دانلود رمان او مرا کشت ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان او مرا کشت ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان او مرا کشت ویژه نگاه دانلود .

سامره دختری بسیار ساده، مهربان و باهوش است. از خانواده‌ای سنتی؛ که همیشه مورد بی‌مهری خانواده‌اش قرار گرفته است. او دچار یک عشق مرموز می‌شود و همین عشق باعث می‌شود به رازهای بزرگی پی ببرد، رازهایی که زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.
 مقدمه:
گذشته در چشمانم مانده است.
گذر ثانیه‌ها‌ در نگاهم مشهود است.
چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی.
صبور می‌مانم و بی تفاوت می‌گذرم، تا نفهمی که هنوز هم دوستت دارم.
 
دانلود رمان او مرا کشت ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان او مرا کشت ویژه نگاه دانلود

 

قسمت از داستان :

دخترک از پشت درخت به جمعیتی که دور قبر جمع شده بودند، خیره شده بود. از گریه‌های متظاهرانه‌ی افراد متنفر بود.
سوز عجیبی قبرستان را فرا گرفته بود؛ ولی هیچ چیز بیشتر از زخم دلش او را نمی‌سوزاند.
جمعیت کم کم در حال متفرق شدن بود، خودش را بیشتر پشت درخت پنهان کرد.
از دور چهره‌های آشنایی را که هزار برابر برایش غریبه‌تر از هر غریبه‌ای بودند را می‌دید.
پوست صورتش به خاطر سرما قرمز شده بود، بدنش دچار لرزش شده؛ ولی این لرزش به خاطر سرما نبود. به خاطر دیدن کسانی بود که یک روز آن‌ها را خانواده‌ی خود می‌دانست.
دستانش را دور خود حلقه کرد تا شاید از لرزش بدنش کم شود.
چقدر با خود جنگیده بود تا پا به این مکان بگذارد.
چشمان مشکی‌اش سرد سرد بود، انگار از زمستان هم سردتر بود. بالاخره جمعیت پراکنده شد.
دیگر کسی نزدیک آن مکان جهنمی نبود.
بعد از سال‌ها دچار تردید شده بود اما بالاخره تصمیم خود را گرفت.
از پشت درخت بیرون آمد، خوب به اطراف نگاهی انداخت که اطمینان پیدا کند کسی از آن افرادی که روزی خنجر را در جگرش فرو کرده بودند آن‌جا نیست.
با پاهایی لرزان به قبر نزدیک شد.
باد موهایش را که از داخل شال سفیدش بیرون آمده به بازی گرفته بود.

نام رمان : او مرا کشت

نویسنده : س.شب کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه. اجتماعی

ویراستاران : سحر

تعداد صفحات کتاب : 998 پی دی اف, 2415 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/209640/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم …کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج…شعر..شیمی..علم
انجمن نگاه دانلود
http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۱۹) دیدگاه برای “دانلود رمان او مرا کشت ویژه نگاه دانلود” ثبت شده است.
  • ندا گفت:

    رمان خوبی بود . متفاوت بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • سارا گفت:

    خیلی رمان قشنگی بود من دوست داشتم.درسته طولانی بود ولی قشنگ بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • Princess shin گفت:

    سلام و خسته نباشید . رمان خوبی بود اما یک سری عاداتش کلیشه ای بود و اینکه شخصیت امیر فوق العاده مضخرف و غیر قابل تحمله و دلایلش ب مراتب بدتر اما در کل زیبا بود:)

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    تنها چیزی که به شما یاد میده اینه که تاوقتی دختر خوب وبا اعتقادی هستی خاستگار نداری وقتی عین آب شراب خوردی ورژ قرمز زدی درعین متاهل بودن دو تادوتا برات عاشق سینه چاک ‌پولداربرات پیدا میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • fatemeh گفت:

    موضوع همه ی رمانا شده ازدواج سوری یاصیغه محرمیت دیگه خیلی تکراریو بی معنی شده ولا من که تاحالا توزندگی واقعی همچین چیزی ندیدم

    [پاسخ به این نظر]

  • Moaz17 گفت:

    فقط میتونم بگم در حد متوسط بود.
    شیوه نوشتن ابتدایی

    [پاسخ به این نظر]

  • نسیم گفت:

    وای امیر چه شخصیت اعصاب خورد کنی داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا گفت:

    رمان خوبی بود درحد متوسط و اینکه خیلی بی خودی طولانی و کشدار بود.

    [پاسخ به این نظر]

  • مهشيد گفت:

    این رمان حال آدمو میگیره چنتا سوال برام پیش اومد
    اگه سامره دختر حاج اقا بود خوب میشد خواهر ناتنی حسین ! فقط از مادر جدا بودن یکی نبود بزنه تو دهن حسین بگه با خواهرت نمیشه ازدواج کرد .
    اگه دختر حاج آقا نبود خوب بحثش جداست کلا دختر یکی دیگه بوده چرا اینقد اذیتش میکردن خوب میزاشتن حسین باهاش ازدواج کنه
    قسمت أمیر که اخر حرص
    نمیفهمم یه آدم یکی رو بدبخت کرده بعد دوباره میاد سراغش جالبه توقعش هم بالاست ! با اون همه بدبختی که سر این دختر پیاده کرد باز رئیس بازی و غیرت واسش خرج میکرد
    داستان صیغه و عقد مسخره با دختر عمه اش که دیگه اخرش بود
    یه پلیس که یه شغل دیگه هم داشت باید زرنگ تر از این حرفا باشه
    کلا خوندنش فقط زمان تلف کردن بود

    [پاسخ به این نظر]

  • مهشید گفت:

    سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز،رمانتون تا ۴۰۰ صفحه اول جذاب بود اما بعدش جالب نبود،شخصیت امیر به نظر من مریض بود غیرتی بودن خوبه ولی نه تا این حد!سامره هم به نظرم غرور نداشت خیلی بد پس زده میشد اما بازم ول نمیکرد،در کل خوب بود امیدوارم کارهای بعدیتون بهتر باشه ممنون از سایت خوبتون

    [پاسخ به این نظر]

  • shayan گفت:

    سلام.رمانو تا اونجا که امیر زخمی میشه و میرن خونه اش خوندم،به اونجا که بهش پیشنهاد عقد سوری میده رسیدم،رمانو حذفش کردم..از بس سوژه ها تکراری شده دیگه از رمان خوندن زده شدم..کجای دنیا هست یه دختری بدبختش کنن،کلی خفت و خاری بکشه از دس یه نفر بعد هم اونو ببخشه؟؟!!

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    به نظرم خیلی طولانی بود و اصلا لازم نبود انقدر موضوع رو کش بده..من ۳۰۰ صفحه اخر رو کلا رد کردم
    ولی اوایل داستان رو دوست داشتم..ممنون از نویسنده محترم..

    [پاسخ به این نظر]

  • Banoo.m.k گفت:

    موضوع داستان جدید بود تقریبا. اما متن و گفت و گو اصلا منطقی و پخته نبود ،دلایل کافی برای اتفاقا وجود نداشت و توضیح هیچ مطلبی کامل نبود ،تا نیکه رمان بیشتر نخوندم ،بازم ممنون با ارزوی کارای بهتر از شما نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • رهگذر گفت:

    متوسط.یه رمان متوسط
    همینو میتونم بگم فقط

    و یچیزی.این دختر چرا همش رژ قرمز میزد؟دیگه تهش زرشکی!
    جدا شما یکیو ببینی همش رژ قرپز بزنه دیدت بهش چطور خواهد بود؟!:-\
    کی گفته رنگ قرمز ففط باعث جذابیت و زیبایی میشه؟!!
    یعنی تهش آلرژی یافتم به رژ قرمزo_O
    چطور شخصیت اصلی مرد،همزمان دوتا شغل داشت؟؟!آخه مگه کشکیه پلیس بودن؟؟!درجا پلیس که پثل دکترا و لیسانس نیست افتخاری یکی رو یهش نایل کنند!
    نکنید از این کارا:-|
    داستانش خوب بودا ففط بسی نپخته بود.جای کار داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • shiva گفت:

    سلام
    درباره ی رمان زحمت کشیده شده بود اما یکم زیادی طولش داده بود و یه جاهایی قلم اون پختگی که باید رو نداشت و رفتار های امیر غیر منطقی بود
    در کل بدک نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • زینب گفت:

    سلام خسته نباشید
    لطفا رمان ایرانی راز قتل ک یه رمان تلگرامیه رو بذارید رمانش حرف نداره
    فکر میکنم در انجمن قصه سرا هم هست

    [پاسخ به این نظر]

  • آرام 76 گفت:

    سلام
    من تازه عضو شدم چه جوری در تاپیک رمان های گمشده یک موضوع ارسال کنم

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۳۰ ب.ظ:

    سلام. در انجمن از مدیران آنلاین یپرسید به شما پاسخ خواهند داد.

    [پاسخ به این نظر]