دانلودرمان ازدواج اجباری موبایل(جاوا،اندروید،ایفون) ،کامپیوتر(pdf)،تبلت،ایپد

میلاد مولا علی (ع) وروز مرد را به همه علی الخصوص پدران این سرزمین تبریک عرض میکنم

درخواستی دوستان

دانلودرمان ازدواج اجباری نوشته ~ sara bala ~اربرنودهشتیا موبایل(جاوا،اندروید،ایفون) ،کامپیوتر(pdf)،تبلت،ایپد

دانلودرمان ازدواج اجباری موبایل(جاوا،اندروید،ایفون) ،کامپیوتر(pdf)،تبلت،ایپد


خلاصه:بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده….و…پایان خوش

jarمستقیم»844صفحه

jarمستقیم

pdfمستقیم »362صفحه

pdfمستقیم زیپ

apkمستقیم» اندروید -تبلت

epubمستقیم» تبلت – ایپد -ایفون

منبع: انجمن نودهشتیا

رمز فايل : www.negahdl.com

این مطالب را به شما پیشنهاد میکنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات


(۵۷) دیدگاه برای “دانلودرمان ازدواج اجباری موبایل(جاوا،اندروید،ایفون) ،کامپیوتر(pdf)،تبلت،ایپد” ثبت شده است.
  • شهرزاد گفت:

    این اولین رمانیه ک خوندم عاشق شخصیت بهارم هستم من ک چیزه بدی یاد نگرفتم ک میگید بد آموزی داره

    [پاسخ به این نظر]

  • elnaz گفت:

    راستیتش رمان خیلی بدی نبود ولی عالی هم نبود

    [پاسخ به این نظر]

  • بهار گفت:

    بهار اصلا شخصیت جالبی نداشت و فوق العاده پررو و بددهن بود و به نظرم بیشتر سعی داشت ادای شاخا و پلنگای اینستاگرام رو دربیاره مخصوصا که در کل داستان از زیبایی و باحالی و خوش تیپی خودش و مات موندن بقیه بهش حرف میزد.

    [پاسخ به این نظر]

  • سپیده گفت:

    بسیار چرند بود بسیار هم غیرواقعی بود و بدآموزی داشت.

    [پاسخ به این نظر]

  • مستوره گفت:

    سلام ممنون بابت رمان من خیلی خوشم نیومد و هرکی هم نظره خاص خودشون داره

    [پاسخ به این نظر]

  • ام البنین گفت:

    میشه بگید این داستان واقعیه یا نه خواهش میکنم
    من خوندمش خیلی خوشم اومد واقعا محشر بود

    [پاسخ به این نظر]

  • حسنه گفت:

    مزخرف ترین رمانی ک تو عمرم خوندم نصفه هم ولش کردم اولش هوب بود ولی کم کم مزخرف شد

    [پاسخ به این نظر]

  • هانیه گفت:

    عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود….
    هرچی بگم بازم کم گفتم
    فوق العاده بود

    [پاسخ به این نظر]

  • Neda گفت:

    سلام واقعا عالی بود ممنون…………

    [پاسخ به این نظر]

    shadan پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۲ ب.ظ:

    سلآم . خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • مینا دیوونه ی محمد موسوی گفت:

    عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی
    وای خدا جون هر چه قدر بگم کمه خیلی خیلی قشنگ بود . من این بار 8 یا 9 بارمه که میخونم ولی بازم خسته نمیشم از خوندش . یه تشکر عالی از نویسنده ی عزیز.

    [پاسخ به این نظر]

  • سلام، این داستان واقعی لطفا جواب بدین. تشکر از زحمات تون

    [پاسخ به این نظر]

  • ایلین گفت:

    سلام خسته نباشین ببخشین قسمت سوم رمان ببار بارون پس کی میزارینش؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۴ ق.ظ:

    سلآم . ممنون . رمان ببار بارون قسمتی نیس . چون هنوز تموم نشده بعضی سایتا همینجوری قسمت بندیش کردن گذاشتنش . ما هم زمانی که تموم شه با اجازه نویسنده میذاریمش .

    [پاسخ به این نظر]

  • mandana گفت:

    عالی بود میشه رمان هایی که مثل همین رمان هستند معرفی کنید ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  • پری گفت:

    خیلی قشنگ و عاشقانه بود ولی خیلی خیلی بد آموزی داشت.
    اون لحظه ها که بهار به شوهرش فش میداد و بد دهنی و رودار بود. شخصیت بهارو اصلا دوست نداشتم.

    [پاسخ به این نظر]

  • sara گفت:

    راستش از شخصیت بهار خوشم نیومد
    با معذرت

    [پاسخ به این نظر]

  • میلاد گفت:

    سلام خانم حسینی رمان فوق العاده ای بود.خیلی محشر بود.اگر داستان واقعی بود ميشه بین چطور میتوانیم با شخصیت های رمان آشنا بشم. تصاویرشونو ببینیم و بدانیم الان چکار میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  • donya گفت:

    بهههههههههههههههترين رماني كه توعمرم خوندم:)

    [پاسخ به این نظر]

  • saba گفت:

    اگه بهار سنش بيشتر بود رمانت طبيعي تر ميشد….. ولي در كل عااالي بود لطفا اگه تواين تيپ رمانا بازم نوشتي اسمشوبرام ايميل كن….مرسي

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۴ ۱:۲۵ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • پانیذ گفت:

    عالی بود عالییییی بیعنی عالی کمه

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    سلام رمان ازدواج اجبار خوب و عالی نبود محشر بود لطفا از این رمانا زیاد بنویسید خیلی خوشگل بود .واقعا من قصد دارم ی بار دیگه هم بخونمش .اگه بازم از این رمانا داشتید لطف کنید اسمشونو برام ایمیل کنید تا بخونم واقعا این رمان محشررررررررررررررررررررررررر بود. مرسی بای

    [پاسخ به این نظر]

  • نسرین گفت:

    سلام من اولا یه آرزو ی موفقیت برای نویسنده میکنم بعدش اینکه رمانتون خیلی زیبا خوشگل بوود واینکه لطفا رمان هایی که نوشتید رو بگید تا ما هم بخونیم

    [پاسخ به این نظر]

  • hanie گفت:

    salam kheyli mamnoon alii boood

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    سلام..خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • نفس گفت:

    بگم عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بازم کمه

    [پاسخ به این نظر]

  • eli گفت:

    بلد نیستم بازش کنم کمک کنین لطفا

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۲ ب.ظ:

    کدوم فرمت؟

    [پاسخ به این نظر]

  • ستایش گفت:

    به نظر شما ارزش داره بخونمش ؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

    are vaghean arzesh dare پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۴ ب.ظ:

    @ستایش,

    [پاسخ به این نظر]

  • NAFAS% گفت:

    س. خوبین رماناتونو خیلی دوس دارم ولی رمان سیگار شکلاتی لینک نداره هر چی گشتم پیدانکردم حتی توسایت نودوهشتیا میشه برام بزاریننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اها راستییییییییییییی رمان گناهگارفوقالعاده بود خیلییییییییییی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگ بوووووووودواقعا عالی بود

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    سلام..ممنون..چون هنوز درحال تایپه…

    [پاسخ به این نظر]

  • fatemeh گفت:

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود

    [پاسخ به این نظر]

  • melika گفت:

    عالی بود و همه خسته نباشید

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۷ ب.ظ:

    سلامت باشی

    [پاسخ به این نظر]

  • زهرا گفت:

    ممنون واقعا رمان قشنگیه

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    خوآهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • jusmin گفت:

    خسته نباشی خانومی :*

    [پاسخ به این نظر]

    sh.Admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۹ ب.ظ:

    ممنون .

    [پاسخ به این نظر]

  • نایریکا گفت:

    خیلی قشنگ بوددددددددد…
    مـــــــــــــــــمـــــــــــنـــــــــــــــــون…

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرکل) پاسخ در تاريخ شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۹ ق.ظ:

    خواهش میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  • mahdiyeh گفت:

    mer30 negah jon babat rooman qashanget

    [پاسخ به این نظر]

    A.Admin پاسخ در تاريخ تیر ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۶ ب.ظ:

    خواهشـ .

    [پاسخ به این نظر]

  • مریم گفت:

    قشنگ بود نگاه جون مرسی

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرسایت) پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    خواهش میکنم عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  • nazila گفت:

    mamnonam az roman ghashanget

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرسایت) پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۴ ب.ظ:

    خواهش میکنم .

    [پاسخ به این نظر]

  • samane گفت:

    salam negah jan
    mamnoon vase romanaye qashanget
    age mishe roman qarar nabood ham bezar
    bazam mamnoon

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرسایت) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۱ ب.ظ:

    سلام عزیزم…خواهش میشه…گذاشتم اما ویرایش میکنم میگذارم

    [پاسخ به این نظر]

  • یاسمن گفت:

    مرسی نگاه جان .فک میکنک نویسنده داستان سنش کم باشه چون داستان بعضی جاهاش با واقعیت نمیخوند یه دختر 15ساله اون کارا؟؟؟کاش کمی واقعی تر و نزدیک به زندگی واقعی بود بازم مرسی گلم

    [پاسخ به این نظر]

    نگاه(مدیرسایت) پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۷:۴۲ ب.ظ:

    خواهش میکنم…والا بچه های این دوره زمونه پیش فعالازیادتعجب نکن من یه پسرکوچولو4ساله داریم اگه حرفهاشو بشنوی شاخ درمیاری بس که بزرگونه حرف میزنه چه برسه به دختر15ساله…خواهش میشه

    [پاسخ به این نظر]

    مریم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۳ ب.ظ:

    واقعا این دوره زمونه بچه دبستانی از ی ادم بزرگ هم بیشتر از اینا میدونه دیگه جای تعجب نیست و اگه شما هم 15و16 سالتون بود منظورمو میفهمیدین.

    [پاسخ به این نظر]

    گلنوش پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    @مریم,
    ولي فك نكنم در اين حد باشه من خودم 15 سالمه ولي ديگه در اين حد نمي دونم !!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  • طلا گفت:

    سلام
    رمان درمورد یه دختری به اسم بهاره که 2 برادر و یه خواهر کوچیک داره پدرش واسه یه کاری مجبور میشه از کسی پول قرض بگیره اما توانایی اینو نداره پول طرف رو بهش بده یه روز طلبکاره میاد خونشون و بهارو میبینه و….
    خوب بود ولی اگه دختره اینقدر کوچیک نبود بهتر بود.

    [پاسخ به این نظر]

    کیمیا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱:۰۶ ب.ظ:

    @طلا, من هم بانظرشما موافقم

    [پاسخ به این نظر]