دانلود رمان اقیانوس خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

دانلود رمان اقیانوس خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید

خلاصه :دانلود رمان اقیانوس خورشید دختری تنها و آسیب دیده پس از سالها به خانه خانواده ی پدری اش می رود و به واسطه این نقل مکان ، او وارد زندگی مرموز یک نوازنده می شود .همه چیز به ظاهر خوب و آرام است تا زمانی که قیم قانونی او به ایران باز می گردد و اسرار مگو فاش می شوندو زندگی ها در هم گره می خورد…

دانلود رمان اقیانوس خورشید

دانلود رمان اقیانوس خورشید

من و تو ، دو غریبه …
از دو دیار …
از دو دنیای جدا از هم …
با دردی مشترک !
من و تو تنهاترین آدمهای جهانیم !
در این طوفان سیاه ، چشم بگشا پریزاده ی من … چشمان تو اقیانوس خورشید است .
مقدمه :

از ماشین پیاده شد و در را با تمام قدرتش به هم کوبید ، زیر شر شر باران درست لبه ی پرتگاه ایستاد .
کوبش نا منظم قلبم را درست جایی نزدیک بهحلقم احساس می کردم .
دست لرزانم دستگیره ی در را فشرد ، پیاده شدم .
باران بی امان سر تا پایم را شست .
پشت سرش ایستادم ، پشت سر کوهی از صلابت و غرور ، پشت سر کسی که با تمام تنفر …
هنوز دلم برای او ضعف می رفت .
یک آتشفشان آماده ی فوران بود ، عضلات فکش منقبض می شد و با انگشتان بلند و کشیده ، بازویش را می فشرد .
این یعنی آماده ی حمله !
می ترسیدم ، از عصبانیت این تندیس زیبا می ترسیدم !
هنوز دلیل این دزدیده شدن بی رحمانه را نمی دانستم ، می خواست توضیح بدهد ؟!
اصلا چیزی برای توضیح دادن وجود داشت ؟
بالاخره طلسم سکوت را با صدای گرفته اش شکست .
_آره درسته ! هر چی که راجع به من شنیدی درسته !
نه خدایا نه ! کاش خواب باشم … خدایا بیدارم کن … خدایا خواهش می کنم نگذار ادامه دهد ، اجازه نده همین کور سوی امید هم نابود شود .

 

 

نام رمان : رمان اقیانوس خورشید

نویسنده : هستی.ق کاربر انجمن نودهشتیا

تعداد صفحات کتاب : 460 صفحه پی دی اف، 1602 صفحه پرنیان

منبع تايپ رمان : http://www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۶۵) دیدگاه برای “دانلود رمان اقیانوس خورشید ایفون،pdf،تبلت،جاوا،اندروید” ثبت شده است.
  • سهیلا گفت:

    حیف وقت و چشم که برای همچین رمان مزخرفی گذاشته بشه.اولش فهمیدم ارزش خوندن نداره ولی گفتم شاید جلوتر برم بهتر باشه.آخه این رمان چرا باید در کنار رمان قتل کیارش مقایسه بشه.

    [پاسخ به این نظر]

  • مهدیه.خ:) گفت:

    @Sheida,
    رمان قتل کیارش، یک رمان فوقِ حرفه ای و ماورای تصور بود!. کاملا مشخص بود که نویسنده به همه چیز ارجعیت داره و من حس می کردم خانم زارع واقعا یه کاراگاه بود!!
    چطور می تونید چنین رمان محشری رو فاجعه تلقی کنید ؟ واقعا تاسف باره!!

    [پاسخ به این نظر]

  • هستی.ق گفت:

    @Sheida,
    سلام به شما، ممنون از لطف و نقدتون، در پاسخ به نقد اول عرض کنم که فرداد می دونست که امیر عمارت رو بالا کشیده فقط از این که پروا با نقشه ی امیر وارد زندگیش شده باشه خبر نداشت اون فکر می کرد که پروا بعد از اینکه سند به نامش شده گول خورده و عمارتو به امیر داده، و دوم مادر امیر از نفس پرسید تو دختر ترمه و احسانی؟ چون می خواست مطمئن بشه که اون واقعا برادرزاده ی وحیده و وحید قصد نداره سرشونو کلاه بذاره ، باز هم ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Nazi گفت:

    واقعااااا داستان بسیار هیجان انگیز و غیر قابل پیش بینی داشت…
    به نویسنده تبریک میگم بابت این ذهن خلاق

    [پاسخ به این نظر]

  • نسترن گفت:

    من خوندمش حرف نداشت منم دارم رمان میحونم ایمش ترس دوریه تو بیاید بخونینش ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • Sheida گفت:

    این رمان، رمان خوبی بود ولی ی سری جاها نویسنده خیلی بد ریپ زد و من واقعا انتظار نداشتم ک بخواد اینجوری یه سری جاهارو خراب کنه.مثلا
    وقتی ک نفس از وحید کتک میخوره ب خاطر صیغه نشدن با امیر بعد فرداد و کامدین میان نفسومیبرن بیمارستان سبحان از فرداد میپرسه ک نفسو کجا پیدا کردین فرداد میگه تو عمارت من بعد سبحان میگه عمارتت ک الان دسته…بعد فرداد میگه اره دست امیر احسانه
    بعد میره جلوتر داستان ک فرداد میره کرمانشاه پیش پروا بعد پروا بهش میگه ک همه ی کارا زیر سر برادرت امیر حسام بعد فرداد تعجب میکنه یعنی درواقع اصلا خبر نداشته
    بعد چجوریه ک شک نکرده ک کار برادرشه؟چجوری قبول کرده ک عمارتی ک به نام پروا زده الان مال برادرشه و در نهایت تعجب هم میکنه و اصلا خبر هم نداشته ک همه اینا زیر سر برادرشه
    این اولین اشتباه فجیح نویسنده
    و اما اشتباه مسخره دوم وقتی اولین بار ماه بانو نفسو میبینه با چشای زیر شده و دقیق و متعجب از نفس میپرسه تو بچه ی ترمه و احسانی؟
    خب این سوال چ ربطی ب ماه بانو داره؟مگه ماه بانو اصلا ترمه و احسانو میشناخته.اصلا هم ولایتی هم باهم نبودن چرا ماه بانو این سوالو پرسیده؟
    خیلی مسخره بود ک نویسنده میخواست با این سوال ذهن خواننده ببره درحالی خودش حواسش نبود ک خیلی بد اینجا ریپ زده و رابطه ماه بانو با ترمه و احسانو اصلا مشخص نکرده
    بعد اصلا ماه بانو عاقبتش چی شد؟ی ماه بانویی امد ذهن خواننده رفت سمتش و بعد هم رفت بدون اینکه اصلا مشخص بشه چی ب چی شد.
    حالا نویسنده بیشتر ریپ زدم من دیگه حوصله نوشتن ندارم.این چندتاش از همه مسخره تر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • ماهک گفت:

    وای منم عاشق قلمشم ، نه عزیزم اونجوری که من اطلاع دارم سه یا چهارتا رمان دیگه هم دارم ، من توی اینستا دیدم

    [پاسخ به این نظر]

  • Sheida گفت:

    امیدوارم ارزش خوندن داشته باشه.و مثل قتل کیارش ک کلی ازش تعریف شد ولی ب نظر من ی فاجعه بیشتر نبود نباشه

    [پاسخ به این نظر]

  • Aryanaz گفت:

    رمان بسیار زیبا و دلنیشینی بود .ولی کاش که میشد یه قسمت دیگر برای پر خواننده ترین رمان ها بسازید آخه قسمت رمان های پر سپاس کافی نیست

    [پاسخ به این نظر]

  • ستاره گفت:

    سلام من عاشق این رمانم عالی بوووود دوست داشام شخصیتهاشومیدیدم ومن یک سوال داشتم میخواستم بدونم که نویسنده این رمان فقط همین رمان روتنها نوشته؟؟؟اگه نه که معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • ساحل گفت:

    خیلی خوب بود خسته نباشید واقعا

    [پاسخ به این نظر]

  • مهدیه گفت:

    خیلی عااالی…بی نظیر…ممنونم از هستی عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا وپراحساس…عااالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • سینوس گفت:

    خیلی خوب بود
    ارزش خوندن داره.
    خوندن رمان های پر سپاس رو پیشنهاد می دم علاوه بر موضوعات متفاوت قلم بسیار خوبی هم دارند.

    [پاسخ به این نظر]

  • Sa*fa.mz' گفت:

    عالی بود.من عاشق این نوع رمان هام

    [پاسخ به این نظر]

  • یلدا گفت:

    این رمان معررررکه بودو درجه یییک دست شما و نویسنده عزیزش دردنکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • Sara گفت:

    عالییییی بوود
    خسته شدیم دیگه ازاین رمانای بچه بازی ولی این حرف نداشت

    [پاسخ به این نظر]

  • Farzaneh گفت:

    سلام دوستان قبلا داخل سایت ی قسمت داشت واسه جستجوی رمان ها الان حذف شده من چجوری میتونم از داخل سایت اسم یک رمانی رو سرچ کنم

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۰۹ ق.ظ:

    سلام الان هم هست دقت کنید نوشته شده برای یافتن رمان نام ان رو بنویسد

    [پاسخ به این نظر]

  • فائزه گفت:

    @سیما, من طبق پیشنهاد شما رفتم این رمان و خوندم، واقعا رمان قشنگی بود. به بقیه هم توصیش می کنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • پریناز گفت:

    سلام نگاه جان .این نویسنده رمان دیگه ای ندارن ؟ واقعا عالی بود .راستی ی رمان تو همین سبک بهم معرفی کنید مرسی.

    [پاسخ به این نظر]

  • بانو گفت:

    عالی بود ممنونم از نویسنده عزیز ونگاه دانلود

    [پاسخ به این نظر]

  • هنگامه گفت:

    عالی بود. عاشقانه های بسیار زیبایی داشت . ممنون از نویسنده و قلم خوبش

    [پاسخ به این نظر]

  • venoos0796 گفت:

    مرسی از قلم شیوا و لطف خانم نگاه عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • n96 گفت:

    من این رمان رو تازه خوندم … رمان قشنگی بود داستان و محتوا خوب بود قلمی بی نهایت دلنشین که جذابیتپرمان رو خیییلی بیشتر کرد… به نظرم هنوز میشد مانور داد مثلا به نظرم عشق بین نفس و فرداد خیلی نشون داده نشد تو داستان… بیشتر حمایت های کامیاد و سبحان بود … اگه این موضوع رعایت میشد داستان دلنشین تر میشد … و این که یکم غیر واقعی بود!!! البته من اینو به عنوان ایراد نمیگم چون رمانه بالاخره .. ولی رمان هایی که به واقعیت نزدیک ترند تاثیر بیشتری میزارن روی خواننده در کل رمان خوبی بود و پیشنهاد میشه… نویسنده عزیز امیدوارم موفق باشین در کار های اینده…

    [پاسخ به این نظر]

  • انا گفت:

    سلام واقعا رمان خوبی بود
    دستتون درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • samaneh94 گفت:

    سلام …مرسی بابت این رمان عاااااااالی….دست نویسنده عزیزش درد نکنه…واقعا لذت بردم…داستان بی نهایت زیبایی داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • beesaaye گفت:

    ممنون از نویسنده این کتاب عالی بود واقعا لذت بردم

    [پاسخ به این نظر]

  • Hima گفت:

    من خیلی خوشم اومد تا حالا بار خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • ریحانه گفت:

    داستان قشنگی داشت …..از حدود بیست رمانی که در این سایت خوندم جزو سه تای بهترین بود ….. پیشنهاد میکنم این رمان رو بخونید…….. سپاس از نویسنده و نگاه جان!

    [پاسخ به این نظر]

  • پرنیان گفت:

    سلام من خیلی وقته یه رمان جدید نخوندم واینو بگم یه رمان باز قهارم ولی متاسفانه خیلی وقته از نویسنده های حرفه ای چیزی نوشته نشده یه رمان خوب و جدید می خوام چون هر دفعه که می یام سایت یه رمان قدیمی دانلود می کنم می خوام یه کار جدید از یه نویسنده جدید بخوانم

    [پاسخ به این نظر]

  • دختر کولی گفت:

    رمان خوبی بود به خصوص اینکه گذشته ها تقریبا آخر داستان گفته شده بود و آدم رو تا لحظه های آخر منتظر واقعیت ها گذاشت

    [پاسخ به این نظر]

  • دختر کولی گفت:

    رمان خوبی بود به خصوص اینکه گذشته ها تقریبا آخر داستان گفته شده بود و آدم رو تا لحظه های آخر منتظر واقعیت ها گذاشت

    [پاسخ به این نظر]

  • رز گفت:

    سلام ببخشید..چرا رمان واحدروبه رویی رو از روی سایت برداشتید؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۳ ب.ظ:

    سلام به درخواست کمیته فیلترینگ

    [پاسخ به این نظر]

  • مهنا گفت:

    خوب در وصف این رمان کمه.
    عالی نوشته شده. بازی با کلمات و نشون دادن عواطف و احساست دقیق و حساب شده بود.
    این رمان ارزش چاپ شدنو داره.
    احسنت به نویسنده.

    [پاسخ به این نظر]

  • نادیا گفت:

    عالیییییی بود واقعا لذت بردم از خوندنش 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • نادیا گفت:

    عالیییییی بود واقعا لذت بردم از خوندنش 🙂 🙂 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • Asra گفت:

    سلام من نميتونم pdf رو با سرعت بگيرم در صورتي كه ما نت پر سرعت داريم مشكل از منه يا ؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۳ ب.ظ:

    سلام
    مشکل از جانب ما نیست

    [پاسخ به این نظر]

    Asra پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۳:۳۳ ق.ظ:

    @REZA,
    ممنون رفع شد حجمش بالا بود و سنگين به همين دليل و رمان بساير جذابي بود ممنون از نويسنده

    [پاسخ به این نظر]

  • بهناز گفت:

    خیلی خوووووووووووووب بووووووووود??????
    موْضوع داستان خیلی جالب بود
    نویسنده جااان دستت درد نکنه، ???????

    [پاسخ به این نظر]

  • Hooooori گفت:

    عااااااااللللللللییییییییی بود.
    دستتون درد نکنه
    می شه چندتا از این رمان های زیبا معرفی کنین
    واقعا زیبا بود

    [پاسخ به این نظر]

    سیما پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۴ ۴:۳۸ ب.ظ:

    @Hooooori, سلام دوست عزیز هر کسی سلیقه ای داره اما من رمان راز یک سناریو رو بهتون معرفی میکنم زیباترین رمانی که تا به حال خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  • shakiba گفت:

    سلام من هرکاری میکنم هیچی دانلود نمیشه لطفا راهنماییم کنید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۶ ب.ظ:

    سلام..لینکها سالمه کدوم فرمت تا دوباره چک کنم

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    یوهـــــــــــــــــــــوواقعاعالی بـــــــــــــود…?

    [پاسخ به این نظر]

  • محدثه گفت:

    عااااااااااااااااااالی بود حتما بخونید
    ازهر لحاظ خوب بوداخرشم خوب تموم شد

    [پاسخ به این نظر]

  • مرمر گفت:

    برااااااااااوووووو عالی بود تبریک به نویسنده ی عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • Fahimeh گفت:

    خیلی رمان زیبایی بود و قلم نویسنده بسیار پخته بود.
    از این رمانهای احمقانه نبود که شال بنفشمو با روسری بنفشمو و مانتو بنفشمو و جوراب بنفشمو و ماتیک بنفشم ست کردم و از اول در اتاقم بسم الله فحش دادم تا آخر.
    عالی بود با شخصیتهای کاملا جذاب و فکر شده.همونطور که نویسنده گفته بود مشخص
    بود داستان واقعیه و از سر شکم سیری و تجسم آرزو های نویسنده نبود.
    واقعا سپاس برای احترام به شعور مخاطب.یک ضرب کتاب رو خوندم و لذت بردم.
    به امید رمانهایی با همین قوت و جذابیت از شما.

    [پاسخ به این نظر]

    mim.ra پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۸:۵۷ ب.ظ:

    مثل اسمت فهیم هستی…

    [پاسخ به این نظر]

    آوا پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۵ ۱:۱۲ ب.ظ:

    @Fahimeh, من هنوز رمان رو نخوندم ولی با نظرت کاملا موافقم که اکثر رمان ها اینجوری شده. همه پولدار و تحصیل کرده و زیبا و خوش قیافه و دخترهای ۱۷، ۱۸ ساله ی عقل کل! زندگی عادی و واقعی تو این رمان ها کجاست؟

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۵ ۸:۲۳ ب.ظ:

    خودتون دارین میگین رمان ..رمان ساخته ذهن نویسنده است

    [پاسخ به این نظر]

  • مصی گفت:

    سلام نگاه جون خسته نباشی عزیزم.ازنویسنده ی عزیزتشکرمیکنم رمان زیبایی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۴ ق.ظ:

    سلام…ممنون….

    [پاسخ به این نظر]

  • هستی . ق گفت:

    سلام به شما لطفا جلد اصلی رو قرار بدید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۷ ق.ظ:

    سلام..اون موقع جلد ی در تاپیکش گذاشته نشده بود که این جلد را گذاشتیم… باشه جایگزین میکنم

    [پاسخ به این نظر]