دانلود رمان آقایی که اون باشه جاوا،اندروید،ایفون،پی دی اف

دانلود رمان آقایی که اون باشه جاوا،اندروید،ایفون،پی دی اف

خلاصه :
آقایی که ایشون باشه معلومه چی در میاد یه مرد پولدار و از خود راضی،البته از چشم هاش

می‌شه حس کرد که مرد مهربون و با احساسیه. اما اینقدر تو ناز و نعمت بزرگ شده،

اینا براش کمرنگ شدن ! اگه من پزشک شخصی ایشونم دوباره اینا رو یادش میارم!
دوستان گل هرگونه انتقادی از رمان دارید تو صفحه پروفایلم ون بیان کنید.
ممنون.
توجه:
این رمان ارباب و برده ای نیست. تنها روایتی ساده و تخیلی از زندگی پولدارترین پسر تهران و

یه پزشک هست که از گذشته سرنوشت شون به هم گره خورده!

دانلود رمان آقایی که اون باشه

دانلود رمان آقایی که اون باشه

سلام دوستان گل..تو این ماه عزیز محتاج دعاهاتون هستم..منو فراموش نکنید

این رمان کوتاه است

نام رمان : آقایی که اون باشه

نویسندگان : Yektay ashegh و ali.radpoor کاربران انجمن نگاه دانلود
ویراستار: DENIRA
ژانر: عاشقانه

مقدمه:
سکوت کردم فریاد زدی!
نمی‌دونم چرا ما باید به خاطر خانواده هامون تقاص پس بدیم اما سرنوشت اینه
شاید باید من ازت دور باشم تا آرامش بگیری ؛
نمی‌دونم آخرش چی می‌شه اما همیشه دوست خواهم داشت!
***

قسمتی از داستان :

پروا:
مانتوی سفیدم رو پوشیدم و شالم رو سرم کردم.از بابا خداحافظی کردم و آپارتمان رو ترک کردم.
امروز باید به یکی از روستاهای اطراف تهران می‌رفتم.مریضم آبله گرفته بود و امکانات درمانی هم زیر صفر!
سر خیابون یه تاکسی گرفتم برای خارج شهر راهی شدم .
***
معاینه که تموم شد دخترک رو خوابوندم و رو به مادرش گفتم:
_ لطفا تمام چیزایی که گفتم رعایت کنین و این قرصا رو می‌فرستم براتون به موقع استفاده کنه.
_ چشم خانم دکتر،واقعا ممنونیم.
لبخند زدم.
_ خواهش می‌کنم، کاری نکردم!
و با خداحافظی کلبه رو ترک کردم، که گوشیم زنگ خورد:
_ پروا ….برین بیرون ….بیا خونه..
با بهت گفتم:
-چی شده بابا؟ چه خبره؟
_ زود بیا.
و تق گوشی قطع شد. سریع با سرعتی زیاد مشغول دویدن شدم. چی شده بود؟

نام رمان : رمان آقایی که اون باشه

نویسنده : Yektay ashegh : و ali.radpoor کاربران انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

ویراستاران : DENIRA

تعداد صفحات کتاب : 333جار..82 پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/157508/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۳۰) دیدگاه برای “دانلود رمان آقایی که اون باشه جاوا،اندروید،ایفون،پی دی اف” ثبت شده است.
  • Mery گفت:

    سلام نویسنده ی عزیزبرای کار اول فوقالعاده بود از انتقادات استفاده بکن و پله پله ب اوج برس شما استعدادشو دارید

    [پاسخ به این نظر]

  • رها گفت:

    متاسفم که این رو می گم ولی رمان خوبی نبود و اصلا محتوا نداشت و جالب نبود و خیلی سریع پیش می رفت امیدوارم این رمان تجربه ای برای نوشتن رمان های بهتر باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • کتایون گفت:

    خوب نبود، نویسنده عزیز بیشتر تلاش کن ، استعدادشو داری

    [پاسخ به این نظر]

  • zeinab z گفت:

    سلام
    ممنون از نویسنده ی عزیز
    من همین الان رمانو دانلود کردم و هنوز نخوندمش اما با حرفهایی که زده شد بیشتر مصمم شدم برای خوندنش چون خودم هم یه نویسنده ی تازه کار هستم و تو صفحه ی دانلود رمانم با اینجور حرف ها روبرو شدم. من به این اصل اعتقاد دارم که راه رو باید برای جوان ها و نوجوان ها باز کرد و اینقدر بهشون خرده نگرفت چون اونا قراره آینده کشورمون رو رقم بزنن و همه ی موفقیت های بزرگ بعد از یه شکست بزرگ به دست میان مگه نه اینکه همه ی افرادی که الان توی این سایت و سایت های دیگه در حال نوشتن رمان هستن از بدو تولد نویسنده های خوبی نبودن؟
    ببخشید دوستان ولی من با این طرز برخورد با نویسنده های تازه کار اصلا موافق نیستم اگه واقعا میدونید که کار بعضی از نویسنده ها خوب نیست رمان های خودتونو بهشون معرفی کنید تا برای یادگیریه بهتر از تجربیات شما استفاده کنن
    با تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • maryam گفت:

    واییییی این رمان فوق العادسسسسسسس

    [پاسخ به این نظر]

  • کوثر گفت:

    سلام من اصلا از رمان خوشم نیومد و اینگار یه دختر بچه چهارده ساله اینو نوشته ….
    لطفا یه رمان خوب بهم معرفی کنید

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا(دختر الماسی ) گفت:

    ناراحت نشیا،ولی خیلی بد بود
    کم بود،خیلی تند پیش میرفت،تا حدودی غیر واقعی بود،جذاب نبود و……..

    [پاسخ به این نظر]

  • عارف گفت:

    ایا به دیدن فیلم های هندی علاقه دارید؟؟؟
    ایا به خواندن رمانی مانند فیلم های هندی علاقه دارید؟؟؟
    ایا می خواهید رمان هندی بخوانید؟؟؟
    ایا می خواهید رمانی غیر قابل باور بخوانید؟؟؟
    ایا می خواهید رمانی بخوانید که با عقل جور در نمی آید؟؟؟

    ما به شما این رمان را پیشنهاد میکنیم
    ((اقایی که اون باشه))

    خدایی غیر قابل درک بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Aidaw_o.0 گفت:

    واقعا درکـ نمیکنمـ چرا شماهاییـ کـ نظر دارید عنقد ادعا دارید…خبـ نخونـ رمانو دگـ

    [پاسخ به این نظر]

  • حسین92 گفت:

    خسته نباشید میگم خدمت نویسنده عزیز رمان توی یه هاله ای از ابهام بود انگار فقط میخواستین یه چیزی شروع بشه وزود تموم کنید خیلی جالب نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • Bahar گفت:

    من هنوز رمانو نخوندم اما به نظرم خوب نیست که اینجوری نقد میکنین.بالاخره نویسنده تلاش کرده و ایده ای رو که به ذهنش اومده نوشته و سعی کرده تمام تلاششو به کار بگیره.اما متاسفانه خواننده ها خیلی با لحن بدی صحبت میکنن.شاید نویسنده ها سنشون کم باشه و رماناشون نقاط ضعفی داشته باشه اما نباید اینجوری انتقاد کنین.میتونین با نقد درست و تشکر از نویسنده برای کارهای بعدی بهش روحیه بدین:)

    [پاسخ به این نظر]

  • محدثهf گفت:

    رمانش خیلی خام بود. تناقض داشت. مگه میشه مغرور باشی و انقدر زود جلوی بقیه گریه کنی.

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق.ب گفت:

    سلام،
    خسته نباشید میگم به نویسنده‌ها.
    متاسفانه رمان خیلی جای کار داره، خیلی….!
    و اگه جای شما بودم یک بار دیگه رمان و بازنویسی و تصحیح می‌کردم. از اونجایی که این کار یه کار تیمی بوده انتظارم مسلما بیشتر بود.
    سیر داستان باسرعت ۱۶X می‌گذشت و به شدت توش اغراق شده بود!
    متاسفم که اینو می‌گم ولی گویا نویسنده ها نوشتن که فقط چیزی نوشته باشن!:‌)
    ■این رمان و توصیه نمی‌کنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • komeil گفت:

    سلام.رمان خوب شروع شد.ولی بیماری که یه دکتر عمومی از پسش بر میاد؟انتظار داستم بیماری رو توضیح بدید و بگید تو داستان که چحوری پروا میتونه مداوا کنه پاکان رو. دوم اینکه یک رمان میتونه فانتزی باشه اما وقتی وارد فضای رئال و واقعی میشه پس اتفاقاتش هم باید با عقل جور دربیاد.درسته شهرداری با پول مجوز میده 🙂 اما نه دیگه کل یک منطقه رو !! بعد رسیدنشون به هم شل و بدون پایه بود.بخشیدن پروا توسط پاکلن ک همچین اتفاقاتی براش افتاده هم ساده بود . بعد داستان چی شد تهش؟ خیلی حا داشت برای ادامه .داستان خانوم بزرگ و پدر پروا و لیلا و تهدید و فرزاد و داستان آریا و مریم.

    [پاسخ به این نظر]

  • Yektay ashegh گفت:

    کاملا حق با شماس به هرحال رمان اوله و اشکالات خودشو داشته من الان خیلی چیزا یاد گرفتم و امیدوارم این اشکالات تو رمانای بعدی ام نباشه ممنون از وقتتون
    رمان دومم : بازی ادامه داره

    [پاسخ به این نظر]

  • نفیسه گفت:

    من ارتباطی نگرفتم باهاش البته ربطی به تعداد صفحاتش نداشت درکل دیگه خیلی فانتزی بود … پولدارترین پسر تهران معنی نداره اصلا!!!!!!!! ولی به هرحال بابت هرصفحش زحمت کشیده شده … خسته نباشی

    [پاسخ به این نظر]

  • اردیبهشت گفت:

    سلام
    اتفاقا رمان خوبی بود اینکه طولانی نبود درست ولی از نظر من اینکه رمان تا چه حد طولانی باشه یه آپشن هست تا چیزی که باعث قوی یا ضعیف شدن رمان بشه.
    ولی دوتا نکته رو میگم یکی اینکه وقتی عاشقی اتفاق میفته ارتباط صمیمیتر بهتره تدریجی باشه و بیمقدمه نباشه.
    و با توجه به خودکشی ای که توی داستان اشاره شده اتفاق بعدش مقدار زیادی غیر قابل باور میشه مادری که اینو میدونه بعیده همچین بلایی سر پسرش بیاره مگه اونکه کلا پسرش براش مهم نباشه حتی اگه دوباره خودکشی کنه و غیر قابل باورتر از اون پروا هست که اون هم میدونه پاکان همچین تجربه ای داشته و همچین کاری کرده حتی پاکان گفته بود اگه ترکش کنه چی میشه بنابر این پروا این احتمال رو صد در صد باید میداد که با اینکه جون بچش در خطره اما جون و زندگی پاکان هم با این کار به خطر جدی میفته یکی از اتفاقات بعد از حرفای پروا میتونست خودکشی پاکان باشه.
    عنوان داستان هم میتونست چیزی باشه که بیشتر به محتوای داستان بخوره به هر حال مرسی عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Yektay ashegh گفت:

    از تمام دوستانی که تشکر کردن و خوششون اومد ممنونم همین طور از کسانی که نقد کردن تمام نقدا به جاهست و منم یه نویسنده تازه کار هستم از نطر قلمم بارها مقام اوردم اما تاحالا رمان ننوشته بودم و مسلما اشکالاتی داشته من یه رمان دیگه هم دارم که به زودی برای دانلود میان به نام بازی ادامه داره
    همچنین در طول تابستون هم قصد نوشتن رمان دارم و تمام این اشکالات رو رفع میکنم ممنون از همه برا وقتی که گداشتن

    [پاسخ به این نظر]

  • negar گفت:

    خوشم نیومد تا حالا رمان ۸۲ صفحه ای نخونده بودم درکل خیلی بیخود بود

    [پاسخ به این نظر]

  • мαяαℓ.z گفت:

    @لیلی,
    دوست عزیز این فقط یه رمان و برگرفته از خیاله:)اگرم شما نگران وقتتون هستید برید رمان های برگرفته از واقعیت بخونید:)سپاس

    [پاسخ به این نظر]

  • لیلی گفت:

    مفهوم این رمان در حد ابتداییه یعنی چی واقعا ؟ پولدارترین پسر شهر ؟؟؟؟؟؟؟حتی ابتداییترین اصول رو نداره مثل یه شوخی میمونه حیف وقت

    [پاسخ به این نظر]

  • ساغر گفت:

    بنظر من خیلیییییییییییییییییییییی قشنگ بووووووووووود

    [پاسخ به این نظر]

  • parisa na گفت:

    سلام از نظر من رمان هایی که طولانی تر و مبهم تر نوشته بشه خواننده رو بیشتر جذب میکنه و وقتی که خواننده داره داستان رو میخونه نتونه حدس بزنه که آخر داستان چی میشه اینجوری بیشتر ترقیب به دنبال کردن رمان میشه ایده این رمان خوب بود ولی نویسنده باید مبهم تر و طولانی تر مینوشت و بیشتر به آن پر و بال میداد رمان هایی که پسره و دختره خیلی زود عاشق هم بشن یه خورده غیر واقعی و کلیشه ای میشه رمان علاوه بر جنبه ی عاشقانه باید آموزنده هم باشه
    این نقد رو فقط برای این نوشتم که کمکت کرده باشم تا رمان های بعدی رو قوس تر بنویسی امیدوارم ناراحت نشده باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • Yektay ashegh گفت:

    ممنون از نظرتون خوشحالم که خوشتون اومد

    [پاسخ به این نظر]

  • Yektay ashegh گفت:

    خوب البته این رمان اول منه و اشکالاتی داره و ایده رمان جدید بود ولی من فقط دقت رو توسعه موصوع اصلی داشتم کاملا خق با شماس و امیدوارم در اینده این اشکالات برطرف شه

    [پاسخ به این نظر]

  • matha گفت:

    ب نظر من رمان ب شدت ساده و ابتدایی بود
    اتفاقای سریع وکلیشه ای و انگار قصد نویسنده فقط دست گرمی بوده و هیچ دقتی تو انتخاب داستان نداشته
    البته هنوز کامل نخوندم و تا اینجا اصلا ب دلم نچسبید

    [پاسخ به این نظر]

  • mojan گفت:

    با توجه به چیزایی که امروزه تو جامعه وجود داره رمانی بود که موضوعش تا حدودی به واقعیت ها اشاره میکرد و به نظرم جالب بود

    [پاسخ به این نظر]