دانلود رمان اشک خونین جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان اشک خونین جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

دانلود رمان اشک خونین - www.negahdl.com

دانلود رمان اشک خونین – www.negahdl.com

دانلود رمان اشک خونین جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت

نوشته کیوان 41 کاربر انجمن نودهشتیا

نویسنده.. مهران برزوئی کوتنائی

خلاصه داستان:
ـ کودک سه ساله ای در حرم امام رضا گم می شود، و از ان روز، بیست دو سال می گذرد. پسر بچه، وقتی به سن بیست و پنج سالگی می رسد، تصمیم می گیرد، دنبال اصل و نسب خود برود!…

مقدمه

بیست و دو سال پیش سیامک سه ساله بود و کر و لال. صدای هیچ کجای جهان به گوشش نمی رسید و جهان را با چشمانش می شنید. مادر، همواره منتظر بود تا صدای فرزندش را بشنود. تصور فرزند کر و لال برای او دردناک بود. پزشک جوان بی تجربه ای گفت:
ـ « فرزندت کر است، به همین دلیل، توان حرف زدن ندارد.» و دستور داد تا برایش سمعک بخرند. گوش های
سیامک سمعک زده شد.
روزها و هفته ها سپری شدند. با وجود این که دستگاه، اندکی در شنوایی او تاثیر گذار بود ولی او همچنان این تحول را از دیگران مخفی نگه می داشت و کسی در رفتار ظاهری و به خصوص شنوایی اش تغییری را شاهد نبود. او به مانند گذشته کر و لال مانده بود.
سیامک در ابتدا بر حسب عادت و سپس از روی عقل و هوش و تجربه، دریافت که گوش شنوا، درد و بلای جدیدی برایش شده است. چرا که به عینه می دید، دیگران چگونه در نوع رفتار و برخوردشان با او عوض می شوند و او چگونه امتیازهای مثبت گذشته را می بازد.
سیامک یک ماه از سمعک استفاده کرده بود و همچنان به مانند سابق کر و لال بود. بزرگان خانواده، زود هنگام منتظر یک نتیجه و معجزه ی بزرگ بودند. چون در رفتار سیامک تغییری حاصل نشد، رفتار دیگران و نوع برخورد آنها با سیامک هم، شکل تندتری به خود گرفت….

تعداد صفحات: 652 صفحه پی دی اف؛ 2873 صفحه پرنیان

رمز فایل: www.negahdl.com

رمان اشک خونین | کیوان 41 کاربر انجمن نودهشتیا

 

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره shadan

شادان پوریانفر ، دوست نگاه جان هستم و در تهیه ی رمان به ایشون کمک میکنم . روانشناسی خوندم و به ورزش و مطالعه ی کتاب و رمان علاقمندم .

برچسب ها

نظرات


(۷) دیدگاه برای “دانلود رمان اشک خونین جاوا،اندروید،ایفون،pdf،تبلت” ثبت شده است.
  • زی گفت:

    سلام دوست عزیز باید بگم اگه فکر میکنی خیلی روشن فکری باید بگم خیلی اشتباه کردی
    تو حق نداری اینطوری درباره ی امام زاده ها حرف بزنی علم پیشرفت کرده درست ولی توسل به اهل بیت و خود اهل بیت غیر ممکن رو ممکن میکنن چون خواست خداست اهل بیت در رحمت برای ما هستن و تو توهین کردی مواظب تفکر غلطط باش هر چیزی رو نباید تو رمانا نوشت …

    [پاسخ به این نظر]

  • سمیه گفت:

    چقدر بد نوشته بود …خیلی خام بود…ناراحت شی از نظر من فوق العاده بچگانه بود…

    [پاسخ به این نظر]

  • elina76 گفت:

    مرسي نگاه جان که این رمانوگذاشتی.رمان خیلی قشنگیه.عاشقانه نیس ولی یکم غمگینه.درکل عالی

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۳:۴۰ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • فرشته گفت:

    سلام ، وقت بخیر
    یه سوال داشتم ، best عزیز کتابه جدیدی ننوشتن ؟! ممنون میشم اگه اطلاع دارید پاسخ بدید

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۳:۴۱ ق.ظ:

    سلآم . متاسفانه اطلاع ندارم .

    [پاسخ به این نظر]

  • شادان گفت:

    نویسنده گلم من چون خودم بچه معلول دارم هیچوقت داستانهایی که درمورد کودکان معلول حالا بهر طریقی باشه رو نمیخونم اما جا داره بخاطر زحمتت ازت تشکر کنم موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]


  • Histats.com © 2005-2014 Privacy Policy - Terms Of Use - Check/do opt-out - Powered By Histats