر برکتی و سلامتی داشته باشی…:* :-*

  • Kimia گفت:

    Salam elham jan on romane esmesh hichki mesl to nabod hast

  • شادی گفت:

    سلام
    سال نو مبارک
    دوست عزیز اسم داستانی که فراموش کرده بودید هیچکی مثله تو نبود هستش

  • sahar گفت:

    یکی از بهترینا بود…تا چند ساعت بعد از پایانشم تحت تاثیر این رمان زیبا بودم….به نویسنده ی گلشم تبریک میگم…….نگاه جون فداتتت
    سال نو هم پیشاپیش تبریک میگم
    بهترین هارا براتون ارزو میکنم

  • سوگند گفت:

    الهام جان فکر کنم رمانی که میخوای هیچکی مثله تو نبود اسمشه

  • sholeh گفت:

    الهام جان اسم رمان هيجكى مثل نو نبود هست

  • kiana گفت:

    سلام اسم کتاب هست:هیچکی مثل تو نبود.نویسنده اش آرام رضایی

  • anita گفت:

    سلام نگاه جون اگه میشه فایل جار این رمانم دو قسمتی کن اخه تو گوشیم نمیخونه. سال نو مبارک.مرسیییییییییییی

  • یاس گفت:

    اسم رمان هیچکی مثل تو نبود

  • taraneh گفت:

    Salam mishe lotfan roman tamanaye vojoodat va roman be in migan zendegi ro bezarid

  • ترانه گفت:

    سلام میشه لطفا رمان تمنای وجودت و رمان به این میگن زندگی رو بزارید.

  • NASSIM گفت:

    نگاه جونم واقعا مرسی به خاطر زحمتای بی منتی که برا ما میکشی
    از ته دلم برات آرزوی موفقیت دارم
    سال نو رو هم پیشاپیش بهت تبریک میگم
    ایشالا سال خوبی پیش روت داشته باشی
    (راستی اون رمانی که elham عزیز دنبالشه اسمش “هیچکی مثل تو نبود” نوشته آرام رضایی هستش)

  • raha گفت:

    فک کنم اسمش هیچکی مثله تو نبود از آرام رضایی بود……..

  • مهتاب گفت:

    الهام اسم رمانی که میخوای هیشکی مثله تو نبود ه!! نویسندشم آرام رضایی (آرام-آنیده)!!!

    نگاه جون مرسی بابت این رمان!

  • فاطمه گفت:

    سلام
    من اسم رمانی که الهام جون گفتن میدونم
    اسمش ” هیچ کس مثل تو نبود ” قشنگه خودم که دوسش دارم 🙂

  • ملیکا گفت:

    الهام عزیز اون رمان که میگی فکر کنم هیچکی مثل تو نبود ارام رضایی که اسم پسرره ماهان هستش اسم دختره انا
    که از اسانسور و……اینا می ترسه
    درسته؟؟؟؟؟؟؟؟

  • linda گفت:

    پایانش خوب تموم میشه

  • elham گفت:

    سلام نگاه جون
    سال نو پیشاپیش مبارک باشه عزیزم
    من یه سوالی داشتم دنبال یه رمان می گردم موضوعش رو می دونم ولی اسمش رو نه می تونی کمکم کنیو اسمش رو بهم بگی ؟
    موضوعش درباره یه دختره است که استاد دانشگاه میشه بعد اونجا پسر یکی از دوستای قدیمی شون رو می بینه که اونم استادانشگاست دختره ترس از مکان های بسته داره بعد یه مدتی مادر پسره تصادف میکنه و دختر میاد پیشش که مواظبش باشه و…

  • فاطمه گفت:

    رمان خیلی قشنگیه حتما بخونید

  • مهنا گفت:

    کى خونده؟! قشنگه؟؟

  • ساقی گفت:

    این کتاب یکی از بهترین هاست
    به قدری حس خوب ازش میگیری که دلت نمیخواد تموم شه
    من موقع تایپ خوندمش
    ممنون نگاه جان

  • ساره گفت:

    داستان کلا در مورد دختریه که خواهرشو از دست داده و مقصر اصلی مرگ خواهرشو ، شوهر خواهرش میدونه و اینکه عاشق برادر همین شوهر خواهره میشه.آخرم شوهر خواهره رو میبخشه.(خیلی کلی شد!!)
    توصیفات زیبایی داره .آخر داستانم خوب تموم میشه.
    حتما بخونین: )

  • miti گفت:

    سلام نگاه جون.میشه این رمانم دوقسمتی بشه/اگه میشه
    میسی

  • elham گفت:

    دوست عزیز ممنون از زحماتت من این کتاب رو خوندم به نظرم فوق العاده است

  • ملیحه گفت:

    بازم به خاطر زحمات امسال و رمانای قشنگت ممنونم و خسته نباشی سال نو پیشاپیش مبارک گلم

  • donya گفت:

    مرررررررسی نگاه جووووون فداتع

  • سپیده گفت:

    سلام
    لینک pdf خرابه دانلود نمی شه.
    ممنون پیشاپیش سال نو مبارک

  • شیرین گفت:

    اخرش چجوریه؟

  • sholeh گفت:

    اكه مةل زيتون باشه كه حرف نداره.جاى ايراد هم نداره