دانلود رمان آهوی دشت

دانلود رمان آهوی دشت

خلاصه:سرگرد کسرا مهرآرا بهترین و وظیفه شناس ترین سرگرده…طی عملیاتی به یکی ازمنطقه های کوهستانی می ره …ولی ازاونجایی که تمام حواسش پی متهم هست داخل دردسرمی افته ! اونم چه دردسری! …یه جای از کره ی خاکی یه دختر است به اسم دیانا تلخی روزگار چشیده! درد بی مادری رو چشیده زخم زبون ها را شنیده ولی به عشق پدرش همیشه سکوت کرده! دیانا قصه ما توی دوراهی گیر افتاده! یه دوراهی بسیار سخت! …دست تقدیر طوری گره خورده به دستان دیانا و سرگرد کسرا مهرآرا که هیچ کس توان گشوندن این گره رو نداره! حالا چی قراره سر این دوتا بیاد فقط خدا می دونه!دستانم رو داخل جیب های بارانی ام فرو می کنم، سرم را پایین می اندازم .بازم آواره ی این خیابان

دانلود رمان آهوی دشت

دانلود رمان آهوی دشت

تنها راه کمک شما دوستان به سایت نگاه دانلود عضویت در انجمن آن هست حالا با خود شما کمک کنید به پایداری یا فقط مطالعه کنید

نام رمان: آهوی دشت
نویسنده: ۷۵***pariya کاربرانجمن نگاه دانلود
ژانر: عاشقانه، پلیسی
ویراستار: fateme078

طراح جلد:F.sh.76

به نام خدا
مقدمه:
کاش ردی ازت باقی می ماند
نمی دانی چقدر سخت است دنبال ردپایی
باشی که درهیچ گوشه کنار این شهر
ردی به جای نگذاشته است
حال من مانده ام و خاطراتت
کاش برگردی

دانلود رمان آهوی دشت

دانلود رمان آهوی دشت

قبل ازاین که باخاطراتت خاکستر شوم!
………
دستانم رو داخل جیب های بارانی ام فرو می کنم، سرم را پایین می اندازم .بازم آواره ی این

خیابان ها شده ام! آن قدر درفکر فرو رفته ام که نمی دانم کجایم!
نم نم باران که برشانه هایم می زند رو به خوبی حس می کنم!
صدای خنده ی مردانه ای درگوشم می پیچد.بازم خیالات برم داشته است.!
پوزخندی روی لبم کش آمد.صدای ظریف دخترانه ای هم مخلوطی از آن خنده مردانه شد.سرم را

بالا می اورم و

 

نام رمان : آهوی دشت

نویسنده : 75***pariya

ژانر : عاشقانه، پلیسی

ویراستاران : fateme078

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف200 جار 2529

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/86209/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۱۴) دیدگاه برای “دانلود رمان آهوی دشت” ثبت شده است.
  • Bahar گفت:

    من الان صفحات اول رمانم اما از عمین اولش خوشم نیومد ازش.خیلی تخیلی و دور از ذهنه.اصلا معلوم نشد این پسره چطوری از اون روستا سر در اورد و به محض اومدنشم با دختره روبه رو شد و اینکه خیلی هم راحت با همکارش حرف میزد.از همین اول رمان این همه ایراد توش پیدا شد خدا ادامشو به خیر کنه.

    [پاسخ به این نظر]

  • احساس من گفت:

    چیزی که ذهنم من رو درگیر کرد اول داستان با یه دورنما که یه دختر که دیانا است داره توی خیابون قدم میزنه که کسرا رو میبینه با یه دختر دیگه. ولی هیچ جای داستان به این موضوع اشاره ای نشده!
    ولی رمان جالبی بود. تا حدی متفاوت تر از رمان های دیگه ای که دیده بودم ولی اخر داستان به نظر میرسید که نویسنده فقط میخواد که طولانی بکنه و خیلی دلچسب نبود.
    بازم ممنون از نویسنده عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • Mahsadlt گفت:

    صفحات اولم هنوز ولی اصلا جذبم نمی کنه.خیلی لوسه و الکی با هم جنگ دارن و کل کل های بینشون انگار از زبان یه نویسنده کم سن و سال نوشته شده.خیلی کلیشه ای شده دختر زیبا و مغرور و همه چی تموم خان روستا،پسر جذاب و خوشتیپ و یخی شهری

    [پاسخ به این نظر]

  • ayda گفت:

    دوسش داشتم…رمان اروم و قشنگی بود…از تمام رمانایی ک خونده بودم متفاوت تر بود…بالاخره هرکَس نظر خاص خودشو داره…از نویسنده بابت زحمتی که کشیده و این رمان رو نوشته تشکر میکنم…موفق باشی.❤

    [پاسخ به این نظر]

  • diba گفت:

    رمان ساده و ابتدایی و کاملا رویایی بود.چیزی که حتی با خوندن چند صفحه ی اولش آخرش رو میشد فهمید.تمام اتفاقات غیر واقعی و اینکه شاید پند تا پلیس همکار با هم راحت باشن ولی تا این حد رو هیچ وقت توی ایران پیدا نمیکنید که پلیس مرد و زن راحت اسم هم رو صدا کنن و حتی بدون توجه به درجه ها.و خیلی مشکلات دیگه که با عقل جور در نمیاد..

    [پاسخ به این نظر]

  • دلناز گفت:

    اولاش خوب بود ولی اخرش یکم قاطی پاتی شد و الکی ماجرا ساخته شد

    [پاسخ به این نظر]

  • MiSs.Shahi گفت:

    سلام و خسته نباشی دوست گلم
    رمان “اهوی دشت ” رمان قشنگی بود
    از غرورهای تکراری داستان های دیگه استفاده نشده بود و خیلی قشنگ صحنه ها رو توصیف می کردی
    دیالوگات جالب بودن
    و یه نکته مهم اینکه همه ی رمانات همیشه ساده و جذابن و پیچیدگی خاصی توشون دیده نمیشه♥
    موفق باشی پری جونم 🙂

    [پاسخ به این نظر]

  • Somy گفت:

    خیلی رمان ضعیفی هستش،دور از واقعیت، ارزش خوندن نداره

    [پاسخ به این نظر]

  • ژابیز گفت:

    خیلی قشنگ بود رمان اهو من که خیلی خوشم اومد . دست نویسنده اش درد نکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    Sallam.
    Khoooooo lik mikonin nazarm bdid loooootfan

    [پاسخ به این نظر]

  • نعیمه گفت:

    میشه رمان فراری از حرمسرا و ژانر زن دوم یا رحم اجاره ای و اربابی بذارین لطفا

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۵ ۵:۲۹ ب.ظ:

    http://forum.negahdl.com/threads/121949/

    [پاسخ به این نظر]

  • mm191 گفت:

    کسی نظری نداری. قشنگه؟ بخونمش؟

    [پاسخ به این نظر]