دانلود رمان آزاد اندروید،جاوا،pdf،ایفون

دانلود رمان آزاد

خلاصه:دانلود رمان آزاد ازاد یه پسر خشن وعصبی هست که بعداز تولد ازخانوادش جدا شده وبه جای برده شده که از اون یه ادم بد اخلاق ساخته یه برادر دو قلو به اسم فرزان داره که عاشق دختر شیرازی بنام مهر ماه هست که به تهران اومده برای تحصیل ..ازاد بعد از سالها برمیگرده به برادرش نزدیک میشه واز فرزان میخواد براش کاری انجام بده ولی فرزان قبول نمیکنه از اونجای که ازاد همیشه به روش خودش عمل

دانلود رمان آزاد

دانلود رمان آزاد

میکنه مهرماه رو میدزده تا فرزان رو مجبور به انجام کارش بکنه!!در این بین اتفاقاتی بین آزاد ومهرماه میفته!!!

اما دیگه اون ها رفته بودن واقعا وضعیت بدی بود. فکرش رو بکنید که تو یه هوای سرد زمستونی با لباس های

خیس بر عکس با یه پا از درخت اویزون باشی! پام داشت کنده می‌شد. احساس می‌کردم همه ی محتویات

معدام داره میاد تو دهنم. هر چی فحش بلد بودم ونبودم به اون یارو داده بودم. به نظر می‌رسید اسمش آزاد

باشه. آخه آزادم شد اسم؟! بری بمیری با اون اسمت که من رو بدبخت کردی. وای خدا پام کنده شد چند

ساعتی بود که همون طور آویزون بودم؛ هوا کم کم داشت تاریک می‌شد. از سرما می‌لرزیدم، پای راستم کاملا

بی حس شده بود؛ حالم واقعا بد بود، چشمام رو روی هم فشار دادم. ای خدا چرا من این طوری بودم. تو بد

ترین شرایطم از هوش نمی‌رفتم؛ اگه بی هوش می‌شدم حداقل درد کمتری رو حس می‌کردم! فکر کنم موقع

مرگمم از هوش نرم! وای الان وقت این فکرها بود اخه مهرماه؟ اووف خدا لعنتت کنه فرزان با این آشی که برای

من پختی!
دوباره داشتم جد فرزان رو مستفیض می‌کردم که صدایی شنیدم. آزاد با یه نگهبان داشت به این سمت می‌

اومد امیدوار بودم بخواد من رو پایین بیاره که همین طور هم شد. 

نام رمان : آزاد

نویسنده : shaghayegh_h96 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

ویراستاران : shaparak20

تعداد صفحات کتاب : پی دی اف234 جار 2536

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/114208/

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره REZA

سلام رضا هستم ادمین انجمن نگاه دانلود و سعی میکنم مطالب جالب برای دوستان بزارم

برچسب ها

نظرات


(۶۵) دیدگاه برای “دانلود رمان آزاد اندروید،جاوا،pdf،ایفون” ثبت شده است.
  • مارینا گفت:

    با سلام و تشکر از نویسنده عزیز
    رمان آزاد و همچنین جلد دومش روزگار قشنگ بود و قلم تون هم خوب و عالی
    به امید خوندن کارهای دیگه از قلم شما دوست عزیز
    پایدار باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • Nafas گفت:

    awliiii boooood arezoye moafaqyat bray nvisnde aziz

    [پاسخ به این نظر]

  • parisan گفت:

    @anastazia, توصیه میکنم گناهکارو بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه د گفت:

    الان تقریباً یه ماهه که تایپ این رمان به پایان رسیده و همون طور تو تالار رمان های به پایان رسیده مونده. در حالی که رمان هایی که بعد از اون به اتمام رسیدن روی سایت اصلی قرار گرفتن. پس کی برای دانلود می ذارینش؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ تیر ۲۸ام, ۱۳۹۶ ۵:۵۴ ب.ظ:

    رمان های زیادی هستن که تو صف دانلود هستن، و به ترتیب در سایت قرار میگیرن.

    [پاسخ به این نظر]

  • ایلا گفت:

    سلام دوست عزیز تو همین سایت یه بخش هست به نام رمان های بی نام اونجا خلاصه ای از رمانت رو بذار خیلی سریع جواب میگیری.

    [پاسخ به این نظر]

  • Damoselbright گفت:

    ازجلددومش چ خبر؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ تیر ۲۰ام, ۱۳۹۶ ۳:۱۶ ب.ظ:

    تموم شده و بزودی در سایت قرار میگیره.

    [پاسخ به این نظر]

  • anastazia گفت:

    سلام من عاشق این رمانم عالیه عالی خیلی خوب نوشتید
    “میشه اسم اون شخص رو که عکس کتابتون هست رو بهم بگید. خواهش میکنم”
    من عاشق اون رمانایی ام که پسره مغروره و دختر شیطون
    چهار تا رمان هست که من ماه ها تو افکارم مدنده بودند و به فکر اونا بودم
    ۱ مرد بدلی
    ۲ ازاد
    ۳ یک قدم تا یاد تو
    ۴ اواز چکاوک
    لطفا دوباره از این کتابا بنویسید

    [پاسخ به این نظر]

  • s.s گفت:

    ما توی این بخش نظراتمون رو مطرح می کنیم و در واقع رمان رو نقد می کنیم اما باید توجه داشته باشیم نقد باید سازنده باشه نه مخرب یعنی در عین توجه به نکات منفی به نکات مثبت هم توجه داشته باشیم مثلا به جای این قبیل جملات: افتضاح بود،چرت بود و….می تونیم بگیم این رمان ضعف هایی داشت به این دلایل ،تا نویسنده بتونه اثر های بعدی رو بدون نواقص احتمالی ارائه بده
    این رمان هم همونطور که دوستان اشاره کردن ضعف هایی داشت و نویسنده هم دلایلش رو گفتن ودر ضمن گفتن یک پارت از رمان فراموش شده بود در نهایت از نویسنده محترم به خاطر زحماتشون تشکر می کنم و امیدوارم جلد دوم رمان به اندازه ای ما رو به وجد بیاره که تمام کاستی ها رو فراموش کنیم

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه زهرا .ک گفت:

    سلام.جا داشت که بیشتر روی این رمان کار بشه….خلاصه خیلی خوبی داشت که باعث ترغیب خواننده به خوندن اون میشد ولی مسئله های زیادی مجهول مونده.نویسنده های عزیز لطفا قبل از اینکه اقدام به پخش رمانتون کنید اول از همه رمانتون رو داخل یه دفتر بنویسید ثانیا رمانتون رو از اول تا آخر بخونید خودتون رو به جای خواننده بزارید یا بدید رمانتون رو یکی دیگه بخونه

    [پاسخ به این نظر]

  • نیل گفت:

    بهتر نیست وقتی از سبک یا قلم یا کلا موضوع رمانی خوشتون نمیاد، بجای ترور کردن نویسنده و قلمش انتقاد سازنده بکنید؟ `بیا برو سرتو بزار زمین بمیر..کی به تو یاد داد بنویسی؟!!` `چرت..چرت تر از چرت..چرت تر از چرت چرررتتتت!` `طرف فرطی شکست عشقی میخورهمی دوه میره نویسنده میشه` `جون مادرت ننویس دیگه،کلی ادمو شاد میکنی` در اخر هم میگن به امید قلم بهتر یا موفقیت بیشتر نویسنده…خب شما روحیه ای گذاشتی که طرف بخواد موفق هم بشه؟!
    مثلا میتونین بجای گفتن`چه رمان لوس و مزخرفی، هر تازه به سن بلوغ رسیده ای برای ما نویسنده میشه` بگین رمانت خام بود، توی فلان مورد ضعف داشت، سرسری از مسایل عبور کردید، یا رمان از واقعیت کاملا دور بود و نویسنده تخیلات ذهن خودش رو خیلی ناپخته و ضعیف بیان کرده و… نه که از حرص هرچی بد و بیراهه نثارش کنین و کلا از علاقه اش زدش کنین:) ایشون هم ادمن و مطمعنا با این موج های منفی خیلی نا امید میشن..بالاخره از همین جاها ادم درس میگیره و قلمشو پخته تر میکنه

    [پاسخ به این نظر]

  • مبینا گفت:

    متاسفانه با همه تشکر از نویسنده ولی رمانه ضعیفی بود خیلی ضعیف من تا صفحه ۲۰۰ بیشتر نتونستم بخونم واقعا ارزش خوندن نداشت اون دوستانیم که از این رمان تعریف میکنن و به به بهش میگن با شمام دوسته عزیز مشخصه رمان زیاد نخوندی و همینکه ی دنیای فانتزی بهت نشون میده برات لذت بخشه شماها برین رمانای عابر بی سایه،سنت شکن،تقاص،هم هخونه،اسطوره،کسی می آید،باورم کن و … بخون تا بعد در جریان قرار بگیری ک رمان یعنی چی !!!!!!!!! نویسنده سعی کرده بود مثل گناهکار بنویسه ولی اصلا قابل مقایسم نبودن لطفا درک کنید ک نویسندگی یه استعداده و ببخشید ک از این لفظ استفاده میکنم به لجن نکشینش !ممنون بازم بخاطر وقتی ک نویسنده عزیز گذاشتن ب امید موفقیت های بهتر

    [پاسخ به این نظر]

  • AT€NA گفت:

    واقعا بهترین رمان عمرم بود ❤
    رمان جیغ و رمان ولهان رو هم بخوانید فوق‌العاده هستن

    [پاسخ به این نظر]

  • تنها گفت:

    خیلی خوب بود دوستش داشتم

    [پاسخ به این نظر]

  • آیناز گفت:

    فکر کنم جلد دومش تموم شده نمیذارینش تو سایت؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۶ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    هر وقت آماده شد گذاشته میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • نیلو گفت:

    رمان بی قرار قلبم.اسم دختر هم آندریا بود!

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه زهرا گفت:

    دوستان گرامی!خواهشا اگه می خواین نظر منفی بذارین حداقل یکی دوتا جمله مثبت داخل حرفاتون بکار ببرید.به جای اینکه بیاین بگین این چیه نوشتی یه مشت آشغال رو کنار هم گذاشتی سرش رو داخل کیسه کردی اسمش رو گذاشتی رمان…..می تونید بگید مثلا شخصیت هاش خوب بود بود اگه این شکلی بود بهتر بود…

    [پاسخ به این نظر]

  • مهدی گفت:

    سلام خسته نباشیدمیشه رمان سیگارشکلاتی بزارید

    [پاسخ به این نظر]

    CAPRICORN پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۶ام, ۱۳۹۶ ۷:۱۰ ب.ظ:

    سلام. تشکر
    این رمان به چاپ رسیده و در فضای مجازی لینک دانلود نداره. بنابراین برای خوندنش باید کتابش رو تهیه کنید.

    [پاسخ به این نظر]

  • hedieh گفت:

    سلام و خسته نباشید مرسی از رمانتون جالب بود برای من
    جلد دوم رمان کی گذاشته میشه روی سایت؟

    [پاسخ به این نظر]

  • N.D گفت:

    تعداد لایک ها با کامنت ها نمیخونه آخه آدم براساس کدوم باید برای یه رمان وقت بزاره

    [پاسخ به این نظر]

  • یکتا گفت:

    خوب بود ولی اگه رو جزئیاتش کار میشد بهتر میشد
    ممنون از شما

    [پاسخ به این نظر]

  • aida.se گفت:

    سلام به نویسنده عزیز
    من رمانت رو خوندم . به نظرم شخصیت دختر رمانت خیلی دور از واقعیت بود و اینکه هیچ هیجان و شور و نشاطی تو رمانت نبود . امیدوارم الان که داری جلد دوم رو مینویسی یه خورده بهتر روش کار کنی

    [پاسخ به این نظر]

  • SHAGHAYEGH_H96 گفت:

    سلام دوستان عزیز..من نویسنده رمان “آزاد”هستم.اول این که یه تشکر بابت وقتی که گذاشتید و این رمان رو خوندید..دوم هم سپاس از همه ی عزیزان بابت نظرهاشون چه مثبت، چه منفی..
    درجواب دوستی که گفته اسم صبحان اشتباه هست باید بگم اسم (سبحان )و (صبحان)در فرهنگ لغت وجود داره ومن صبحان رو انتخاب کردم که همون طور که شاپرک خانوم ویراستار عزیز رمان گفتند به معنایی مرد صاحب خوبی و جمال و…هست که در اخر رمان هم نوشته شده…
    در ضمن کسی نگفته که خودکشی کردن و شراب خوردن خوبه اتفاقا کاملا برعکس هست و در جلد دوم کاملا این موضوع مشخص شده که آزاد و مهرماه چقدر تغییر کرده و روزگار رو با اعتقادات دینی بزرگ کرده اند و فهمیدند که تو گذشته چه اشتباهاتی انجام دادند!!همچنین من یکی از پارت های مهم رمان رو فراموش کرده بودم ارسال کنم به همین دلیل یک سری از مسائل روشن نشد که در جلد دوم روشن میشه.و این که شاید اگر ما ادم ها چشم هامون رو کمی باز تر کنیم می بینیم که خیلی ها چقدر سخت زندگیشون می گذره که پراز اتفاقات تلخ و شیرین هست اما همیشه تلخی ها بیشتر به چشم میاد…در اخر همیشه همه چیز مورد پسند همه نیست و همه دوست ندارنش ولی این دلیل نمیشه که کاملا بد باشه و درموردش نقد تخصصی کننده..اما باز هم من از همه تشکر می کنم ..
    سپاس
    shaghayegh_h96

    [پاسخ به این نظر]

  • Shaparak20 گفت:

    @.:~LiYaN~:.,

    سلام دوست عزیز
    من شاپرک ویراستار این رمان هستم.
    بله حق کاملا باشماست ابتدایی ترین چیزی که از ویراستار انتظار میره اصلاح غلط های املایی متن رمان هست. اما آیا شما اطلاع دارید که “صبحان” به عنوان اسم خاص، با معانی مرد صاحب خوبی و جمال، مرد صبوحی کننده، رجل صبحان، مردی که در شراب بامدادی شتاب کننده؛ در فرهنگ ما وجود داره اما بنابه دلایلی مهجور شده؟! در این باره می تونید به کتاب های فرهنگ دهخدا و فرهنگ معین هم راجعه کنید.
    بنابراین توصیه می کنم قبل از انتقادی این چنین صریح، در اینترنت جست و جو کنید و از املای صحیح مطمئن بشید و بعد انتقاد کنید.
    همچنین در این رابطه من شخصا و به دفعات، برای رفع این چنین سو برداشت هایی، با نویسنده مکاتبه کردم؛ ولی متاسفانه ایشان بعد از اتمام فرایند ویرایش، اطلاع دادند که نظرشون درمورد اسم تغییر کرده، که خب ویراستار دسترسی به رمان نداشت و خودشون باید پیگر می شدند.
    اگر در مورد اسم، هنوز مشکلی دارید به صفحه ی نقد جلد دوم رمان، با نام روزگار مراجعه و نظرتون رو به اطلاع نویسنده ی اثر برسونید.

    با احترام
    شاپرک

    [پاسخ به این نظر]

  • eli-khanoom گفت:

    نه خوب بود نه بد بود تو یه سطح معمولی.

    [پاسخ به این نظر]

  • mm191 گفت:

    من این رمان را خوندن .راستش نویسنده خیلی زحمت کشیده. میودونم که نوشتن رمان و کنار هم قرار دادن اتفاقات خیلی سخته.اما چند تا نکته وجود داره اول اینکه خیلی خشنه هر کی از راه میرسه دختر داستان را میزنه.خیلی کتک خورد .خیلی زیاده روی شده بود. دختر داستان برای جونش ارزش قائل نیست سریع به فکر خود کشیه اینا همش بد آموزی داره.یه جاهایی هم به فصل دقت نشده مثلا تو زمستونه میگه اینجاها سر سبزه. و کلا خیلی سریع از بعضی جاها گذشته.یکم دختر داستان مقید تر بود بهتر بود چرا تو رمان های جدید خیلی شراب خوردن را عادی نشون میدید فکر نمیکنید دارید بد آموزی میکنید

    [پاسخ به این نظر]

  • تینکربل گفت:

    رمان تاسف برانگیزی بود . متاسفم برای کسایی که الکی محبوبیت میزنن و باعث میشن خواننده های دیگه وقتشونو هدر بدن .. این رمان به هیچ عنوان رمان قوی نیست .. متاسفانه حتی یه رمان معمولی هم نیست ..فقط موندم نویسنده عزیز با چه اعتماد به نفسی جلد دوم رو هم شروع کردن ؟!؟ موضوع جالب – قلم زیبا – شخصیت پردازی مناسب .. توی این رمان هیچ کدوم از این پوئن ها وجود نداره .. خواهشا به شعور خواننده هم دقت کنید نویسندگان عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  • مهرسا گفت:

    سلام نویسنده ی عزیز خسته نباشید ولی خیلی بی سرو ته بود اصلا مشخص نشد کارش چیه درس چی خونده چرا دزدیدنش اون چرا دختررو دزدید چی از برادره میخواست واقعا کاری ک با برادرش کرد ک دیگه قابل گفتن نیست دلیل ازدواجشون ک دیگه واقعا مسخره بود چقدر هم ک هم دیگه رو میزدنو تیر میخوردن هیچیشون هم نمیشد خیلی ببخشید ک اینقدر رک گفتم

    [پاسخ به این نظر]

  • آوا گفت:

    سلام و وقت بخیر
    چرا هیچ کدوم از فایل های پی دی اف و زیپ دانلود نمی شند؟

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    سلام بررسی شد مشکلی نداشتن دقیقا کدوم رمان دانلود نمیشه

    [پاسخ به این نظر]

  • Twin گفت:

    مرسی نگاه مهربون خسته نباشی ❤️

    [پاسخ به این نظر]

  • ندا گفت:

    سلام ممنونم از رمان های زیبای که میذارید رمان خوبی بود ممنون از نویسنده عزیز انشالله جلد دومشم خیلی زود تموم کنن .ببخشید ببخشید شاهزاده شهر جادو جلد دومش کی میاد؟

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۳۷ ق.ظ:

    سلام خواهش میکنم فعلا معلوم نیست توی انجمن در حال تایپه به محض تموم شدن گذاشته میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • نگارین گفت:

    سلام. ببخشید من دنبال یه رمانی هستم که اسمش یادم نیست. داستان یه دختر و پسر به نام سنا و امین بود که با هم ازدواج میکنن. امین به اشتباه فکر میکنه که سنا بهش خیانت کرده و از هم طلاق میگیرن. مدت ها میگذره و امین متوجه میشه که به سنا تهمت زده بودن. میخواستم بدونم کسی اسم این رمانرو میدونه؟

    [پاسخ به این نظر]

  • Mrs_azizeee گفت:

    سلام خسته نباشید!!
    رمان قشنگی بود ولی حیف که خیلی سریع پیش میرفت کاش انقد خلاصه وار نبود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۵ ۳:۳۱ ب.ظ:

    سلام..ممنون این رمان جلد دوم هم دارد

    [پاسخ به این نظر]

  • یگانه گفت:

    حیف کوتاه و تعداد صحاتش کم: (

    [پاسخ به این نظر]

  • فاطمه خانوووووم گفت:

    خوب بود ارزش ی بار خوندنو داشت

    [پاسخ به این نظر]

  • نگار گفت:

    رمان خیلی خوبی بود.سبک نوشتن و موضوع خوبی داشت و ماجرا رو زیاد کش نمیداد.ممنون از نویسنده ی عزیز.منتظر جلد دوم این کتاب هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  • درسا گفت:

    بسیار زیبا بود ارزش وقت گذاشتن و خوندن و داره

    [پاسخ به این نظر]

  • یاس گفت:

    ممنون از نویسنده عزیز رمان جذابی بود حتما بخونید

    [پاسخ به این نظر]

  • Zahra گفت:

    سلام ممنون از نویسنده عزیز تشکررررر فراوان به خاطر تکراری نبودن محتوا چون الان دیگه واقعا همه رمانا شبیه همن . یه انتقاد کاش قسمت کتک خوردن مهر ماهو کمتر میکردید مگه یه دختر چقدررر جون داره

    [پاسخ به این نظر]

  • سیدعلی گفت:

    سلام،خسته نباشید.واقعارمان قشنگی بود.ان شاءالله
    هرچی زودترجلددومش روهم بزارید.ان ششاءالله که جلددومش روزگارهم قشنگ باشه.
    میشه اسم این رمان روهم به من بگید؟یه دختریه که خارج زندگی میکنه وپرستاره.پدرش ایرانیه ومادرش هم خارجی.یه روزیه دکترجدیدبه نام کارن میادتوهموبیمارستان وطی اتفاقاتی عاشق هم میشن.اول رمان هم اینجوری ششروع میشه
    بین زمین وآسمان معلق بودم…

    [پاسخ به این نظر]

  • وفا گفت:

    سلام ازاد یکی از قشنگترین رمانهایی بود که تا حالا خوندم دستتون دردنکنه منتظر داستانهای بعدیتون هم هستم

    [پاسخ به این نظر]

  • mahin 1 گفت:

    سلام .من عاشق خوندان رمان های ی هستم که با قلمی روان وپر محتوا نوشته شده باشد .واز این که در این سایت عضو شدهام خیلی خوشحالم.مهین

    [پاسخ به این نظر]

  • شقایق گفت:

    ممنونم از رمان زیباتون ان شالله تو کارهای بعدیتون موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

  • Dokhi _difooneh گفت:

    رمان زیبایی بود منتظر کارهات دیگر هستیم

    [پاسخ به این نظر]

  • .:~LiYaN~:. گفت:

    سلام . من این رمانو الان دانلود کردم و هنوز صفحه ی بیست رمانم . و این سوال برام پیش اومده که آیا واقعا این رمان ویراستار داشته ؟؟؟!!!!!! توی یه صفحه ده بار اسم سبحان رو نوشتن صبحان !!! مثل صبحانه !!! ابتدایی ترین چیزی که از یه ویراستار انتظار میره اینه که حداقل اسم شخصیت ها رو اگه نویسنده اشتباه نوشته رو درست کنه . باز اگه یه اسم عجیب غریب بود میشد نادیده گرفت نه اسم خیلی معمولی مثل سبحان !!!!

    یه اشتباه دیگه هم که دیدم این بود ، اسم رمان بالای هر صفحه نوشته بی تو من در همه ی شهر غریبم | مریم صناعی !!!!! اگه امکان داره درستش کنید .

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۴۰ ق.ظ:

    سلام ممنون از نظرتون حتما تذکر داده میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • دلناز گفت:

    مرسی رمان قشنگی بود اما یکم سریع از روی اتفاقات رد میشد و توصیف جزئیاتش کم بود ولی در کل لذت بردم تشکر

    [پاسخ به این نظر]

  • b گفت:

    میشه یه رمان معرفی کنید توش ماجرای عشق نباشه
    ترسناک هم نباشه

    بلاخره یه چیز متفاوت باشه

    [پاسخ به این نظر]

  • Eghlimia گفت:

    سلام و خسته نباشیده فراوان خدمت نویسنده محترم….و با تشکر از سایت نگاه… رمان جالبی بود و ارزش یکبار خوندن رو داشت….با امید موفقیت های روزافزون برای شما عزیزان سایت نگاه و همچنین نویسنده عزیز⁦:-)⁩

    [پاسخ به این نظر]

  • mina گفت:

    سلام خسته نباشید دیگه نم آیید توتلگرام؟

    [پاسخ به این نظر]

    samira پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۴۱ ق.ظ:

    سلام نه هر مشکلی بود اینجا یا انجمن بگید رسیدگی میشه

    [پاسخ به این نظر]

  • ساحل گفت:

    با عرض خسته نباشید به نویسنده یه عزیز…این رمانو خوندم ولی متاسفانه روند جالبی نداشت…و ضعیف بود..و خیلی بهتر از اینها میتونست باشه که نبود..پرداختن به شخصیت ها …فضا پردازی..و موضوع داستان خیلی ابکی و حتی بچه گانه بود..نکته یه جالب تر این بود که نویسنده به شدت اصرار داشت که شخصیت دختر داستان در بیمارستان و تماما در معرض صدمه باشد.!!!!!!به جایه تمومه زخمی شدن ها..کتک خوری ها…کما رفتن ها…تصادف ها…پا شکستم..پا پیچ خوردن و خییییییلی اتفاقات این چنینی در داستان میشد وقت را رویه موضوعات مهم تر و پرداختن به دیگر موضاعات گذاشت..خواهش میکنم قبل از قلم زدن کمی مطالعه کنید…بهرحال اما مچکرم از وقتی ک گذاشتین و به امید کارهایه خیلی بهتر و ارزشمند تر از شما

    [پاسخ به این نظر]

  • آيناز گفت:

    رمان قشنگی بود ان شاالله تو کارهای دیگت هم موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

    REZA پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۵ ۴:۲۷ ب.ظ:

    سلام جلد دوم این کتاب هم در حالت تایپ است
    http://forum.negahdl.com/threads/139486/unread

    [پاسخ به این نظر]

  • کتی گفت:

    سلاام الان اومدم و دو تا روان جدید دیدم بیصبرانه منتظرم تمومش کنم از نویسنده ممنونم برای وقتی که گذاشته

    [پاسخ به این نظر]

  • عاطفه گفت:

    ممنون از شقایق عزیز بابت رمان زیباش امیدوارم کارهای بیشتری ازت ببینیم موفق باشی عزیزم

    [پاسخ به این نظر]